تبليغاتX
New Page 1 New Page 1 ارتباطات

دكتر حسين كاجي: پرسش ما اين است كه چه نسبتي ميان فلسفه تكنولوژي و فلسفه رسانه وجود دارد.
 
 آيا اين دو شاخه معرفتي را كه عمر چنداني هم ندارند مي‌توان در يك رده گنجانيد يا اينكه حضور آنها در يك دسته، امري متكلفانه است و بايد آنها را به‌صورت مستقل مورد توجه قرار داد؟ اين پرسشي است كه با توجه به آنكه هم فلسفه تكنولوژي و هم فلسفه رسانه در آغاز فعاليت جدي خود هستند بايد به‌صورت تخصصي مورد توجه قرار گيرند. مي‌گويند براي نخستين بار اين ارنست كپ، معمار و پژوهشگر آلماني- آمريكايي بود كه در كتابي با عنوان «مباني فلسفه تكنيك» كه در سال 1877 نگاشت از عنوان فلسفه تكنيك يا فلسفه تكنولوژي سخن به ميان آورد. با اين همه اين شاخه به‌صورت جدي با كار مارتين هيدگر با عنوان پرسش از تكنولوژي به‌صورت رشته‌اي مدون پا به عرصه وجود گذاشت.

 اگر فلسفه تكنولوژي با مباني نظري تكنولوژي و سرشت تكنولوژي و نسبت آن با فرهنگ و اجتماع و اخلاق سروكار دارد اين هيدگر است كه در اين رساله و همچنين مقاله عصر تصوير جهان به اين موضوع نزديك مي‌شود. در اين ميان مي‌گويند نخستين اثر مدون در فضاي فكر انگلوساكسون در مورد فلسفه تكنولوژي كتاب «تكنيك و پراكسيس» آيدي است كه اين اثر در سال 1976 نگاشته شده است؛ يعني عمر اين شاخه معرفتي بيش از 35 سال در حوزه فلسفه تحليلي نيست. با نظري كوتاه درمي‌يابيم كه اين عمر، بسيار كوتاه‌تر از ديگر معارف مرتبه دوم در فلسفه تحليلي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 2 آبان1388 و ساعت 14:25 |

 با توجه به پيام نوروزي حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز سال نو، و همچنين اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، علت این نامگذاری را زمانی در می یابیم که :

1-  ميزان مصرف در ایران را با کشور های دیگر مورد مطالعه ، مقايسه و بررسی قرار دهیم .

2- و از طرفي نحوه ترويج و اصلاح الگوي مصرف را به صورت يک  تحقيق کاربردي در ايران ، مورد بررسي قرار دهيم .

1.     گزارش مقايسه اي

·        مصرف آب

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود. دکتر داوودى معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ايرانى‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

·        مصرف نان

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بیش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طی پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاری این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طی 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان ، میزان یارانه پرداختی به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.

·        مصرف انرژي( برق ، گاز ، بنزين ...)

برق : از نظر مصرف برق ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت سالیانه يارانه‌ 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر می گیرد.

براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می‌باشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5  برابر مصرف سرانه كشوري مانند  اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .

گاز :تبريزي  مديرعامل سابق شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ایران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه این روند در سال هاي آينده  ایران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته  134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی تعلق داده است.

بنزين : بر اساس  گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف ‌گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در  كشورهاي دیگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.هر 10  سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می‌تواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.

در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر می رسد.

·        مصرف شکر ، روغن و ميوه

سرانه مصرف شکر در ایران  29 کیلو گرم است در حالی که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم می باشد . و نیز تحقیقات کارشناسان نشان می دهد ایرانی ها ۳۰ درصد بیشتر از میانگین جهانی روغن مصرف می کنند و  همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانی است.

 همانطور که مشاهده می کنیم  مقایسه ميزان مصرف در بخش های مختلف با ساير كشورها ، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالبتر اینجاست که سالیانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.

  2 – تحقيق کاربردي

نتايج نظرسنجي كه مركز تحقيقات سازمان از مردم تهران درباره اسراف و اصلاح الگوي مصرف نموده است. به شرح خلاصه ذيل مي باشد:

 1-   در اين نظرسنجي مردم تهران معتقدند :

·        1/97 درصد معتقدند مصرف بي رويه وجود دارد .

·        1/92 درصد تلاش براي مقابله با اسراف را در حد «زياد و خيلي زياد» لازم مي دانند.

(هر پاسخگو مجاز به به بيش از يك پاسخ بوده است)

 2-   مردم تهران درخصوص بهترين روش هاي جلوگيري از مصرف بي رويه:

 ·        9/80 درصد «فرهنگ سازي»

·        2/23 درصد «جريمه پر مصرف ها» را پيشنهاد كرده اند.

(هر پاسخگو مجاز به به بيش از يك پاسخ بوده است)

 3-   از نظر مردم تهران مهمترين دلايل اسراف:

 ·        «نداشتن آگهي» (9/22 درصد)،

·        «نداشتن فرهنگ مصرف» (6/17 درصد)

·        «بي توجهي به عدم مسئوليت پذيري» (6/12 درصد) مطرح شده است.

 4-   بيشترين موارد اسراف در جامعه از ديد مردم تهران به ترتيب:

·        در نان (2/77 درصد)

·        آب (9/76 درصد)

·        برق (2/72 درصد)

·        لوازم آرايش (6/63 درصد)

·        مواد غذايي (7/62 درصد)است.

(هر پاسخگو مجاز به به بيش از يك پاسخ بوده است)

5-   از نظر مردم تهران موارد مصرف بي رويه در :

·        عروسي ها (2/92 درصد)

·        مهماني ها (5/86 درصد)

·        مراسم ترحيم (6/75 درصد)

·        وليمه هاي زيارتي (6/73 درصد) است.

 (هر پاسخگو مجاز به به بيش از يك پاسخ بوده است)

 6-   مهمترين عوامل بروز اسراف در جامعه از ديدگاه مردم تهران:

·        چشم و هم چشمي (8/92 درصد)

·        خودنمايي (7/89 درصد)

·        تجمل گرايي و مدگرايي (3/89 درصد)

·        و آگاهي نداشتن (4/86 درصد) مطرح شده است.

(هر پاسخگو مجاز به به بيش از يك پاسخ بوده است)

 7-   راه هاي پيشنهادي مردم تهران براي مقابله با اسراف عبارتند از :

·        فرهنگ سازي (2/30 درصد)،

·        آموزش مصرف صحيح به مردم (4/18 درصد)،

·        اطلاع رساني (8/7 درصد)

 8-   مهم ترين اقدامات ضروري رسانه ملي (صدا و سيما) از نظر مردم تهران براي مقابله با مصرف بي رويه:

·        تبليغات صحيح 4/44 درصد.

·        برنامه سازي و آموزش 5/21 درصد.

·        فرهنگ سازي 4/15 درصد.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در دوشنبه 3 فروردین1388 و ساعت 9:50 |
 
منبع: فصلنامه عمليات رواني، شماره 10 (نويسنده: حسين محمدي نجم )
از آنجايي كه آنچه درباره خود مي‌شنويم غالباً بر آنچه در مورد خودمان انجام مي‌دهيم تأثيرگذار است، رسانه‌هاي جهاني امروز نقش و جايگاه بي‌سابقه‌اي در كنترل و هدايت افكار عمومي يافته‌اند. پيشينه به نسبت طولاني تكنيكهاي روزنامه‌نگاري براي ترغيب مخاطبان به اتخاذ مواضع و ديدگاههاي مورد نظر و نيز كمك روزافزون فناوريهاي نوين ارتباطاتي براي اجراي طرحهاي پيچيده تبليغات رواني، ترديدي باقي نمي‌گذارد. آنچه عموماً در رسانه‌هاي غربي مي‌بينيم مناظري مجازي‌اند كه گاه با دنياي واقعيت به كلي متفاوت‌اند. بنابراين، آشنايي هر چند ابتدايي با تكنيكهاي مورد بحث، ضرورتي است كه براي هيچ يك از ما (مخاطبان خودآگاه يا ناخودآگاه اين رسانه) گريزي از آن نيست.
مقدمه
در كشوري مانند امريكا، رسانه‌هاي خبري ـ تحت نفوذ و مالكيت شركتهاي غول‌پيكر اقتصادي ـ در انتقال و تفسير اخبار، عمدتاً منعكس‌كننده ايدئولوژي طبقه حاكم جامعه‌اند. در عين حال، رسانه‌ها گاه اين تصور را برمي‌انگيزانند كه آزاد و مستقل بوده، قادر به ارائه گزارشهاي متعادل و تفسيرهاي منطقي‌اند. اما اين تضاد و دوگانگي چگونه توجيه‌پذير است؟ صاحب‌نظران صنعت رسانه ادعا مي‌كنند كه به سبب اشتباهات عادي و مشكلات تهيه هر روز خبر (مانند زمان، ضرب‌العجل‏، محدوديتهاي بودجه و معضل تبديل كردن يك ماجراي پيچيده به يك گزارش فشرده) خطاهاي گاه و بي‌گاه در ارائه گزارشهاي خبري اجتناب‌ناپذير است. علاوه بر اين، هيچ نوع سيستم ارتباطاتي‌ وجود ندارد كه بتواند هر آنچه را كه مي‌خواهد، گزارش كند؛ بنابراين عملكرد گزينشي ضرورت مي‌يابد.
بي‌ترديد اين فشارها و مشكلات وجود داشته و اشتباهات غيرعمدي اتفاق مي‌افتد، اما آيا به واقع مي‌توان عملكرد تمامي رسانه‌ها را تحت تأثير آنها دانست؟ امروز بر كسي پوشيده نيست كه رسانه‌ها گزينشي عمل مي‌كنند، اما چه اصولي در اين عملكرد گزينشي دخالت دارند؟ روش امروز رسانه‌هاي بازارمحور، بي‌دليل به سمت و سويي خاص متمايل نمي‌شود، بلكه غالباً مسير ثابتي را مي‌پيمايد كه مديريت را بر نيروي كار، طبقه قدرتمند را بر اقشار كم‌درآمد، مقامات رسمي را بر جمعيت ناراضي، خصوصي‌سازي و اصلاحات بازار آزاد را بر توسعه بخش عمومي و سلطه امريكا را بر انقلابهاي مردمي و تغييرات اجتماعي جهان سوم، رجحان و برتري مي‌بخشد. به منظور آشنايي خوانندگان با پاره‌اي از اين تكنيكها به اختصار به آنها مي‌پردازيم.
 
حذف و انكار
برخي منتقدان معتقدند كه مطبوعات ذاتاً پر هياهو، جنجالي و احساس برانگيزند، اما حقيقت اين است كه در بسياري موارد آنها را بي‌صدا، خنثي و محافظه‌كار مي‌يابيم. شايد بدين سبب كه كناره‌گيري زيركانه از برخي وقايع، ايمن‌تر از جنجالي عمل كردن است (ميشل پرنتي( ) ص 2ـ3). چه بسيار ماجراهاي هيجان‌انگيزي كه ـ برخلاف حوادث معمولي اما جنجالي شده ـ كمتر به آنها توجه مي‌شود و چه بسيار رخدادهايي كه نه تنها جزئيات اصلي بلكه كل ماجرا ناديده گرفته مي‌شود، حتي آنهايي كه اهميت‌شان انكارناپذير است. براي مثال بعيد است، گزارشهايي كه عملكرد نظام امنيت ملي امريكا را مورد سؤال قرار دهند، اجازه انتشار يابند. بنابراين عجيب نيست كه از اقدامات به اصطلاح سركوب‌گرانه كشورهاي سركش فراوان بشنويم، اما موارد متعدد قتل و شكنجه مردم جهان سوم به دست نيروهاي تحت حمايت امريكا و ديگر جنايات نظام امنيت ملي اين كشور كمتر در رسانه‌هاي عمومي منعكس شوند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در یکشنبه 23 مهر1385 و ساعت 22:6 |

 

وبلاگ‏ها عرصه‏اي ايمن نيستند و مخاطرات خاص خود را دارند. برخي از اين مخاطرات از شرايط خاص وبلاگي بر مي‏خيزد. يكي از اين اشكال تهديدها، سرقت وبلاگي است.

 دكتر عباس کاظمي در وبلاگ "جامعه شناسي و زندگي روزمره در ايران" به نشاني http://kazemia.persianblog.com نوشته است: بيش از يك ميليون وبلاگ در كشور وجود دارد، برخي از وبلاگ نويس‏ها شهرونداني‏اند كه جديدا تابعيت فضاي مجازي را پذيرفتند و برخي براي شهروند شدن در فضاي وبلاگي براي اينكه محتواي وبلاگ خود را پركنند و از طريق سرقت محتواي وبلاگهاي شناخته‏شده تر براي خود اعتبار كسب كنند دست به هرنوع كاري و از جمله سرقت مطالب ديگران مي‏زنند.

شهروندان وبلاگي! ما همه درمعرض تهديديم. خانه‏ها و محيط كار ما درب و ديوار مشخصي ندارد. شبانه‏روز افراد مي‏توانند وارد آن شوند و مطالب را كپي و بدون رفرنس در وبلاگ تازه تاسيس خود يا در جزوه‏هاي درسي يا حتي روزنامه‏ها و ساير سايت‌ها قرار دهند. در چنين شرايطي وجود قوانيني كه از شهروندان مجازي در حيطه‌ي توليد محتوي حمايت كند ضروري به نظر مي‏رسد. جداي از ضرورت تدوين قوانين صيانت از محتواي وبلاگها، وبلاگ‌نويس‌ها با تشكيل شبكه‏اي وبلاگي، عملكرد وبلاگ خاطي را سريعا منتشر و از اين طريق نوعي رسوم اخلاقي مجازي(Morals Virtual) را پديد آورند.

يكي از كارهايي كه يك وبلاگ نويس حرفه‏اي بايد هر ماه انجام دهد، جست‏وجوي اينترنتي مطالب خود در گوگول است، تا از اين طريق محتواي خود را در ساير وبلاگ‌ها رديابي كند تا در وبلاگ‌هايي كه مطالب او را بدون رفرنس گذاشته‏اند، تذكرات لازم را بنويسد و درصورت عدم رعايت قواعد اخلاقي آن را در وبلاگ خود معرفي كند تا همه دوستاني كه به او لينك داده‏اند نيز شهروند مجازي خاطي را معرفي كنند. درست است كه به بيان دوركيم در اينجا هدف ترميم و پرورش فرد خاطي است، اما حداقلي از افكار عمومي و وجدان جمعي براي تنبيه خاطي ضرورت دارد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده توسط ژاله عینی در یکشنبه 16 مهر1385 و ساعت 20:6 |

دكتر كاظم معتمدنژاد

بازانديشى نقش اجتماعى وسايل ارتباط جمعى

بررسى انتقادى درباره نقشها و كاركردهاى اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، در شرايط كنونى جامعه ايران، از چند جهت حائز اهميت ويژه است. شناخت وظايف ارتباطات جمعى، پيش از هر چيز در آموزش تخصصى روزنامه‏نگاران و همچنين ساير ارتباطگران كه براى تهيه، توليد، انتقال و پخش پيامهاى ارتباطى آماده مى‏شوند، ضرورت دارد. معرفى دقيق و جامع نقشها و وظايف اجتماعى مذكور، در دوره تحصيلات دانشگاهى دانشجويان روزنامه‏نگارى و ساير رشته‏هاى ارتباطى، به آنان امكان مى‏دهد كه با درك چگونگى تحول و توسعه وسايل ارتباط جمعى در جهان و ايران و توجه به شرايط تاريخى و مشخصات سياسى و اجتماعى و فرهنگى جوامع معاصر، براى خدمت در هيأتهاى تحريريه مطبوعات و خبرگزاريها و بخشهاى خبرى راديوها و تلويزيونها و همچنين دفاتر روابط عمومى مؤسسات دولتى و خصوصى آمادگى پيدا كنند و آرمانها و هدفهاى كلى حرفه‏اى خود را در راه مصالح و منافع عمومى كشور، به تحقق برسانند.
آگاهى صحيح به كاركردهاى واقعى مطبوعات، راديو و تلويزيون و همچنين سينما، براى سياست‏گذاران و برنامه‏ريزان مملكتى نيز بسيار سودمند است. زيرا در صورتى كه مسؤولان مختلف مملكتى به قدرتهاى بالقوه و بالفعل وسايل ارتباط جمعى وقوف كامل داشته باشند، مى‏توانند در تصميم‏گيريهاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى خويش در مورد مسائل مملكتى و همچنين برنامه‏ريزى براى توسعه و پيشرفت كشور، از آنها به‏طور شايسته بهره بگيرند و از دست‏زدن به بهره‏برداريهاى نامناسب در اين زمينه، كه معمولاً باعث محدوديت فعاليت مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعى و يا استفاده تبليغاتى افراطى از آنها مى‏گردد، خوددارى كنند.
بازنگرى وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى و معرفى درست كاربردها و عملكردهاى آنها در سطح عمومى جامعه نيز آثار مثبت فراوانى پديد مى‏آورد. شناخت واقعى و عينى نقشها و تأثيرگذاريهاى مطبوعات و راديو و تلويزيون و سينما و ساير وسايل ارتباطى نوين، سبب بيدارى افكار عمومى و جلب توجه هرچه بيشتر مردم به بهبود شرايط زندگى دسته‏جمعى مى‏گردد و علاقه آنان را به مشاركت در امور مملكتى و كمك به پيشرفت برنامه‏هاى توسعه در سطح ملّى و حفظ استقلال كشور در سطح بين‏المللى افزايش مى‏دهد.
مطالعه در زمينه نقشها و وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى در جوامع معاصر بايد با توجه به نظامهاى سياسى و اقتصادى گوناگون موجود در جهان صورت گيرد. امّا چونكه در اكثر كشورهاى دنيا، مطالعات و تحقيقات ارتباطى، تحت تأثير مستقيم و غيرمستقيم تجربه‏هاى آموزشى و پژوهشى كشورهاى سرمايه‏دارى غرب قرار دارند، معمولاً در همه‏جا، كاربردهاى ارتباطات جمعى براساس برداشتها و دريافتهاى خاص محققان و متخصصان غربى ارائه مى‏گردند.1
در اين مقاله براى بازانديشى درباره نقشهاى اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، به ترتيب در سه بخش، نظريه‏هاى مختلف مربوط به آنها در كشورهاى سرمايه‏دارى غربى، كشورهاى سوسياليستى و كشورهاى جهان سوّم و همچنين برداشتهاى تاريخى پايه‏گذاران مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعى و نيز برداشتهاى قانونگذاران ايران در مورد هدفها و كاركردهاى اين وسايل و از طرف ديگر چگونگى عملكرد ارتباطات جمعى كشور در اين زمينه و چشم‏اندازهاى آينده آن، بررسى مى‏شوند.

نظريه‏هاى مربوط به نقشها و كاركردهاى اجتماعى ارتباطات جمعى
در جهان امروز، براى مطالعه درباره نقشها و وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى بايد سه نوع جامعه را از هم تفكيك كرد:
در جوامع سرمايه‏دارى، با شرايط خاص اقتصادى واجتماعى و فرهنگى آنها، نقشهاى معينى براى وسايل ارتباط جمعى مطرح مى‏شوند. براى ارتباطات جمعى اين جوامع، وظايفى همچون آگاه كردن و راهنمايى افكار عمومى، آموزش و انتقال ميراث فرهنگى و سرگرمى درنظر گرفته شده است. در جوامع سوسياليستى با تكيه بر نظريه‏هاى لنين، سه نقش «تهييج»، «تبليغ» و «سازمان‏دهى» براى وسايل ارتباط جمعى عنوان مى‏شوند. چونكه ماهيت اين جوامع با جوامع غربى فرق مى‏كند و وسايل ارتباط جمعى به وسيله دولت اداره مى‏شوند، ارتباطات جمعى به‏عنوان وسايلى در جهت پيشبرد برنامه‏هاى مختلف موردنظر حزب حاكم معرفى مى‏گردند.
در جوامع موسوم به جهان سوّم كه كشورهاى آسيا و آفريقا و آمريكاى لاتين را دربر مى‏گيرند، درباره وظايف اجتماعى وسايل ارتباط جمعى، معمولاً سه نوع برداشت مشاهده مى‏شود. در بيشتر اين ممالك، همان نظريه‏هاى غربى طرف توجهند و در برخى از آنها نيز ديدگاههايى مشابه جوامع سوسياليستى قبلى روسيه و اروپاى شرقى وجود دارد و برخى هم به نظريه‏هاى مستقل توجه دارند.
1.نظريه‏هاى متفكران آزاديگراى غربى

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در شنبه 15 مهر1385 و ساعت 0:13 |

نویسنده مقاله : محمد حسین فیروزی

بحـران از ريشه يونـاني بـه معني قضاوت ،‌ لحظه حسـاس ،‌ مشـاجره ،‌ نقطه تصميم گيري است . يعني رسيدن بـه مرحله اي كه پس از آن اوضاع مي تواند به نفع يا به ضرر خود تمام شود هر موقعيت بحراني دو سويه و دو لبه است وضعيت ناپايدار و تزلزلي كه در چهارچوب آن تغيير قطعي - بدتر يا ـ در شرف وقوع است ، هر نوع بي ثباتي كه به تغييرات اساسي منجر شود ،‌شرايط ،‌ اوضاع يا دوران خطرناك و فاقد اطمينان .

 

هر گاه پديده اي به صورت منظم و معمولي و آن طور كه از قبل پيش بيني مي شد جريان نيابد ،نابساماني ايجاد شود يا نظمي مختل گردد و يا حالتي غير طبيعي به وجود آيد بحران مطرح مي شود.  (قاسميان 1382 ؛25)

 

 انواع بحران

 

از منظر ريخت شناختي ،‌بحران را مي توان  به اعتبار جنبه هاي گوناگون گونه شناسي طبقه بندي كرد. براي نمونه،‌ به اعتبار موضوع ،‌ بحران ها را مي توان به بحران هاي اجتماعي ،‌سياسي ،‌اقتصادي ،‌فرهنگي ، نظامي ، قومي ،‌ و .....

صورت بندي كرد. به اعتبار شدت تهديد ،‌تداوم زماني و درجه آگاهي نيز برخي بحران ها را به بحران هاي شديد ، نوظهور بدعتي ، كند ،‌ موردي ،‌انعكاسي ،‌ برنامه اي ،‌ عادي و اداري تقسيم بندي كرده اند.

به اعتبار گستردگي (فراگيري) ، مي توان بحران ها را به بحران هاي محلي ، ملي ، فراملي (يا محدود و فراگير ) تقسيم كرد. به اعتبارهاي ديگر ،‌ نظير علل و عوامل ،‌ دامنه و سطح ، اهداف مورد هجمه و ........،‌ نيز مي توان به گونه شناسي ديگري از بحران ها پرداخت . ( تاجيك، 1383)                                                        

در اين پژوهش بحران سياسي مدنظر است . بحران سياسي حالتي است كه در نتيجه ي آن ثبات و توازون نظام سياسي و اجتماعي برهم مي خورد . بحران هاي سياسي را بر حسب وسعت مكاني ،‌عوامل درگير و گسترده ي جغرافيايي تعارضات ، به دو دسته ي داخلي  بين المللي تقسيم مي كنند . بحران هاي سياسي داخلي ،‌ شرايط نامتعارفي است كه كه معمولا در ساختار سياسي يك كشور پديدار مي شود و بر حسب ماهيت ،‌زمان ، دامنه ،‌ شدت ونوع عوامل درگير در آن ،‌ شامل اشكال گوناگوني است ،‌ مثل مبارزه ي شديد و گسترده بين احزاب و سازمان هاي سياسي رقيب براي كسب قدرت ، ايجاد اختلافات شديد بين جناح هاي مختلف حكومت ،‌ كودتاي نظامي ،‌ اعتصابات دامنه دار ،‌شورش هاي خياباني ،‌ درگيري هاي قومي و .........  بحران هاي بين المللي نوعا ميان دو يا چند كشور بروز مي كند كه در اين پژوهش محل بحث ما نيست .

 

مديرت بحران :  

مديريت بحران به نوعي تدبير راهبردي دلالت مي ورزد كه در فرايند آن ،‌ محيط هاي داخلي و خارجي يك بحران مورد تحليل قرار مي گيرد ،‌ شناخت لازم كسب مي شود ،‌ مسير راهبردي پايه گذاري و راهبردهايي خلق مي شوند كه بتوانند نخبگان را براي رسيدن به اهداف تعيين شده و تدبير شايسته و بايسته بحران ياري رسانند. از اين منظر، مي توان گفت كه مديريت بحران ،‌ اقدامي است كه ، در بسياري موارد ،‌ شبيه به جنگ محدود است و هدفش نه محو كامل جنگ ،‌ بلكه تهديد و ممانعت از تكرار آن است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 15 شهریور1385 و ساعت 17:4 |

نقاشي قهوه خانه اي ، بازتابي صادق و اصيل از هنر هنرمنداني عاشق و تنها و دل سوخته است . آناني كه از پس قرنها سكوت در خلوت عارفانه خود چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پرانس و الفت آنان، بغض معصومانه شان را با كشيدن نقشي و نشاندن رنگي ، در دفاع از آبرو و اعتبار و اعتقادات و باورهاي همين مردم به يكباره شكستند ، نقشها زدند در ستايش راستي ها و مردانگي ها و فاش كشيدند حكايت كژي ها و پليدي ها را؛ رنگ سرخي نشاندند بر تن بودم و ديوار ، كه گويي لخته لخته خونهاي خشكيده مظلوميت هاي از ياد رفته بود . و رنگ سبزي گزيدند به پاس ياد بهار سر سبز و پر طراوت روح و انديشه راستان و آزادگاني كه در جان و دل و خيال و باور مردم - قرنهاي قرن ، نسل به نسل ،سينه به سينه - تا به روزگارشان به يادگار مانده بود ;و چه جاودانه و هميشه پايدار و ماندني ،هنرمنداني عاشق و مخلص آمدند تا با آبرويي ببخشند به هويت هنري و هنرمنداني آمدند تا مگر با دستهاي پينه بسته و به رنج خو گرفته شان، با دل آشنا به ستم و ناكامي شان . نواي همگامي سردهند ; همراه زمزمه هاي مردم كوچه و بازار ، كه هنوز ترانه هاي آزاديخواهي از لبهاشان دور نشده بود .

تولد هنر نقاشي قهوه خانه در ترسيم وقايع مذهبي و افسانه هاي ملي و سنتي - آنهم در ارتباط تنگاتنگ با اعتقادات و باورهاي مردم - جايگاهي فراخور تحسين و پر قدر . نقاشي قهوه خانه پديده يي نوظهور در تاريخ نقاشي ايران بود كه همراه حفظ تمامي ارزشهاي  منطقي هنر مذهبي و سنتي ايران ، به ضرورت نياز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهاي مردم متولد شد . مردمي كه شمايل مقدس امامان بزرگوارشان . تصاوير حماسه هاي جانبازي و ايثار پيشوايان ديني شان را، نه به دليل آذين نقش و نگاري ، كه به دليل حرمت ايمانشان و برآوردن نذر و نيازشان مي خواستند ، مردمي كه در راستاي گذر زمان يلان و آزادگان شاهنامه حكيم توس را از خيال به نقش مي طلبيدند. تا مگر در همدلي و مونسي با راستان و پهلوانان شاهنامه غرور ملي از كف رفته خويش را بازيابند .

نقاشي ايران - در گذر عمر طولاني و پربارش ، با تمامي فراز و نشيب ها كه مي بيند ، در پناه و به قوت خيال پردازيهاي عالمانه و عارفانه است ، كه گريزان از نشان و نشانه هاي عيان، نقشهايي جدا از واقعيتهاي عيني را آشكار مي سازد . هنرمند نقاش اين ديار- به تبعيت از مباني معنوي سنت و فرهنگ سرزمينش ، تنها ،. دل را خوش در تظاهر به چيره دستي در هنر نمي كند . او شيفته آشكاري تفكر و الهام خويشتن است . مي كوشد تا در كنار خلق زيباييهاي برون ، چونان انساني متفكر، درون را بكاود.

اين شيوه از نگريستن و انديشيدن و خلاقيت، هرگز به دوراني خاص از تاريخ نقاشي ايران محدود نمي گردد  ; چرا كه مي توان در ديرپاترين نقش نقاشان ناشناخته سفالهاي باستاني ، در نقاشهاي كهن آدم و حيوان و نبات درون غارها، حتي در پيچيدگي و رمز و راز نقوش هندسي هم، به چنين خيال و مكاشفه اي دست يافت .

تحول نقاشي ايراني به مفهوم و معيار امروزي اش - جدا از عرفان هنر تذهيب . سواي افسون و اعجاز نقشهاي پر رنگ و زيباي كاشيكاري و ساير تجليات هنرهاي بومي و سنتي - بدان هنگام شكل مي پذيرد كه با افسانه هاي ملي و بومي پيوند مي خورد . در اين پيوند مبارك، بي ترديد انديشه عالمانه حكيم توس ، فردوسي بزرگوار، نقشي اساسي و كارساز دارد . چه نقاشان با ذوق به مدد حكايات شاهنامه و با به تصوير در آوردن آنها ، به سهم و توان خويش بر حفظ و نگهداشت ميراث پر بار فرهنگ ايراني اداي دين مي كنند .

مردم به دنبال قهرمانان و آزادگان گمگشته خويش مي گردند . در پي بيان زبان دلشان، خيالها و آرزوهاي تحقير شده و ازياد رفته شان ، همين است كه ترانه هاي سراسري و زيباي عاميانه بر سر هر كوي و برزني بر لبها جاري مي شود ; قصه ها و افسانه هاي كهن ، رواجي دوباره مي يابند و همراه مردم ، نقاشان و هنرمندان غريب و تنها و محروم خود را صدا مي كنند تا بيايند و نقش آزادگان و راستان را بر پهنه بوم و بر پرده هاي پاك پرده داران ، آشكار و جاودانه سازند .

اين هنرمندان ضمن حفظ ارزشهاي شيوه هنر شمايل نگاران و پرده كشان گذشته مرزو بوم شان، خود بانيان مكتبي اصيل و فراخور شأن و آبروي اين هنر پر پشتوانه مردمي گرديدند كه ديري نپاييد تحت عنوان نقاشي  قهوه خانه در تاريخ هنر ايران در مقامي بس والا و پايدار به جاي ماند .

نقاشي قهوه خانه اي از نظر محتوي به سه گروه كلي تقسيم مي شود .

1 ملي كه بر گرفته از ادبيات و حماسه هاي ملي ايران است .

2 بومي و سنتي كه بر گرفته از رسم هاو آشتي هاي رايج در بين عوام و اقلام ايراني است .

3 مذهبي كه بازتابي است از رواياي ، احاديث و داستاني و حماسه هاي اسلامي است .

 

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 6 تیر1385 و ساعت 22:0 |

به اعتقاد مدير پارسي بلاگ، وبلاگ نويسان عمده ترين مخاطبان وبلاگ‌ها هستند.

سيد محمد‌رضا فخري در گفت وگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: « عمدتا تعداد وبلاگ نويساني كه وبلاگ خوان نباشند و وبلاگ خوان‌هايي كه وبلاگ نويس نباشند، كم است. همچنين عمدتا سنين بالاي جامعه علاقه‌اي به اين حيطه ندارند و معمولا افراد جوان مخاطبان وبلاگ‌ها هستند.»

وي در خصوص گرايش وبلاگ خوان‌ها گفت: « در فضاي اجتماعي، برخي موضوعات در وبلاگ‌ها برجستگي خاصي پيدا مي‌كنند و به همان نسبت مخاطبان آن موضوعات بيشتر مي‌شود.»

مدير پارسي‌بلاگ گفت: «وبلاگ يك ماهيت روز نويسي دارد نه يك ماهيت ثابت تحقيقاتي و پژوهشي، بنابراين تمام عناصر فضاي وبلاگ‌نويسي با وقايع روزمره‌ي ارتباط تنگاتنگي دارد.»

وي افزود: «ارتباط نزديكي ميان آنچه كه وبلاگ نويس دوست دارد بنويسد و آنچه كه مخاطب خواهان خواندن آن است وجود دارد،‌ بنابراين علت گرايش وبلاگ‌نويس به موضوعي خاص، علاقه‌ي مخاطب و گرايش او به همان موضوع است.»

فخري تصريح كرد: «در حال حاضر درصد عمده‌اي از وبلاگ نويسان و مخاطبان آن‌ها به موضوعات مربوط به موسيقي و همچنين علايق عاطفي برآورده نشده‌ي خود گرايش دارند كه بايد اين موضوع آسيب شناسي شود و برنامه ريزان كلان و فرهنگي بايد به اين موضوع به چشم يك پارامتر مهم در فرآيندهاي فرهنگي جامعه نگاه كنند.»

وي همچنين گفت: « تعداد بازديدكنندگان وبلاگ به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آن‌ها سطح و محتواي مطلب است. ولي مهم تر از آن به فعاليت خود وبلاگ نويسان در برقراري ارتباط گسترده و مستمر بستگي دارد، و ما امروزه مي‌بينم كه بسياري از وبلاگ نويسان با وجود آن كه مطالب مناسبي را مي‌نويسند ولي فرصت و دغدغه‌ي رفتن به دنبال مخاطب را ندارند، مخاطبان خاص و كمتري دارند.»

فخري در پايان اظهار داشت: « هم اكنون در مقعطي هستيم كه بايد ساماندهي هماهنگي را براي محتواي وبلاگ‌ها ايجاد كنيم. بنابر اين ايجاد شرايط و مديريت صحيح توسط سرويس‌دهندگان وبلاگ‌ها براي اعمال قوانيني به كاربران به منظور تصحيح فرهنگ عمومي ‌جامعه و گسترش محتواي مطلوب در وبلاگ ضروري است.»

 

+ نوشته شده توسط ژاله عینی در سه شنبه 6 تیر1385 و ساعت 0:51 |

تاثير اينترنت بر خبرنگاري از دو جنبه، قابل مطالعه است:

 استفاده از كامپيوتر و اينترنت در خبرنگاري ، موجب نفوذ اينترنت به اتاقهاي خبر و كامپيوترهاي خبرنگاران شده است و حرفه جديدي از خبرنگاري را به نام خبرنگاري شبكه اي ، بنيان نهاده است .استفاده از اينترنت به عنوان ابزاري در رسانه هاي سنتي، به معني دسترسي خبرنگاران به آرشيوهاي قابل جستجو و پايگاه داده ها و منابع خبري موجود در اينترنت است. اين نحوه گزارش هنوز در بسياري از كشورها در مرحله طفوليت قرار دارد .تعداد زيادي از محققان، اثرات استفاده از كامپيوتر را بر حرفه خبرنگاري و خبرنگاران ، مورد مطالعه و بررسي قرار داده اند و به اين نتيجه رسيده اند كه با وجود منافع بارز اينترنت اطلاعات بيشتر، منابع بيشتر و قابليت كنترل بيشتر، بسياري از خبرنگاران و سردبيران ، مايل نيستند گزارشاتشان به صورت مطلق به اينترنت وابسته باشد .تحقيقاتي كه در انگلستان در مركز بي .بي .سي به انجام رسيده است ، نشان مي دهد كه استفاده از فناوريهاي جديد در حرفه خبرنگاري ، اتاقهاي خبر را با آشفتگي مواجه مي كند .
خبرنگاران اظهار مي كنند كه فقدان زمان كافي براي تسلط به اين فناوريها و ماهيت اضطراري بودن اينترنت ، باعث بروز فشارهاي عصبي مي شود .جنبه ديگر استفاده از كامپيوتر در حرفه خبرنگاري ، مديريت پست الكترونيك ، گروههاي خبري و گفتگوي Online است .تاييد اعتبار اطلاعات در شبكه ، اغلب به دليل بي نام و نشان بودن منابع و سرعت ارتباطات ، بسيار دشوار است .خبرنگاري شبكه اي ، با استفاده از فناوري اينترنت به عنوان يك عامل تعيين كننده و تفكيك ناپذير، در تعريف كاربردي خود، از انواع ديگر خبرنگاري قابل تمايز است.خبرنگاران شبكه اي بايد تصميم بگيرند كه كدام قالب رسانه اي به بهترين شكل ، گزارش آنها را توصيف مي كند قابليت مالتي مديا بودن ، در عين حال كدام قالب ، به مردم فرصت ابراز واكنش ، ايجاد ارتباط يا حتي سفارشي كردن بعضي از داستانها را مي دهد قابليت محاوره اي بودن و كدام قالب براي ايجاد پيوند بين داستانها، آرشيوها و منابع ديگر، مناسب است قابليت فرامتن بودن. اين ايده آل ترين شكل خبرنگاري شبكه اي است كه مورد تاييد و تبليغ اكثر خبرنگاران حرفه اي در سراسر جهان است. خبرنگاران حرفه اي شبكه در سراسر جهان ، اتفاق نظر دارند كه اين حرفه ، به طور قطع يك نوع منحصر به فرد از خبرنگاري است. خبرنگاران در اين نوع از خبرنگاري اخبار خود را عمدتا براي اينترنت توليد مي كنند و دريكي از چهار حيطه متمايز خبرنگاري شبكه اي ، فعاليت دارند .
سايت هاي عادي خبري
رايجترين شكل توليد خبر در شبكه ، ايجاد سايت هاي عادي خبري است كه معمولا گزيده اي از محتواي خبر و امكانات جزيي و كنترل شده از ارتباط محاوره اي را در بر مي گيرد .سايت هاي خبري معروف مانندCNN ، BBC و MSNBC نمونه هايي از اين سايت ها هستند .بيشتر روزنامه هاي شبكه اي نيز در اين طبقه بندي مي گنجند .مطالب درسي ، كتابهاي راهنما و برنامه ريزي آموزشي مدارس خبرنگاري ، معمولا بر پايه اين حيطه از خبرنگاري شبكه اي استوار است و مهارتهاي تكنولوژيكي استفاده از انواع خاص نرم افزار، فراگيري XML يا HTML و غيره را با مهارتهاي خاص خبرنگاري براي وب تركيب مي كند .اين نوع سايت خبري ، ظاهرا از نظر نگرش با داستان سرايي و ديگر رسانه هاي پخش خبر، متفاوت است .
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده ، نوع ديگر خبرنگاري شبكه اي هستند كه در سازمانهاي رسانه اي عادي ، كمتر ديده مي شود و با موتورهاي جستجوي خاص مانند آلتا ويستا و ياهو، شركتها و آژانسهاي تحقيقاتي و حتي افرادي كه با خبر و پخش خبر سروكار دارند، در اين ارتباط هستند .در اينجا خبرنگاران شبكه اي پيوند با سايت هاي خبري موجود در شبكه جهاني وب و پيوندهايي كه گاه به وسيله گروههاي سردبيري ، طبقه بندي و حتي تفسير مي شوند، ارتباط برقرار مي كنند .اين گونه سايت ها اغلب محتواي خبري ندارند اما گاهي اوقات حيطه هايي را براي گفتگوي همزمان يا تبادل خبر، راهنمايي و پيوند با مردم عادي مثلا از طريق نوعي سيستم تابلوي اعلانات ايجاد مي كنند. سايت هايي كه علاوه بر محتواي خبري با محتواي ساير سايت هاي وب پيوند دارند، مي توانند در اين طبقه بندي قرارگيرند. آنچه كه گاه به عنوان خبرنگاري شبكه اي جديد شناخته مي شود، پديده Weblog يا Blog است كه شامل يك دفترچه يادداشت روزانه شخصي است كه نويسندگان آنها، به ندرت خبرنگار هستند و معمولا داستانهايي درباره تجربيات خود در شبكه بيان مي كنند و خوانندگان را با اظهار نظر ديگران ، درباره محتوايي كه به هنگام موج سواري در وب يافت مي شود، آشنا مي سازند. اين نوع روزنامه نگاري فردي ، معمولا در ميان سايت هاي مرجع يافت مي شود و ارتباط محاوره اي محدودي ارايه مي كند، اما از نظر محتوا و اظهار نظر، بسيار غني است .
سايت هاي خبرنگاري ، تفسيري توام با اظهار نظر
نوع سوم از سايت هاي خبري ، سايت هاي رسانه هاي خبري و مسائل مربوط به رسانه هاست كه گاه به عنوان يك سايت مرجع و طبقه بندي شده ، ايجاد مي شود .اغلب چند خبرنگار، محتواي خبري را توليد مي كنند و در مورد محتواي ساير سايت هاي اينترنتي ، نظر مي دهند .اين گونه محتوا برحسب فرايندهاي زيربنايي توليد رسانه اي ، مورد بحث قرار مي گيرد .شبكه براي رشد خبرنگاري درباره خبرنگاري يا خبرنگاري تفسيري ، مكان بسيار مناسبي است .
در مجموع ، اينترنت به ارتقاي جنبه هاي حرفه اي خبرنگاري ، كمك شايان توجهي كرده است ، به اين دليل كه قابليت و تمايل آن به انتقاد از خويش ، يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين حرفه است .
سايت هاي تبادل نظر و بحث
مهمترين دليل موفقيت فناوريهاي جديد رسانه هاي خبري مانند اينترنت و شبكه جهاني وب، اين است كه مردم علاقمند هستند در سطح جهان و بدون هيچ محدوديتي ، با يكديگر ارتباط برقرار كنند. خبرنگاري شبكه اي از اين قابليت اينترنت استفاده كرده و عمدتا به برنامه هايي براي تبادل نظر و ارايه داستان و غيره در حول يك موضوع خاص، مي پردازد كه اين موضوعات مي تواند درباره مبارزات سياسي ، مخالفت با جهاني شدن (anti-globalization) و يا اخبار كامپيوتري باشد .سايت هاي زيادي سعي كرده اند از محبوبيت اينترنت ، استفاده تجاري ببرند و در اين راستابه ايجاد محافل عمومي و كم و بيش كنترل شده در مورد محتواي ساير سايت ها در اينترنت مبادرت كرده اند .اين نوع خبرنگاري شبكه اي ، به groupweblog نيز معروف است .
اين چهار حيطه مشخص خبرنگاري شبكه اي ، اغلب تا حدودي خصوصيات ويژه محيط شبكه اي كه در آن فعاليت مي كنند را به كار مي برند .اين خصوصيات عبارتند از قابليت فرامتن بودن ، قابليت چند رسانه اي بودن و قابليت محاوره اي بودن. هر يك از اين سه قابليت در وضعيت كنوني ، انوع مختلف خود را دارد كه در زير به اختصار شرح داده مي شود .
قابليت فرامتن بودن
مشكل فرامتن اين است كه يك سيستم انتقال براي واحدهاي بسته مجزا به وجود مي آورد، يعني سيستمي كه امكان درج فقط پيوندهايي را مي دهد كه به خارج سيستم اشاره مي كنند. بايد به خاطر داشته باشيم كه متوني كه از طريق پيوندها با هم در ارتباط هستند، مي توانند به صورت دروني با ساير متنهاي مربوط به يك متن و يا به صورت خارجي با متنهاي موجود در ساير نقاط اينترنت ، مرتبط باشند. اينها دو نوع متفاوت از قابليت فرامتن بودن هستند، چون يكي از آنها ما را به محتواي جديد مي رساند و ديگري در واقع به پراكنده شدن محتوا منجر مي شود .
قابليت چند رسانه اي بودن
اگر بپذيريم كه پهناي باند وقانون كپي رايت هنوز دو عامل اساسي در جلوگيري از توليد مالتي مدياي مدرن هستند، مي توانيم به مشكلاتي كه شركتهاي رسانه اي در يكپارچه كردن اتاق خبر سنتي خود با گروه سردبيري وب و يا يكپارچه كردن محتوا يا حتي اتاقهاي خبر مجازي با محتواي توليد شده توسط ساير تامين كنندگان دارند، پي ببريم. اگر قابليت چند رسانه اي بودن در سايت هاي خبري را نتيجه ادغام انواع رسانه هاي خبري يا يك چارچوب متفاوت محسوب كنيم چارچوبي كه در آن تمام بخشهاي يك سايت از يك نقطه آغاز مالتي مديا به وجود آمده و روشهاي مختلفي را براي استفاده از محتواي سايت به كاربر ارايه مي كند، اين مساله قابل درك خواهد شد .
قابليت محاوره اي بودن
كارشناسان، پس از بررسي امكانات محاوره اي سايت هاي خبري ، به اين نتيجه رسيده اند كه بيشتر سايت ها، فقط در سطوح رهيابي و عملي، محاوره اي هستند .آنها معتقدند كه هنوز در وب سايتها، بالاترين سطح قابليت محاوره اي ، يعني قابليت تطبيق با خواستهاي كاربراني كه به سايت ها مراجعه مي كنند، وجود ندارد .
ارزش افزوده
تجربه در آموزش و مصاحبه با خبرنگاران شبكه اي و مطالعه مجلات تجاري ، نشان مي دهد كه خبرنگاران حرفه اي در مورد ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي، دو ديدگاه كاملا متفاوت دارند .طرفداران اولين ديدگاه كه يك ديدگاه ايده آليستي محسوب مي شود، معتقدند كه اينترنت در مجموع، دنياي بهتري را براي همه مردم به ارمغان مي آورد. در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي در كجاست. طرفداران نگرش دوم كه يك نگرش بدبينانه است، معتقدند كه براي خبرنگاري شبكه اي هيچ ارزش افزوده اي وجود ندارد و خبرنگاران تنها به دليل فراگير شدن شبكه به آن مراجعه مي كنند. سينگر در محتوايي متفاوت، اين نگرش را نگرش دلخواه خبرنگاران بي طرف، منطقي و رئاليست مي داندو اگر مدلهاي اول و دوم را با هم تركيب كنيم، مي توانيم در ارتباط با سوال ارزش افزوده ، كلي تر برخورد كرده و ببينيم آيا انواع مشخص خبرنگاري شبكه اي، در واقع نوع ارتقاء يافته خبرنگاري سنتي از طريق راديو، تلويزيون ، مطبوعات و غيره هستند يا خير.
نوع ايده ال و عادي خبرنگاري شبكه اي ، نمي تواند صرفا تركيبي از ارزش افزوده هاي انواع متمايز آن باشد .اگر يك سايت خبري بخواهد محاوره اي شود، يا يك سايت بحث و مناظره بخواهد محتواي خبري با كيفيت بالا ارايه كند، اتاق خبر بايد متحول شود و با تصميمهاي دشواري درباره ارزشها، اهداف و استانداردها، جنبه هاي تجاري و مشكل آفرين فرايند چاپ و بسياري مسائل ديگر، مواجه شود .براي رسيدن به يك نتي جه گيري كلي درباره خبرنگاري شبكه اي ، شايد بد نباشد نگاهي هم به استراتژيهاي جديد توليد اخبار شبكه اي بيندازيم .اين استراتژيها در مجموع ، ما را در استفاده از قابليتهاي فرامتن ، محاوره اي و چند رسانه اي ، راهنمايي كرده و مشكلات اساسي در استفاده از قابليتهاي چندگانه را گوشزد مي كنند .
استراتژيهاي جديد
سه استراتژي براي بحث در اين مقوله انتخاب شده است :گزارشگري تفسيري ، خبرنگاري منبع باز و سايت هاي خبري كاملا محاوره اي .اين استراتژيها به اين دليل انتخاب مي شوند كه مي توانند ارزش افزوده انواع مختلف خبرنگاري شبكه اي را به طور همزمان ، مخاطب قرار دهند .هر سه استراتژي ، تا حدودي بر اين فرض استوارند كه خبرنگاري مي تواند از قابليتهاي شبكه براي افزودن به ارزش رسانه هاي خبري موجود، استفاده كند .اين سه استراتژي ، سه عامل متمايز در انتشار شبكه اي را به ترتيب مخاطب قرار داده و مي توانند در يك سايت خبرنگاري شبكه اي با هم تركيب شوند.
گزارشگري تفسيري
تفسير كردن به معني اضافه كردن توضيح به يك سري اطلاعات يا اضافه كردن اطلاعات تفسيري است. اخيرا در تحقيقات مربوط به خبرنگاري بين المللي ديده شده است ، كه خبرنگاران براي تفسير يا افزودن اظهار نظر و تحليل اطلاعات اهميت خاصي ، قائل هستند .به عبارت صريح تر، در گذشته خبرنگاران فقط وظيفه داشتند اطلاعات خبري را به مردم برسانند .اما اكنون مسووليت تحليل و توضيح مسائل پيچيده ، نيز بر عهده آنهاست .برخي از منتقدان رسانه اي از اين وضعيت راضي نيستند و معتقدند كه هيچ كس به اظهار نظر اضافي نياز ندارد. مي توان چنين ادعا كرد كه اينترنت و شبكه جهاني وب، يك نظام منسجم گزارشگري را به همراه تفسير خبر، به ارمغان آورده اند .هدف اين مدل از خبرنگاري، جمع آوري اطلاعات، توصيف جزئيات و راهنمايي علاقمندان در مورد دسترسي به اين اطلاعات است .نمونه هايي از اين نوع گزارشگري در سايت هايي چون Slashdot ديده مي شود .در اين سايت ها، كاربران مي توانند محيطي را به وجود بياورند كه در آن، مخاطبان هم گيرنده اطلاعات باشند و هم بتوانند اطلاعات و اظهار نظرهاي خود را به ديگران منتقل كنند .در رسانه هاي سنتي نيز سبكهاي مشابه در حال ظهور هستند .خبرنگاري به همراه تفسير به عنوان خبرنگاري درباره خبرنگاري و با هدف ارايه خدمات ، تعريف مي شود .
خبرنگاري منبع باز
اينترنت ، ميليونها كارشناس و متخصص در امر اطلاع رساني را در يك ساختار ارتباطي به هم پيوند داده و يك محفل كاملا ايده ال را براي بهبود خبرنگاري به وجود مي آورد. اينترنت به واقع مرزهاي موجود در خبرنگاري را كم رنگ كرده و يك تعريف كلي تر از خبرنگاري را امكان پذير ساخته است. با توجه به سطوح فزاينده آموزش به ويژه در دموكراسيهاي غربي و رشد در جهت بازارهاي تخصصي تر، استفاده از كارشناسان اطلاعات لااقل به دشواري تامين آينده خبرنگاري نيست .امتيازات خبرنگاري منبع باز و البته معايب آن ، بايد مورد بررسي قرار گيرد .در مطالعه اي كه با شركت خبرنگاران شبكه اي هلندي در سال 1999 انجام شد، 69 درصد با اين نظر موافق بودند كه براي توقيف يك سايت خبري ، وجود يك رابط محاوره اي قوي با مخاطبين ضرورت دارد .
سايت هاي خبري كاملا محاوره اي
در خبرنگاري ، محاوره اي بودن بدان معني است كه فعاليت خبرنگاري بايد از يك اصل مهم در اين حرفه فاصله بگيرد: توزيع اطلاعات در يك قالب واحد صوت ، تصوير، متن. اين مساله ممكن است در خبرنگاري شبكه اي به وقوع نپيوندد، اما من معتقدم كه اين حيطه خاصي درحرفه رسانه اي است كه ما مي توانيم آن را براي اولين بار تجربه كنيم.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 25 خرداد1385 و ساعت 20:34 |
جاسوسی از طریق اینترنت؛ مساله ای که در گذشته ای نه چندان دور تنها ذهن اندیشمندان علوم ارتباطات و اطلاعات را به خود مشغول ساخته بود، اینک در ذهن تک تک انسان های کره خاکی پرسه می زند.

کیث لیتل، تکنیسین رایانه در ایالت مرکزی واشنگتن می گوید:« هر روز تعداد بیشتری از مشتریانش از او می خواهند برای حفظ حریم شخصی آن ها اقداماتی انجام دهد. او نیز رایانه های آنان را برای یافتن هر گونه برنامه شیطانی جستجو کرده، نرم افزارهای امنیتی در آن نصب می نماید. آنچه مردم را متعجب می کند، آن است که لیتل برنامه هایی را کشف می کند که برای جاسوسی در رایانه های شخصی، تعبیه شده اند. و تعجب آن ها بیشتر هم میشد اگر می دانستند نیمی از بیست رایانه ای که وی در هفته بازدید می کند، به چنین برنامه هایی آلوده هستند. »

عموما جاسوسی اینترنتی، به صورت کسب اطلاعات از طریق برنامه هایی معرفی می شود که از راه نصب نرم افزار ها و یا حین گردش افراد در محیط وب وارد کامپیوتر شخصی آن ها شده و تا زمانی که کاربر به شبکه جهانی وصل است، اطلاعاتی را که روی هارد دیسک او ذخیره شده است برای پایگاههای مطلوب خویش میفرستند.

اما این فقط یکی از انواع جاسوسی الکترونیکی است. نوعی که امروزه تقریبا همه ما آن را می شناسیم و برای جلوگیری از بروز چنین خبر چینی هایی، در کامپیوترهای خویش انواع فایروال ها و نرم افزارهای ضد جاسوسی را نصب می کنیم.

بررسی ایمیل های شخصی و سازمانی، گزارش عملکرد « وب گردی» ِ کاربران و سرویس دهی ارائه دهندگان خدمات اینترنتی به شرکت ها و سازمان های ذی نفع و به عبارت دیگر مشاهده دقیق عملکرد کاربران و سرویس دهندگان اینترنت به مالکان این دنیای شیشه ای از انواع دیگر این جاسوسی می باشند؛ جاسوسی هایی که کمتر بدان ها پرداخته شده است. چرا که در صورت پرداختن به این موضوع دیگر منافع یک شرکت و دو شرکت به خطر نمی افتد؛ اینجا منافع ملی یک یا دو دولت خاص به خطر می افتد؛ دولت هایی که در آرزوی فتح دنیای مجازی و حقیقی تک تک ما می باشند. مسلما اگر مشتریان کیث لیتل از چنین چیزی باخبر بودند حاضر نمی شدند حتی برای لحظه ای پا به عرصه اینترنت گذارند. اما مشکل آنجا است که اکثر ما از جاسوسی عظیمی که همزاد دنیای مجازی است، ناآگاهیم و در برابر طرح چنین اندیشه هایی خواهیم پرسید:« چگونه چنین مساله ای ممکن است؟ مگر نه اینکه اینترنت فضایی است که هیچ گونه مالکی ندارد و هیچ دولتی نمی تواند بر اعمال انسان های مجازی این دنیا نظارت و کنترل داشته باشد؟»

آنچه میخوانید مطالعه وضعیت امروز شبکه جهانی است. شاید پس از خواندن این نوشته پاسخی برای این سوال ها بیابیم.

همان طور که میدانید تشکیل اینترنت ابتکاری بود از سوی پنتاگون. جریان از این قرار بود که وزارت دفاع ایالت متحده آمریکا پس از آنکه شوروی سابق، سفینه Sputnik را به فضا فرستاد ، شبکه ای از ارتباطات را در اختیار پژوهشگران طرف قرار داد خود گذاشت تا آنان بتوانند پروژه های نظامی خود را با موفقیت به اتمام رسانند و بدین وسیله موجبات برتری همه جانبه آمریکا بر شوروی و سایر کشورهای رقیب را فراهم آورند.

این شبکه از سوی بنیاد ملی علوم ( NSF) ، در آمریکا تعمیم یافت و اندکی بعد نه تنها جامعه آمریکا بلکه تمامی جهان را نیز در بر گرفت؛ همین نهاد یعنی NSF تا اواسط دهه 1990 نقش عمده ای را در مدیریت منابع اینترنتی بر عهده داشت که با ظهور تجارت الکترونیک در اواسط دهه 1990 این بنیاد جای خویش را به وزارت بازرگانی آمریکا داد.

برای آنکه معنای مدیریت منابع اینترنتی را بهتر درک کنیم، لازم است توضیحی کوتاه راجع به ساختار منابع منابع اینترنتی آورده شود.

ساختار منابع اینترنتی بدان صورت است که هر دستگاه سخت افزاری( مانند رایانه شخصی) دارای یک هویت اینترنتی است که این هویت به صورت شماره اینترنتی منحصر به فرد تعریف می شود. شماره اینترنتی از چهار جزء ( - . - .- . -) تشکیل شده است که هر جزء عددی از 0 تا 255 می باشد. از آنجا که حفظ کردن تعداد زیادی شماره چهار جزیی کاری است تقریبا غیر ممکن، کاربران عادی معولا از نام دامنه اینترنتی استفاده می کنند. وقتی نام دامنه را در صفحه مرورگر تایپ می کنیم این نام به کارگزاری فرستاده می شود که کار آن ترجمه نام به شماره اینترنتی است و این شماره برای اتصال مقصد مورد نظر در اختیار شبکه قرار می گیرد. و از آنجا که نشانی هر دستگاه متصل به اینترنت باید به طور منحصر به فرد قابل شناسایی باشد، نوعی هماهنگی جهانی برای توزیع و حفاظت شماره ها و نام های اینترنتی لازم است. این هماهنگی همچنین شامل نظارت و مدیریت داده های تعدادی کارگزار مادر موسوم به کارگزاران ریشه می شود.

همان طور که گفته شد از اواسط دهه 1990، مدیریت این سه منبع یعنی شماره ها و دامنه های اینترنتی، و کارگزارهای ریشه به وزارت بازرگانی آمریکا سپرده شد. این وزارت در نوامبر سال 1998 تفاهم نامه ای را با یک شرکت خصوصی غیر انتفاعی در ایالت کالیفرنیا به نام ICANN به امضا رساند، و طی آن رسما راهبری و مدیریت اینترنت را مشروط به اینکه این شرکت ارتباط حقوقی خویش را با دولت آمریکا حفظ کند، به وی سپرد؛ مدیریتی که تا کنون با حفظ مصالح دولت آمریکا ادامه یافته است. تامین پایداری و امنیت شبکه اینترنت وتوزیع عادلانه منابع اینترنتی اهم اهداف این راهبری می باشند.

بر مبنای این اهداف، اختیارات و امکانات است که آیکن به راحتی می تواند تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شود کنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد. بنابراین دیگر جای تعجب نیست که بشنویم:« در یک سال حدود 24 ملیارد دلار در اثر جاسوسی ها اقتصادی نصیب دولت آمریکا می شود.» همچنین طبیعی به نظر می رسد که دولت آمریکا که حافظ امنیت جهانی است برای حفظ امنیت دو دنیای ما یعنی دنیای مجازی و حقیقی، دست به مختصری جاسوسی سیاسی بزند؛ چیزی که عملا پس از حادثه 11 سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید.

اما در مورد خود کارگزارهای ریشه بهتر است بدانیم امروز 13 کارگزار ریشه در جهان وجود دارد که از این تعداد ده کارگزار در خاک آمریکا قرار دارند، و سه تای دیگر در کشورهای انگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه قرار گرفته اند.

همچنین مرکز ثبت چهار دامنه اصلی یعنی com، net، org و biz شرکت های آمریکایی هستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنه info را دارد، بیشتر سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنه edu دامنه اختصاصی دانشگاههای آمریکا می باشد. در همین جا بد نیست به این موضوع اشاره کنم که در سالهای اخیر دادگاههای آمریکایی خود را تنها مرجع دعاوی حقوقی مربوط به این دامنه ها دانسته و حتی رای داوری های بین المللی را نقض کرده و شرکت های صاحب امیتاز دامنه های اصلی، رای دادگاه کشور متبوع خویش را به اجرا می گذارند که نمونه اخیر این موضوع را در مسدود کردن سایت های حزب الله لبنان مشاهده کردیم.

وقتی این جملات را مینویسم ناخودآگاه به یاد فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» جرج ارول می افتم؛ این فیلم نمایشگر حکومتی توتالیتر است که خود را در حکم برادر بزرگتر بشریت می داند و به بهانه حفظ نظم ، امنیت و جلوگیری از جنایت فکری از طریق رسانه های جدید تمام کردارهای جامعه حتی رفتارهای شخصی و خصوصی آنان را کنترل می کند. نکته جالب در این فیلم آن است که رسانه هایی که در « هزار و نهصد و هشتاد و چهار » به تصویر کشیده می شوند تلویزیون هایی دو طرفه هستند که علاوه بر انتقال پیام سران حزب حاکم به مردم، برای مشاهده اعمال اجتماع و نظارت بر کلیه تخلفات حزبی به کار می رود. امروزه اینترنت به خوبی نماد آن تلویزیون های دو طرفه می باشد که جهت جاسوسی های مدرن توسط حکومت ها به خدمت گرفته می شود.

پس از این حاشیه کوتاه اما ضروری باز می گردم به بحث اصلی خویش؛ تا این جا ظاهرا به این نتیجه رسیدیم که دولت ایالات متحده آمریکا عملا حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابع اینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های ریشه به خوبی این فرصت را دارد که از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع شود. دقت داشته باشید که آنچه خواندید فقط بخشی از ماجرا بود و اشاره نکردم به ماشین های جاسوسی که توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامی ای میل هایی که در سرتاسر جهان از طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نکردم به اینکه پر مخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولت آمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پر در آمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعه دولت آمریکاست و مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل بر روی یک دهکده اشغالی بنا شده است. از سوی دیگر اخبار حکایت از آن دارد که این شرکت از شرکت هایی است که بیشترین میزان جاسوسی اینترنتی را انجام می دهند. به راستی شما خواننده گرامی چه نتیجه ای از این دو مقدمه میگیرید؟

اینک پس از بیان این همه که شواهدی بودند بر اثبات مدعای اولیه که « جاسوسی های عمده و خطرناک دنیای الکترونیکی توسط صاحبان شبکه جهانی صورت می گیرد» تا چه حد جواب سوالهایمان را گرفته ایم؟ آیا به راستی اینترنت همان دنیایی است که علت اصلی پیدایش و گسترش آن، نظارت و کنترل دقیق کردار و رفتار جوامع بشری است؟

شاید جواب در آغاز ناامید کننده به نظر رسد اما حقیقت هیچ گاه یاس آور نیست؛ حقیقت برای اهل حق تلخ نیست؛ بلکه شیرین است هر چند با سختی مملو باشد.

اگر بپذیریم که دینای مجازی دنیایی است که برای تمام جوامع بشری به خصوص مسلمانان سر تا سر ناامنی و

مملو از بحران کنترل و جاسوسی می باشد، باز هم به اعتقاد من راه خلاصی بسیار روشن وجود دارد.

در وضع موجود بر این باورم که تنها راه نجات مبارزه است؛ مبارزه با نظم نوین جهانی که میخواهد همه چیز را در خویش ببلعد. نظمی که جاسوسی های حقیقی را پنهان می دارد و تنها آن هایی را که با حیات وی هیچ ارتباطی – ویا ارتباط کمی دارند – رسوا میکند.

به اعتقاد اینجانب تنها راه مبارزه برای پایان دادن به جاسوسی هایی که تا حد تهدید منافع ملی و دینی ما پیش رفته اند، جدا شدن از شبکه جهانی و تشکیل یک شبکه ملی در گام نخست و سپس گسترش پله ای این شبکه در میان ملت های مسلمان برای نیل به شبکه جهانی اسلام می باشد. در واقع لازم است که ما از شبکه جهانی فعلی جدا شده و تمام مراحلی را که مالکان آن شبکه پشت سر گذاردند طی کنیم؛ باشد که بتوانیم شبکه ای ایجاد کنیم که مالک آن مسلمانان باشند و مالک مسلمانان کیست به جز خدا؟

اینک به عنوان آخرین سخن از شما خواننده محترم می پرسم؛ آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که به مصداق آیه شریفه « یا ایها الذین آمنوا من یرتد عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه؛ اذلة علی المومنین، اعزة علی الکافرین؛ یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم»(4)، ما مسلمانان؛ ما خودی ها اختلافات درونی خویش را کنار گذاشته و در برابر جهان کفر قد علم کنیم و جهانی بسازیم سر تا سر امنیت، صلح و آزادی؛ جهانی که نه بر پایه نظم نوین بلکه برای پایه نظم مبتنی بر تقوا استوار باشد؟
+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در دوشنبه 25 اردیبهشت1385 و ساعت 11:41 |

خبرگزاري فارس: در آينده و در بازار پيام، علاوه بر ارتباط گر و ارتباط گير، عنصر سومي به نام جستجو گر خواهيم داشت . علاوه بر اين، ديگر مخاطب به شكل انبوه نبوده بلكه هر آدمي حسب خصايص و نيازهاي ارتباطي كه دارد، مي تواند مخاطب لحظه اي انبوهي از پيامهاي بازار پيام باشد. مثلاً ممكن است يك خانم فيزيكدان در يك لحظه مخاطب يك برنامه علمي فيزيك باشد ودر لحظه اي ديگر چون منتظر فرزندي است با يك خانم كم سواد هندي مشتركا مخاطب برنامه مربوط به نگهداري كودك باشد

بنده، حضور خانواده دو شهيد ارتباطات را خير مقدم گفته و يادشان را گرامي مي‌دارم و بدانيد كه ما معلمان ارتباطات همه اينها را عزيز مي داريم.
بحثي كه بنده ميخواهم ارائه دهم عنوانش "بازار پيام، عصر، پس از دهكده جهاني" است .روزگاري كه ما داريم در آن سير مي‌كنيم، عصري است كه در حدود سال 1964 يك آدم بسيار هوشمند، يك انديشمند كانادايي بنام "مارشال مك لوهان" آن را پيش‌بيني كرد و گفت حدود 50 سال بعد شرايط ارتباطي جديدي در جهان شكل خواهد گرفت كه جهان را مشابه يك دهكده جهاني خواهد كرد. اين بحثي كه من امروز ارائه مي‌دهم بحث پس از دهكده جهاني است كه فكر مي‌كنم سي سال ديگر اتفاق خواهد افتاد. در آن موقع دهكده جهاني به پايان خواهد رسيد و دوران جديدي آغاز خواهد شد.
اين بحث را اولين بار در سال 2001 در بوداپست، ارائه كردم، سال 2003 در مادريد و 2005 در اجلاس سران در تونس ارائه شد. در اين فاصله متن آن در نسخه انگليسي و عربي مجله گلوبال مديا ژورنال منتشر شد و نسخه فارسي آن هم در جلد سوم كتاب "ايران در چهار كهكشان ارتباطي" ظرف چند هفته آينده منتشر مي شود.
بحث را با نگاهي به نظر يكي از انديشمندان معاصر ارتباطات آغاز مي كنم كه تغييرات ارتباطات بين الملل در طول تاريخ را در سه مدل دنبال كرده است:
1 - نظام خبر چند حلقه‌اي غير متمركز
2 - نظام چند حلقه‌اي متمركز از اروپا
3 - نظام چند حلقه‌اي متمركز از آمريكا
به تعبير آقاي "ساوني" در قرن سيزدهم ميلادي، ارتباطات بين‌الملل بصورت يك نظام هشت حلقه اي بيضي مانند بود. بين‌النهرين و ايران در يكي از اين حلقه‌ها جاي گرفته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در یکشنبه 17 اردیبهشت1385 و ساعت 16:39 |

پيش از اختراع تلويزيون، راديو به عنوان وسيله سرگرم كننده، خانه ها و محل كار بسيارى از مردم را بدون جنگ و خونريزى تسخير كرده بود. اما با آمدن تلويزيون- كه علاوه بر صدا تصوير هم داشت- كمى از رونق راديو كاسته شد ولى به هيچ وجه هنوز صحبت از انقراض آن نيست. تلويزيون اكنون جزيى از لوازم ضرورى زندگى است و ممكن است منزلى پيدا نكنيم كه نوعى تلويزيون، كوچك يا بزرگ، سياه و سفيد يا رنگى نداشته باشد. اما بزرگترين اشكال اين دو رسانه جمعى اين است كه آنچه بيننده مى خواهد از آن پخش نمى شود بلكه آنچه به نظر صاحبان و گردانندگان آن جالب يا لازم است روى آنتن مى رود و اين روزها هم كه به حد تنفرانگيزى در اول، وسط و آخر برنامه هاى چندان جذاب و سرگرم كننده، آگهى هاى بازرگانى ناشيانه، مزاحم و بيش از حد تكرارى گنجانده مى شود. شايد فلسفه ساخت ضبط و پخش هاى نوار، ويديوهاى معمولى و ديجيتالى و همچنين ابزارى موسوم به تى وو TiVo هم همين بوده است كه مردم از ميان آثار هنرى و سرگرم كننده، آثار مورد علاقه خود را انتخاب كرده و در منزل، خودرو و در بعضى شرايط در محل كار از آن لذت ببرند. از دهه ۱۹۸۰ با توليد انبوه كامپيوترها و كوچك شدن در حدى كه امكان استفاده از آن در منازل و دفاتر كار فراهم آمد وسيله ديگرى به جمع رسانه ها اضافه شد چون كامپيوتر از طريق خطوط تلفن و به وسيله اينترنت علاوه بر رد و بدل كردن صدا و تصوير، متن را نيز به طور همزمان انتقال مى داد از اين رو نام چندرسانه اى را به خود گرفت. اكنون اين وسيله به محل ذخيره متن، عكس، موسيقى، فيلم سينمايى، تصاوير ويديويى و شوهاى تلويزيونى تبديل شده و روز به روز وسايلى مثل راديو، تلويزيون، ويديوهاى ديجيتالى، گيرنده هاى امواج ماهواره اى و غيره در يك كامپيوتر جمع شده اند. هر كسى به تناسب نياز و درآمدش كامپيوترى تهيه مى كند كه مى تواند به هر يك از ابزارهاى نامبرده مخبر شود. تيم ناتك مقاله اى را در ۲۱ آوريل (اول ارديبهشت ۱۳۸۴) در نيويورك تايمز اينترنتى منتشر كرد كه به نسل جديد كامپيوترها و نقش  آن به عنوان وسيله سرگرم كننده پرداخته است. اين مقاله به خواننده كمك مى كند تا با مفاهيم و وسايل جديد در حوزه وسايل سرگرم كننده مربوط به كامپيوتر آشنا شود. خلاصه اين مقاله از اين قرار است:

در حال حاضر كامپيوترهايى كه در منازل و دفاتر كار مردم در سرتاسر دنيا در حال كار كردن هستند سرعت پردازش و حافظه كافى براى نيازهاى واقعى مردم ندارند فايل هاى حجيم تصاوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى براى اجرا نياز به پردازنده هاى پرسرعت دارند و اگر قرار باشد مردم به راحتى بتوانند اين فايل ها را در جايى امن ذخيره كنند و هر وقت خواستند احضار كنند نياز به حافظه بسيار زياد است. به هرحال در چند سال گذشته سى دى ها و دى وى دى ها نشان داده اند كه خيلى قابل اعتماد نيستند و ممكن است بعد از دو يا سه سال محتويات آن غيرقابل استفاده شود (به اصطلاح باز نشود) سازندگان و تامين كنندگان اينگونه ابزارها نيز نياز بازار را دريافته اند و اكنون نسل جديدى از كامپيوترها در راهند كه دو ويژگى بسيار مهم دارند. يكى آنكه سرعت پردازش بالا و حافظه بسيار زياد براى ضبط، ذخيره و نگهدارى فايل هاى بسيار بزرگ دارند و ويژگى دوم و مهمتر آن اين است كه مى توان اين كامپيوترها را به صفحه نمايش هاى بزرگ معروف به «وضوح بالا» يا high-definition و بلندگوهاى بسيار قوى وصل كرد و از طريق «كنترل راه دور يا همان ريموت» به سادگى فشردن چند دكمه از فايل هاى مورد علاقه- عكس، تصوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى- لذت برد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 29 فروردین1385 و ساعت 14:21 |

 

183411.jpg

183408.jpg

جامعه مدنی

جامعه مدنى را بيشتر از همه هگل (فيلسوف آلمانى) به كار گرفت. اين واژه بار معنايى خاص خود را نزد هگل داشت كه گوياى خودمحورى مدرنيته در قرن نوزدهم بود. جوامع بشرى قبل از دوران مدرن، مدنيت بارز نداشتند. دوره اساطيرى، مذهبى و عقلى در ديدگاه هگل مبانى تفاوت دوران هاى بشرى بود. به تعبير فرانسيسكو فوكوياما هگل دوران عقلى بشر را به نوعى انجام تاريخ مى دانست كه عقل در انسان به خودآگاهى مى رسد و جامعه غربى معاصر بستر اين رخداد دوران ساز است. با چنين ديدى مدنيت انسان در غرب مفهوم پيدا مى كند و جامعه مدنى جلوه ويژه اين تكامل است كه در غرب رخ داده و جامعه مدنى شكل گرفته، كمك كرده تا انسان و دولت غربى به رشد باورى مطلوب رهنمون شوند. در اين ديدگاه غرب محور، جامعه مدنى درون پارادايم مدرنيته شكل مى گيرد. طرح اين واژه دوكلمه اى بعدها به عنوان «جامعه مدنى» كه حوزه خصوصى را از حوزه دولت جدا مى كند، به كار گرفته شد و در تعريف بنيادين و تاريخى آن ميان اكثر انديشمندان غربى اختلافى وجود نداشت. حتى در نزد كارل ماركس جامعه مدنى در مدل بورژوازى ارزيابى مى شود و در خدمت منافع سرمايه دارى عمل مى كند. در اين تعريف جامعه مدنى حوزه خصوصى را از حوزه دولت جدا كرده و شامل نهادها و اصناف مى شد هر چند برخى از تعاريف احزاب سياسى را در درون جامعه مدنى قرار مى دادند. به هر حال متفكران غربى با گرايشات متفاوت از جامعه مدنى سخن گفته اند. نقد و بررسى جامعه مدنى در غرب، بحث هاى درازدامن و مفيد را باعث شده كه به آسيب شناسى جامعه مدنى يارى رسانده است. در ميان انديشمندان چپ آنتونيو گرامشى از جامعه مدنى قوى در غرب سخن گفته و نسبت به اقتدار و تفكيك جامعه مدنى از دولت در غرب اصرار داشت و جامعه مدنى در شرق را ضعيف و ژلاتينى دانسته است. آنتونيو گرامشى ويژگى مهمى براى جامعه مدنى قائل بود و آن اين بود كه جامعه مدنى مى تواند مستقل از دولت، منافع اقشار فقير را تامين كند. بعدها در ميان انديشمندان مكتب فرانكفورت اين امتياز و ويژگى جامعه مدنى مورد نقد قرار گرفت و جامعه مدنى در پرتو جوامع مديريت شده تابعى از قدرت حاكمان به شمار آمد كه دولت و افكار عمومى را به شكل پيچيده اى از طريق صنعت رسانه در خدمت خود قرار داده و در عمل حوزه خصوصى و حوزه عمومى (جامعه مدنى) و دولت را در اختيار مى گيرند. كتاب معروف ديالكتيك عصر روشنگرى (آدورنو و هوركهايمر) در اين باره سخن به تفصيل گفته و در حقيقت نقد ديدگاه خوشبينانه گرامشى درباره جامعه مدنى است. در راستاى نقد جامعه مدنى از نگاه انديشمندان چپ در عمل جامعه مدنى بيشتر با جامعه سرمايه دارى مساوى شد و در نقد و بررسى آنان جامعه مدنى مفهوم مثبتى نيافت. با اين حال مفهوم جامعه مدنى در غرب نمى تواند تنها از منظر ديدگاه چپ مورد بررسى و نقد قرار بگيرد، بلكه مى بايد از نقش مثبت و منفى جامعه مدنى توامان سخن گفت. به هر حال اينكه جامعه مدنى محصول جامعه سرمايه دارى است سخن قابل مناقشه اى است.
• جامعه مدنى و انديشه سياسى
جامعه مدنى در انديشه سياسى انديشمندان ليبرال از منظر تفكيك آن از حوزه دولت و حوزه خصوصى مورد توجه قرار مى گيرد و بر اين استقلال تا حد زيادى اصرار مى شود. بايستى توجه داشت كه جامعه مدنى داراى وجوه مستقلى از عرصه دولت و عرصه خصوصى است. اما دولت ها مدام در اين عرصه وارد شده و كنترل خود را بر آن اعمال مى كنند. از طرفى جامعه مدنى عرصه ورود به دولت يا كنترل بر آن قلمداد مى شود، همچنين عرصه اى كه مى تواند بر زندگى خصوصى انسان ها نيز تاثير گذارد. انديشمندان ليبرال جامعه مدنى را عرصه تامين اقتدار و كنترل بر دولت ها مى دانند.
• تفكيك عرصه ها و جامعه مدنى
جامعه مدنى در حوزه عمومى تعريف مى شود. دولت و احزاب سياسى از جامعه مدنى تفكيك مى شوند و احزاب در جامعه سياسى و نهادهاى مدنى، صنفى و فرهنگى در جامعه مدنى قرار مى گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در شنبه 26 فروردین1385 و ساعت 9:37 |

پروفسور سيدحميد مولانا استاد و مدير گروه ارتباطات بين المللي دانشگاه آمريكن در واشينگتن از سرشناس ترين متخصصان اين رشته است و اكنون چند دهه است كه تحليل ها و آثار دقيق و موشكافانه او بسياري از عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين حوزه را در نورديده و تقريبا در تمامي آنها با گشودن مرزهاي نوين و افق هاي فكري جديد، پيشرفت هاي چشمگيري را موجب شده است. پروفسور مولانا به وضعيت دانش ارتباطات بين الملل و از آن رهگذر نسبت به وضع كنوني دنياي مدرن كه در فرايندي به نام جهاني شدن سعي در تحميل اقتضائات و ارزش هاي خود به تمامي جهان دارد، انتقادهاي فراواني را وارد مي داند و عقيده دارد تمامي اين حوزه هاي اين دانش و انديشه را بايد با توجه به برخي الگوهاي متعالي واسازي كرد. بعلاوه مولانا در آثار خود هرگز از ارزيابي انتقادي سياست بين الملل خصوصا نگرش قدرت هاي مسلط غافل نبوده است و مقالات هفتگي او در روزنامه كيهان كه عمدتا به نقد سياست هاي رياكارانه غرب- خصوصا آمريكا- و بازشكافي بنيادهاي تاريخي- نظري امپرياليسم غربي مي پردازد، شاهدي روشن بر اين مدعاست. احتمالا به همين دليل است كه پروفسور «جرج شربند» رئيس دانشكده ارتباطات دانشگاه پنسيلوانيا ورود او به رشته ارتباطات را در سال هاي دهه 1960 «رويدادي تحول برانگيز» مي داند و از آثار انتقادي او به عنوان پلي ميان شرق و غرب ياد مي كند.
گفت وگوي حاضر جنبه هايي از ديدگاه پروفسور مولانا را در باب «فلسفه ارتباطات» پيش روي خواننده علاقمند مي نهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 23 فروردین1385 و ساعت 15:2 |

• كلبه هاى الكترونيك
اطلاعات بايد توليد شود و اطلاعات توليد شده نيازمند جريان خواهد بود. جريان هر پديده و علتى همواره خواهان قانونى منسجم و كاربردى است تا نيازهاى بنيادين فرآيند توليد و انتشار و دريافت اطلاعات را در مسيرى صحيح و مطلوب رهنمون كند. اين پروسه در صورتى كه هم جهت با اصول مورد احترام ملت ها جريان پذيرد منجر به بروز فاكتورهايى خواهد شد كه بنيانگذار دهكده جهانى هزاره سوم است. شاخص هايى كه همواره در تغيير رويكرد جهانى شدن ابزارهاى ارتباطى و رسانه اى بشر در نيل به آرمان هاى گذر از مرزهاى جغرافيايى، نقش بسزايى داشته اند. همان طور كه در بخش هاى قبلى مطلب عنوان شد، جهانى شدن و جهانى سازى (Globalization) با اتكا به احترام به اصول انسانى و عقايد و ايدئولوژى هاى كشورهاى مختلف جهان در چارچوب برنامه اى منسجم كه تنها در جهت تسريع و سهولت در ارتباطات و فناورى اطلاعات صورت گيرد امكان پذير است و مقابله افكار و عقايد ملل در جهت يكى شدن روش ها و محكوم كردن ملت ها بر روشى نوين كه ساخته و پرداخته غرب يا شرق قلمداد شود، نمى تواند به اين مفهوم تلقى شود. به همين خاطر، شكل گيرى اكثر پيمان ها و اتحاديه هاى بين المللى با تكيه بر ساختارهايى استوار است كه اين شاخص ها در جهت ارتباط سريع و صحيح كشورها با يكديگر شكل مى گيرد و تعريف پروتكل هاى همكارى فى مابين قبل از امضاى نهايى قراردادها و شكل گيرى نهادهاى بين المللى، در حقيقت روش اجرايى منطقى را استنتاج مى كند كه فرآيند كلى آن، بنيانگذارى كاركردهاى ارتباطى منسجم و پويا است. كلبه هاى الكترونيك را نيز بايد به مثابه منطقى براى توسعه آرمان هاى ارتباطى بشر هزاره تصور كرد كه خانواده هاى الكترونيكى در نهاد آن پرورش مى يابد. پروتكل هاى الكترونيكى در درون نهادى سازمان يافته و قانونمند مانند كلبه هاى الكترونيك، در آينده نه چندان دور فضاى سايبر را بر روى تلويزيون هاى شخصى به تصوير خواهند كشاند و تصويرى نوين از فناورى اطلاعات را به جهانيان عرضه خواهند كرد. آيا كناره گيرى و حذف خانواده هاى هسته اى و توده اى موج دوم با بروز غول آساى ابزارهاى پيشرفته ارتباطى در بطن نهادهاى الكترونيكى خالص و بى روح، عملى خواهد شد؟ فرآيند قانونمند كردن فعاليت هاى كلبه هاى الكترونيكى چگونه خواهد بود؟ فعلاً پاسخى براى پرسش هاى فوق غيرعلمى و غيرممكن به نظر مى رسد و نيازمند صبرى است كه همواره رشد تكنولوژى در دهه هاى پايانى هزاره دوم، آن را كاهش داده است. اينكه كلبه هاى الكترونيك و خانواده هاى الكترونيك در بطن آن را به عنوان مهمترين شاخص هاى عينى رشد كوانتومى فناورى اطلاعات بدانيم و بناميم، اين مهم برمى گردد به نوع برداشت ما از بنيان هايى كه زمينه ساز بروز و توسعه همه جانبه در پروسه اى طى شده است. هر اندازه اين برداشت مختلف و فاكتورهاى برداشتى ما متنوع و گسترده باشد و طيف وسيع و حتى مشخصى از كاركردهاى موثر در شكل گيرى ابزارهاى جهان اطلاعاتى دربر داشته باشد، باز هم توجه به اين نكته ضرورى خواهد بود كه پديد آمدن مكان هاى كوچك ارتباطى قوى و مشتمل بر سيگنال ها و امواج هاى غيرخطى مخابراتى و ماهواره اى و تربيت انسان هايى با شاخص هايى متفاوت با محورهاى سنتى قبل در نهاد آنچه امروزه به آن كلبه هاى الكترونيك مى گوييم، اجتناب ناپذير است.
به هر حال بحث حضور گسترده كافى نت ها به داخل منازل آن هم با صورتى منسجم تر و پرقدرت تر در جهت اين برداشت كه كلبه هاى الكترونيك، تفسيرى صحيح از مبانى عاليه موج سوم تافلر به شمار خواهد آمد، دور از ذهن نخواهد بود. از پاپيروس تا سى پى يو و از سى پى يو تا كلبه هاى الكترونيك؟ آينده به اين پرسش پاسخ خواهد داد

شرق

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 23 فروردین1385 و ساعت 11:40 |

چهره‌هاي شاخص و بزرگ همواره در طول تاريخ بشريت وجود داشته‌اند و صفحات اين كهنه‌كتاب را رقم زده‌اند، اما هيچ زماني در تاريخ بشريت نبوده است كه انسان، همانند مرد قرن بيست و يكمي تا اين حد اسير و فريفته چهره‌ها باشد.

انسان امروز در ميان انبوهه‌اي از چهره‌هاي آشنا و غريبه زندگي مي‌كند به نوعي كه اين چهره‌ها حجم عظيمي از زندگي او را به تصرف خود درآورده‌اند؛ چهره‌هايي كه بر صفحه تلويزيون نقش مي‌بندند؛ چهره‌هايي كه بر پرده عريض سينما به نمايش درمي‌آيند، چهره‌هايي كه بر روي جلد مجلات و روزنامه‌هاي مختلف درج مي‌شوند و چهره‌هايي كه بر در و ديوار ابرشهرها به نمايش گذاشته مي‌شوند، همگي اين انسان شهرزده را محاصره كرده‌اند.

انسان امروز در محاصره رسانه‌هاست؛ رسانه‌هايي كه همه فضاهاي او را اشغال كرده‌اند.

راديوها مطبوعات، روزنامه‌ها و تلويزيون‌ها ديگر مجالي براي اين ساكن زمين باقي نگذاشته‌اند.

انسان امروز با رسانه‌ها متولد مي‌شود، با راديو رشد مي‌كند، با تلويزيون سخن مي‌گويد و با سينما راه مي‌رود و از اين رو همه واقعيت‌ها و ارزش‌هاي خود را و حتي آرمان‌هايش را از اين رسانه‌هايي كه تمام زمان‌هاي انسان را اشغال كرده‌اند، فرامي‌گيرد.

زودباوري و تغافل، گريز از درک و عمق مطالب و تلاش براي باور ساده و زودهنگام عارضه همين سلطه رسانه‌اي است و از همين رو است كه صاحبان زر و ثروت و زور و قدرت تمام هم‌وغم خود را براي تصرف و در اختيار گرفتن رسانه‌ها مصروف كرده‌اند؛ به گونه‌اي كه در جهان امروز كمتر رسانه مستقل و قدرتمندي را مي‌توان يافت كه خود را از گزند نفوذ يا كنترل اين گربه‌هاي چاق، مصون نگاه داشته باشد.

صاحبان قدرت و ثروت، با دست‌اندازي و نفوذ در ساختارهاي رسانه‌هاي اعم از روزنامه‌ها و مجلات يا تلويزيون‌هاي پرمخاطب تلاش مي‌كنند تا هر چه بيشتر خود را به عنوان ناخداي كشتي افكار عمومي جهانيان اثبات كنند.

همه صاحبان رسانه ادعا مي‌كنند كه رسانه‌شان مستقل است و آنها فقط در جهت اطلاع‌رساني و خدمت به مخاطب فعاليت مي‌كنند.

آنها ادعا مي‌كنند كه فقط به رسالت حرفه‌اي خود اداي دين مي‌كنند و حاضر نيستند به هيچ فشاري تن بدهند.

مالكان رسانه‌اي همواره بيان مي‌كنند كه هدفشان فقط رساندن اطلاعات درست به مخاطب است، اما به محض اين كه يک اتفاق مهم يا جهاني در سطح جهان روي مي‌دهد همه آنها همانند بنگاه‌هاي تجاري و توزيع‌كنندگان آگهي‌هاي تبليغاتي و گاه به صورتي احمقانه به توجيه منافع و حركت‌هاي طرفي خاص مبادرت مي‌كنند، جنگ عراق نمونه واضحي از اين هم‌سويي و اتفاق بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 22 فروردین1385 و ساعت 18:19 |

رييس انجمن ايراني مطالعات جامعه‌ي اطلاعاتي خبر داد:
همايشي با عنوان "يونسكو، جامعه‌ي اطلاعاتي و جوامع معرفتي" برگزار مي‌شود

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران : همايشي با عنوان «يونسكو، جامعه‌ي‌اطلاعاتي و جوامع‌معرفتي» هم‌زمان با روز جهاني جامعه‌ي‌اطلاعاتي (‌١٧ مه‌/ ‌٢٧ ارديبهشت) در محل دانشكده‌ي علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبايي برگزار مي‌شود.

دكتر كاظم معتمدنژاد - رييس انجمن ايراني مطالعات جامعه‌ي اطلاعاتي - در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس جامعه‌ي ‌اطلاعاتي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين ‌خبر افزود‌: اين همايش با همكاري انجمن ايراني مطالعات جامعه‌ي‌ اطلاعاتي، كميته‌ي ملي يونسكو در ايران، دفتر يونسكو در تهران و مركز پژوهش‌هاي ارتباطات برپا مي‌شود.

وي افزود‌: دكتر عبدالوحيدخان - معاون مديركل يونسكو در زمينه‌هاي ارتباطات و اطلاعات - سخنراني افتتاحيه را برعهده خواهد داشت.

معتمدنژاد يادآور شد‌: به‌دنبال شركت در چهارمين اجلاسيه‌ي شوراي بين‌الدول برنامه‌ي اطلاعات براي همه و بيست‌وپنجمين اجلاسيه شوراي بين‌الدول برنامه‌ي بين‌المللي يونسكو براي توسعه‌ي ارتباطات كه در روزهاي ‌١٩ تا ‌٢٣ مارس ‌٢٠٠٦ در پاريس تشكيل شد، در مذاكراتي كه از طريق دفتر نمايندگي ايران در يونسكو با معاون مدير كل يونسكو و رييس بخش جامعه‌ي اطلاعاتي يونسكو داشتم، با پيشنهاد برگزاري اين همايش موافقت شد.

اين همايش با همكاري هيات نمايندگي جمهوري اسلامي‌ ايران در يونسكو و بخش جامعه‌ي اطلاعاتي يونسكو در راستاي فعاليت‌هاي يونسكو در زمينه‌ي جوامع معرفتي، برگزار مي‌شود.

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در سه شنبه 22 فروردین1385 و ساعت 14:15 |

قدرت و قابلیت‌های زبان و اندیشه در کنترل جامعه:فلاسفه یونان باستان و دوران پس از آن به اتفاق زبان را مهم‌ترین وجه تمایز انسان از حیوانات دانسته‌اند. محققان هر رشته علمی آن جنبه از زبان را که اهمیت بیشتری برای رشته‌هایشان دارد، در کانون توجه خود قرار می‌دهند. در این میان، از نظر دانشمندان علوم اجتماعی، زبان مشخص‌ترین رسانه مبادلات اجتماعی است. جاذبه بررسی زبان در بافت اجتماعی آن، در این است که راهگشای فهم بهتر اجتماع خواهد بود. از سویی محققان زبان و ادبیات کلاسیک، نقش زبان را در فرایند شکل‌گیری ارزش‌ها و خلاقیت‌ ادبی مورد بررسی قرار می‌دهند. از دیدگاه آنان زبان، آیینه میراث فرهنگی، وسیله ارتباط ما با گذشته و تجسم تمام چیزهایی است که هم انسانی است و هم شریف.

توجه به بافت اجتماعی گفتار، به هیچ روی منحصر به مجامع دانشگاهی نیست؛ بسیاری از مسائل حاد سیاسی، بر محور زبان می‌چرخد. بررسی فرهنگ‌های گوناگون اعم از اقلیت‌های درون مرزها یا ملت‌های دیگر یکی از موضوعات مورد مطالعه در بودجه کشورهای قدرتمند است.

قدرت ساختاری زبان این فرصت را در اختیار گروه‌های توانمند قرار می‌دهد تا گفتمان حاکم بر جامعه را به نفع خویش سمت و سو بخشند. فریدون بدره‌ای در کتاب «واژگان نوشتاری کودکان دبستانی ایرانی» با طرح فرضی که از «جان لاینز»، استاد زبان‌شناسی اقتباس کرده است، محاسباتی بر روی قدرت و قابلیت زبان انجام داده است. او می‌گوید اگر در یک زبان فرضی هزار اسم، هزار صفت، صد فعل لازم و صد فعل متعدی داشته باشیم قاد خواهیم بود 000/100/200/200/100 جمله بسازیم (بدره‌ای، 1352، صص 13ـ 12). البته قابلیت یک زبان طبیعی بیش از این است، برای مثال، فرهنگ معین دارای چهل هزاره واژه است. بنابراین، مشاهده می‌کنیم در این سازمان بی‌نهایت زبان چقدر قدرت مانور وجود دارد، چنان که یک رسانه می‌تواند متناسب با رویکرد سیاسی ـ اجتماعی خود ساختار خبری مستقلی ارایه کند؛ آن گونه که بافت گفتمانی آن با سایر بافت‌ها متمایز باشد.

«فوکو» با تأکید بر اهمیت ساخت زبان و اندیشه، بر «قرائت متون» به منظور کشف ساختارهای شناخت آدمی اصرار می‌کند. به نظر او، شیوه خاص فهم و دریافت ما درباره جهان، تعیین‌کننده خصلت خاص یک عصر است و این خصلت خود شیوه اعمال قدرت را تعیین می‌کند. از دیدگاه ساختاری «فوکو»، سیاستمداران، صاحب منصبان و اصحاب قدرت و نظایر آنان، به طور عمدی و آگاهانه نهادهای لازم برای تأمین و تضمین امتیازات و حفظ مواضع خود را ایجاد نمی‌کنند، بلکه اعمال افراد به طور کلی در هر عصری برآمده از نظرگاه رایج آن عصر است. به سخن دیگر، ساخت عمل تابع ساخت اندیشه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در دوشنبه 21 فروردین1385 و ساعت 15:55 |

ظهور چنبش اجتماعي دهه ي 1960 تحليل گران جنبش هاي اجتماعي را با مسايل بسياري روبرو كرده ظهور اين جنبش ها نشانه اين بود كه تحليل هاي طبقاتي كار كرد گرايانه نمي توانند موضوعات جديد پيش آمده را تحليل كنند و جنبش هاي اجتماعي جديد بر اساس منافع طبقاتي به وجود نيامده بودند مانند جنبش هاي دانشجويي و دوماً اين جنبش ها مسايل جديد را مطرح مي كردند كه ناشي از نا كار آمدي نظام سياسي نبودند مانند جنبش هاي اجتماعي دفاع از حقوق فمينيست ها و هم جنس بازان بلكه اين جنبش ها مسائل جديد را مطرح مي كردند و تحليل هاي كار كرد گرايانه و سيستماتيك نمي توانستند به خوبي جنبش هاي اجتماعي را تبيين كنند و نيز اينكه اين جنبش ها خصلت جهانی داشتند و با ورود عصر ارتباطات اين جنبش ها در قالب دولت ملي قابل بررسي نبودند از سوي ديگر شكل و سازمان اين جنبش بود كه بسيار سيّال، آني و باز بودند پاسخ سنت هاي فكري امريكايي و اروپايي جنبش ها باز سازي نظريه هاي خود بود كه در قالب نظريه هاي بسيج منابع،رفتار جمعي و در نظريه هاي جنبش هاي اجتماعي جديدي بود.

نطريه پردازان جنبش هاي اجتماعي جديد معتقدند كه موضوعات نزاع ميان طبقات اجتماعي رو به كاهش است و به همين ترتيب معرفي جنبش ها به عنوان سوژه هاي همگن ديگر عملي نيست، و اين ها خسيسه هاي جامعه هايي هستند كه از آن به عنوان جوامع پست مدرن و يا پسا صنعتي نام برده مي شود.

در اين مورد موفه معتقد است كه ويژگي جنبش هاي اجتماعي جديد مشاركت فراگير و غير ايدئولوژيك و توجه بيشتر به دگر گوني اجتماعي به جاي ودگر گوني اقتصادي است.

ملوچي نيز معتقد است جنبش هاي اجتماعي جديد به دنبال سود مادي نيستند و بازي گران به دنبال محدود كردن دولت هستند تا دخالت دولت به همين خاطر بود كه جنبش هاي اجتماعي (جديد ) محسوب مي شدند و بدين ترتيب يك شكل كاملاً جديد از جامعه هستيد كه زمينه هاي فوق به ايجاد يك زمينه ي اجتماعي جديد منجر شده است كه مستلزم باز انديشي در فرضيات سنتي جامعه شناسي سیاسی است يعني فرضياتي كه بر اساس آنها جامعه اساساً حول شكاف هاي طبقاتي لايه بندي شده اند.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 17 فروردین1385 و ساعت 10:37 |

قانون حق تکثیر
تاریخچهٔ قانون حق تکثیر (کپی رایت):

تا قبل از کنفرانس برن که در شهر برن در سال ۱۸۸۶ بین کشورهای پادشاهی منعقد شد, حقوق قانونی صاحب اثر فقط در کشور خودش رعایت می‌‌شد ,اما پیمان برن داشتن این حق را در تمام کشورها برای صاحب اثر قابل اجرا دانست. این پیمان تا کنون بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته است.

قانون کپی رایت چه می‌‌گوید؟

کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثار به وجود آمده‌است که این آثار می‌توانند علمی و ادبی و هنری باشند. این قانون شامل هر نوع عرضه‌ای از اثر می‌‌باشد و به صاحب اثر اجازه می‌‌دهد که از حقوق انحصاری ( به این معنی که فقط شامل صاحب اثر است و نه افرادی که به نحوی به اثر دسترسی دارند ) که شامل تکثیر و اقتباس در شیوهٔ بیان نو است استفاده کند.

قانون کپی رایت از چه زمانی آغاز می‌‌شود؟ ‌ قانون کپی رایت از زمانی که اثری به وجود می‌‌آید ( به طوری که در شکلی ملموس باشد ) شامل آن اثر می‌‌شود.

چه زمانی کپی رایت یک اثر به پایان می‌‌رسد؟

بر اساس پیمان برن تاریخ انقضای کپی رایت حداقل شامل طول حیات خالق و50 سال بعد از مرگ اوست. این مدت زمان شامل تمام کشورهای عضو در پیمان برن می‌‌شود و هر کشور می‌‌تواند زمان بیشتری را نیز قا ئل شود. گاهی در طی یک وصیت رسمی حقوق یک اثر به بازماندگان صاحب اثر تعلق می‌‌گیرد که البته باید به تا ئید رسمی رسیده باشد.

کپی رایت در اینترنت:

بر خلاف یک طرز فکر عمومی که همه می‌‌پندارند اینترنت یک فضای عمومی است پس برداشت مطالب آن آزاد است , آنچه در اینترنت می‌‌بینیم تنها در صورتی قابل کپی کردن می‌‌باشد که یا دولتی بوده مانند سفارت خانه ها و دانشگاهها و... یا تاریخ کپی رایت گذشته باشد و یا صاحب وبگاه حقوق خود را لغو و یا واگذار کرده باشد...

مواردی که در قانون کپی رایت آمریکا ذکر گردیده و شامل حق کپی برداری می‌باشد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 16 فروردین1385 و ساعت 20:58 |

گشت و گذار در لابه لاى صفحات تاريخ، او را به نظريه ديگرى هم رسانه است. نظريه «بازار پيام». اساس اين موضوع هم از دوران گذشته مى آيد؛ بازارهاى آل بويه. بازارهاى آل بويه ويژگى هايى دارد كه مى توان آن را با فضاى سايبر امروز مقايسه كرد. او در مقاله اش ۱۴ ويژگى براى اين بازار عنوان مى كند. در بازار جهانى پيام، ديگر عصر ارتباطات فرمايشى و از بالا به پايين تمام خواهد شد و نوع ارتباطات رسانه اى، افقى خواهد بود، نه عمودى. درست مثل بازارهاى سنتى ايران كه فروشنده به جاى استقرار در نقطه اى ثابت رو به روى حجره بين مشتريان در رفت وآمد بود. حجره و بازار هيچكدام در غير قابل عبورى نداشتند كه رفتن به داخل را غير ممكن سازد. در بازار جهانى پيام، همچون اينترنت عصر حاضر، دسترسى به هر نوع پيام، بسيار سهل تر و بى مانع تر انجام خواهد شد.

در بازارهاى سنتى، افراد مى توانستند به صورت تك فروش - نه دستفروش - كالايى را حتى براى يك بار به فروش برسانند. گاهى نيز ممكن بود يك تك فروش به تدريج تبديل به يك فروشنده حرفه اى شود. پديده اى كه نوع ابتدايى آن را در وبلاگ نويسى جهان معاصر مى توان ديد. در بازارهاى سنتى محدود بودن فاصله حجره ها، همراه با باز بودن در و امكان رفت وآمد و تعامل خريدار، فروشنده و عابر، سبب مى شد كه فروشندگان از نيازها و سلايق مردم بيشتر مطلع باشند، ضمن آنكه دستيابى به عملكرد رقبا و رازهاى حرفه اى آنها كار دشوارى نبود. در بازار پيام هم فرو ريختن ديوارهاى ارتباطى سبب مى شود كه نوآورى همراه با اقتباس و تقليد در سبك و محتواى پيام، انحصار را از بين ببرد. ملاقات چهره به چهره اما مجازى فرهنگ هاى مختلف با يكديگر، مشابه بديده بانى تعداد مراجعه كنندگان به سايت ها و ساير رسانه هاى سايبر عصر حاضر سبب خواهد شد كه آگاهى از سليقه ها و تأمين آنها تكثر رسانه اى را در اندازه هاى متنوع توسعه دهد. در آن بازار، مخاطب امروزى تبديل به گزينشگر خواهد شد و پديده اى شكل خواهد گرفت كه او آن را تارنماى پويا (Dynamic Web) ناميده است.
اين ويژگى هاست كه محسنيان راد بر اساس آن نتيجه مى گيرد، توسعه فناورى اطلاعات و ارتباطات سبب مى شود در آينده، دهكده جهانى، به وضعيتى مانند نظام حاكم بر مبادلات كالا در بازارهاى سنتى قرون گذشته مشرق زمين برسد. بازارهايى كه هنوز در نمونه هاى شبيه آن فروشنده فرياد مى زند تا رهگذران را از كالاى روى پيشخوان آگاه كند. محسنيان راد، نظريه بازار پيامش را بارها در كنفرانس هاى مجارستان و اسپانيا ارائه و در آمريكا منتشر كرده است. چند ماه پيش كه اين نظريه را در كنفرانس بين المللى روابط عمومى ارائه مى كدد، دكتر معتمد نژاد پشت ميكروفون گفت: «همه ما در حال سنتز هستيم و او به مرحله تز رسيده است.» دكتر محسنيان راد منتظر است كه از طريق فصل آخر كتاب دوهزار صفحه اى در حال انتشارش (ايران در چهار كهشكان ارتباطى) نظريه خود را به فارسى منتشر كند.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 16 فروردین1385 و ساعت 11:30 |

 سبك‌ زندگي‌ در تبليغات‌ تلويزيون ایران‌

  دكتر محمد رضا رسولي

 منبع:ماهنامه علوم اجتماعی

"...اين مقاله گزيده اي از يک پژوهش دانشگاهي است که به بررسي مولفه هاي سبک زندگي در تبليغات تجاري تلويزيون ايران مي پردازد در اين تحقيق دو هدف عمده دنبال شده است که شامل ارائه تصويري کمي از ويژگي هاي مختلف تبليغات تجاري و همچنين شناسايي سبک هاي زندگي مورد توجه در تبليغات مذکور مي باشد. براي اين منظور از ميان 8759 مورد آگهي که در طول سال 79-77 از رسانه تلويزيون پخش شده است تعداد 370 آگهي به روش علمي به نسبت سال و موضوع آگهي نمونه گيري و مورد بررسي قرارگرفته است روش مورد استفاده در اين تحقيق تحليل محتوا (Analysis Content) وتکنيک ثبت و ضبط داده ها از متن تبليغات از طريق طراحي پرسشنامه معکوس (Inverse Questioner)بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 15 فروردین1385 و ساعت 15:40 |
 پروفسور يورگن هابرمارس

متن سخنراني ايراد شده در سمينار جايزه هولبرگ ٧ آذر ١٣٨٤

 منبع : دانش ارتباطات

بعيد است متوجه اين حقيقت نشده باشيم كه سنت هاي مذهبي و اجتماعات ديني از اهميت سياسي تازه اي كه تا كنون بي سابقه بوده ٬ برخوردار شده اند. اين حقيقت دست كم براي آن دسته از ما كه منطق عرفي رايج در جريان اصلي علوم اجتماعي پيروي مي كرده اند و بر اين باور بودند كه تجدد با سكولاريزه شدن ٬ با كم رنگ شدن عقايد و روش هاي مذهبي و نفوذ آنها در عرصه سياست و در زمينه كلي اجتماع٬ ملازمه تام دارد٬ كاملا دور از انتظار است . دست كم ٬ كشورهاي اروپايي ٬ با دو استثناي معروف لهستان و ايرلند شواهد كافي براي كاهش تدريجي تعداد شهروندان با ايمان اراًه نموده اند ٬ اعم از آن كه مذهبي بودن را از بعد معناي نهادين آن نگاه كنيم يا از لحاظ معناي روحاني و اعتقادي آن . با اين حال ٬ وجود برخي از شاخص ها٬ ناظر بر اين واقعيت است كه جوامع مذهبي در مورد استراتژي هاي ارتدودكس مبتني بر مخالفت با مدرنيته عملكرد بيشتري داشته اند تا در خصوص استراتژي هاي ليبرال مبتني بر مدرنيته .

 

جنبش هاي ارتدوكس و بنيادگرا در صحنه بين اللمللي ٬ در حال گسترش هستند. جداي از ملي گرايي هندوها ٬ امروزه اسلام و مسيحيت دو منبع از مهمترين منابع الهام بخش مذهبي محسوب مي شوند. روند احياي اسلام ٬ گستره جغرافيايي چشمگيري را از شمال آفريقا و خاورميانه تا آسياي جنوب شرقي كه پرجمعيت ترين كشور اسلامي يعني اندونزي در آن قرار دارد٬ در برگرفته است. نفوذ اسلام در منطقه جنوب صحرا در آفريقا نيز در حال رشد است و در آن منطقه با جنبش هاي مسيحي رقابت دارد.

 برای دریافت متن کامل سخرانی پروفسور يورگن هابرمارس اینجا راکلیک کنید.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در دوشنبه 14 فروردین1385 و ساعت 18:48 |

By Neil Postman :The great English playwright and social philosopher George Bernard Shaw once remarked that all professions are conspiracies against the common folk. He meant that those who belong to elite trades -- physicians, lawyers, teachers, and scientists -- protect their special status by creating vocabularies that are incomprehensible to the general public. This process prevents outsiders from understanding what the profession is doing and why -- and protects the insiders from close examination and criticism


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 12 فروردین1385 و ساعت 13:46 |

بورژوازي از مفاهيم اصلي تاريخ اجتماعي اروپا به شمار مي رود. اين مفهوم از زمان ماركس به بعد به معناي طبقه حاكمه جامعه سرمايه داري يعني طبقه سرمايه داران و مالكان وسايل توليد به كار رفته است.جامعه شناسان سياسي ديگر صفت بورژوازي را براي توصيف زندگي اجتماعي – سياسي اروپا در قرن نوزدهم به كار مي برند. به طور كلي مفهوم بورژوازي در طي تاريخ دستخوش تحولاتي شده است. مفهوم بورژوازي به طبقه اي از مردم در تاريخ اجتماعي اروپا اطلاق شده است كه داراي ايدئولوژيك و فكري خاصي بودند. اين طبقه در مقبل اشرافيت قرار داشت. بدينسان بورژوازي صرفا يك مقوله اقتصادي و اجتماعي نبود بلكه عمدتا با توجه به ويژگي هاي فرهنگي ، ايدئولوژيك و سياسي اش شناخته مي شد. بنابراين بورژوازي به مفهوم تاريخي آن با بورژوازي به معني طبقه حامه جامعه سرمايه داري و نيز با طبقه متوسط به معنايي كه در جامعه شناسي سياسي كشورهاي در حال توسعه به كار برده شده ، تفاوت اساسي دارد. به نظر شما بورژوازي در ايران قبل وبعد از انقلاب وجود داشته است؟

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در جمعه 11 فروردین1385 و ساعت 18:33 |

ترجمه توسط : فيروزي

 كلمات كليدي: تكنولوژيهاي ارتباطات ـ توسعه كارمندان ـ مديريت ميان فرهنگي

چكيده : در مواجهه با مشكل منحصر به فرد، دادن آگاهيهاي ميان فرهنگي بر پايه روشي مستمر، دانشگاه گريفيث Griffith واقع در بريسبان Brisbane ، Queenland برنامهاي ابتكاري براي رويارويي با چالشهاي موجود ايجاد كرده است. تأسيس پروژهاي براي آگاهيهاي ميان فرهنگي در راستاي هدف حساس كردن كارمندان دانشگاه به مسائل شغلي تاثيرگذار بر بوميهاي استراليايي يك استراتژي كليدي در استخدام اين افراد بومي به دانشگاه بود. اجرا و پيگيري چنين برنامهاي بخصوص در سازمانهاي بزرگي كه شركت كارمندان در برنامههاي توسعه پرسنلي در آنها محدود است بسيار مشكلساز ميباشد. محصول نهايي، “لطفاً توضيح بدهيد: تبعيض غيرمستقيم در محلهاي كاري” مفهوم آگاهيهاي ميان فرهنگي را كه قبلاً بصورت سنتي فقط از راههاي كلامي اظهار ميشد را به منابع قابل دسترس توسعه در چهارچوب پرينت ـ آنلاين ـ ويدئو و وسايل شنيداري برگردانده است. اين پروژه يك نمونة عالي است كه چطور راهكارهاي منحصر به فرد براي مبارزه با مشكلات ظاهراً لاينحل يافت ميشوند و اينكه چطور عرصههاي مختلفي چون تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات، توسعه كارمندان، آگاهيهاي ميان فرهنگي و آموزشهاي ضدنژادي ميتوانند در يكجا جمع شوند

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 10 فروردین1385 و ساعت 13:40 |

چکیده

در این مقاله پس از بیان مفروضات زمینه ای مورد استفاده دورکیم در بحث واقعیت پدیده های اجتماعی، واقعیت اجتماعی تعریف شده و گونه های شاخص آن از دیدگاه دورکیم آورده می شود. پس از آن نشانه های واقعیت اجتماعی و به دنبال آن وجود جامعه به عنوان یک شخصیت مستقل از افراد تشکیل دهند خود مطرح می گردد. در پایان پیامدهای نظری مورد نظر دورکیم از پذیرش واقعیت اجتماعی بیان می شود.

1-     معانی کل

الف- کل به معنای مجموع و حاصل جمع اجزاء: در این معنا وقتی از کل یا مجموعه چیزی سخن می گوییم منظور حاصل جمع این اجزاء است. در این صورت خصوصیات و ویژگیهای کل برابر حاصل جمع ویژگیهای اجزاء و قابل تقلیل به خصوصیات اجزا است؛ چنانچه جرم یک جسم مرکب برابر با حاصل جمع اوزان اجزاء این مجموعه است. بنابر این کل در این معنا ویژگیهایی کیفاً متمایز  از خواص اجزاء خود ندارد و مفهوم کل نیز در این معنا نسبت به مدلول خود نسبتی انتزاعی دارد. به این بیان مثلا در مورد جامعه می توان گفت وجود افراد گرد هم آمده با خصوصیات معینی منشاء ایجاد مفهوم جامعه شده است، آنچنانکه کره منشا انتزاع مفهوم دایره گردیده است.

ب‌-  کل به معنای حاصل ترکیب اجزا: کل در این معنا صرفاً حاصل تجمع و گردهم آیی اجزاء در نسبتی معین با یکدیگر نیست، بلکه نتیجه ترکیب اجزا و تشکیل موجودیتی جدید است. در این صورت کل پدید آمده دارای ویژگیهایی است که به لحاظ کیفی از ویژگیهای تک تک اجزا و یا حتی مجموع اجزا  متفاوت است. مفهوم کل در این معنا دارای ما بازاء در خارج است، یعنی به وجودی عینی و واقعی در بیرون اشاره می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 8 فروردین1385 و ساعت 13:5 |

 

 مجري  هياهو مي كشد و با واژه هاي شاد مي كوشد جوانان و نوجوانان و كودكان را متوجه «نوروز»؟ -نه اشتباه مي كنيد- «بهار» كند!
خونه بهار كدوم وره
يا اين وره يا اون وره  
منكر اين خوشنوايي وشيرين نمائي نيستيم، اما هر چه گوش مي دهيم، واژه نوروز يا عيد نوروز به گوش نمي رسد كه نمي رسد، معلوم مي شود با وجود اجراي ظاهراً في البداهه، متن، بنا به دستورالعمل از پيش سامان داده شده و دقيقاً و رعايت يك «اصل» كلي و فرماني بي چون و چرا «نوروز» گناهكار گبر مرتد را از عرصه بيرون كرده اند، چرا ؟
هيچ جواب مستدلي هرگز وجود نخواهد داشت: مثلاً اسلام واژه نوروز راحرام كرده؟ مي دانيم كه چنين نيست، و هرگز تا زمان حضور قشري خيلي ويژه، خبري ازاين تحريم در ميان نبوده است: تفسير طبري، تاريخ طبري، تفسير عتيق نيشابوري، و بسياري تواريخ و تفاسير ديني را همه خوانده ايم، و خوانده ايم كه چه تفسيرها و تحسين و ستايشگونه ها از «نوروز» حتي با قيد «جمشيدي» يا «فريدوني» يا «باستاني» در آنها آمده است.
 

 


پس عامل اين كج انديشي و يكرنگي وحشتناك چيست؟
پاسخ: تعصّب! تعصّب كور! تعصب مشدّد تا حدّ جاهلي! چرا كه نوروز، كشف رمز نوروز، و مبارك ودانستن آن، هيچ ربطي به شاه و گبر و عيش و طرب نداشته. از «كشف رمزنوروزسخن گفتم»كه خوشبختانه به گواهي تاريخ تا آن جا كه سواد ما قد مي دهد اين كشف از طرف ايرانيان بوده، و هرچند، منقول و مسطور است كه خيلي پيش از تاريخ مكتوب اساطير ايران مردمان آگاه سرزمين هاي ديگر، نوروز را_ به دليل همان رمز مبارك خدائي اش _گرامي داشته اند. اما تقويم خورشيدي را كه درست ترين و مستندترين تقويم ها به تطور طبيعت و گردش خورشيد و مشخص كردن روزها و ماههاي سال است، ايرانيان تدوين كرده اند .
و اما (آن رمز) كه گفتم، رمز تعادل طبيعت از پس هر انقلاب طبيعي است. اتفاقا اين انقلاب ها و تعادل ها را ما به زبان عربي به كارمي بريم چرا كه مسلمانان ايراني بعدازحضور دين اسلام بر آن درنگ كرده و نام گذاري نموده اند:
نخستين تعادل، تعادل ربيعي، يعني بهاري است كه همان نوروز باشد و نوروز يا همان روزنو است. چرا كه همزمان با رستاخيز گياه و بهار و درخت و سرسبزي و خرمي است و مناسب ترين روز براي آغاز سالي خوش و زيبا، و برابري ساعات روز و شب بعد از اين تعادل سه ماهه، مي رسيم به انقلاب صيفي، يعني تابستاني. چرا انقلاب؟
چون بعد ازنوروز به تدريج بر مقدار روزها افزوده مي گردد تا اول تيرماه كه اين فزوني به نهايت مي رسد و ما كوتاهترين شب را در برابر بلندترين روز خواهيم داشت.
آنگاه مي رسيم به تعادل خريقي يا پاييزي كه همان مهرگان بزرگ و ستودني باشد. چراكه در نخستين روز مهر ساعات شب و روزبرابر مي شوند. جشن هاي مهرگان درايران كهن به همين مناسبت برگزار شده است. بعدازاين تعادل، انقلاب شَتَوي يا (زمستاني) را داريم كه اين بار، هر روز بر مقدار شب افزوده مي گردد تا اول ديماه كه بلندترين شب را دربرابر كوتاه ترين روزداريم و آن شب بلند يلدا است، كه مراسم يلدانشيني و آداب نيك و زيباي خود را دارد. مفهوم اين منظور اين نيست كه انقلاب هاي طبيعي بدند يا تعادل ها خوب. خير، انقلاب ها هم هركدام منشا خير و بركتند. اگر در بهارسبزه و درخت بهارآئيني را داريم، گندم رسيده را در تابستان به دست مي آوريم و نان گرم و خوشبو از تابه و تنور مي گيريم، و بعد از آن در مهرگان ميوه هاي رنگارنگ و خوش طعم عايدمان مي شود. انقلاب شتوي نيز زمينه ساز تعادل ربيعي است. برف و باران و كولاك سرريز بركات آسماني است و همه اين ها در كارند، تا متعادل ترين متعادل ها برسيم يعني نوروز، اول بهار و رستاخيز درختان .
اين درختانندهمچون خاكيان
دست ها بركرده سوي آسمان ( مولانا )
يعني دعاي بركت نوروزي و بهاري مي خوانند.
حالا باز مي پرسم؟ نوروز مرتكب كدام گناه كبيره شده، كه از ذهن و تاريخ عجميت طرد شده است. آيا تطوّر و تحوّل دستكار باري تعالا است يا «طاغوت»؟!
چرا رهبران ديني و سياسي و اجتماعي ما زيباترين دعاي اول سال خورشيدي را درست در لحظه تحويل سال يا (تأويل) سال مي خوانند
يا مقلب القلوب والابصار ....
چرا جشن نوروز كه در دستگاه خلفاي اسلامي در تمامي دوره ها، جشن اصلي بوده درسرزميني كه الآن آن را امّ القرآي اسلام مي ناميم، ناگهان بايكوت، و به مفهوم بدتر، مطرود و ملعون خوانده مي شود ؟
و يك پرسش تلخ ديگر: آيا افتخارنكردن به شكوه تاريخ كهن ميهن و نياكان بزرگوار ما_ كه نمونه اش كورش_ در يكي ازچند كتاب مقدس تا مرتبه «نبي» مورد ستايش است، خود افتخاري ديگرگونه است ؟!
آيا طرد نياكان شباهتي به انكار پدران ندارد
و اگر چنين است آيا معناي آن راخوب مي دانيد ؟
يكفي بالاشاره .....
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در سه شنبه 8 فروردین1385 و ساعت 0:57 |
 
دانيل فرانكلين سردبير ويژه نامه جهان در سال ۲۰۰۶ از هفته نامه اكونوميست است كه متن زير را به عنوان يادداشت و سرمقاله اين ويژه نامه نوشته است:
آماده باشيد: سال ۲۰۰۶ سال زندگى پر از خطر است. سربازان آمريكايى براى جلوگيرى از بروز جنگ داخلى در عراق تقلا مى كنند. مسئله هسته اى در ايران شدت خواهد گرفت. اقتصاد جهانى كند مى شود، شايد سرعت كند شدن آن فزاينده باشد چون هر چه مخاطرات و ريسك ها افزايش يابد رسيدن به ثبات دشوارتر است. اين مخاطرات و ريسك ها انواع مختلفى دارند: افزايش شديد قيمت مسكن، افزايش قيمت نفت، فروپاشى ارزش دلار، يا- بروز يك كابوس مثل- همه گيرى آنفلوآنزاى مرغى. يك بار هم كه شده، تعداد تحليلگران بدبين اقتصادى نسبت به تحليلگران خوشبين براساس نظرسنجى هاى ما از صاحب نظران در مورد سال پيش رو بيشتر شده است. اما همه اين موارد هنوز در حد ريسك است و به واقعيت نپيوسته است. هنوز فرصت و شانس كافى باقى است تا براى بخش اعظم جهان، سال پيش رو سالى آبرومند باشد، هر چند كه با رشد اقتصادى كندترى مواجه باشند. با خواندن ويژه نامه سال ۲۰۰۶ اكونوميست مايوس كننده و اندوهبار نخواهد بود.

171144.jpg

 در حقيقت از بعضى جهات بسيار وجدآور و شعف انگيز است. اولاً براى كشورهاى فقير سال ۲۰۰۶ سال اميد است. اگرچه شرم آور است اما همان طور كه «باب گلداف» يادآورى مى كند، بخش اعظم كودكان آفريقا سال ۲۰۰۶ هر شب سر گرسنه بر بالين مى گذارند، تلاش هاى هماهنگ سال گذشته هم در سال پيش رو از سويى باعث كاهش بدهى هاى كشورهاى آفريقايى و افزايش كمك به آنها مى شود. فناورى- به خصوص فناورى هاى ارزان تر كه خاص كشورهاى فقير تعبيه شده اند تا آنان را از منافع و موهبت هاى فناورى بهره مند سازند در سال ۲۰۰۶ به شكل وسيع ترى در دسترس خواهد بود. سال پيش رو براى كشورهاى در حال توسعه كامپيوتر همراه ۱۰۰ دلارى و تلفن همراه ۲۰ دلارى و چند مورد خدمات درمانى در حد وسع و توان و نويد موارد بيشترى از اين گونه خدمات كه حاصل سرمايه گذارى هنگفت در بخش تحقيقات است به ارمغان خواهد آورد. در صحنه بين المللى هندوستان هم به زودى مانند چين به يكى از قدرت هاى در حال ظهور تبديل خواهد شد. دوماً پيش بينى هايى كه در صفحه هاى اين ويژه نامه به چاپ رسيده آشكارا خوشبينانه و اغلب برخلاف تصور عادى و متعارف مردم است. مارى لاندريو سناتور نيواورلئان مى گويد كه شهرهاى سيل زده و تخريب شده در اثر توفان كاترينا را بهتر و قوى تر مى سازند. خوسه مانوئل باروسو رئيس اتحاديه اروپا در يادداشت خود از رئاليسم جديد سخن به ميان مى آورد. دانيل يرگين هم معتقد است گرانى انرژى باعث افزايش سرمايه گذارى و ذخيره سازى در صنعت نفت شده كه به نوبه  خود بر رابطه عرضه و تقاضا اثر خواهد داشت. به رغم كاهش رشد اقتصادى، سرمايه گذارى براى بنگاه هاى عظيم اقتصادى رونق خواهد گرفت به رغم آنكه كشورهاى ثروتمند مثل آمريكا، بريتانيا و غيره در مورد چاقى ابراز نگرانى مى كنند اما در عمل نتيجه اين مى شود كه مردم لاغرتر مى شوند. در سال ۲۰۰۶ ركوردها در حوزه هاى بسيار مختلف و متنوع شكسته خواهد شد. براى اولين بار گونه بشر در شهرها بيشتر از روستاها خواهد بود و كمپانى رويال شكسپير براى اولين بار تمام  آثار جمع آورى شده شكسپير توسط بارد را يك جا و در يك فصل به اجرا در خواهد آورد. خطوط هواپيمايى سنگاپور سوپر جامبوى A380 جديد خود را به پرواز در خواهد آورد. اين هواپيما بزرگترين جت مسافربرى در جهان است. در ژاپن بزرگترين بانك دنيا به دنيا خواهد آمد. بزرگترين خط آهن در چين افتتاح خواهد شد. امسال جام جهانى فوتبال در برلين كه از ۹ ژوئيه آغاز مى شود بالاترين تعداد مخاطبان تلويزيونى را به خود جلب خواهد كرد. (جام جهانى فوتبال در آلمان را نبايد با جام جهانى بيسبال كه در بهار امسال افتتاح مى شود اشتباه بگيريد.)
انتشارات اكونوميست هم دليل كافى براى جشن گرفتن دارد چون سال ۲۰۰۶ بيستمين ويراست خود را منتشر خواهد كرد. همين موضوع باعث شد كه بهانه اى ايجاد شود تا تيم جهان در سال ۲۰۰۶ به فكر پيش بينى درازمدت افتاده و تصميم گيرد نگاهى به جهان در سال ۲۰۲۶ بيندازد. در خلال مقاله هاى جهان در سال ۲۰۰۶ با مقاله هايى مواجه مى شويد كه در ابتداى آن يك آيكون به چشم مى خورد كه به موضوع هاى مختلفى از جمله مسائل مربوط به جغرافياى سياسى (ژئوپولتيك) و اقتصاد در سال ۲۰۲۶ و حتى پيش بينى هواشناسى در دو دهه بعد پرداخته است. همچنين ما نگاهى به نسخه هاى ۱۹ سال پيش خود انداخته ايم، لذت گشت و گذار در آرشيو ۱۹ساله نصيب «نيال فرگوسن» شد. او هم به اين موضوع توجه كرد كه در اين سال ها در مورد چه مواردى اشتباه كرده بوديم. شايد براى شما هم جالب باشد كه پيش بينى هاى ما در اين ۱۹ سال در اين موارد بسيار زياد غلط از آب درآمده بود و جاى تعجب هم ندارد اگر بسيارى از پيش بينى هاى امسال ما نيز درست از آب درنيايند. اين سئوال هم برايمان مطرح بود كه چه پيش بينى هايى را درست انجام داده بوديم. خوشبختانه در بسيارى از مسائل اساسى و مهم پيش بينى هاى ما درست بود. مخصوصاً ديدگاه هايى كه در مورد جهانى سازى و پيشرفت مطرح كرده بوديم. با وجود مخاطرات پيش رو در سال ۲۰۰۶ باز هم پيش بينى مى كنيم كه روند جهانى سازى به حركت خود ادامه خواهد داد.
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در شنبه 5 فروردین1385 و ساعت 13:17 |

 

نوعي عشق در شبكه اينترنت شكل گرفته است. زنان و مردان مي‌توانند همديگر را در فضاي اينترنت ملاقات كنند. عاشق يكديگر شوند. براي اكثر مردم، چنين عشقي، جذاب و جالب و در برخي موارد به روابطي طولاني حتي ازدواج مي‌انجامد. براي برخي ديگر، سكس مجازي مي‌تواند به كابوسي تبديل شود و فرد را مجبور سازد تا خانه و كاشانه خود را در جستجوي معشوق اينترنتي‌اش رها كند.

اينترنت اين قدرت را دارد تا به نحوي بنيادين، اعمال، آداب و فرهنگ جنسي و به ويژه تجربه جنسي بشر را تغيير دهد و حتي مي‌تواند تعريف ما از رفتار جنسي را متحول سازد.

استفاده از كامپيوتر با هدف شكل دادن به رفتاري خصوصي و صميمانه با ديگران، پديده‌اي نسبتاً جديد است. براي برخي بسيار جذاب است و جذابيت آن هم دقيقاً به خاطر آن است كه چنين روابطي با ابزاري مرموز و قدرتمند يعني اينترنت و در فضايي مجازي شكل مي‌گيرد. عاشق اينترتي به مدد چنين تحولي مي‌تواند بدون حضور فيزيكي، به منزل و يا دفتر كار ديگري وارد شود و اين عين جادوگري است.

افراد شكاك، چنين عشق شبكه‌اي را عشقي سرد و دروغين مي‌خوانند كه هر آن چه را كه در خلوت بشر جنبه‌اي اصيل و ارزشمند دارد، به نابودي مي‌كشاند. استدلال آنان بر اين است كه آخر چگونه فرد با واژه و جمله‌اي كه در صفحه كامپيوتر نقش مي‌بندد، مي‌تواند عاشق ديگري شود؟

در دنياي مجازي، مردم زودتر از حد معمول عاشق يكديگر مي‌شوند. چرا؟ به راستي چرا در اتاق‌هاي گفتگوي اينترنتي، بيش از حد معمول شاهد عشق بازي و عشوه‌گري افراد هستيم؟ آيا اين مسأله به واسطه گمنامي و چند هويتي افراد در چنين فضايي است؟ و اساساً مشخصه‌هاي عشق شبكه چيست؟ آيا مي‌توان صريحاً عشق شبكه را از عشق سنتي متمايز ساخت؟ چه كساني به عشق شبكه گرفتار مي‌شوند؟ و محدوديت‌ها و امكانات چنين عشقي چيست؟

اصولاً در چنين عشقي، نمي‌توان يكديگر را لمس نمود و در چنين شرايطي، چگونه مي‌توان به رابطه‌اي نزديك و صميمانه دست يافت؟ آيا رفتار فيزيكي مؤلفه‌اي اساسي براي رسيدن به خلوتي صميمانه نيست؟ آيا با صرف حضور چهره و بدن فردي بر روي صفحه نمايشگر، مي‌توان عشق را تجربه كرد؟

بي‌شك اين موضوع نيازمند بررسي است و نبايد از جنبه‌هاي منفي اين نوع عشق غافل ماند. بايد بدين موضوع پرداخت كه به راستي هرزگي و ابتذال در چه مرحله‌اي از اين نوع عشق سر باز مي‌زند و شهوت‌راني و هرزه‌نگاري در چه مرحله‌اي آغاز مي‌شود؟ جرم‌هاي سكسي در اينترنت كدامند و چگونه انجام مي‌شوند؟

منبع: ماهنامه‌ي سياحت غرب،(صداوسیما) شماره‌ي ۳۰ 

 

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 2 فروردین1385 و ساعت 11:59 |