تبليغاتX
New Page 1 New Page 1 ارتباطات - سبك‌ زندگي‌ در تبليغات‌ تلويزيون ایران‌

خلاصه

اين مقاله گزيده اي از يک پژوهش دانشگاهي است که به بررسي مولفه هاي سبک زندگي در تبليغات تجاري تلويزيون ايران مي پردازد در اين تحقيق دو هدف عمده دنبال شده است که شامل ارائه تصويري کمي از ويژگي هاي مختلف تبليغات تجاري و همچنين شناسايي سبک هاي زندگي مورد توجه در تبليغات مذکور مي باشد
براي اين منظور از ميان 8759 مورد آگهي که در طول سال 79-77 از رسانه تلويزيون پخش شده است تعداد 370 آگهي به روش علمي به نسبت سال و موضوع آگهي نمونه گيري و مورد بررسي قرارگرفته است روش مورد استفاده در اين تحقيق تحليل محتوا (Analysis Content) وتکنيک ثبت و ضبط داده ها از متن تبليغات از طريق طراحي پرسشنامه معکوس
(Inverse Questioner)بوده است.
نتايج بدست آمده حاکي از آنست که سه گونه سبک زندگي در تبليغات مطرح شده است سبک زندگي مبتني بر نمايش الگوها و ارزشهاي مربوط به طبقات اجتماعي، سبک زندگي مبتني بر مصرف کالاهاي فرهنگي و اقتصادي (منزلتي )و سبک زندگي مبتني بر الگوهاي مدرن و سنتي بررسي نشان مي دهد از ميان سبک هاي فوق بيشتر الگوها و ارزشهاي مربوط به زندگي مدرن و طبقات متوسط و مرفه جامعه در تبليغات عرضه شده است.

مساله شناسی
امروزه‌ مطالعه‌ آگهي‌هاي بازرگاني‌ رسانه‌ها از بعد مضامين‌ و محتواي‌ در برگيرندةآن به‌ عنوان‌ يك‌ جهت‌ مطالعاتي‌ جامعه‌شناسي‌ تبليغات‌ در وسايل‌ ارتباط جمعي‌ شناخته‌مي‌شود . اهميت‌ مطالعه‌ در محتواي‌ پيام‌هاي‌ تبليغاتي‌ قبل‌ از هر چيز به‌ آثار ناشي‌ از انتشار پيام‌ها معطوف‌ مي‌شود، از اين‌ رو تحليل‌ محتواي‌ پيام‌هاي‌ انتشار يافته‌ اولين‌ گام‌ در مسير تحقيقات‌زمينه‌يابي‌ (5) محسوب‌ مي‌شود.
بطوركلي به‌ تبليغات‌ تجاري‌ از دو منظر تئوريكي‌ “انتقادگرا“ (6) و “كاركردگرا“ (7) نگاه مي شود .
نگرش‌ انتقادي‌، تبليغات‌ تجاري‌ را همزاد نظام‌ سرمايه‌داري‌ مي‌داند و از آن‌ به‌ مثابه‌ يكي‌ 1ازمجراهاي‌ اصلي‌ نفوذ و از مهمترين‌ ابزارهاي‌ تحقق‌ و ثبات‌ اين‌ نظام‌ تعبير مي‌كند.
هوركهايمر (8) و آدرنو (9) دو تن‌ از پيشگامان‌ نظريه‌پرداز انتقادي‌، اعتقاد دارند “كاركرد اصلي‌صنايع‌ فرهنگي‌ در عصر سرمايه‌داري‌ پيشرفته‌، از ميان‌ برداشتن‌ هرگونه‌ امكان‌ مخالفت‌ اساسي‌ باساخت‌ سلطه‌ مستقر است‌. جامعه‌اي‌ كه‌ در چنبره‌ صنعت‌ فرهنگي‌ (10) در غلتيده‌ باشد، هرگونه‌نيروي‌ رهايي‌بخش‌ را از دست‌ مي‌دهد.”(بشيريه‌، 1376، 185)
اما ديدگاه هاي‌ كاركرد گرايي‌ بر نقش‌ مثبت‌ و اثرگذار تبليغات‌ تجاري‌ در رونق‌ اقتصادي‌ تأكيدمي‌كند و براي‌ تبليغ،‌ وجهي‌ مثبت‌ در ايجاد اشتغال‌، توسعه‌ بازار و فروش‌ محصولات‌ و رونق‌ كسب‌و كار قايل‌ است‌. گاهي‌ اوقات‌، ديدگاه‌ كاركردگرايي‌ از منظر سياسي‌ و به منظور ايجاد تعادل‌ و نظم‌اجتماعي‌ به‌ نقش‌ تبليغات‌ تجاري‌ نگاه‌ مي‌كند. پاره‌اي‌ ديگر از نگرش ها، براي‌ تبليغات‌ تجاري‌، نقش‌ فرهنگ‌ “هدايت‌ از برون‌” قايل‌اند.
ويليام‌ ليس‌ (13) دركتاب "ارتباطات‌اجتماعي‌درتبليغات‌" با توجه‌ به‌ يافته‌هاي ديويد رايزمن‌ (14)اعتقاد دارد قدرت‌ انطباق‌ يابي‌ انسان‌ “دگر راهبر“ (15) با محيطي‌ كه‌ دايما در حال‌ تغيير و تحول‌ است‌، او را آماده‌ پذيرش‌ گروه هاي‌ همتايان‌ مي‌كند.
با توجه‌ به‌ شرايط حاكم‌ بر محيط اجتماعي‌ سال هاي‌ اوليه‌ قرن‌ بيستم‌، بسيار دشوار بود كه‌جامعه‌اي‌ بدون‌ داشتن‌ “فرهنگ‌ هدايت‌ از برون‌” بتواند به‌ سرعت‌ توسعه‌ يابد. از اين‌ ديدگاه‌ آثارروانشناختي‌ تبليغات‌ تجاري‌ در تقليل‌ گمگشتگي‌هاي‌ انسان‌ قرن‌ بيستم‌ با تكيه‌ بر مصرف‌ و اثبات‌وجود خود حصول‌ مي‌يابد.
“تبليغات‌ در اين‌ شرايط به‌ خوبي‌ مي‌تواند اثربخش‌ باشد. با تبليغ‌ مي‌توان‌ انسان‌ سرگردان‌ را كه‌از فشارهاي‌ محيطي‌ - به‌ ويژه‌ محيط اجتماعي‌ - رنج‌ مي‌برد، به‌ آساني‌ تحت‌ تأثير قرار داد و او را به‌سوي‌ خواسته‌ معيني‌ به‌ حركت‌ درآورد.” (فرهنگي‌، 1377، 68)
در پژوهش‌ حاضر ما با دو مفهوم‌ اساسي‌ “سبك‌ زندگي‌ “و “تبليغات‌ تجاري‌” روبرو هستيم‌. اگرتبليغ‌ تجاري‌ را فرآيندي‌ ارتباطي‌ بدانيم‌ كه‌ با معرفي‌ كالاها و خدمات‌ تجاري‌ تلاش‌ مي‌كند تامخاطبان‌ خود را براي‌ انتخاب‌ و خريد آن‌ كالا مجاب‌ نمايد، دو كاركرد آگاهي‌بخشي‌ و ترغيب‌ رامي‌توان‌ به‌ عنوان‌ مهمترين‌ نقش‌ تبليغات‌ تجاري‌ محسوب‌ كرد. از سوي‌ ديگر عمل‌ آگاهي‌ وترغيب‌ در خلاء اتفاق‌ نمي‌افتد، بلكه‌ تبليغ‌ تجاري‌ نيازمند بازسازي‌ فضاي‌ اجتماعي‌ مرتبط باخواست‌هايي‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مكانيزم‌ انگيزش‌ در ارجح‌ دانستن‌ كالاي‌ مورد تبليغ‌ عمل‌ مي‌كند. ازاينجا به‌ بعد ما با مفهوم‌ شيوه‌ يا “سبك‌ زندگي‌” سرو كار پيدا مي‌كنيم‌ كه‌ به‌ مثابه‌ اسلوب‌هايي‌ نه‌چندان‌ واضح‌، فضاي‌ اجتماعي‌ لازم‌ را براي‌ فروش‌ كالاهاي‌ تجاري‌ مهيا مي‌كنند.
"سولومون"اعتقاددارد،هرجامعةاي داراي سبك‌ و شيوه‌ زندگي متفاوتي است. سبك‌ زندگي‌ فعل وانفعال فرد رادرمحيط زندگي اونشان مي دهد.در جوامع سنتي انتخاب‌هاي مبتني بر مصرف به شكل گسترده اي براساس،طبقه،كاست، محيط روستاياخانواده ديكته مي شوددرحالي كه درجوامع مدرن به هر حال مردم داراي آزادي عمل بيشتري در انتخاب‌ كالاهاوخدمات وفعاليتهايي هستند كه به نوبه خودهويت اجتماعي را خلق مي كند.( سولومون،1994،438)
به‌ نظر “آرتور آسابرگر” براي‌ تعريف‌ واژه Life style ، با واژه‌ فراگيري‌ روبرو هستيم‌ كه‌ ازسليقه‌ فرد در زمينه‌ آرايش‌ مو و لباس‌ ، تا سرگرمي‌ و تفريح‌ و ادبيات‌ و موضوعات‌ مربوط ديگر راشامل‌ مي‌شود ، كلمه‌ سبك‌ ، مد را تداعي‌ مي‌كند. پس‌ سبك‌ زندگي‌ در واقع‌ مد يا حالت‌ زندگي‌ يك ‌فرد است‌. سبك‌ زندگي‌ معمولا با طبقه‌ اقتصادي‌ - اجتماعي‌ پيوند دارد و در تصويري‌ كه‌ از فردساخته‌ مي‌شود بازتاب‌ مي‌يابد. (آسابرگر ، 1379، 141)

سبك‌ زندگي‌ را مي‌توان‌ شيوه‌ زندگي‌ طبقات‌ و گروه‌هاي اجتماعي‌ مختلف‌ جامعه‌ تعبير كرد كه‌در آن‌ افراد جامعه‌ با پيروي‌ از الگوهاي‌ رفتاري‌، باورها، هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي‌ و ياانتخاب‌ نمادهاي‌ فرهنگي‌ و منزلتي خاصي‌، تعلقات‌ خود را نسبت‌ به‌ آن‌ هويدا مي‌كنند.
اصطلاحات‌“سبك‌ زندگي‌” و “هويت‌” به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ درك‌ چگونگي‌ تغيير افراد و جامعه ‌به كار مي‌رود. در جوامعي‌ كه‌ سنت‌گرايي‌ را كنار گذاشته‌اند، سبك‌ زندگي‌ تبديل‌ به‌ معضلي‌ براي‌مردم‌ شده‌ است‌. همان طور كه‌“گيدنز” اشاره‌ مي‌كند، هر چه‌ موقعيت‌هايي‌ كه‌ فرد در آن‌ قرار دارد،بيشتر رشد كرده‌ باشد، سبك‌ زندگي‌ بيشتر به‌ هسته‌ خودشناسي‌ مي‌پردازد.(روزنگرن،1996،256)

از آنجا كه‌ آگهي‌هاي تجاري‌ درنهايت‌ با هدف‌ انتقال‌ اطلاعات‌ و تغيير در رفتار مخاطبان‌ قصد دارند موجبات افزايش مصرف‌ كالايي‌ خاص‌ را پديد آورند و يا باورهاي‌ مشخصي‌ را درباره‌ كالاها يا خدمات‌ مرتبط با آن‌ در جامعه‌ رواج‌دهند; مطالعه‌ اين‌ پيام‌ها از نقطه‌ نظر مضامين‌، محتوا و فرم‌ ارائه‌، قابل‌ توجه‌ و حائز اهميت‌ ويژه‌اي‌است‌، چرا كه‌ هر روزه‌، توده‌هاي‌ كثيري‌ از مخاطبان‌ تلويزيوني‌ در چندين‌ نوبت‌ شاهد تكرار پيام‌هايي‌ هستند كه‌ با اهداف‌ ارتباطي‌ مشخصي‌ پيام‌هايي‌ را در جامعه‌ مخاطبان‌ منتشر مي‌كنند. ازسوي‌ ديگر، چگونگي‌ و كم‌ و كيف‌ اين‌ پيام‌ها بر ما پوشيده‌ است‌.به‌ بيان‌ ديگر، اين‌ نكته‌ كه‌ موضوعات‌عمده مورد توجه‌ در پيام‌هاي‌ منتشر شده‌ چيست‌ و اهداف‌ و روش‌ اين‌ پيام‌ها كدام‌ است‌ و اينكه‌ اين‌پيام‌ها به‌ چه‌ نيازي‌ از نيازهاي‌ انساني‌ پاسخ‌ مي‌گويند و از چه‌ تكنيك‌ ساختاري‌ برخوردارند، مكتوم‌است‌ .در واقع‌ بر ما معلوم‌ نيست‌ كه‌ اين‌ پيام‌ها چه‌ سبك‌ زندگي‌ را به‌ مردم‌ معرفي‌ مي‌كنند و حاوي‌كدام‌ الگوها و ارزش‌هاي اجتماعي‌ هستند ؟
واقعيت‌ آن‌ است‌ كه‌ تبليغات‌ علاوه‌ بر معرفي‌ كالاها و خدمات‌، رؤياها وشيوه‌هاي‌ آرماني‌ زندگي‌ را نيز در برمي‌گيرند. گويي‌ قرار است‌ سبك‌ زندگي‌ آرماني‌ همراه‌ با
كالاها يكجا به‌ فروش‌ برسند. به‌ نظر واتسون‌ تبليغات‌ بازرگاني‌،‌ عقايد قالبي‌ است‌ كه‌ با
تكرار ارزش‌هاي زندگي‌ آرماني‌ و مرفه‌، مصرف‌گرايي (17) را استحكام‌ مي‌بخشد.
متأسفانه‌ از زمان‌ تصميم‌گيري‌ براي‌ پخش‌ آگهي‌هاي تبليغاتي‌ از تلويزيون‌ ايران تا به‌ حال‌ تجزيه‌ وتحليل‌ محتواي‌ پنهان‌ اين‌ آگهي‌ها به‌ شكل‌ جدي‌ ،منظم‌ و عيني‌، آن‌گونه‌ كه‌"برلسون‌" در روش‌ پيشنهادي‌ خود مورد توجه‌ قرار مي‌دهد، انجام‌ نگرفته‌ است‌ . معدود بررسي‌هاي‌ موجود، محتواي‌آگهي‌ها را صرفا از بعد آشكار آن‌ و به‌ شكل‌ كّمي‌ مورد مطالعه‌ قرار داده‌اند.
از آنجا كه‌ پيام‌هاي‌ تبليغي‌ با هدف‌ تأثير گذاشتن‌ بر مشتري‌ به‌ منظور ارجح‌ دانستن‌ كالاي‌ موردنظر تبليغ‌كننده‌ (محمُدي‌فر، 1377، 40) تهيه‌ مي‌شوند ،تجزيه‌ و تحليل‌ محتواي‌ اين‌ پيام‌ها مي‌تواندساختار كلي‌ پيام‌هاي‌ تبليغي‌ را از حيث‌ دو مقوله‌ فرم‌ (شكل‌ بيروني‌) و محتوا
(شكل‌ دروني‌ وپنهاني‌) روشن‌ نمايد. اين‌ بررسي‌ شناخت‌ ويژگي‌ها و محتواي‌ مكتوم‌ پيام‌هاي‌ تبليغاتي‌ را كه‌ در قالب‌يك‌ ساخت‌ كلي‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود، به‌ مثابه‌ يك‌ هدف‌ عام‌ مورد توجه‌ قرار مي‌دهد . از اينرو مسئله اساسي‌ اين‌ بررسي‌، شناسايي‌ ويژگي‌هاي پيام‌هاي‌ تبليغي‌ از نظر فرم‌ و محتواست‌. شناخت‌ اينكه‌ پيام‌ها از چه‌ موضوعات‌، ارزش‌ها، تكنيك‌ها، روشها، عناصر محوري‌ بازيگري‌، فضاي‌ اتفاق‌ وتحت‌ پوشش‌ و ويژگي‌هاي جامعه‌شناختي‌ شخصيت‌ها، عرصه‌ اتفاق‌ و... برخوردارند، مي‌تواند سؤال‌ و مسئله‌ اين‌ تحقيق‌ را كه‌ عبارت‌ از اين‌ است‌ كه‌ تبليغات‌ تجاري‌ تلويزيون‌ چگونه‌ و كدام‌عناصر و مؤلفه‌هاي‌ سبك‌ زندگي‌ را در برابر مخاطبان‌ خود به‌ تصوير مي‌كشد، پاسخ‌ دهد.

روش‌ تحقيق‌
روش‌ مورد استفاده‌ براي‌ اجراي‌ اين‌ تحقيق‌ روش‌ تحليل‌ محتوا (18) است. از آنجا كه‌ در تحقيق‌حاضر از يك‌سو بايد به‌ شناخت‌ ويژگي‌ها و صفات‌ كمّي‌ تبليغات‌ تجاري‌ تلويزيوني‌ پرداخت‌ و ازسوي‌ ديگر گرايش‌هاي‌ اساسي‌ محتواي‌ تبليغات‌ تجاري‌ را در ارتباط با شيوه‌ زندگي،‌ مورد مطالعه‌ وتجزيه‌ و تحليل‌ قرار داد، از روش‌ تحليل‌ محتوا كه‌ براي‌ شناخت‌ گرايشهاي‌ اساسي‌ در محتواي‌وسايل‌ ارتباط جمعي‌ به كار مي‌رود (ساروخاني‌، 1377، 285) و روش‌ پژوهشي‌ كه‌ به‌ صورت‌ منظم‌و عيني‌ براي‌ توصيف‌ مقداري‌ محتواي‌ ارتباطات‌ به كار برده‌ مي‌شود (دلاور، 1374، 274) استفاده‌شده‌ است‌.
اين‌ تحقيق‌ از نوع‌ تحقيقات‌ توصيفي‌ تبييني است‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ رويكرد كاربردي‌ پيدا مي‌كند. ازآن‌ جهت‌ توصيفي‌ است‌ كه‌ ويژگي‌هاي شكلي‌ تبليغات‌ تجاري‌ در قالب‌ مقوله‌ و زيرمقوله‌هاي‌ مربوطه‌مورد توصيف‌، تشريح‌ و تفسير قرار گرفته‌ است‌ و از آن‌ جهت‌ تبييني‌ است‌ كه‌ تحقيق‌ با طرح‌فرضيات‌ متعددي‌ در مقام‌ اثبات‌ يا رد ادعايي‌ قرار دارد، از اين رو بايد بود يا نبود ارتباط ميان‌متغيرهاي‌ هر يك‌ از فرضيات‌ را تبيين‌ و وارسي‌ كند.

در اين‌ بررسي‌ با توجه‌ به‌ روش‌ تحقيق‌ موردنظر، پرسشنامه‌اي‌ حاوي‌ 62 مقوله‌ اصلي‌ و 328زيرمقوله‌ و 11 رده‌ در زيرمقوله‌ تدوين‌ شده‌ است‌. اين‌ پرسشنامه‌ به‌ مثابه‌ ابزار تحقيق‌ درنظرگرفته شده است.
مجموعه‌ اسناد مورد بررسي‌ اين پژوهش‌ را پيام‌هاي‌ تبليغات‌ بازرگاني‌ كه‌در طي‌ سال‌هاي(77، 78 و 79) ازشبكه هاي مختلف رسانه‌ تلويزيون‌ پخش‌ شده‌ است‌ تشكيل ميدهد. اطلاعات‌ و آمار مربوط به‌تبليغات‌ بازرگاني‌ كه‌ داراي‌ كد پخش‌ است، از طريق‌ سيستم‌ آرشيو رايانه‌اي‌ اداره‌ كل‌بازرگاني‌ سازمان‌ صداوسيما تهيه‌ گرديد و نمونه‌ آماري‌ مورد نياز از آن‌ انتخاب‌ شد.
به‌ طور كلي‌ مجموعه‌ آگهي‌هاي بازرگاني‌ شامل‌ 7 گروه‌ موضوعي‌ شامل موارد زير است:
1) فرهنگي‌
2) آموزشي
3) خدمات‌ عمومي‌ (اجتماعي‌)
4) دولتي‌
5) كالاي‌ تجاري‌.

خلاصه يافته ‌ها
تطبيق يافته‌هاي مربوط به سه الگوي نظري ارائه شده در تحقيق كه مبتني بر سه پارامتر، تجدد، منزلت و مصرف مي‌باشد ،حاكي از اين نكته است كه مؤلفه‌هاي سبك زندگي مبتني بر لايه‌بندي اجتماعي در تبليغات تلويزيوني بيشترين فضا را به خود اختصاص داده است. چنانكه 45 درصد كل مؤلفه‌هاي مربوط به سبك زندگي در اين گروه مشاهده شده است.
بنابراين مي‌توان اين گونه نتيجه گرفت كه در ميان سه دسته‌بندي مذكور تبليغات تجاري به طور عمده برپايه ملاك‌ها و ارزش‌هايي بنيان نهاده مي‌شوند كه منعكس‌كننده يك جامعه لايه‌بندي شده با توجه به تفاوت‌هاي طبقاتي و قشري هر يك از گروه‌هاست. اين تفاوت‌ها بين مؤلفه‌هاي معطوف به اقشار و طبقات مرفه و متوسط با گروه‌هاي پايين جامعه بسيار معني‌دار جلوه مي‌كند .
مهمترين ارزش‌هاي مطرح در تبليغ براي سبك زندگي مرفه مبتني بر رفاه، ثروت ، زيبايي، و براي طبقات پايين جامعه مبتني بر كار و تلاش بوده است.
•دومين دسته‌بندي از سبك‌هاي زندگي كه بسامد قابل توجهي را از مؤلفه‌هاي تبليغاتي تجاري به خود اختصاص داده است. سبك زندگي مدرن و سنتي است. اين دسته‌بندي 39 درصد از مؤلفه‌هاي معطوف به سبك زندگي را در تبليغات تجاري تلويزيون شامل مي‌شود. اينگونه مي‌توان نتيجه گرفت كه تبليغات تجاري، پس از تأكيد بر نمايش زندگي طبقاتي، به طرح ارزش‌ها و الگوهاي موردنظر از جامعة نوين مي‌پردازد كه عمده‌ترين آنها را فن‌آوري ، مهارت، تخصص،‌عقل‌گرايي و توليد ثروت دربرمي‌گيرد.
•گونة سوم سبك‌هاي زندگي، سبك مبتني بر نمايش مصرف كالاهاي فرهنگي و منزلتي است. اين سبك 16 درصد از مؤلفه‌هاي مربوط به سبك‌هاي زندگي را در تبليغات تجاري دربرمي‌گيرد. تطبيق مؤلفه‌هاي مربوط به مصرف كالاهايي كه ارزش فرهنگي دارند و به مثابه نوعي سرمايه براي اقشار و گروههاي متوسط اجتماعي تلقي مي‌شوند، در مقايسه با مصرف كالاهايي كه ارزش منزلتي و اقتصادي دارند ، حاكي از آن است كه سبك مبتني بر مصرف كالاهاي منزلتي حضوري همه‌جانبه و فراگير در تبليغات تجاري دارد. نكته قابل توجه آن است كه مؤلفه‌هاي اين سبك تقريبأ در تمامي واحدهاي تحقيق مشاهده شده‌اند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه تبليغات تجاري منزلت اجتماعي را عمدتأ از زاويه بهره‌مندي و مصرف كالاهايي تعريف كرده است كه به مثابه نوعي سرمايه اقتصادي تلقي مي‌شوند و به مقولة فرهنگ به معني خاص آن حتي در تبليغ كالاهاي تجاري توجه چنداني نشده است.
در آگهي تجاري، فضاي اتفاق به معني مكاني كه تبليغ تجاري در آن جريان دارد، در مكان‌هاي داخلي و بسته، فضاهاي خصوصي هستند اما در مكانهاي خارجي و فضاهاي باز در عرصة عمومي اتفاق مي‌افتد به بيان ديگر، تبليغات تجاري در فضاهاي پوشيده بيشتر درعرصه خصوصي مانند آپارتمانها و داخل منازل اتفاق افتاده‌اند، اما در فضاهاي سرباز در عرصه عمومي مانند پارك‌ها، خيابان‌ها، ‌پمپ بنزين‌ها و000 هستند. اين نكته بدان معني است كه تبليغات تجاري سعي در ورود به حوزه‌هاي خصوصي زندگي دارد. با اين توجه كه اَشكال و ويژگي‌هاي عرصه عمومي را در حوزه‌هاي خصوصي مطرح مي‌كند،‌يعني روابط اجتماعي، رفتار ،‌گفتار و… از قواعد فرهنگ رسمي حاكم بر حوزه عمومي تبيعت مي‌كند و تمايزات ميان اين دو بخش رعايت نمي‌شود اين مشكل نه تنها در تبليغات تجاري بلكه در ساير سريال‌هاي ايراني حكمفرماست . از پيامدهاي بي‌توجهي به اين تمايزات،‌احساس متفاوت بودن داستان جاري در تبليغات با واقعيت روزمره زندگي مخاطب است و در نتيجه از امكان تأثيرگذاري كافي آن مي‌كاهد
•نكته قابل توجه طرح نمادهاي فرهنگي در سطوح ملي ، بومي و جهاني تنها در 30 درصد از تبليغات تجاري ايران مشاهده ميشود, كه از اين ميان توجه به نمادهاي ملي بيش از ساير نمادهاست و پس از آن نمادهاي محلي و فراملي قرار مي‌گيرند، استفاده از اين نمادها دو هدف عمده را دنبال مي كند ، ابتدا هويت كالا و تعلقات مكاني و جغرافيايي آن را نمايش مي‌دهد و دوم خصلت فراگيري را كه بيشتر در دو نماد ملي و فراملي مشهود است.
در عين حال استفاده از نمادها نيازمند كار و مطالعة بيشتري است، چرا كه نمادها هويت فرهنگي را بازتاب مي‌دهند و نمادهاي به كار رفته بسيار ساده و ابتدايي به نظر مي‌رسند.

پبي نويس ها
1

.Harold Lasswel .
2.Propaganda Techniques in the world war 1927
3. Content Analysis
4. B.Ber lson
5. Survey
6. Criticism
7. Functionalism
8. M.Horkheimer
9. T.W.Aderno
10. The calture Industry
11. H. Marcase
12. Consumption Economy
13. W.Leiss
14. D.Riesman
15.Other directed man
16. Lifestyle
17. Consumerism
18. Content analysis
19.Questionnaire
20. Inverse questionnaire
21.Every day life
22. Face validtity
23. Process gratification
24. Content gratification




الف ) منابع فارسي

- آسابرگر، آرتور، “روشهاي تحليل رسانه‌ها”، ترجمة‌ پرويز اجلالي . تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها ، 1379
- بشيريه، حسين ، “تاريخ انديشه‌هاي سياسي در قرن بيستم”، تهران : نشرني، 1376.
- چني ، ديويد، “سبك زندگي“ ،‌ترجمة عليرضا چاووشي ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي، 1378.
- دلاور ، علي ، “مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي“. تهران: انتشارات رشد، 1374.
- حسيني انجداني، مريم، “بررسي نظري تاثير آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيون بر رفتار و نگرش كودكان” ؛ مركز مطالعات و تحقيقات سازمان صداوسيما، اداره كل مطالعات واحد تحقيقات راهبردي، گروه روانشناسي ، شماره 209، 1379.
- ساروخانی ، باقر “درآمدي بر دايره‌المعارف علوم اجتماعي“. تهران:‌انتشارات مؤسسه كيهان، 1370.
- ــــــــــــــــــــ. “روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي“. ج 2 : بينش ها و فنون. تهران : پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ، 1377.
- فرهنگي ، علي‌اكبر؛ “فرهنگ مصرف گرايي و تبليغات بازرگاني”، مجموعه مقالات اولين همايش صنعت تبليغات، تهران: اداره كل تبليغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 59-77، 1377.
- فيروزان، ت. “روش تحليل محتوا“،‌مجموعه مقالات كتاب آگاه”. ج1؛ 211-242؛ تهران: مؤسسه انتشارات آگاه ، 1360.
- ماركوزه،‌هربرت. “انسان تك ساحتي“. ترجمة محسن مؤيدي . تهران: اميركبير، 1362
- محب علي، داود؛ فرهنگي ، علي اكبر، “مديريت بازار” ، (مديريت بازاريابي)، تهران : اميركبير، 1377.
- محمدي‌فر، محمدرضا. “فرهنگ تبليغات“، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1377.
- معتمدنژاد، كاظم. “روش تحقيق در محتواي مطبوعات“ . تهران: انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي، 1356.
- ــــــــــــــــــ. “وسايل ارتباط جمعي ”. ج.ا. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ،‌چاپ دوم،‌1372.
- مك كوايل، دنيس . “مخاطب‌شناسي “. ترجمة مهدي منتظرقائم . تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1380.

ب) منابع خارجي

- Bennett, peter D"Kassarjian, HaroldH.Consumer behavior. Newjersey: Englewoo dcliffs. 1972.
- Charvat.F, The Thechnique of the “inverse questionnaire”, content analysis of verbal documents institute for philosophy and sociology . zechoslovak academy of sciences. 1977.
- Dziurzynski.P.S, Development of a content analytic instrument for advertising appeals used in prime time Television commercials. M.A.Thesis, University of pennsylvania , 1977.
- Fuller, C.G, advertising, consumption activity and dignity: essays in a new institutionalist approach to Consumer behavior Ph.D thesis. London, Queen Maryand west field college, 1994.
- Mc Quail. Denis, Mass communication theory: An Introduction 2nded. London sage. 1987.
- Rosengern,Karl Erik,Media effects and beyond:Culture,socialization and Life style. London and New York Routledge,1996..
- Solomon,Michael.R,Consumer behavior: buying havingand being 2editionBoston: Allyn&Bacon 1994.
- Syikan dath , Sivaram. Cultural Values Depicted in india - Television Advertising, Gazette, No.48, 1991.
- Weber, Max. Class status and party . New York , Oxford University press . 1946.
-
- Wilson, S.L.Mass Media, Mass culture : an Introduction. Third Ed. MC Graw Hill, I.N.C. 1995.


-
3- منابع اينترنتي

- Potvin, Johnl Fashioning masculinity in “mayfair” magazine: The aesthetics of the male body, 1927-1936.
[oclc, 1992 – 2002] umi proquest digital dissertations – full citation and abstract 2001.
- Kim, youngchan. Advertising , consumer culture, youth cultures, and media Technologies: A cultural – historical approach to MTV
[oclc, 1992 – 2002] umi proquest digital dissertations – full citation and abstract 2001.


4- سايتها و پايگاههاي اطلاعاتي:
(مركز اسناد و مدارك علمي ايران)


http://www.irandoc.ir
[Terms and Conditions 1992 – 2002 OCLC]
http://www.rose-net.org
http://www.daneshyar.com
http://www.UT.ac.ir
http://www.cataloug.loc.gov
http://www.amazon.com
http://www.Quid.fr.
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 15 فروردین1385 و ساعت 15:40 |