ادامه مطلب
ادامه مطلب
وبلاگها عرصهاي ايمن نيستند و مخاطرات خاص خود را دارند. برخي از اين مخاطرات از شرايط خاص وبلاگي بر ميخيزد. يكي از اين اشكال تهديدها، سرقت وبلاگي است.
دكتر عباس کاظمي در وبلاگ "جامعه شناسي و زندگي روزمره در ايران" به نشاني http://kazemia.persianblog.com نوشته است: بيش از يك ميليون وبلاگ در كشور وجود دارد، برخي از وبلاگ نويسها شهروندانياند كه جديدا تابعيت فضاي مجازي را پذيرفتند و برخي براي شهروند شدن در فضاي وبلاگي براي اينكه محتواي وبلاگ خود را پركنند و از طريق سرقت محتواي وبلاگهاي شناختهشده تر براي خود اعتبار كسب كنند دست به هرنوع كاري و از جمله سرقت مطالب ديگران ميزنند.
شهروندان وبلاگي! ما همه درمعرض تهديديم. خانهها و محيط كار ما درب و ديوار مشخصي ندارد. شبانهروز افراد ميتوانند وارد آن شوند و مطالب را كپي و بدون رفرنس در وبلاگ تازه تاسيس خود يا در جزوههاي درسي يا حتي روزنامهها و ساير سايتها قرار دهند. در چنين شرايطي وجود قوانيني كه از شهروندان مجازي در حيطهي توليد محتوي حمايت كند ضروري به نظر ميرسد. جداي از ضرورت تدوين قوانين صيانت از محتواي وبلاگها، وبلاگنويسها با تشكيل شبكهاي وبلاگي، عملكرد وبلاگ خاطي را سريعا منتشر و از اين طريق نوعي رسوم اخلاقي مجازي(Morals Virtual) را پديد آورند.
يكي از كارهايي كه يك وبلاگ نويس حرفهاي بايد هر ماه انجام دهد، جستوجوي اينترنتي مطالب خود در گوگول است، تا از اين طريق محتواي خود را در ساير وبلاگها رديابي كند تا در وبلاگهايي كه مطالب او را بدون رفرنس گذاشتهاند، تذكرات لازم را بنويسد و درصورت عدم رعايت قواعد اخلاقي آن را در وبلاگ خود معرفي كند تا همه دوستاني كه به او لينك دادهاند نيز شهروند مجازي خاطي را معرفي كنند. درست است كه به بيان دوركيم در اينجا هدف ترميم و پرورش فرد خاطي است، اما حداقلي از افكار عمومي و وجدان جمعي براي تنبيه خاطي ضرورت دارد.
منبع: ایسنا
دكتر كاظم معتمدنژاد
بررسى انتقادى درباره نقشها و كاركردهاى اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، در شرايط كنونى جامعه ايران، از چند جهت حائز اهميت ويژه است. شناخت وظايف ارتباطات جمعى، پيش از هر چيز در آموزش تخصصى روزنامهنگاران و همچنين ساير ارتباطگران كه براى تهيه، توليد، انتقال و پخش پيامهاى ارتباطى آماده مىشوند، ضرورت دارد. معرفى دقيق و جامع نقشها و وظايف اجتماعى مذكور، در دوره تحصيلات دانشگاهى دانشجويان روزنامهنگارى و ساير رشتههاى ارتباطى، به آنان امكان مىدهد كه با درك چگونگى تحول و توسعه وسايل ارتباط جمعى در جهان و ايران و توجه به شرايط تاريخى و مشخصات سياسى و اجتماعى و فرهنگى جوامع معاصر، براى خدمت در هيأتهاى تحريريه مطبوعات و خبرگزاريها و بخشهاى خبرى راديوها و تلويزيونها و همچنين دفاتر روابط عمومى مؤسسات دولتى و خصوصى آمادگى پيدا كنند و آرمانها و هدفهاى كلى حرفهاى خود را در راه مصالح و منافع عمومى كشور، به تحقق برسانند.
آگاهى صحيح به كاركردهاى واقعى مطبوعات، راديو و تلويزيون و همچنين سينما، براى سياستگذاران و برنامهريزان مملكتى نيز بسيار سودمند است. زيرا در صورتى كه مسؤولان مختلف مملكتى به قدرتهاى بالقوه و بالفعل وسايل ارتباط جمعى وقوف كامل داشته باشند، مىتوانند در تصميمگيريهاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى خويش در مورد مسائل مملكتى و همچنين برنامهريزى براى توسعه و پيشرفت كشور، از آنها بهطور شايسته بهره بگيرند و از دستزدن به بهرهبرداريهاى نامناسب در اين زمينه، كه معمولاً باعث محدوديت فعاليت مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعى و يا استفاده تبليغاتى افراطى از آنها مىگردد، خوددارى كنند.
بازنگرى وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى و معرفى درست كاربردها و عملكردهاى آنها در سطح عمومى جامعه نيز آثار مثبت فراوانى پديد مىآورد. شناخت واقعى و عينى نقشها و تأثيرگذاريهاى مطبوعات و راديو و تلويزيون و سينما و ساير وسايل ارتباطى نوين، سبب بيدارى افكار عمومى و جلب توجه هرچه بيشتر مردم به بهبود شرايط زندگى دستهجمعى مىگردد و علاقه آنان را به مشاركت در امور مملكتى و كمك به پيشرفت برنامههاى توسعه در سطح ملّى و حفظ استقلال كشور در سطح بينالمللى افزايش مىدهد.
مطالعه در زمينه نقشها و وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى در جوامع معاصر بايد با توجه به نظامهاى سياسى و اقتصادى گوناگون موجود در جهان صورت گيرد. امّا چونكه در اكثر كشورهاى دنيا، مطالعات و تحقيقات ارتباطى، تحت تأثير مستقيم و غيرمستقيم تجربههاى آموزشى و پژوهشى كشورهاى سرمايهدارى غرب قرار دارند، معمولاً در همهجا، كاربردهاى ارتباطات جمعى براساس برداشتها و دريافتهاى خاص محققان و متخصصان غربى ارائه مىگردند.1
در اين مقاله براى بازانديشى درباره نقشهاى اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، به ترتيب در سه بخش، نظريههاى مختلف مربوط به آنها در كشورهاى سرمايهدارى غربى، كشورهاى سوسياليستى و كشورهاى جهان سوّم و همچنين برداشتهاى تاريخى پايهگذاران مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعى و نيز برداشتهاى قانونگذاران ايران در مورد هدفها و كاركردهاى اين وسايل و از طرف ديگر چگونگى عملكرد ارتباطات جمعى كشور در اين زمينه و چشماندازهاى آينده آن، بررسى مىشوند.
نظريههاى مربوط به نقشها و كاركردهاى اجتماعى ارتباطات جمعى
در جهان امروز، براى مطالعه درباره نقشها و وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى بايد سه نوع جامعه را از هم تفكيك كرد:
در جوامع سرمايهدارى، با شرايط خاص اقتصادى واجتماعى و فرهنگى آنها، نقشهاى معينى براى وسايل ارتباط جمعى مطرح مىشوند. براى ارتباطات جمعى اين جوامع، وظايفى همچون آگاه كردن و راهنمايى افكار عمومى، آموزش و انتقال ميراث فرهنگى و سرگرمى درنظر گرفته شده است. در جوامع سوسياليستى با تكيه بر نظريههاى لنين، سه نقش «تهييج»، «تبليغ» و «سازماندهى» براى وسايل ارتباط جمعى عنوان مىشوند. چونكه ماهيت اين جوامع با جوامع غربى فرق مىكند و وسايل ارتباط جمعى به وسيله دولت اداره مىشوند، ارتباطات جمعى بهعنوان وسايلى در جهت پيشبرد برنامههاى مختلف موردنظر حزب حاكم معرفى مىگردند.
در جوامع موسوم به جهان سوّم كه كشورهاى آسيا و آفريقا و آمريكاى لاتين را دربر مىگيرند، درباره وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، معمولاً سه نوع برداشت مشاهده مىشود. در بيشتر اين ممالك، همان نظريههاى غربى طرف توجهند و در برخى از آنها نيز ديدگاههايى مشابه جوامع سوسياليستى قبلى روسيه و اروپاى شرقى وجود دارد و برخى هم به نظريههاى مستقل توجه دارند.
1.نظريههاى متفكران آزاديگراى غربى
ادامه مطلب
نویسنده مقاله : محمد حسین فیروزی
بحـران از ريشه يونـاني بـه معني قضاوت ، لحظه حسـاس ، مشـاجره ، نقطه تصميم گيري است . يعني رسيدن بـه مرحله اي كه پس از آن اوضاع مي تواند به نفع يا به ضرر خود تمام شود هر موقعيت بحراني دو سويه و دو لبه است وضعيت ناپايدار و تزلزلي كه در چهارچوب آن تغيير قطعي - بدتر يا ـ در شرف وقوع است ، هر نوع بي ثباتي كه به تغييرات اساسي منجر شود ،شرايط ، اوضاع يا دوران خطرناك و فاقد اطمينان .
هر گاه پديده اي به صورت منظم و معمولي و آن طور كه از قبل پيش بيني مي شد جريان نيابد ، نابساماني ايجاد شود يا نظمي مختل گردد و يا حالتي غير طبيعي به وجود آيد بحران مطرح مي شود. (قاسميان 1382 ؛25)
انواع بحران
از منظر ريخت شناختي ،بحران را مي توان به اعتبار جنبه هاي گوناگون گونه شناسي طبقه بندي كرد. براي نمونه، به اعتبار موضوع ، بحران ها را مي توان به بحران هاي اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي ،فرهنگي ، نظامي ، قومي ، و .....
صورت بندي كرد. به اعتبار شدت تهديد ،تداوم زماني و درجه آگاهي نيز برخي بحران ها را به بحران هاي شديد ، نوظهور بدعتي ، كند ، موردي ،انعكاسي ، برنامه اي ، عادي و اداري تقسيم بندي كرده اند.
به اعتبار گستردگي (فراگيري) ، مي توان بحران ها را به بحران هاي محلي ، ملي ، فراملي (يا محدود و فراگير ) تقسيم كرد. به اعتبارهاي ديگر ، نظير علل و عوامل ، دامنه و سطح ، اهداف مورد هجمه و ........، نيز مي توان به گونه شناسي ديگري از بحران ها پرداخت . ( تاجيك، 1383)
در اين پژوهش بحران سياسي مدنظر است . بحران سياسي حالتي است كه در نتيجه ي آن ثبات و توازون نظام سياسي و اجتماعي برهم مي خورد . بحران هاي سياسي را بر حسب وسعت مكاني ،عوامل درگير و گسترده ي جغرافيايي تعارضات ، به دو دسته ي داخلي بين المللي تقسيم مي كنند . بحران هاي سياسي داخلي ، شرايط نامتعارفي است كه كه معمولا در ساختار سياسي يك كشور پديدار مي شود و بر حسب ماهيت ،زمان ، دامنه ، شدت ونوع عوامل درگير در آن ، شامل اشكال گوناگوني است ، مثل مبارزه ي شديد و گسترده بين احزاب و سازمان هاي سياسي رقيب براي كسب قدرت ، ايجاد اختلافات شديد بين جناح هاي مختلف حكومت ، كودتاي نظامي ، اعتصابات دامنه دار ،شورش هاي خياباني ، درگيري هاي قومي و ......... بحران هاي بين المللي نوعا ميان دو يا چند كشور بروز مي كند كه در اين پژوهش محل بحث ما نيست .
مديرت بحران :
مديريت بحران به نوعي تدبير راهبردي دلالت مي ورزد كه در فرايند آن ، محيط هاي داخلي و خارجي يك بحران مورد تحليل قرار مي گيرد ، شناخت لازم كسب مي شود ، مسير راهبردي پايه گذاري و راهبردهايي خلق مي شوند كه بتوانند نخبگان را براي رسيدن به اهداف تعيين شده و تدبير شايسته و بايسته بحران ياري رسانند. از اين منظر، مي توان گفت كه مديريت بحران ، اقدامي است كه ، در بسياري موارد ، شبيه به جنگ محدود است و هدفش نه محو كامل جنگ ، بلكه تهديد و ممانعت از تكرار آن است .
ادامه مطلب
نقاشي قهوه خانه اي ، بازتابي صادق و اصيل از هنر هنرمنداني عاشق و تنها و دل سوخته است . آناني كه از پس قرنها سكوت در خلوت عارفانه خود چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پرانس و الفت آنان، بغض معصومانه شان را با كشيدن نقشي و نشاندن رنگي ، در دفاع از آبرو و اعتبار و اعتقادات و باورهاي همين مردم به يكباره شكستند ، نقشها زدند در ستايش راستي ها و مردانگي ها و فاش كشيدند حكايت كژي ها و پليدي ها را؛ رنگ سرخي نشاندند بر تن بودم و ديوار ، كه گويي لخته لخته خونهاي خشكيده مظلوميت هاي از ياد رفته بود . و رنگ سبزي گزيدند به پاس ياد بهار سر سبز و پر طراوت روح و انديشه راستان و آزادگاني كه در جان و دل و خيال و باور مردم - قرنهاي قرن ، نسل به نسل ،سينه به سينه - تا به روزگارشان به يادگار مانده بود ;و چه جاودانه و هميشه پايدار و ماندني ،هنرمنداني عاشق و مخلص آمدند تا با آبرويي ببخشند به هويت هنري و هنرمنداني آمدند تا مگر با دستهاي پينه بسته و به رنج خو گرفته شان، با دل آشنا به ستم و ناكامي شان . نواي همگامي سردهند ; همراه زمزمه هاي مردم كوچه و بازار ، كه هنوز ترانه هاي آزاديخواهي از لبهاشان دور نشده بود .
تولد هنر نقاشي قهوه خانه در ترسيم وقايع مذهبي و افسانه هاي ملي و سنتي - آنهم در ارتباط تنگاتنگ با اعتقادات و باورهاي مردم - جايگاهي فراخور تحسين و پر قدر . نقاشي قهوه خانه پديده يي نوظهور در تاريخ نقاشي ايران بود كه همراه حفظ تمامي ارزشهاي منطقي هنر مذهبي و سنتي ايران ، به ضرورت نياز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهاي مردم متولد شد . مردمي كه شمايل مقدس امامان بزرگوارشان . تصاوير حماسه هاي جانبازي و ايثار پيشوايان ديني شان را، نه به دليل آذين نقش و نگاري ، كه به دليل حرمت ايمانشان و برآوردن نذر و نيازشان مي خواستند ، مردمي كه در راستاي گذر زمان يلان و آزادگان شاهنامه حكيم توس را از خيال به نقش مي طلبيدند. تا مگر در همدلي و مونسي با راستان و پهلوانان شاهنامه غرور ملي از كف رفته خويش را بازيابند .
نقاشي ايران - در گذر عمر طولاني و پربارش ، با تمامي فراز و نشيب ها كه مي بيند ، در پناه و به قوت خيال پردازيهاي عالمانه و عارفانه است ، كه گريزان از نشان و نشانه هاي عيان، نقشهايي جدا از واقعيتهاي عيني را آشكار مي سازد . هنرمند نقاش اين ديار- به تبعيت از مباني معنوي سنت و فرهنگ سرزمينش ، تنها ،. دل را خوش در تظاهر به چيره دستي در هنر نمي كند . او شيفته آشكاري تفكر و الهام خويشتن است . مي كوشد تا در كنار خلق زيباييهاي برون ، چونان انساني متفكر، درون را بكاود.
اين شيوه از نگريستن و انديشيدن و خلاقيت، هرگز به دوراني خاص از تاريخ نقاشي ايران محدود نمي گردد ; چرا كه مي توان در ديرپاترين نقش نقاشان ناشناخته سفالهاي باستاني ، در نقاشهاي كهن آدم و حيوان و نبات درون غارها، حتي در پيچيدگي و رمز و راز نقوش هندسي هم، به چنين خيال و مكاشفه اي دست يافت .
تحول نقاشي ايراني به مفهوم و معيار امروزي اش - جدا از عرفان هنر تذهيب . سواي افسون و اعجاز نقشهاي پر رنگ و زيباي كاشيكاري و ساير تجليات هنرهاي بومي و سنتي - بدان هنگام شكل مي پذيرد كه با افسانه هاي ملي و بومي پيوند مي خورد . در اين پيوند مبارك، بي ترديد انديشه عالمانه حكيم توس ، فردوسي بزرگوار، نقشي اساسي و كارساز دارد . چه نقاشان با ذوق به مدد حكايات شاهنامه و با به تصوير در آوردن آنها ، به سهم و توان خويش بر حفظ و نگهداشت ميراث پر بار فرهنگ ايراني اداي دين مي كنند .
مردم به دنبال قهرمانان و آزادگان گمگشته خويش مي گردند . در پي بيان زبان دلشان، خيالها و آرزوهاي تحقير شده و ازياد رفته شان ، همين است كه ترانه هاي سراسري و زيباي عاميانه بر سر هر كوي و برزني بر لبها جاري مي شود ; قصه ها و افسانه هاي كهن ، رواجي دوباره مي يابند و همراه مردم ، نقاشان و هنرمندان غريب و تنها و محروم خود را صدا مي كنند تا بيايند و نقش آزادگان و راستان را بر پهنه بوم و بر پرده هاي پاك پرده داران ، آشكار و جاودانه سازند .
اين هنرمندان ضمن حفظ ارزشهاي شيوه هنر شمايل نگاران و پرده كشان گذشته مرزو بوم شان، خود بانيان مكتبي اصيل و فراخور شأن و آبروي اين هنر پر پشتوانه مردمي گرديدند كه ديري نپاييد تحت عنوان نقاشي قهوه خانه در تاريخ هنر ايران در مقامي بس والا و پايدار به جاي ماند .
نقاشي قهوه خانه اي از نظر محتوي به سه گروه كلي تقسيم مي شود .
1 ملي كه بر گرفته از ادبيات و حماسه هاي ملي ايران است .
2 بومي و سنتي كه بر گرفته از رسم هاو آشتي هاي رايج در بين عوام و اقلام ايراني است .
3 مذهبي كه بازتابي است از رواياي ، احاديث و داستاني و حماسه هاي اسلامي است .
به اعتقاد مدير پارسي بلاگ، وبلاگ نويسان عمده ترين مخاطبان وبلاگها هستند.
سيد محمدرضا فخري در گفت وگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: « عمدتا تعداد وبلاگ نويساني كه وبلاگ خوان نباشند و وبلاگ خوانهايي كه وبلاگ نويس نباشند، كم است. همچنين عمدتا سنين بالاي جامعه علاقهاي به اين حيطه ندارند و معمولا افراد جوان مخاطبان وبلاگها هستند.»
وي در خصوص گرايش وبلاگ خوانها گفت: « در فضاي اجتماعي، برخي موضوعات در وبلاگها برجستگي خاصي پيدا ميكنند و به همان نسبت مخاطبان آن موضوعات بيشتر ميشود.»
مدير پارسيبلاگ گفت: «وبلاگ يك ماهيت روز نويسي دارد نه يك ماهيت ثابت تحقيقاتي و پژوهشي، بنابراين تمام عناصر فضاي وبلاگنويسي با وقايع روزمرهي ارتباط تنگاتنگي دارد.»
وي افزود: «ارتباط نزديكي ميان آنچه كه وبلاگ نويس دوست دارد بنويسد و آنچه كه مخاطب خواهان خواندن آن است وجود دارد، بنابراين علت گرايش وبلاگنويس به موضوعي خاص، علاقهي مخاطب و گرايش او به همان موضوع است.»
فخري تصريح كرد: «در حال حاضر درصد عمدهاي از وبلاگ نويسان و مخاطبان آنها به موضوعات مربوط به موسيقي و همچنين علايق عاطفي برآورده نشدهي خود گرايش دارند كه بايد اين موضوع آسيب شناسي شود و برنامه ريزان كلان و فرهنگي بايد به اين موضوع به چشم يك پارامتر مهم در فرآيندهاي فرهنگي جامعه نگاه كنند.»
وي همچنين گفت: « تعداد بازديدكنندگان وبلاگ به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آنها سطح و محتواي مطلب است. ولي مهم تر از آن به فعاليت خود وبلاگ نويسان در برقراري ارتباط گسترده و مستمر بستگي دارد، و ما امروزه ميبينم كه بسياري از وبلاگ نويسان با وجود آن كه مطالب مناسبي را مينويسند ولي فرصت و دغدغهي رفتن به دنبال مخاطب را ندارند، مخاطبان خاص و كمتري دارند.»
فخري در پايان اظهار داشت: « هم اكنون در مقعطي هستيم كه بايد ساماندهي هماهنگي را براي محتواي وبلاگها ايجاد كنيم. بنابر اين ايجاد شرايط و مديريت صحيح توسط سرويسدهندگان وبلاگها براي اعمال قوانيني به كاربران به منظور تصحيح فرهنگ عمومي جامعه و گسترش محتواي مطلوب در وبلاگ ضروري است.»
تاثير اينترنت بر خبرنگاري از دو جنبه، قابل مطالعه است:
استفاده از كامپيوتر و اينترنت در خبرنگاري ، موجب نفوذ اينترنت به اتاقهاي خبر و كامپيوترهاي خبرنگاران شده است و حرفه جديدي از خبرنگاري را به نام خبرنگاري شبكه اي ، بنيان نهاده است .استفاده از اينترنت به عنوان ابزاري در رسانه هاي سنتي، به معني دسترسي خبرنگاران به آرشيوهاي قابل جستجو و پايگاه داده ها و منابع خبري موجود در اينترنت است. اين نحوه گزارش هنوز در بسياري از كشورها در مرحله طفوليت قرار دارد .تعداد زيادي از محققان، اثرات استفاده از كامپيوتر را بر حرفه خبرنگاري و خبرنگاران ، مورد مطالعه و بررسي قرار داده اند و به اين نتيجه رسيده اند كه با وجود منافع بارز اينترنت اطلاعات بيشتر، منابع بيشتر و قابليت كنترل بيشتر، بسياري از خبرنگاران و سردبيران ، مايل نيستند گزارشاتشان به صورت مطلق به اينترنت وابسته باشد .تحقيقاتي كه در انگلستان در مركز بي .بي .سي به انجام رسيده است ، نشان مي دهد كه استفاده از فناوريهاي جديد در حرفه خبرنگاري ، اتاقهاي خبر را با آشفتگي مواجه مي كند .
خبرنگاران اظهار مي كنند كه فقدان زمان كافي براي تسلط به اين فناوريها و ماهيت اضطراري بودن اينترنت ، باعث بروز فشارهاي عصبي مي شود .جنبه ديگر استفاده از كامپيوتر در حرفه خبرنگاري ، مديريت پست الكترونيك ، گروههاي خبري و گفتگوي Online است .تاييد اعتبار اطلاعات در شبكه ، اغلب به دليل بي نام و نشان بودن منابع و سرعت ارتباطات ، بسيار دشوار است .خبرنگاري شبكه اي ، با استفاده از فناوري اينترنت به عنوان يك عامل تعيين كننده و تفكيك ناپذير، در تعريف كاربردي خود، از انواع ديگر خبرنگاري قابل تمايز است.خبرنگاران شبكه اي بايد تصميم بگيرند كه كدام قالب رسانه اي به بهترين شكل ، گزارش آنها را توصيف مي كند قابليت مالتي مديا بودن ، در عين حال كدام قالب ، به مردم فرصت ابراز واكنش ، ايجاد ارتباط يا حتي سفارشي كردن بعضي از داستانها را مي دهد قابليت محاوره اي بودن و كدام قالب براي ايجاد پيوند بين داستانها، آرشيوها و منابع ديگر، مناسب است قابليت فرامتن بودن. اين ايده آل ترين شكل خبرنگاري شبكه اي است كه مورد تاييد و تبليغ اكثر خبرنگاران حرفه اي در سراسر جهان است. خبرنگاران حرفه اي شبكه در سراسر جهان ، اتفاق نظر دارند كه اين حرفه ، به طور قطع يك نوع منحصر به فرد از خبرنگاري است. خبرنگاران در اين نوع از خبرنگاري اخبار خود را عمدتا براي اينترنت توليد مي كنند و دريكي از چهار حيطه متمايز خبرنگاري شبكه اي ، فعاليت دارند .
سايت هاي عادي خبري
رايجترين شكل توليد خبر در شبكه ، ايجاد سايت هاي عادي خبري است كه معمولا گزيده اي از محتواي خبر و امكانات جزيي و كنترل شده از ارتباط محاوره اي را در بر مي گيرد .سايت هاي خبري معروف مانندCNN ، BBC و MSNBC نمونه هايي از اين سايت ها هستند .بيشتر روزنامه هاي شبكه اي نيز در اين طبقه بندي مي گنجند .مطالب درسي ، كتابهاي راهنما و برنامه ريزي آموزشي مدارس خبرنگاري ، معمولا بر پايه اين حيطه از خبرنگاري شبكه اي استوار است و مهارتهاي تكنولوژيكي استفاده از انواع خاص نرم افزار، فراگيري XML يا HTML و غيره را با مهارتهاي خاص خبرنگاري براي وب تركيب مي كند .اين نوع سايت خبري ، ظاهرا از نظر نگرش با داستان سرايي و ديگر رسانه هاي پخش خبر، متفاوت است .
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده ، نوع ديگر خبرنگاري شبكه اي هستند كه در سازمانهاي رسانه اي عادي ، كمتر ديده مي شود و با موتورهاي جستجوي خاص مانند آلتا ويستا و ياهو، شركتها و آژانسهاي تحقيقاتي و حتي افرادي كه با خبر و پخش خبر سروكار دارند، در اين ارتباط هستند .در اينجا خبرنگاران شبكه اي پيوند با سايت هاي خبري موجود در شبكه جهاني وب و پيوندهايي كه گاه به وسيله گروههاي سردبيري ، طبقه بندي و حتي تفسير مي شوند، ارتباط برقرار مي كنند .اين گونه سايت ها اغلب محتواي خبري ندارند اما گاهي اوقات حيطه هايي را براي گفتگوي همزمان يا تبادل خبر، راهنمايي و پيوند با مردم عادي مثلا از طريق نوعي سيستم تابلوي اعلانات ايجاد مي كنند. سايت هايي كه علاوه بر محتواي خبري با محتواي ساير سايت هاي وب پيوند دارند، مي توانند در اين طبقه بندي قرارگيرند. آنچه كه گاه به عنوان خبرنگاري شبكه اي جديد شناخته مي شود، پديده Weblog يا Blog است كه شامل يك دفترچه يادداشت روزانه شخصي است كه نويسندگان آنها، به ندرت خبرنگار هستند و معمولا داستانهايي درباره تجربيات خود در شبكه بيان مي كنند و خوانندگان را با اظهار نظر ديگران ، درباره محتوايي كه به هنگام موج سواري در وب يافت مي شود، آشنا مي سازند. اين نوع روزنامه نگاري فردي ، معمولا در ميان سايت هاي مرجع يافت مي شود و ارتباط محاوره اي محدودي ارايه مي كند، اما از نظر محتوا و اظهار نظر، بسيار غني است .
سايت هاي خبرنگاري ، تفسيري توام با اظهار نظر
نوع سوم از سايت هاي خبري ، سايت هاي رسانه هاي خبري و مسائل مربوط به رسانه هاست كه گاه به عنوان يك سايت مرجع و طبقه بندي شده ، ايجاد مي شود .اغلب چند خبرنگار، محتواي خبري را توليد مي كنند و در مورد محتواي ساير سايت هاي اينترنتي ، نظر مي دهند .اين گونه محتوا برحسب فرايندهاي زيربنايي توليد رسانه اي ، مورد بحث قرار مي گيرد .شبكه براي رشد خبرنگاري درباره خبرنگاري يا خبرنگاري تفسيري ، مكان بسيار مناسبي است .
در مجموع ، اينترنت به ارتقاي جنبه هاي حرفه اي خبرنگاري ، كمك شايان توجهي كرده است ، به اين دليل كه قابليت و تمايل آن به انتقاد از خويش ، يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين حرفه است .
سايت هاي تبادل نظر و بحث
مهمترين دليل موفقيت فناوريهاي جديد رسانه هاي خبري مانند اينترنت و شبكه جهاني وب، اين است كه مردم علاقمند هستند در سطح جهان و بدون هيچ محدوديتي ، با يكديگر ارتباط برقرار كنند. خبرنگاري شبكه اي از اين قابليت اينترنت استفاده كرده و عمدتا به برنامه هايي براي تبادل نظر و ارايه داستان و غيره در حول يك موضوع خاص، مي پردازد كه اين موضوعات مي تواند درباره مبارزات سياسي ، مخالفت با جهاني شدن (anti-globalization) و يا اخبار كامپيوتري باشد .سايت هاي زيادي سعي كرده اند از محبوبيت اينترنت ، استفاده تجاري ببرند و در اين راستابه ايجاد محافل عمومي و كم و بيش كنترل شده در مورد محتواي ساير سايت ها در اينترنت مبادرت كرده اند .اين نوع خبرنگاري شبكه اي ، به groupweblog نيز معروف است .
اين چهار حيطه مشخص خبرنگاري شبكه اي ، اغلب تا حدودي خصوصيات ويژه محيط شبكه اي كه در آن فعاليت مي كنند را به كار مي برند .اين خصوصيات عبارتند از قابليت فرامتن بودن ، قابليت چند رسانه اي بودن و قابليت محاوره اي بودن. هر يك از اين سه قابليت در وضعيت كنوني ، انوع مختلف خود را دارد كه در زير به اختصار شرح داده مي شود .
قابليت فرامتن بودن
مشكل فرامتن اين است كه يك سيستم انتقال براي واحدهاي بسته مجزا به وجود مي آورد، يعني سيستمي كه امكان درج فقط پيوندهايي را مي دهد كه به خارج سيستم اشاره مي كنند. بايد به خاطر داشته باشيم كه متوني كه از طريق پيوندها با هم در ارتباط هستند، مي توانند به صورت دروني با ساير متنهاي مربوط به يك متن و يا به صورت خارجي با متنهاي موجود در ساير نقاط اينترنت ، مرتبط باشند. اينها دو نوع متفاوت از قابليت فرامتن بودن هستند، چون يكي از آنها ما را به محتواي جديد مي رساند و ديگري در واقع به پراكنده شدن محتوا منجر مي شود .
قابليت چند رسانه اي بودن
اگر بپذيريم كه پهناي باند وقانون كپي رايت هنوز دو عامل اساسي در جلوگيري از توليد مالتي مدياي مدرن هستند، مي توانيم به مشكلاتي كه شركتهاي رسانه اي در يكپارچه كردن اتاق خبر سنتي خود با گروه سردبيري وب و يا يكپارچه كردن محتوا يا حتي اتاقهاي خبر مجازي با محتواي توليد شده توسط ساير تامين كنندگان دارند، پي ببريم. اگر قابليت چند رسانه اي بودن در سايت هاي خبري را نتيجه ادغام انواع رسانه هاي خبري يا يك چارچوب متفاوت محسوب كنيم چارچوبي كه در آن تمام بخشهاي يك سايت از يك نقطه آغاز مالتي مديا به وجود آمده و روشهاي مختلفي را براي استفاده از محتواي سايت به كاربر ارايه مي كند، اين مساله قابل درك خواهد شد .
قابليت محاوره اي بودن
كارشناسان، پس از بررسي امكانات محاوره اي سايت هاي خبري ، به اين نتيجه رسيده اند كه بيشتر سايت ها، فقط در سطوح رهيابي و عملي، محاوره اي هستند .آنها معتقدند كه هنوز در وب سايتها، بالاترين سطح قابليت محاوره اي ، يعني قابليت تطبيق با خواستهاي كاربراني كه به سايت ها مراجعه مي كنند، وجود ندارد .
ارزش افزوده
تجربه در آموزش و مصاحبه با خبرنگاران شبكه اي و مطالعه مجلات تجاري ، نشان مي دهد كه خبرنگاران حرفه اي در مورد ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي، دو ديدگاه كاملا متفاوت دارند .طرفداران اولين ديدگاه كه يك ديدگاه ايده آليستي محسوب مي شود، معتقدند كه اينترنت در مجموع، دنياي بهتري را براي همه مردم به ارمغان مي آورد. در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي در كجاست. طرفداران نگرش دوم كه يك نگرش بدبينانه است، معتقدند كه براي خبرنگاري شبكه اي هيچ ارزش افزوده اي وجود ندارد و خبرنگاران تنها به دليل فراگير شدن شبكه به آن مراجعه مي كنند. سينگر در محتوايي متفاوت، اين نگرش را نگرش دلخواه خبرنگاران بي طرف، منطقي و رئاليست مي داندو اگر مدلهاي اول و دوم را با هم تركيب كنيم، مي توانيم در ارتباط با سوال ارزش افزوده ، كلي تر برخورد كرده و ببينيم آيا انواع مشخص خبرنگاري شبكه اي، در واقع نوع ارتقاء يافته خبرنگاري سنتي از طريق راديو، تلويزيون ، مطبوعات و غيره هستند يا خير.
نوع ايده ال و عادي خبرنگاري شبكه اي ، نمي تواند صرفا تركيبي از ارزش افزوده هاي انواع متمايز آن باشد .اگر يك سايت خبري بخواهد محاوره اي شود، يا يك سايت بحث و مناظره بخواهد محتواي خبري با كيفيت بالا ارايه كند، اتاق خبر بايد متحول شود و با تصميمهاي دشواري درباره ارزشها، اهداف و استانداردها، جنبه هاي تجاري و مشكل آفرين فرايند چاپ و بسياري مسائل ديگر، مواجه شود .براي رسيدن به يك نتي جه گيري كلي درباره خبرنگاري شبكه اي ، شايد بد نباشد نگاهي هم به استراتژيهاي جديد توليد اخبار شبكه اي بيندازيم .اين استراتژيها در مجموع ، ما را در استفاده از قابليتهاي فرامتن ، محاوره اي و چند رسانه اي ، راهنمايي كرده و مشكلات اساسي در استفاده از قابليتهاي چندگانه را گوشزد مي كنند .
استراتژيهاي جديد
سه استراتژي براي بحث در اين مقوله انتخاب شده است :گزارشگري تفسيري ، خبرنگاري منبع باز و سايت هاي خبري كاملا محاوره اي .اين استراتژيها به اين دليل انتخاب مي شوند كه مي توانند ارزش افزوده انواع مختلف خبرنگاري شبكه اي را به طور همزمان ، مخاطب قرار دهند .هر سه استراتژي ، تا حدودي بر اين فرض استوارند كه خبرنگاري مي تواند از قابليتهاي شبكه براي افزودن به ارزش رسانه هاي خبري موجود، استفاده كند .اين سه استراتژي ، سه عامل متمايز در انتشار شبكه اي را به ترتيب مخاطب قرار داده و مي توانند در يك سايت خبرنگاري شبكه اي با هم تركيب شوند.
گزارشگري تفسيري
تفسير كردن به معني اضافه كردن توضيح به يك سري اطلاعات يا اضافه كردن اطلاعات تفسيري است. اخيرا در تحقيقات مربوط به خبرنگاري بين المللي ديده شده است ، كه خبرنگاران براي تفسير يا افزودن اظهار نظر و تحليل اطلاعات اهميت خاصي ، قائل هستند .به عبارت صريح تر، در گذشته خبرنگاران فقط وظيفه داشتند اطلاعات خبري را به مردم برسانند .اما اكنون مسووليت تحليل و توضيح مسائل پيچيده ، نيز بر عهده آنهاست .برخي از منتقدان رسانه اي از اين وضعيت راضي نيستند و معتقدند كه هيچ كس به اظهار نظر اضافي نياز ندارد. مي توان چنين ادعا كرد كه اينترنت و شبكه جهاني وب، يك نظام منسجم گزارشگري را به همراه تفسير خبر، به ارمغان آورده اند .هدف اين مدل از خبرنگاري، جمع آوري اطلاعات، توصيف جزئيات و راهنمايي علاقمندان در مورد دسترسي به اين اطلاعات است .نمونه هايي از اين نوع گزارشگري در سايت هايي چون Slashdot ديده مي شود .در اين سايت ها، كاربران مي توانند محيطي را به وجود بياورند كه در آن، مخاطبان هم گيرنده اطلاعات باشند و هم بتوانند اطلاعات و اظهار نظرهاي خود را به ديگران منتقل كنند .در رسانه هاي سنتي نيز سبكهاي مشابه در حال ظهور هستند .خبرنگاري به همراه تفسير به عنوان خبرنگاري درباره خبرنگاري و با هدف ارايه خدمات ، تعريف مي شود .
خبرنگاري منبع باز
اينترنت ، ميليونها كارشناس و متخصص در امر اطلاع رساني را در يك ساختار ارتباطي به هم پيوند داده و يك محفل كاملا ايده ال را براي بهبود خبرنگاري به وجود مي آورد. اينترنت به واقع مرزهاي موجود در خبرنگاري را كم رنگ كرده و يك تعريف كلي تر از خبرنگاري را امكان پذير ساخته است. با توجه به سطوح فزاينده آموزش به ويژه در دموكراسيهاي غربي و رشد در جهت بازارهاي تخصصي تر، استفاده از كارشناسان اطلاعات لااقل به دشواري تامين آينده خبرنگاري نيست .امتيازات خبرنگاري منبع باز و البته معايب آن ، بايد مورد بررسي قرار گيرد .در مطالعه اي كه با شركت خبرنگاران شبكه اي هلندي در سال 1999 انجام شد، 69 درصد با اين نظر موافق بودند كه براي توقيف يك سايت خبري ، وجود يك رابط محاوره اي قوي با مخاطبين ضرورت دارد .
سايت هاي خبري كاملا محاوره اي
در خبرنگاري ، محاوره اي بودن بدان معني است كه فعاليت خبرنگاري بايد از يك اصل مهم در اين حرفه فاصله بگيرد: توزيع اطلاعات در يك قالب واحد صوت ، تصوير، متن. اين مساله ممكن است در خبرنگاري شبكه اي به وقوع نپيوندد، اما من معتقدم كه اين حيطه خاصي درحرفه رسانه اي است كه ما مي توانيم آن را براي اولين بار تجربه كنيم.
کیث لیتل، تکنیسین رایانه در ایالت مرکزی واشنگتن می گوید:« هر روز تعداد بیشتری از مشتریانش از او می خواهند برای حفظ حریم شخصی آن ها اقداماتی انجام دهد. او نیز رایانه های آنان را برای یافتن هر گونه برنامه شیطانی جستجو کرده، نرم افزارهای امنیتی در آن نصب می نماید. آنچه مردم را متعجب می کند، آن است که لیتل برنامه هایی را کشف می کند که برای جاسوسی در رایانه های شخصی، تعبیه شده اند. و تعجب آن ها بیشتر هم میشد اگر می دانستند نیمی از بیست رایانه ای که وی در هفته بازدید می کند، به چنین برنامه هایی آلوده هستند. »
عموما جاسوسی اینترنتی، به صورت کسب اطلاعات از طریق برنامه هایی معرفی می شود که از راه نصب نرم افزار ها و یا حین گردش افراد در محیط وب وارد کامپیوتر شخصی آن ها شده و تا زمانی که کاربر به شبکه جهانی وصل است، اطلاعاتی را که روی هارد دیسک او ذخیره شده است برای پایگاههای مطلوب خویش میفرستند.
اما این فقط یکی از انواع جاسوسی الکترونیکی است. نوعی که امروزه تقریبا همه ما آن را می شناسیم و برای جلوگیری از بروز چنین خبر چینی هایی، در کامپیوترهای خویش انواع فایروال ها و نرم افزارهای ضد جاسوسی را نصب می کنیم.
بررسی ایمیل های شخصی و سازمانی، گزارش عملکرد « وب گردی» ِ کاربران و سرویس دهی ارائه دهندگان خدمات اینترنتی به شرکت ها و سازمان های ذی نفع و به عبارت دیگر مشاهده دقیق عملکرد کاربران و سرویس دهندگان اینترنت به مالکان این دنیای شیشه ای از انواع دیگر این جاسوسی می باشند؛ جاسوسی هایی که کمتر بدان ها پرداخته شده است. چرا که در صورت پرداختن به این موضوع دیگر منافع یک شرکت و دو شرکت به خطر نمی افتد؛ اینجا منافع ملی یک یا دو دولت خاص به خطر می افتد؛ دولت هایی که در آرزوی فتح دنیای مجازی و حقیقی تک تک ما می باشند. مسلما اگر مشتریان کیث لیتل از چنین چیزی باخبر بودند حاضر نمی شدند حتی برای لحظه ای پا به عرصه اینترنت گذارند. اما مشکل آنجا است که اکثر ما از جاسوسی عظیمی که همزاد دنیای مجازی است، ناآگاهیم و در برابر طرح چنین اندیشه هایی خواهیم پرسید:« چگونه چنین مساله ای ممکن است؟ مگر نه اینکه اینترنت فضایی است که هیچ گونه مالکی ندارد و هیچ دولتی نمی تواند بر اعمال انسان های مجازی این دنیا نظارت و کنترل داشته باشد؟»
آنچه میخوانید مطالعه وضعیت امروز شبکه جهانی است. شاید پس از خواندن این نوشته پاسخی برای این سوال ها بیابیم.
همان طور که میدانید تشکیل اینترنت ابتکاری بود از سوی پنتاگون. جریان از این قرار بود که وزارت دفاع ایالت متحده آمریکا پس از آنکه شوروی سابق، سفینه Sputnik را به فضا فرستاد ، شبکه ای از ارتباطات را در اختیار پژوهشگران طرف قرار داد خود گذاشت تا آنان بتوانند پروژه های نظامی خود را با موفقیت به اتمام رسانند و بدین وسیله موجبات برتری همه جانبه آمریکا بر شوروی و سایر کشورهای رقیب را فراهم آورند.
این شبکه از سوی بنیاد ملی علوم ( NSF) ، در آمریکا تعمیم یافت و اندکی بعد نه تنها جامعه آمریکا بلکه تمامی جهان را نیز در بر گرفت؛ همین نهاد یعنی NSF تا اواسط دهه 1990 نقش عمده ای را در مدیریت منابع اینترنتی بر عهده داشت که با ظهور تجارت الکترونیک در اواسط دهه 1990 این بنیاد جای خویش را به وزارت بازرگانی آمریکا داد.
برای آنکه معنای مدیریت منابع اینترنتی را بهتر درک کنیم، لازم است توضیحی کوتاه راجع به ساختار منابع منابع اینترنتی آورده شود.
ساختار منابع اینترنتی بدان صورت است که هر دستگاه سخت افزاری( مانند رایانه شخصی) دارای یک هویت اینترنتی است که این هویت به صورت شماره اینترنتی منحصر به فرد تعریف می شود. شماره اینترنتی از چهار جزء ( - . - .- . -) تشکیل شده است که هر جزء عددی از 0 تا 255 می باشد. از آنجا که حفظ کردن تعداد زیادی شماره چهار جزیی کاری است تقریبا غیر ممکن، کاربران عادی معولا از نام دامنه اینترنتی استفاده می کنند. وقتی نام دامنه را در صفحه مرورگر تایپ می کنیم این نام به کارگزاری فرستاده می شود که کار آن ترجمه نام به شماره اینترنتی است و این شماره برای اتصال مقصد مورد نظر در اختیار شبکه قرار می گیرد. و از آنجا که نشانی هر دستگاه متصل به اینترنت باید به طور منحصر به فرد قابل شناسایی باشد، نوعی هماهنگی جهانی برای توزیع و حفاظت شماره ها و نام های اینترنتی لازم است. این هماهنگی همچنین شامل نظارت و مدیریت داده های تعدادی کارگزار مادر موسوم به کارگزاران ریشه می شود.
همان طور که گفته شد از اواسط دهه 1990، مدیریت این سه منبع یعنی شماره ها و دامنه های اینترنتی، و کارگزارهای ریشه به وزارت بازرگانی آمریکا سپرده شد. این وزارت در نوامبر سال 1998 تفاهم نامه ای را با یک شرکت خصوصی غیر انتفاعی در ایالت کالیفرنیا به نام ICANN به امضا رساند، و طی آن رسما راهبری و مدیریت اینترنت را مشروط به اینکه این شرکت ارتباط حقوقی خویش را با دولت آمریکا حفظ کند، به وی سپرد؛ مدیریتی که تا کنون با حفظ مصالح دولت آمریکا ادامه یافته است. تامین پایداری و امنیت شبکه اینترنت وتوزیع عادلانه منابع اینترنتی اهم اهداف این راهبری می باشند.
بر مبنای این اهداف، اختیارات و امکانات است که آیکن به راحتی می تواند تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شود کنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد. بنابراین دیگر جای تعجب نیست که بشنویم:« در یک سال حدود 24 ملیارد دلار در اثر جاسوسی ها اقتصادی نصیب دولت آمریکا می شود.» همچنین طبیعی به نظر می رسد که دولت آمریکا که حافظ امنیت جهانی است برای حفظ امنیت دو دنیای ما یعنی دنیای مجازی و حقیقی، دست به مختصری جاسوسی سیاسی بزند؛ چیزی که عملا پس از حادثه 11 سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید.
اما در مورد خود کارگزارهای ریشه بهتر است بدانیم امروز 13 کارگزار ریشه در جهان وجود دارد که از این تعداد ده کارگزار در خاک آمریکا قرار دارند، و سه تای دیگر در کشورهای انگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه قرار گرفته اند.
همچنین مرکز ثبت چهار دامنه اصلی یعنی com، net، org و biz شرکت های آمریکایی هستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنه info را دارد، بیشتر سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنه edu دامنه اختصاصی دانشگاههای آمریکا می باشد. در همین جا بد نیست به این موضوع اشاره کنم که در سالهای اخیر دادگاههای آمریکایی خود را تنها مرجع دعاوی حقوقی مربوط به این دامنه ها دانسته و حتی رای داوری های بین المللی را نقض کرده و شرکت های صاحب امیتاز دامنه های اصلی، رای دادگاه کشور متبوع خویش را به اجرا می گذارند که نمونه اخیر این موضوع را در مسدود کردن سایت های حزب الله لبنان مشاهده کردیم.
وقتی این جملات را مینویسم ناخودآگاه به یاد فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» جرج ارول می افتم؛ این فیلم نمایشگر حکومتی توتالیتر است که خود را در حکم برادر بزرگتر بشریت می داند و به بهانه حفظ نظم ، امنیت و جلوگیری از جنایت فکری از طریق رسانه های جدید تمام کردارهای جامعه حتی رفتارهای شخصی و خصوصی آنان را کنترل می کند. نکته جالب در این فیلم آن است که رسانه هایی که در « هزار و نهصد و هشتاد و چهار » به تصویر کشیده می شوند تلویزیون هایی دو طرفه هستند که علاوه بر انتقال پیام سران حزب حاکم به مردم، برای مشاهده اعمال اجتماع و نظارت بر کلیه تخلفات حزبی به کار می رود. امروزه اینترنت به خوبی نماد آن تلویزیون های دو طرفه می باشد که جهت جاسوسی های مدرن توسط حکومت ها به خدمت گرفته می شود.
پس از این حاشیه کوتاه اما ضروری باز می گردم به بحث اصلی خویش؛ تا این جا ظاهرا به این نتیجه رسیدیم که دولت ایالات متحده آمریکا عملا حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابع اینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های ریشه به خوبی این فرصت را دارد که از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع شود. دقت داشته باشید که آنچه خواندید فقط بخشی از ماجرا بود و اشاره نکردم به ماشین های جاسوسی که توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامی ای میل هایی که در سرتاسر جهان از طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نکردم به اینکه پر مخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولت آمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پر در آمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعه دولت آمریکاست و مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل بر روی یک دهکده اشغالی بنا شده است. از سوی دیگر اخبار حکایت از آن دارد که این شرکت از شرکت هایی است که بیشترین میزان جاسوسی اینترنتی را انجام می دهند. به راستی شما خواننده گرامی چه نتیجه ای از این دو مقدمه میگیرید؟
اینک پس از بیان این همه که شواهدی بودند بر اثبات مدعای اولیه که « جاسوسی های عمده و خطرناک دنیای الکترونیکی توسط صاحبان شبکه جهانی صورت می گیرد» تا چه حد جواب سوالهایمان را گرفته ایم؟ آیا به راستی اینترنت همان دنیایی است که علت اصلی پیدایش و گسترش آن، نظارت و کنترل دقیق کردار و رفتار جوامع بشری است؟
شاید جواب در آغاز ناامید کننده به نظر رسد اما حقیقت هیچ گاه یاس آور نیست؛ حقیقت برای اهل حق تلخ نیست؛ بلکه شیرین است هر چند با سختی مملو باشد.
اگر بپذیریم که دینای مجازی دنیایی است که برای تمام جوامع بشری به خصوص مسلمانان سر تا سر ناامنی و
مملو از بحران کنترل و جاسوسی می باشد، باز هم به اعتقاد من راه خلاصی بسیار روشن وجود دارد.
در وضع موجود بر این باورم که تنها راه نجات مبارزه است؛ مبارزه با نظم نوین جهانی که میخواهد همه چیز را در خویش ببلعد. نظمی که جاسوسی های حقیقی را پنهان می دارد و تنها آن هایی را که با حیات وی هیچ ارتباطی – ویا ارتباط کمی دارند – رسوا میکند.
به اعتقاد اینجانب تنها راه مبارزه برای پایان دادن به جاسوسی هایی که تا حد تهدید منافع ملی و دینی ما پیش رفته اند، جدا شدن از شبکه جهانی و تشکیل یک شبکه ملی در گام نخست و سپس گسترش پله ای این شبکه در میان ملت های مسلمان برای نیل به شبکه جهانی اسلام می باشد. در واقع لازم است که ما از شبکه جهانی فعلی جدا شده و تمام مراحلی را که مالکان آن شبکه پشت سر گذاردند طی کنیم؛ باشد که بتوانیم شبکه ای ایجاد کنیم که مالک آن مسلمانان باشند و مالک مسلمانان کیست به جز خدا؟
اینک به عنوان آخرین سخن از شما خواننده محترم می پرسم؛ آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که به مصداق آیه شریفه « یا ایها الذین آمنوا من یرتد عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه؛ اذلة علی المومنین، اعزة علی الکافرین؛ یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم»(4)، ما مسلمانان؛ ما خودی ها اختلافات درونی خویش را کنار گذاشته و در برابر جهان کفر قد علم کنیم و جهانی بسازیم سر تا سر امنیت، صلح و آزادی؛ جهانی که نه بر پایه نظم نوین بلکه برای پایه نظم مبتنی بر تقوا استوار باشد؟
خبرگزاري فارس: در آينده و در بازار پيام، علاوه بر ارتباط گر و ارتباط گير، عنصر سومي به نام جستجو گر خواهيم داشت . علاوه بر اين، ديگر مخاطب به شكل انبوه نبوده بلكه هر آدمي حسب خصايص و نيازهاي ارتباطي كه دارد، مي تواند مخاطب لحظه اي انبوهي از پيامهاي بازار پيام باشد. مثلاً ممكن است يك خانم فيزيكدان در يك لحظه مخاطب يك برنامه علمي فيزيك باشد ودر لحظه اي ديگر چون منتظر فرزندي است با يك خانم كم سواد هندي مشتركا مخاطب برنامه مربوط به نگهداري كودك باشد

بنده، حضور خانواده دو شهيد ارتباطات را خير مقدم گفته و يادشان را گرامي ميدارم و بدانيد كه ما معلمان ارتباطات همه اينها را عزيز مي داريم.
بحثي كه بنده ميخواهم ارائه دهم عنوانش "بازار پيام، عصر، پس از دهكده جهاني" است .روزگاري كه ما داريم در آن سير ميكنيم، عصري است كه در حدود سال 1964 يك آدم بسيار هوشمند، يك انديشمند كانادايي بنام "مارشال مك لوهان" آن را پيشبيني كرد و گفت حدود 50 سال بعد شرايط ارتباطي جديدي در جهان شكل خواهد گرفت كه جهان را مشابه يك دهكده جهاني خواهد كرد. اين بحثي كه من امروز ارائه ميدهم بحث پس از دهكده جهاني است كه فكر ميكنم سي سال ديگر اتفاق خواهد افتاد. در آن موقع دهكده جهاني به پايان خواهد رسيد و دوران جديدي آغاز خواهد شد.
اين بحث را اولين بار در سال 2001 در بوداپست، ارائه كردم، سال 2003 در مادريد و 2005 در اجلاس سران در تونس ارائه شد. در اين فاصله متن آن در نسخه انگليسي و عربي مجله گلوبال مديا ژورنال منتشر شد و نسخه فارسي آن هم در جلد سوم كتاب "ايران در چهار كهكشان ارتباطي" ظرف چند هفته آينده منتشر مي شود.
بحث را با نگاهي به نظر يكي از انديشمندان معاصر ارتباطات آغاز مي كنم كه تغييرات ارتباطات بين الملل در طول تاريخ را در سه مدل دنبال كرده است:
1 - نظام خبر چند حلقهاي غير متمركز
2 - نظام چند حلقهاي متمركز از اروپا
3 - نظام چند حلقهاي متمركز از آمريكا
به تعبير آقاي "ساوني" در قرن سيزدهم ميلادي، ارتباطات بينالملل بصورت يك نظام هشت حلقه اي بيضي مانند بود. بينالنهرين و ايران در يكي از اين حلقهها جاي گرفته بود.
ادامه مطلب
پيش از اختراع تلويزيون، راديو به عنوان وسيله سرگرم كننده، خانه ها و محل كار بسيارى از مردم را بدون جنگ و خونريزى تسخير كرده بود. اما با آمدن تلويزيون- كه علاوه بر صدا تصوير هم داشت- كمى از رونق راديو كاسته شد ولى به هيچ وجه هنوز صحبت از انقراض آن نيست. تلويزيون اكنون جزيى از لوازم ضرورى زندگى است و ممكن است منزلى پيدا نكنيم كه نوعى تلويزيون، كوچك يا بزرگ، سياه و سفيد يا رنگى نداشته باشد. اما بزرگترين اشكال اين دو رسانه جمعى اين است كه آنچه بيننده مى خواهد از آن پخش نمى شود بلكه آنچه به نظر صاحبان و گردانندگان آن جالب يا لازم است روى آنتن مى رود و اين روزها هم كه به حد تنفرانگيزى در اول، وسط و آخر برنامه هاى چندان جذاب و سرگرم كننده، آگهى هاى بازرگانى ناشيانه، مزاحم و بيش از حد تكرارى گنجانده مى شود. شايد فلسفه ساخت ضبط و پخش هاى نوار، ويديوهاى معمولى و ديجيتالى و همچنين ابزارى موسوم به تى وو TiVo هم همين بوده است كه مردم از ميان آثار هنرى و سرگرم كننده، آثار مورد علاقه خود را انتخاب كرده و در منزل، خودرو و در بعضى شرايط در محل كار از آن لذت ببرند. از دهه ۱۹۸۰ با توليد انبوه كامپيوترها و كوچك شدن در حدى كه امكان استفاده از آن در منازل و دفاتر كار فراهم آمد وسيله ديگرى به جمع رسانه ها اضافه شد چون كامپيوتر از طريق خطوط تلفن و به وسيله اينترنت علاوه بر رد و بدل كردن صدا و تصوير، متن را نيز به طور همزمان انتقال مى داد از اين رو نام چندرسانه اى را به خود گرفت. اكنون اين وسيله به محل ذخيره متن، عكس، موسيقى، فيلم سينمايى، تصاوير ويديويى و شوهاى تلويزيونى تبديل شده و روز به روز وسايلى مثل راديو، تلويزيون، ويديوهاى ديجيتالى، گيرنده هاى امواج ماهواره اى و غيره در يك كامپيوتر جمع شده اند. هر كسى به تناسب نياز و درآمدش كامپيوترى تهيه مى كند كه مى تواند به هر يك از ابزارهاى نامبرده مخبر شود. تيم ناتك مقاله اى را در ۲۱ آوريل (اول ارديبهشت ۱۳۸۴) در نيويورك تايمز اينترنتى منتشر كرد كه به نسل جديد كامپيوترها و نقش آن به عنوان وسيله سرگرم كننده پرداخته است. اين مقاله به خواننده كمك مى كند تا با مفاهيم و وسايل جديد در حوزه وسايل سرگرم كننده مربوط به كامپيوتر آشنا شود. خلاصه اين مقاله از اين قرار است:
در حال حاضر كامپيوترهايى كه در منازل و دفاتر كار مردم در سرتاسر دنيا در حال كار كردن هستند سرعت پردازش و حافظه كافى براى نيازهاى واقعى مردم ندارند فايل هاى حجيم تصاوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى براى اجرا نياز به پردازنده هاى پرسرعت دارند و اگر قرار باشد مردم به راحتى بتوانند اين فايل ها را در جايى امن ذخيره كنند و هر وقت خواستند احضار كنند نياز به حافظه بسيار زياد است. به هرحال در چند سال گذشته سى دى ها و دى وى دى ها نشان داده اند كه خيلى قابل اعتماد نيستند و ممكن است بعد از دو يا سه سال محتويات آن غيرقابل استفاده شود (به اصطلاح باز نشود) سازندگان و تامين كنندگان اينگونه ابزارها نيز نياز بازار را دريافته اند و اكنون نسل جديدى از كامپيوترها در راهند كه دو ويژگى بسيار مهم دارند. يكى آنكه سرعت پردازش بالا و حافظه بسيار زياد براى ضبط، ذخيره و نگهدارى فايل هاى بسيار بزرگ دارند و ويژگى دوم و مهمتر آن اين است كه مى توان اين كامپيوترها را به صفحه نمايش هاى بزرگ معروف به «وضوح بالا» يا high-definition و بلندگوهاى بسيار قوى وصل كرد و از طريق «كنترل راه دور يا همان ريموت» به سادگى فشردن چند دكمه از فايل هاى مورد علاقه- عكس، تصوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى- لذت برد .
ادامه مطلب
|
|
|
جامعه مدنی
جامعه مدنى را بيشتر از همه هگل (فيلسوف آلمانى) به كار گرفت. اين واژه بار معنايى خاص خود را نزد هگل داشت كه گوياى خودمحورى مدرنيته در قرن نوزدهم بود. جوامع بشرى قبل از دوران مدرن، مدنيت بارز نداشتند. دوره اساطيرى، مذهبى و عقلى در ديدگاه هگل مبانى تفاوت دوران هاى بشرى بود. به تعبير فرانسيسكو فوكوياما هگل دوران عقلى بشر را به نوعى انجام تاريخ مى دانست كه عقل در انسان به خودآگاهى مى رسد و جامعه غربى معاصر بستر اين رخداد دوران ساز است. با چنين ديدى مدنيت انسان در غرب مفهوم پيدا مى كند و جامعه مدنى جلوه ويژه اين تكامل است كه در غرب رخ داده و جامعه مدنى شكل گرفته، كمك كرده تا انسان و دولت غربى به رشد باورى مطلوب رهنمون شوند. در اين ديدگاه غرب محور، جامعه مدنى درون پارادايم مدرنيته شكل مى گيرد. طرح اين واژه دوكلمه اى بعدها به عنوان «جامعه مدنى» كه حوزه خصوصى را از حوزه دولت جدا مى كند، به كار گرفته شد و در تعريف بنيادين و تاريخى آن ميان اكثر انديشمندان غربى اختلافى وجود نداشت. حتى در نزد كارل ماركس جامعه مدنى در مدل بورژوازى ارزيابى مى شود و در خدمت منافع سرمايه دارى عمل مى كند. در اين تعريف جامعه مدنى حوزه خصوصى را از حوزه دولت جدا كرده و شامل نهادها و اصناف مى شد هر چند برخى از تعاريف احزاب سياسى را در درون جامعه مدنى قرار مى دادند. به هر حال متفكران غربى با گرايشات متفاوت از جامعه مدنى سخن گفته اند. نقد و بررسى جامعه مدنى در غرب، بحث هاى درازدامن و مفيد را باعث شده كه به آسيب شناسى جامعه مدنى يارى رسانده است. در ميان انديشمندان چپ آنتونيو گرامشى از جامعه مدنى قوى در غرب سخن گفته و نسبت به اقتدار و تفكيك جامعه مدنى از دولت در غرب اصرار داشت و جامعه مدنى در شرق را ضعيف و ژلاتينى دانسته است. آنتونيو گرامشى ويژگى مهمى براى جامعه مدنى قائل بود و آن اين بود كه جامعه مدنى مى تواند مستقل از دولت، منافع اقشار فقير را تامين كند. بعدها در ميان انديشمندان مكتب فرانكفورت اين امتياز و ويژگى جامعه مدنى مورد نقد قرار گرفت و جامعه مدنى در پرتو جوامع مديريت شده تابعى از قدرت حاكمان به شمار آمد كه دولت و افكار عمومى را به شكل پيچيده اى از طريق صنعت رسانه در خدمت خود قرار داده و در عمل حوزه خصوصى و حوزه عمومى (جامعه مدنى) و دولت را در اختيار مى گيرند. كتاب معروف ديالكتيك عصر روشنگرى (آدورنو و هوركهايمر) در اين باره سخن به تفصيل گفته و در حقيقت نقد ديدگاه خوشبينانه گرامشى درباره جامعه مدنى است. در راستاى نقد جامعه مدنى از نگاه انديشمندان چپ در عمل جامعه مدنى بيشتر با جامعه سرمايه دارى مساوى شد و در نقد و بررسى آنان جامعه مدنى مفهوم مثبتى نيافت. با اين حال مفهوم جامعه مدنى در غرب نمى تواند تنها از منظر ديدگاه چپ مورد بررسى و نقد قرار بگيرد، بلكه مى بايد از نقش مثبت و منفى جامعه مدنى توامان سخن گفت. به هر حال اينكه جامعه مدنى محصول جامعه سرمايه دارى است سخن قابل مناقشه اى است.
• جامعه مدنى و انديشه سياسى
جامعه مدنى در انديشه سياسى انديشمندان ليبرال از منظر تفكيك آن از حوزه دولت و حوزه خصوصى مورد توجه قرار مى گيرد و بر اين استقلال تا حد زيادى اصرار مى شود. بايستى توجه داشت كه جامعه مدنى داراى وجوه مستقلى از عرصه دولت و عرصه خصوصى است. اما دولت ها مدام در اين عرصه وارد شده و كنترل خود را بر آن اعمال مى كنند. از طرفى جامعه مدنى عرصه ورود به دولت يا كنترل بر آن قلمداد مى شود، همچنين عرصه اى كه مى تواند بر زندگى خصوصى انسان ها نيز تاثير گذارد. انديشمندان ليبرال جامعه مدنى را عرصه تامين اقتدار و كنترل بر دولت ها مى دانند.
• تفكيك عرصه ها و جامعه مدنى
جامعه مدنى در حوزه عمومى تعريف مى شود. دولت و احزاب سياسى از جامعه مدنى تفكيك مى شوند و احزاب در جامعه سياسى و نهادهاى مدنى، صنفى و فرهنگى در جامعه مدنى قرار مى گيرند.
ادامه مطلب
پروفسور سيدحميد مولانا استاد و مدير گروه ارتباطات بين المللي دانشگاه آمريكن در واشينگتن از سرشناس ترين متخصصان اين رشته است و اكنون چند دهه است كه تحليل ها و آثار دقيق و موشكافانه او بسياري از عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين حوزه را در نورديده و تقريبا در تمامي آنها با گشودن مرزهاي نوين و افق هاي فكري جديد، پيشرفت هاي چشمگيري را موجب شده است. پروفسور مولانا به وضعيت دانش ارتباطات بين الملل و از آن رهگذر نسبت به وضع كنوني دنياي مدرن كه در فرايندي به نام جهاني شدن سعي در تحميل اقتضائات و ارزش هاي خود به تمامي جهان دارد، انتقادهاي فراواني را وارد مي داند و عقيده دارد تمامي اين حوزه هاي اين دانش و انديشه را بايد با توجه به برخي الگوهاي متعالي واسازي كرد. بعلاوه مولانا در آثار خود هرگز از ارزيابي انتقادي سياست بين الملل خصوصا نگرش قدرت هاي مسلط غافل نبوده است و مقالات هفتگي او در روزنامه كيهان كه عمدتا به نقد سياست هاي رياكارانه غرب- خصوصا آمريكا- و بازشكافي بنيادهاي تاريخي- نظري امپرياليسم غربي مي پردازد، شاهدي روشن بر اين مدعاست. احتمالا به همين دليل است كه پروفسور «جرج شربند» رئيس دانشكده ارتباطات دانشگاه پنسيلوانيا ورود او به رشته ارتباطات را در سال هاي دهه 1960 «رويدادي تحول برانگيز» مي داند و از آثار انتقادي او به عنوان پلي ميان شرق و غرب ياد مي كند.
گفت وگوي حاضر جنبه هايي از ديدگاه پروفسور مولانا را در باب «فلسفه ارتباطات» پيش روي خواننده علاقمند مي نهد.
ادامه مطلب
• كلبه هاى الكترونيك
اطلاعات بايد توليد شود و اطلاعات توليد شده نيازمند جريان خواهد بود. جريان هر پديده و علتى همواره خواهان قانونى منسجم و كاربردى است تا نيازهاى بنيادين فرآيند توليد و انتشار و دريافت اطلاعات را در مسيرى صحيح و مطلوب رهنمون كند. اين پروسه در صورتى كه هم جهت با اصول مورد احترام ملت ها جريان پذيرد منجر به بروز فاكتورهايى خواهد شد كه بنيانگذار دهكده جهانى هزاره سوم است. شاخص هايى كه همواره در تغيير رويكرد جهانى شدن ابزارهاى ارتباطى و رسانه اى بشر در نيل به آرمان هاى گذر از مرزهاى جغرافيايى، نقش بسزايى داشته اند. همان طور كه در بخش هاى قبلى مطلب عنوان شد، جهانى شدن و جهانى سازى (Globalization) با اتكا به احترام به اصول انسانى و عقايد و ايدئولوژى هاى كشورهاى مختلف جهان در چارچوب برنامه اى منسجم كه تنها در جهت تسريع و سهولت در ارتباطات و فناورى اطلاعات صورت گيرد امكان پذير است و مقابله افكار و عقايد ملل در جهت يكى شدن روش ها و محكوم كردن ملت ها بر روشى نوين كه ساخته و پرداخته غرب يا شرق قلمداد شود، نمى تواند به اين مفهوم تلقى شود. به همين خاطر، شكل گيرى اكثر پيمان ها و اتحاديه هاى بين المللى با تكيه بر ساختارهايى استوار است كه اين شاخص ها در جهت ارتباط سريع و صحيح كشورها با يكديگر شكل مى گيرد و تعريف پروتكل هاى همكارى فى مابين قبل از امضاى نهايى قراردادها و شكل گيرى نهادهاى بين المللى، در حقيقت روش اجرايى منطقى را استنتاج مى كند كه فرآيند كلى آن، بنيانگذارى كاركردهاى ارتباطى منسجم و پويا است. كلبه هاى الكترونيك را نيز بايد به مثابه منطقى براى توسعه آرمان هاى ارتباطى بشر هزاره تصور كرد كه خانواده هاى الكترونيكى در نهاد آن پرورش مى يابد. پروتكل هاى الكترونيكى در درون نهادى سازمان يافته و قانونمند مانند كلبه هاى الكترونيك، در آينده نه چندان دور فضاى سايبر را بر روى تلويزيون هاى شخصى به تصوير خواهند كشاند و تصويرى نوين از فناورى اطلاعات را به جهانيان عرضه خواهند كرد. آيا كناره گيرى و حذف خانواده هاى هسته اى و توده اى موج دوم با بروز غول آساى ابزارهاى پيشرفته ارتباطى در بطن نهادهاى الكترونيكى خالص و بى روح، عملى خواهد شد؟ فرآيند قانونمند كردن فعاليت هاى كلبه هاى الكترونيكى چگونه خواهد بود؟ فعلاً پاسخى براى پرسش هاى فوق غيرعلمى و غيرممكن به نظر مى رسد و نيازمند صبرى است كه همواره رشد تكنولوژى در دهه هاى پايانى هزاره دوم، آن را كاهش داده است. اينكه كلبه هاى الكترونيك و خانواده هاى الكترونيك در بطن آن را به عنوان مهمترين شاخص هاى عينى رشد كوانتومى فناورى اطلاعات بدانيم و بناميم، اين مهم برمى گردد به نوع برداشت ما از بنيان هايى كه زمينه ساز بروز و توسعه همه جانبه در پروسه اى طى شده است. هر اندازه اين برداشت مختلف و فاكتورهاى برداشتى ما متنوع و گسترده باشد و طيف وسيع و حتى مشخصى از كاركردهاى موثر در شكل گيرى ابزارهاى جهان اطلاعاتى دربر داشته باشد، باز هم توجه به اين نكته ضرورى خواهد بود كه پديد آمدن مكان هاى كوچك ارتباطى قوى و مشتمل بر سيگنال ها و امواج هاى غيرخطى مخابراتى و ماهواره اى و تربيت انسان هايى با شاخص هايى متفاوت با محورهاى سنتى قبل در نهاد آنچه امروزه به آن كلبه هاى الكترونيك مى گوييم، اجتناب ناپذ



