وب سايت‌ها منابع فرهنگي و فکري هستند كه جامعه معاصر بايد آنها را مديريت کند.‌ با مديريت و انتخاب صحيح منابع فرهنگي‌مي‌توان اين منابع اطلاعاتي‌ را براي نسل‌هاي آينده حفظ كرد.

دکتر سيماس راس Seamus Ross، مدير دانشگاه گلاسگو "Glasgow" در شروع مقاله‌اش خاطره‌اي از كودكي خود به تصوير مي‌كشد.

 او در اين مقاله‌مي‌نويسد: زماني ‌که کودکي بيش نبودم، هر تابستان به‌مدت سه ماه در روستايي بدون تلويزيون مي‌گذراندم.

به دليل نبود وسيله سرگرم كننده اي چون تلويزيون، روز‌هايم را با مطالعه كتاب‌هاي 29 جلدي دائره‌المعارف بريتانيكا Encyclopaedia Britannica که هديه پدر و مادرم‌ بود، مي‌گذراندم‏.

‏كتابهايي كه پر از اطلاعات و دانش برگرفته از تجربه‌ها مانند؛ توضيح‌پديده‌هاي طبيعي، تحليل منابع تاريخي، پژوهش در آثار گذشتگان و ... بود.

هر بخش ترکيبي از آثار از دانشمندان مختلف و روش‌هاي پژوهشي متعدد بود. همه آنها همه به نوعي به ساير مطالب و بخش‌هاي كتاب پيوند داشتند. منظورم وجود انسجام، هماهنگي و ارتباط خوب بين مطالب كتاب است.

حالا، زمان زيادي از چاپ يازدهم اين مجموعه نفيس گذشته است. در چاپ‌هاي جديد اين مجموعه، تغييرات بسياري صورت گرفته است. از جمله؛‌ جايگزيني مطالب جديد به جاي مطالب قديمي، توليد و درج مطالب جديد، تصحيح يا حذف بسياري از مطالب گذشته و خيلي از موارد ديگر.

اما از نظر من، چاپ يازدهم اين مجموعه آنچه را كه ما از يک منبع اطلاعات انتظار داريم را دارا بود. يعني اينكه:

- محتوا و منابع اين دائره‌المعارف از نظر علمي،‌ معتبر بودند.

- روش و نحوه ارائه اطلاعات بصورت ترتيب الفبايي بود و آثار نويسندگان برجسته يا موسسه‌هاي انتشاراتي با ذكر جزئيات، نام كامل، آدرس، زمان چاپ و ... درج شده بود.

- وجود انسجام دروني مطالب و محتوا

- طراحي زيبا و مقاوم  جلد‌هاي آن نشان مي داد كه با مطالعه مدام و تورق زياد پاره يا فرسوده نخواهد شد. (هرچند از سال1960 تاكنون كه من آن را خوانده‌ام، ورق‌هايش زرد و آسيب پذير شده‌ است)

- کامل بود

- قابل فهم و در دسترس بود

- اطلاعات و محتواي آن منحصر به فرد بود. مطلب تکراري و غير ضروري نداشت. و اينكه نسخه‌هاي بسياري از اين مجموعه در کتابخانه و خانه‌ها وجود داشت‏.‏

اگرچه من ديگر وقت ندارم که تابستان را در کنار دريا بگذرانم و شب‌ها دائره‌المعارف بخوانم‌، ولي‌همچنان از اطلاعات و ارتباط با آن لذت مي‌برم‏.

ويژگي‌‌هاي خاص و خوب اين دائره‌المعارف، آن را منبعي فوق العاده و مطلوب از دانش تبديل‌كرده است. اين مجموعه مي‌تواند الهام بخش و راهنماي خوبي براي شكل‌گيري  فرم اوليه يك‌منبع اطلاعاتي اينترنتي باشد‏.

البته اينترنت، فراتر‌ از يک کتابخانه‌ي عظيم ديجيتالي است و نيازي به انتظار ‌تغيير مطالب، پردازش، تحليل، ويرايش، ذخيره و بازيابي آن نداريم‏.

اينترنت فضايي مجازي است با دنيايي از اطلاعات و سرگرمي. دنياي از ابزارها و برنامه‌هاي پيشرفته با کيفيت عالي يا پايين. مكاني كه حاوي‌مطالب قانوني و غيرقانوني بسيار و غيره است‏.

ما فقط در‌خصوص حفظ مطالب يا متن، به مفهوم پست مدرني (post modern) كلمه صحبت نمي‌کنيم‏.‏ بلكه مي‌خواهيم با شناخت و درك اهميت فضاي اجتماعي اينترنت، بافت و تعامل فرهنگي و اجتماعي آن را مورد بحث و نقد قرار ‌دهيم.

تجربه‌ي استفاده از اينترنت، مي‌تواند به ما بگويد؛ آيا‌ اينترنت به لحاظ فرهنگي قابل تعريف است‏؟

بطور كلي دنياي مجازي و دنياي فيزيكي- واقعي دو مقوله جدا و در تضاد با هم هستند.‏ فرهنگ مجازي داراي ويژگي‌ها و ديدگاه‌هاي منحصر به فردي است كه آن را از ارزش‌هاي سنتي فرهنگ دنياي واقعي جدا مي‌سازد.

با اين وجود، مرز بين اين دو دنياي واقعي و مجازي هيچ‌گاه مشخص نبوده و شايد هم هرگز مشخص نشود.

تکامل اجتماعي، اطلاعاتي و فضاهاي اقتصادي فضاي مجازي اين امر را به ‌وضوح‌ نشان داده است.‏ علاوه بر آن فضاي مجازي داراي يک فرهنگ نيست، بلكه فرهنگ‌هاي بسياري را در خود جاي داده است.

چرا كه‌اينترنت، دنياي از انديشمندان، شهروندان طبقه متوسط، كودكان و افراد ناسالم و منحرف است. هر كدام از اين گروه‌ها با فرهنگ خاص خود وارد فضاي مجازي اينترنت شده و فعاليت مي‌كنند.

وب سايت‌ها منابع فرهنگي، ذهني و فکري هستند. جامعه معاصر بايد آنها را مديريت کند.‌ با مديريت و انتخاب صحيح منابع فرهنگي‌مي‌توان اين منابع اطلاعاتي‌ را براي نسل‌هاي آينده حفظ كرد.

قبل از اينكه ما به مسئله ذخيره ديجيتالي محتواي اينترنت و بخصوص محتواي وب بپردازيم، بايد اول اهداف اين کار را مورد بررسي قرار دهيم‏.

چرا بايد اطلاعات اينترنتي را براي آيندگان حفظ كنيم؟ هدف از اين كار چيست؟ مسئله ما در اينجا تنها‌نحوه‌ي مطالعه فرهنگ مجازي نيست. بلكه براي مستند کردن محصولات و اطلاعات فرهنگي دنياي مجازي نياز به دليل و اهداف مشخص داريم.‏

مسئله "انتخاب" براي ذخيره هم بسيار اهميت دارد. مسئله‌اي که تمام مراكز فرهنگي‌چون؛ کتابخانه‌ها و آرشيوها با آن درگير هستند‏.‏

به عنوان مثال، کتابخانه‌ عمومي و تحقيقاتي بسياري‌‌ در بريتانيا نسخه‌ها‌ي روزنامه‌ "سان"، The Sun را آرشيو و نگهداري مي‌کنند. اين روزنامه روزانه حدود 5/3 ميليون تيراژ دارد‏.‏

کتابخانه‌هاي ديگري هم هستند كه نسخه‌هاي روزنامه" تايمز"  The Times را آرشيو مي‌كنند. تيراژ اين روزنامه هم کمتر از يک پنجم روزنامه سان است‏.

‏حال، چه عاملي باعث انتخاب يك روزنامه براي آرشيو و نگهداري ‌مي‌شود؟ چرا ساير روزنامه‌ها كه تعدادشان هم كم نيست، آرشيو و نگهداري نمي‌شوند؟

 پاسخ سوال ‌اول؛ کتابدار‌ها و مسئولان كتابخانه‌ها عقيده‌ دارند ‌که روزنامه تايمز، يک روزنامه‌ "چاپي" كشور بريتانيا است و‌ آنچه كه اين روزنامه "چاپ" مي‌کند، مهم است.

اين روزنامه مطالبي چون؛ آرا و نظريات سياسي، خبر، تفاسير اجتماعي، اقتصادي، اخبار ورزشي، سرگرمي ‌و بطور كلي همه حوزه‌هاي كشور را تحت پوشش خود قرار داده و به زير چاپ مي‌برد‏. بنابراين از لحاظ منابع اطلاعاتي يك منبع غني به حساب مي‌آيد.

‏دوم اينكه؛ از نظر فرهنگ عامه مردم بريتانيا هم، اين روزنامه يك منبع غني و پر بار  محسوب مي‌شود. چيزي‌كه ممكن است در آينده مورخان آن را بي ارزش قلمداد كنند‏.‏

باستانشناسان و مورخان در نيمه دوم قرن بيستم به اين مسئله كه فرهنگ‌هاي عامه همواره در حال مستند سازي هستند، اشاره كرده‌اند. مي‌توان گفت؛ اين امر در خصوص اينترنت هم همينطور است.

براي اطمينان و حفظ تعادل در شيوه‌هاي جمع آوري اطلاعات از روي اينترنت، ضروري است كه تمام ابعاد و عوامل فرهنگي از فرهنگ عامه تا فرهنگ خاص را در نظر بگيريم‏.

ماهيت پوياي اينترنت مستندسازي آن را براي ما دشوار مي‌‌کند. زيرا هر چه را كه در آن مي‌بينيم و يا پيدا مي‌كنيم، در آينده نزديك حتي، يكي دو روز بعد،‌ ديگر وجود نخواهد داشت.

خبرهاي، سرويس‌هاي خبري اينترنت هم بيش از چند دقيقه يا چند ساعت حضور و دوام ندارند‏.‏ اتخاذ چنين سياستي در اينترنت، مطالعه‌ علمي آن را مشكل‌تر مي‌كند. در اين راستا بايد بين مطالعه اينترنت و ‌فرهنگ‌هاي مجازي آن و  نيز‌ كار انسان شناسان در مستند سازي "فرهنگ‌هاي واقعي دنيا" تعادل برقرار‌كرد.

اگرچه، اينترنت از نظر فضاي فرهنگي و اجتماعي بسيار غني و پر‌بار‌تر از محتوياتش است‏.‏
در بررسي مسئله‌ آرشيو و نگهداري‌ منابع فرهنگي موجود در فضاي مجازي، بايد به موارد زير توجه كرد:

• کيفيت منحصر به فرد فرهنگ مجازي و اسناد و محتواي الکترونيکي، اينترنت محور (صفحه‌هاي وب، تصاوير، متن)

•  مسايل مربوط به انتخاب (بر اساس ملاک‌هاي اولويت بندي يا اينكه‌شامل همه چيز باشد)دسترسي، توصيف و طبقه‌بندي اسناد و منابع الکترونيکي اينترنت (صفحه‌هاي وب)

•  مسائل قانوني (کپي رايت، مالکيت، حفاظت اطلاعات شخصي، امنيت ملي، علائم تجاري، حقوق انحصاري و...)

• پيچيدگي روزافزون جمع‌آوري اطلاعات وب (ناشي از استفاده‌ي فزاينده صفحه‌هاي پوياي وب که بر‌ اساس پايگاه داده‌ها يا‌ همان سرورها پشتيباني مي‌شوند.

•  مسائل مربوط به نگهداري و دسترسي دراز مدت و تضمين قابل استفاده بودن برنامه‌هاي اينترنتي در فواصل زماني متعدد (مانندبرنامه‌ها که تنها از طريق پيوند يا چند نرم‌افزار خاص قابل دسترسي و استفاده هستند).

•  لزوم ايجاد‌ روش‌هاي مطالعه براي برنامه‌هاي‌ آرشيوي و نگهداري شده (يعني‌چه کساني اجازه دسترسي به آرشيوهاي اينترنتي‌دارند؟ چگونه بايد از آرشيو‌، برنامه و نرم افزارها استفاده کرد؟ يا اينكه چگونه بايد آنها را کنترل و نظارت كرد؟)‏

حال بايد ديد، فرهنگ مجازي و منابع اطلاعاتي اينترنتي چه تفاوتي با منابع سنتي و واقعي‌ دارند؟ قبل از پاسخ به اين سوال بايد اين مسئله را روشن كنيم كه اصلا چه اطلاعاتي در فضاي اينترنت وجود دارد.

 اساساً دو نوع اطلاعات در فضاي اينترنت موجود است:

الف- اطلاعاتي که مي‌توانيم ‌به عنوان دست آوردهاي فرعي از "جوامع واقعي" طبقه بندي كنيم.

ب- اطلاعاتي که مي توان به عنوان دست آوردهاي فرعي از "جوامع مجازي" طبقه‌بندي کرد‏.‏

دست آوردهاي فرعي "جوامع واقعي"، شامل؛ نشريه‌هاي الکترونيکي (مانند؛ مجله‌هاي الکترونيکي، کتاب‌هاي الکترونيکي، صفحه‌هاي وب) و نشريه‌هاي الکترونيکي سازمان‌هاي‌ دولتي و معاملات آنها (مانند؛ پايگاه داده‌‌ها، تبادل‌ها ايميلي سران دولت‌ها، وزراء و ساير كاركنان رتبه دار دولتي) كه از طريق كاربري شبكه‌هاي خصوصي و اينترنت فعال و به روز مي‌شوند.

محصولات جوامع مجازي نيز شامل، ايميل‌ها و صفحه‌هاي وب است كه هر كدام به طور جداگانه شامل گروه‌هاي خبري، فهرست کاربران ايميل، MUD‌ها، و اتاق‌هاي گفتگو هستند‏.‏ در موارد آخري مانند؛ گفتگوي بين دو غريبه در خيابان يا گفتگوهاي اتاق‌هاي چت، نيازي به ثبت ندارد‏.‏

با گذشت زمان، تفاوت‌هاي موجود بين فضاي واقعي و فضاي مجازي پيچيده و مبهم تر شده و‌ خواهد شد.

به عنوان مثال؛ بحث‌هاي سنگين و مشوش كننده جولين ديبل (Julian Dibbell) درخصوص تجاوز در فضاي مجازي (Rape in Cyberspace) سال 1996 يا دوناتDonath، بررسي‌هويت و فريبکاري در جوامع مجازي سال 1999 را به عنوان شواهد اين امر در نظر گرفته، مطالعه كنيد‏‏.‏

 این امر می تواند امکان بررسي دست آورد‌هاي جامعه واقعی را به عنوان محور اصلی به ما بدهد. بررسي گرايش‌ها و طرز تلقي‌هاي مورخان معاصر نشان مي دهد كه آنها در آينده نزديك به پديده‌ اجتماعي اينترنت و فضاي ارتباطي بيشتر از مطالعه نشريات و آثار انديشمندان در آن علاقمند مي‌شوند.

‏سال‌ها قبل فکر مي‌کردم؛ "تأثير دراز مدت اينترنت بر دانش، ميزان‌ کيفيت، کميت و تنوع منابع اطلاعاتي ديجيتالي را افزايش مي‌دهد."‏ در صورتي كه، بوضوح مشخص است كه اكثريت اطلاعات موجود در وب، عملاً براي جامعه علمي‌ امروز كاربردي ندارد.

نمي‌توان تسهيلات و امكاناتي را كه ‌ابزارهاي ديجيتالي‌براي چاپ و انتشار مطالب فراهم كرده‌اند، انكار كرد. چرا ‌که دستگاه‌هاي چاپ موجود توانايي انجام چنين كار‌هايي را نداشته و نخواهند داشت.

به عنوان مثال؛ مي‌توان به طيف وسيعي از اطلاعات (تصويري و صوتي)، ساختارها (پايگاه داده‌ها) در قالب يک كار علمي، توزيع اطلاعات و مطالب در سطح گسترده و تحليل مجدد و همزمان اطلاعات موجود براي پژوهش‌هاي علمي‌ و ... اشاره كرد.

وقتي از انديشمند در خصوص مزاياي اين گونه تسهيلات و امکانات سوال مي‌شود،‏ مي‌گويند؛ عامه مردم، موسسه‌هاي عمومي‌و خصوصي و بخصوص طراحان و صاحبان صفحه‌هاي وب‌، همگي مجموعه‌اي از مکانيزم تهيه و توزيع اطلاعات را تشكيل مي‌دهند.

از نگاه آنها اينترنت فضايي است که افراد در آن مي‌توانند با ساير کاربران دور و نزديک ارتباط برقرار كرده و تعامل كنند‏.‏

مطالعه زندگي در اينترنت
شري ترکل (Sherry Turkle) يكي از نويسندگان و پژوهشگران حوزه فضاي مجازي، در زمينه‌ي مطالعات کلاسيک اينترنت، در مقاله "زندگي در صفحه‌ نمايش"  (Life on the Screen) به فضاي اجتماعي اينترنت پرداخته است‏.‏

مقاله او روايت فردي است که زندگي خود را وقف فضاي مجازي اينترنت كرده‌ است. اين شخص مانند بازيگران بالماسكه يا کارناوال‌ها (منظور نقاب يا ماسك‌هاي‌كه بازيگران در آن مراسم به چهره مي‌زنند)، در متن ناهنجار و انحرافات فضاي مجازي به دنبال نوعي زندگي براي خود مي‌گردد تا از زندگي واقعي دور شود. در طول زمان هم كم كم وابسته و جذب آن مي‌شود.

‏در سمينار بزرگداشت دانشجويان فارغ‌التحصيل ‌هاتي، HATII در دانشگاه گلاسکو، تقريبا دو سال پيش من و تعدادي از دانشجويانم تجربه‌ تركل را تکرار کرديم و آزمايش جديدي در مورد هويت، جنسيت، قوميت و ارتباط انجام داديم‏.

با اينكه آزمايش‌ها يکسان بودند‏، ولي نتايج حاصله با گذشت زمان متفاوت بود.

پايان تحقيق، زماني ‌که نتايج دو سال آزمايش را با پژوهش تركل مقايسه كرديم، با يك سري متغير مواجه شديم. متغيرهايی كه نشان‌گر پويايي اينترنت، منابع اطلاعاتي، روش‌هاي كاربري متفاوت و کنش‌هاي کاربران است‏.‏

مطالعه و تحقيقات ترکل مانند بسياري از مطالعات اينترنتي به متني تاريخي تبديل شده است.‌ چرا كه در آن پديده‌ سيال، لحظه‌ تاريخي را به چنگ آورده است‏.

‏اين پژوهش يك پژوهش مردم نگارانه در تاريخ اينترنت است‏.‏ تحقيقات مردم نگاري بر روي اينترنت بسيار ارزشمند خواهد بود. چرا که خود روشي براي ثبت و فهم کنش‌هاي اجتماعي و فضايي است كه اين فناوري به ارمغان آورده است‏.‏

از نظر انديشمندان‌ مردم نگاري تنها راه بررسي همه جانبه فرهنگ مجازي و جوامع اينترنت محور است. اين روش مي‌تواند در تحقيقات اينترنتي بسيار سودمند باشد.

آنچه را كه تركل و دانشجويانم براي پژوهش‌هاي اينترنتي در نظر گرفته بودند، مواردي است كه به شما امکان مي‌دهد، تا در صورت علاقمندي، تجربه‌هاي نظير تجربه‌هاي آنها را تکرار کنيد.

مواردي چون؛

1. محتوا  (مطالب)

2. تبادل‌هاي علمي، چرا که اين پيوند‌ها و تبادل‌ها مطالب زيادي در خصوص نوع نگرش مردم، انديشمندان معاصر، نهادها و مؤسسه‌هاي علمي‌را دراختيار ما مي‌گذارد.

3. تعامل در اينترنت يا خود وب

4. ارتباط مستقيم با محيط شبكه محور

5. شيوه‌هاي دسترسي و ثبت تغييرات آنها (مانند؛ حرکت از فضاي "متن محور" به فضاي "تصور محور"

6. برداشت‌هايي از نحوه کاربري، مانند صورت جلسه‌هاي جامع که فرد را قادر مي‌سازد تا در تعاملات کاربر محور پاسخگو باشد و يا اينكه در قالب توالي تصويري.

7. نمونه‌هايي از سخت‌افزارها يا اطلاعات کافي براي امکان‌ كپي برداري از آن

8. و کاربري نرم‌افزارهاي ‌مختلف‏

براي تحقق اين منظور نياز به ايجاد موارد زير داريم:

• مکانيسم‌هاي که كار مستندسازي شخصي يا خود مستندسازي را تسهيل ‌کنند. و نيز بافتي که در آن امکان ايجاد فرا داده‌هاي (Metadata- مجموعه گسترده اي از اطلاعات در باره كاربرد اطلاعات) لازم را براي حفظ اطلاعات در شکل رايج و کاربردي آنها ميسر ‌سازد.

• منابع بزرگ و مشترک اطلاعاتي

•  فضاهاي مجازي

• امکان استفاده همزمان از اطلاعات

محتوا، بافت و پردازش چيست؟
بروستر کال (Brewster Kahle) گزارش كرد كه در سال 1996 حدود 50 ميليون صفحه‌ وب و بطور متوسط  هر صفحه براي 75 روز آنلاين و فعال بود.

اين تعداد صفحه‌ در نوامبر سال 2000 به يک ميليارد رسيد. و مارس سال 2001، حدود سه ميليارد صفحه وب در اينترنت وجود داشت‏.

البته دست يافتن به آمار دقيق و حفظ آنها بسيار مشكل است‏.‏ زيرا بسياري از اسناد و منابع وبي تحت برنامه‌هاي فاير وال‌ها (Firewalls) و پس وردهاي (كلمات عبور) سايت‌ها پشتيباني مي‌شوند و براي دسترسي به آنها نياز به عضويت و  کلمه عبور است.

برخی از منابع به عنوان رکورد در پایگاه داده‌ها ثبت شده‌اند و تعدادي نيز در فايل‌هايي قرار دارند که موتورهاي جستجو به آنها دسترسي ندارند‏.‏ در واقع هيچ راهي وجود ندارد که بتوان تمام اطلاعات اين اقيانوس بي كران را ارزيابي يا آنها را براي آيندگان حفظ کرد‏.

در گذشته نيازي به اينكه همه چيز را حفظ کنيم، يا اينكه براي حفظ آنها وارد بحث و استدلال شويم، وجود نداشت. اما در حال حاضر برخي از آرشيو‌سازان با حفظ اين اسناد موافق نبوده و آن را يك اشتباه مي‌دانند.

به نظر آنها بخش‌هاي‌ در اين فرهنگ "سايبر يا وب"، به عنوان مثال وب سايت‌ها "مبتذل" و مستهجن وجود دارند که اصلا نيازي به حفظ آنها براي آيندگان نيست.

با تمام اين توضيحات بايد اعتراف كرد كه حفظ تمام مطالب و محتواي وب هم كار آساني نيست. چرا كه‌اين مسئله بارزترین مظهر انفجار اطلاعات در بيست و پنج سال گذشته است‏.

‏براي مثال؛ به گزارش جونز (Jones) يک شرکت بزرگ در سال 1995 حدود 258 ميليون صفحه اطلاعات از قبيل؛ راهنماي کالا، قيمت‌ها و اوراق تجاري در روي اينترنت داشت‏.

اما هيچ ‌يک از آن اطلاعات را نتوانستند؛ براي آيندگان حفظ كنند. به عبارت ديگر تعداد اندکي از شركت‌ها خواهان حفظ اطلاعات يا حتي توانايي حفظ و آرشيو اطلاعاتشان براي آيندگان را دارند‏.

‏تعدادي از شركت ها كه خواهان ذخيره سازي اطلاعات بودند، به منظور حصول اطمينان از روش‌ حفظ اطلاعات "ضروري" استفاده کرده اند‏.‏

اين مسئله که چه اطلاعاتي ارزش نگهداري دارند؟ اينكه چه اطلاعاتي براي جامعه آينده مفيد است؟ و يا براي پرهيز از انتقال "تنگ‌‌نظري فرهنگي" به‌ آينده چه راهكاري وجود دارد؟ همواره مطرح بوده و جاي بحث دارد.

در بيشتر كشورها، مؤسسه‌هاي ملي و خصوصي در حال عکس گرفتن از وب هستند(به نوعي مستند سازي وب مي‌كنند). با اين وجود اين پروژه‌ها تاکنون هيچ روش منسجمي ‌براي مستندسازي، حفظ، دسترسي مجدد و انتخاب اطلاعات ارائه نداده است‏.‏

بسياري از اين پروژه‌ها به منظور "آرشيو محتوا وب" از روش‌هاي متفاوتي استفاده مي‌کنند‏.‏ برخي ديگر مانند کولتراو (Kulturarw) سوئدي تلاش مي‌كنند تا تمام سايت‌هاي درون يک حوزه را جمع‌آوري کنند‏.‏

حال آن‌که افراد ديگري نظير پاندورا (Pandora) استراليايي از مجموعه‌اي از معيارهاي انتخابي که توسط متخصصان بر اساس موضوع تعريف شده‌ است، استفاده مي‌کنند‏.