گفتن دروغ اول آوریل توسط نشریات غربی امری معمول به حساب می آید اما تاریخچه دروغ سیزده فروردین در نشریات ما بسیار كوتاه تر است. معلوم نیست كه اولین دروغ سیزدهم فروردین را چه كسی گفته، اماشاید بتوان گفت اولین دروغ روز سیزده فروردین را سید ابراهیم نبوی طنز پرداز ایرانی كه آن زمان در روزنامه "نشاط" بود گفت.
براساس دروغی كه نبوی گفته بود، عبدالله اوجالان، رهبر پ.ك.ك كه آن زمان در اسارت بود آزاد شد. بعد از افشای دروغ بودن خبر بسیاری از كردها از این شوخی سید ابراهیم نبوی آشفته شدند و به گفته كسانی كه آن زمان در روزنامه نشاط فعالیت می كردند برخی از كردها طی تماس های مكرر نسبت به این شوخی نبوی در روزنامه نشاط عكس العمل نشان دادند. 
بعدها گفتن دروغ سیزدهم فروردین هر سال در روزنامه های اصلاح طلب به امری رایج تبدیل شد. اما با پایان پذیرفتن دولت اصلاحات ،گویا این رسم تازه تولد یافته در نشریات ایرانی نیز از بین رفت.
در سال های اخیر با گسترش اینترنت و جوامع مجازی، دامنه این دروغ به وبلاگ ها و سایت های خبری – تحلیلی گسترش یافته است. برخی از این دروغ ها صرفا شوخی نیستند و جنبه های دیگری نیز دارند.
برای مثال دروغ هایی كه سایت فردا منتشر كرد مثل رفع توقیف روزنامه های هم میهن ، شرق وخبرگزاری ایلنا كه می توان آن را آرزوی دست نیافتنی روزنامه نگاران اصلاح طلب دانست و یا كناره گیری حسین شریعتمداری از روزنامه نگاری و... همگی اگرچه به عنوان دروغ سیزده فروردین مطرح می شوند اما در واقع نشان از ایده آل های نگارندگان خود دارد.
از طرفی نظرات خوانندگان این اخبار نیز جالب به نظر می رسد. گویا اخباری كه به صورت دروغ سیزدهم فروردین در این سایت های منتشر می شود آرزوهای خوانندگان بوده است.
اما دامنه دروغ های سیزده فروردین به اینجا ختم نشد، سایت وبگذر كه یك سایت اینترنتی است كه خدمات نصب كنتور روی وب لاگ ها را ارایه می دهد اعلام كرد كه یك سرویس جدید به كاربران خود ارایه خواهد كرد كه با آن كاربران می توانند محل تقریبی( خیابان اصلی) بازدید كنندگان از وبلاگ های خود را ببینند. بر طبق دروغ سایت وبگذر قرار بود این سرویس از روز 15 فروردین ارایه شود.
همزمان با فرا رسیدن روز 15 فروردین ماه بسیاری از كاربران به سمت سایت وبگذر برای استفاده از سرویس جدید هجوم آوردند اما با یك لینك مواجه شدند. داخل مربع صورتی رنگ گوشه صفحه نوشته شده بود: «سیستم ردیابی كاربر»
با كلیك روی این لینك كاربران با صفحه ای مواجه شدند كه در آن نوشته شده بود: «اين مطلب دروغ سیزده (1 April) سایت وبگذر بوده است و امکان شناسایی ماهوارهای آدرس در عمل غیر ممکن است. با خیال راحت به وبگردی خود ادامه دهید!»
نمی خواستیم به كسی توهین كنیم
ماجرا از این قرار بود كه روزنامه شرق در سال 84 دروغی گفت كه خیلی ها آن را باور كردند. به طرز زیركانه ای بالای صفحه و البته با فونت ریز ، نوشته شده بود«كلیه محتویات این صفحه دروغ 13 است» اما خیلی ها این قسمت روزنامه را ندیده بودند. كسانی كه نوروز سال 84 را به یاد دارند می دانند كه در آن سال خیلی ها به پای برج میلاد می آمدند تا از نزدیك ببنینند كه برج میلاد كج شده است یا نه.
موضوع تا جایی پیش رفت كه حتی یكی از شبكه های تلویزیونی فارسی زبان لوس آنجلسی نیز به این خبر استناد كرد.
پردازنده آن دروغ معروف ، نه تنها دروغ كج شدن برج میلاد را، بلكه دروغ های جالب دیگری را نیز در مطبوعات ایران منتشر كرده است. امسال نیز یك دروغ بزرگ گفته كه بسیاری آن را باور كردند، ولی تا قبل از این گفت و گو كسی نمی داند كه آن مطلب هم دروغ بود.
با فرورتیش رضوانیه گفت و گوی كوتاهی انجام داده ایم كه در ادامه می آید. در این گفت و گو رضوانیه در مورد دروغی كه سه سال قبل گفته بود می گوید، از فحش هایی كه به خاطر دروغی كه گفته بود شنیده و از سوژه های دیگری كه برای دروغ سیزده فروردین انتخاب كرده بوده است.
اولین بار كی دروغ سیزده گفتید، در چه روزنامه ای؟
من طنز نویس روزنامه شرق بودم. سال 82 پیشنهاد كردم كه در صفحه آخر ویژه نامه عید یك صفحه به عنوان صفحه دروغ سیزده بدر داشته باشیم.
اولین دروغی كه گفتید چه بود، چطور سوژه دروغ را پیدا كردید؟
اولین دروغ این بود كه پایتخت قرار است به بم منتقل شود. این دروغ را به عنوان تیتر یك در صفحه ای با چیدمان صفحه اول روزنامه اصلی منتشر كردیم. تمام اخبار و عكس ها و تیتر های این صفحه دروغ بودند. و صفحات دروغ داخل روزنامه بود.
بعد از گذشت 3 سال می شود در مورد جنجالی ترین دروغ شما صحبت كرد، چه سوژه هایی به جز برج میلاد داشتید؟ 
سال بعدش( سال 84) تصمیم گرفتیم كه یك خبر جدی تر كار كنیم. چند خبر كوچك كار كردیم، مثل افتتاح اولین رادیوی خصوصی با مدیریت محمد صالح اعلا و اولین تلویزیون خصوصی با مدیریت علی لاریجانی. نوبت تیتر یك رسید. باید برای تیتر یك روزنامه یك دروغ بزرگ پیدا می كردیم.
اما برای تیتر یك صفحه دروغ های سیزده سوژه های ابتدایی ربوده شدن سردار طلایی( فرمانده نیرو انتظامی وقت) و پیدا شدن حفره ای در تخت جمشید كه به آمریكا ختم می شود بود. كه این دو سوژه كار نشد و در نهایت قرار شد سوژه برج میلاد را كار كنیم.
چه شد كه دو سوژه اول را كار نكردید؟
اول فكرم این بود كه بگوییم سردار طلایی( فرمانده نیرو انتظامی وقت) ربوده شده است. به سردار طلایی زنگ زدم، گفتم با یك داستان اكشن می خواهم بگویم كه تو ربوده شدی. سردار طلایی هم گفت خب اگر می دانی كه مردم از ربوده شدن من خوشحال می شوند این خبر را كار كنید. اما اگر كسی باور كرد كی این خبر را تكذیب كنم؟ من هم گفتم فردای روزی كه خبر ربوده شدن شما چاپ شود روزنامه تعطیل است تا بعد از تعطیلات. اما بعد از آن از این دروغ منصرف شدم.
چرا دروغ برج میلاد را انتخاب كردید، یعنی از دروغ های دیگر آسیب كمتری داشت؟
دروغ برج میلاد را انتخاب كردم چون فكر می كردم هر كسی این دروغ را بخواند در نهایت از پشت بام یا پنجره منزلش برج را نگاه می كند و می بیند كه كج نشده و خیالش راحت می شود. اما این اتفاق نیفتاد. تصویر برج میلاد را با فتوشاپ كج كردیم، و دروغ را هم در روزنامه چاپ كردیم.
یك شبكه تلویزیونی لوس آنجلسی در همان زمان روی این دروغ شما مانور داده بود، آن برنامه را دیده بودید؟
من ندیده بودم اما یكی از دوستانم آن بخش را برایم ایمیل كرد. مجری آن شخصی به نام آقای میبدی بود. او تعریف می كرد كه وقتی كه ما بچه بودیم در حیاط خانه مان یك درخت اوكالیپتوس داشتیم. شب صدای مهیبی از حیاط آمد و ما رفتیم و دیدیم آن درخت كه مورد علاقه پدرم هم بود سرنگون شده، من همان شب مرگ را در چشمان پدرم دیدم.
میبدی این داستان را به دروغ ما مربوط كرد و برج میلاد را همان درخت اوكالیپتوس و نظام را پدرش تعبیر كرد و نتیجه گرفت كه برج میلاد كه اوكالیپتوس نظام است در حال سقوط است و پس از سقوط آن نظام برخواهد افتاد! بعد هم گفت كه اهالی گیشا در حال تخلیه منطقه هستند چون خطر آنها را تهدید می كند، در حالی كه اصلا چنین چیزی در كار نبود. اتفاقا خبرگزاری مهر هم یك خبری در مورد همین ماجرا كار كرد.
این دروغ شما روی قیمت ملك در گیشا تاثیر گذار بود؟
بله كمی قیمت ملك در گیشا به طور مقطعی پایین آمد، مردم ساكن گیشا به 110 زنگ می زدند كه اگر خطر ما را تهدید می كند منطقه را تخلیه كنیم.
كسی به خاطر این دروغ به شما فحش نداد؟
چرا یك نفر به روزنامه شرق زنگ زده بود و گفته بود الهی بچه هایتان بمیرند، الهی جگرتان آتیش بگیرد. من حاصل سالها زندگی ام را در گیشا ملك ساخته ام، اگر یك ریال قیمت این منطقه پایین بیاید، الهی نفرین هایم بگیرد و...
دروغ بعدی تان چه بود؟
روزنامه روی این مساله اصراری نداشت. بیشتر خبرهای كوچك كار كردیم. خبر اصلی این بود كه «سرقت از موزه فجر ناكام ماند» بعد از اینكه این دروغ را كار كردیم، بعد از تعطیلات خانمی كه مدیر موزه فجر بود تماس گرفت و گفت من قرار بود این هفته بازنشست شوم كه زهر مارم شد. شب عید نشسته بودیم یك دفعه روزنامه را خواندیم و كلی وقت صرف كردیم برای تماس با ارگان ها و سازمان ها كه بفهمیم ماجرای سرقت از موزه ما چه بوده است!
امسال چه دروغی گفتید، كجا منتشر كردید؟
هنوز كسی نمی داند كه دروغ بوده، چون مثل سایر سال ها بالای صفحه هم ننوشته ایم كه دروغ بوده است، دروغ امسال را در ویژه نامه دنیای خودرو منتشر كردم در صفحه سیزده یك آگهی كار شده كه طبق آن قرار است فورد به ایران بیاید. یك شماره هم در آن صفحه برای متقاضیان درج كرده ام، تا به حال حدود دو هزار اس ام اس به آن شماره رسیده است.
فكر نمی كنید كه عدم درج دروغ بودن خبر ممكن است برایتان مشكل ساز شود؟
نه، مگر اینكه صاحب كمپانی فورد از ما شكایت كند كه آن هم بعید به نظر می رسد.
این مطلب در عصر ایران منتشر شد.
دکتر علياکبر فرهنگيی استاد و رئيس گروه مديريت دولتي دانشگاه تهران، استاد گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات، داراي دکتراي مديريت و فوق دکتراي ارتباطات سازماني از دانشگاههاي اوهايو و اوکلاهماي آمريکا است. دکتر فرهنگي سال 1384 به عنوان «چهره ماندگار» علمي ايران انتخاب شد و از وي طي مراسمي رسمي تقدير به عمل آمد. او پدر علم مديريت رسانه در ايران است و تاليف حدود 20 جلد کتاب و دهها مقاله علمي و تحقيقي از جمله فعاليتهاي آکادميک وي محسوب ميشود.

تحصیلات:
فوق دکترای ارتباطات سازمانی -1362 امریکا
دکترای ارتباطات (دکترای دوم) دانشکده ارتباطات دانشگاه اوهایو امریکا
دکترای مدیریت از مدرسه علوم رفتاری کاربردی و رهبری آموزشی
(Applied Behavioral Sciences and Educational Leadership)
فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه تهران 1348
دوره عالی مدیریت دانشگاه تهران 1351
لیسانس مدیریت بازرگانی مدرسه عالی بازرگانی تهران 1346
--------------------------------------------------------------------
تلفن منزل:8080953 همراه :09121301140
1- سرعت انتقال پيام
2- ارسال و دريافت SMS
3- دوربين عكاسي و فيلمبرداري
4- امكان ارسال عكس و فيلم
5- دريافت امواج راديو ، تلويزيون و ماهواره
6- رايانه ( قابليت و كاركرد هاي رايانه را دارد )
7- وسيله اتصال به شبكه اينترنت
8- ردياب الكترونيكي GPS(سيتم تعيين موقعيت جهاني)
9- بازيهاي سرگرم كننده
۱۰- تبلیغات بازرگانی و سیاسی
۱۱-
----------------------------------------------- متن کامل-------------------------------------------------------
منبع : دانش ارتباطات
تلفن در مركز انقلاب مخابراتي قرار گرفته است . در طول يك قرن و اندي موجوديت ،تلفن زندگي اقتصادي و اجتماعي بشر را بيش از آنچه الكساندر گراهام بل در سال 1876 تصور مي كرد تغيير داده است.تلفن باعث ايجاد همنشيني ،اشتغال و دسترسي ميليون ها نفر به اطلاعات شده است. هم اكنون اين وسيله آشنا دروازه اي به سوي جهان نوين شده است .
انقلابي كه هم اكنون در حال رخ دادن است،سه جنبه دارد: 1)كاهش ارزش قيمتهاي مكالمات راه دور ؛2)افزايش كاربرد و كارآيي تلفن ؛ 3) برقراري مذاكرات تلفني در سراسر جهان.
نظر به اينكه تلفن وسيله اي بسيار انعطاف پذير است و مي توان از آن براي انجام كارهاي گوناگون استفاده كرد اين كاربرد داراي ابعاد گسترده است و تغييرات ناشي از آن تاثيرات عميقي خواهد داشت .زوال فاصله ها با كاهش قيمت مكالمات راه دور و بين المللي به وقوع خواهد پيوست .
تلفن سيار در حاضر عامل اصلي درآمد شركتهاي بزرگ در بخش مكالمات تلفني است. بعد از چندي، اكثر مكالمات تلفني را سيستمهاي بي سيم دريافت و ارسال مي كنند و هر چند خط ارتباطي مياني دريافت و ارسال ممكن است خطوط ثابت باشد. در كشورهايي كه شبكه هاي تلفني از پايه ساخته مي شوند،تعداد تلفنهاي سيار بيشتر از تلفنهاي ثابت است. مثلا در كشور كامبوج تعداد تلفنهاي سيار بيشتر از تلفنهاي ثابت است .
گرايش به استفاده از تلفنهاي سيار به خاطر كاهش قيمت مكالمات آن شدت بيشتري خواهد گرفت. درسال 1992 تعرفه خدمات تلفني سيار به طور ميانگين سه و نيم برابر بيشتر از تعرفه تلفنهاي ثابت بود . ولي اكنون هزينه تلفن سيار قابل رقابت با تلفن ثابت شده است. هنگامي كه اين مسئله عموميت پيدا كند ،بازار عظيمي براي تلفنهاي سيار بوجود مي آيد و تعداد مكالمات تلفني سيار از تعداد مكالمات تلفنهاي ثابت بيشتر خواهد شد .
براي بسياري از مردم محلي حمل تلفن سيار مانند حمل ساعت يا يك كيف پول است. تلفنهاي سيار ممكن است در داخل بسياري از وسايل مورد نياز ساخته شوند. ممكن است اين تلفنها به صورت استاندارد در يك كيف دستي يا كيف اداري به خريدار عرضه شوند (جزء وسايل استاندارد كيف باشند) و شايد جزء وسايل استاندارد اتومبيل گردند. اين گوشيهاي تلفن را حتي مي توان كوچك تر از اين ساخت .تنها عامل بازدارنده اين هدف صفحه كليد است. طول عمر باتري آن نيز افزايش خواهد يافت . اين گوشيها به طور روزافزوني در تعدادي از وسايل روزمره،مانند سمعك يا راديوهاي جيبي (قابل حمل) و گوشي كار گذاشته خواهند شد. البته اين موضوع هنگامي بوقوع خواهد پيوست كه با استفاده از نظام شناسايي صوت نيازي به صفحه كليد تلفن نباشد».( ۱)
در آستانه ورود به دهۀ 70 ميلادي بود كه آمريكاييها به اين فكر افتادند كه ارتباطات تلفني را گسترش دهند و بتوانند تلفن را با خود حمل كنند، از اين رو تصميم گرفتند تلفنهمراه يا به قول خودشان Mobile را بسازند. بعد از اين فكر بود كه پايههاي ساخت تلفنهمراه بنا نهاده شد و شبكههاي تلفنهمراه به توليد انبوه رسيد، مطمئنا تلفنهاي همراه اوليه به ظرافت امروز نبود بلكه چيزي شبيه به بيسيمهاي 20 سال پيش بود كه هيچ كار فانتزي بر روي آنها انجام نشده بود؛ اين اختراع سبب شد كه بشر بتواند امواج مايكروويو را مهار كرده و آن را براي ارتباط بيسيم بهكار بگيرد.
« دكتر مارتين كوپر( Martin Cooper ) در 3 آوريل 1973 اولين كسي بود كه با گوشي يك كيلو گرم اش صحبت كرد اين مهندس الكترونيك در شركت موتورلا اولين گوشي قابل حمل را ساخت.

عکس مارتین کوپر و گوشی همراه یک کیلو گرمی اش
ايده ساخت گوشي همراه را دكتر كوپر از يك مجموعه تلويريوني علمي ـ تخيلي ” پيشتازان فضا “ كه شخصيت اصلي سريال با گوشي بي سيم حرف مي زد به ذهنش الهام شد و تصميم گرفت روي عملي كردن اين قضيه كار كند.
اواخر دهه 1960 يك شركت تلفن در آمريكا ، انگليس و ژاپن وجود داشت كه شركت آمريكاي ATTالان بزرگترين شركت تلفن در دنيا محسوب مي شود.آنها چيزي را اختراع كرده بودند كه به آن cellular مي گويند در واقع اختراعشان تلفن هاي داخل ماشين بود.
مارتين كوپر در عمل نشان دادكه مي توان يك تلفن همراه ساخت كه با آن بشود يك شماره را نه به يك مكان ، نه به يك ميز ، و نه به يك خانه ، بلكه به يك شخص اختصاص داد.از سال 1973 كه مارتين كوپر اولين تلفن همراه را به نمايش گذاشت تا سال 1983 اولين سرويس تجاري تلفن همراه شروع به كار كرد آنها 5 مدل گوشي تلفن همراه ساختند كه هر كدام 450 گرم وزن داشت.
مارتين كوپر( پدر تلفن همراه ) معتقد است : دنياي بيسيم دنياي آزادي است دنياي رها شدن از قيد و بند تلفن هاي ثابت و داشتن قابليت بودن هرجايي كه مي خواهي . تلفن همراه زندگي مردم را بهتر مي كند و راحتي بيشتري به مردم مي دهد(۲)
۱- جهانگرد ، نصراله ، زوال فاصله ها ، دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی، سال 84
شب جمعه شب یلداست !خواستم اولین نفری باشم که راجع به شب یلدا می نویسم و شب یلدا رو تبریک می گم. اولین یلداتون نیست اخریش هم نباشه !

هرچه از روشنی و سرخی داریم ، برداریم
در کنار هم نشینیم و بگذاریم
که دوستی ها
سدی باشد در برابر تاریکی ها
نسیم و شاد باشیم و بگویم و بخندیم
بگذاریم هرچه تاریکی است
هرچه سرما و خستگی است
تا سحر از وجود مان رخت بر بندد
تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم و
سرخی انار را اسلحه ای سازیم
برای نبرد با ظلمت
تا صبح راهی دراز است

شب یَلدا یا شب چِله آخرین روز آذر ماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.
ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگتر شده و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی.
مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع میشدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت میکردند.آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
پبشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
متن سخنرانی دكتر يونس شکرخواه درمركز مطالعات سايبرژورناليسم دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات
كاربردهاي تثبيت شده در اينترنت
1. به عنوان ابزار ارتباطات و ديالوگ
2 به عنوان ابزار يافتن اطلاعات
3به عنوان حامل نوين نشر الكترونيك
(مكمل يا جايگزين شيوه سنتي توزيع محتوا)
4به عنوان ابزار تجاري توزيع (و بين رسانهاي با امكان تعامل)
5به عنوان ابزار همگرائي
(تلفيق متن، تصوير، صدا و توليدات ديداری- شنيداري)
اتفاقهای تازه
1. حذف ماشين چاپ از حوزه توليد
2. تبديل شدن محتواي نوشتاري به محتواي ديجيتال
3. محتوا که دیگر متن منفرد نيست، فرامتن است
4. بروز امکانات و مهارتهاي جدید در توليد محتوا
گذار پرشتاب و تحول تاريخی
برای نخستين بار در تاريخ، خبرها خارج از قلمرو روزنامهنگاری توليد میشوند
این پديده بسيار مهم است. اکنون شاهد اخبار مستقلي هستيم که دارند
جای خبرهای تجارتزده و سياستزده را میگيرند (گفتمان تازه)
نوع چهارم روزنامهنگاري
روزنامهنگاري سایبر با سه نوع ديگر روزنامهنگاري
راديويي، تلويزيوني و نوشتاري
متفاوت است
سه مرحله در نوع چهارم روزنامهنگاری:
مرحله اول: موقعيت چند رسانهگی:
روزنامهنگار سايبر بايد تصميم بگيرد كدام فرمت و رسانه مناسب است
مرحله دوم: پاسخدهي به مخاطب:
چگونگی شخصي سازي پاسخدادن حتی به يكايك مخاطبان
مرحله سوم: چگونگی بينامتنیت:
اتصال متن به متون ديگر و آرشيو از طريق هايپرلينكها
1. روزنامه نگاري مبتني بر حاشيهنگاري: Annotative Reporting
روزنامهنگاری متمرکز بر مشارکت مخاطب: پروفسور نورا پاول(1995)
هايپرلينك، مخاطب فعال، نيروهاي متفاوت و اتاق خبرهاي تعاملي
و امكان افزودن نظرات مخاطب به متن توليد شده توسط روزنامهنگار
2. روزنامه نگاري مبتني بر منبع نامحدود : Open Source
متمرکز بر روزنامه نگاری با مشارکت مخاطب:
نشريه Jane's Intelligence Review (1999) هيچ مقالهاي را پيش از
آنكه مخاطبان دربارهاش نظرات خود را اعمال نكرده باشند، منتشرنكرد
هنوز نوعي روزنامه نگاري آماتوري است:
) شهروندان، پژوهشگران و فعالان جوامع تخصصي)
سه نوع روزنامهنگاري مدرن
3. روزنامهنگاري فراسازگارانه: Hyper adaptive
محصول همگرايي رسانهاي: متون، تصاوير ثابت ومتحرك،
صدا و توليدات ديداري- شنيداري در مسير ايجاد
جنبههای جديدی از بيان و تجسم بخشي به افكار، ايدهها
وخلاقيت انسانها.





