دكتر حسين كاجي: پرسش ما اين است كه چه نسبتي ميان فلسفه تكنولوژي و فلسفه رسانه وجود دارد.
آيا اين دو شاخه معرفتي را كه عمر چنداني هم ندارند ميتوان در يك رده گنجانيد يا اينكه حضور آنها در يك دسته، امري متكلفانه است و بايد آنها را بهصورت مستقل مورد توجه قرار داد؟ اين پرسشي است كه با توجه به آنكه هم فلسفه تكنولوژي و هم فلسفه رسانه در آغاز فعاليت جدي خود هستند بايد بهصورت تخصصي مورد توجه قرار گيرند. ميگويند براي نخستين بار اين ارنست كپ، معمار و پژوهشگر آلماني- آمريكايي بود كه در كتابي با عنوان «مباني فلسفه تكنيك» كه در سال 1877 نگاشت از عنوان فلسفه تكنيك يا فلسفه تكنولوژي سخن به ميان آورد. با اين همه اين شاخه بهصورت جدي با كار مارتين هيدگر با عنوان پرسش از تكنولوژي بهصورت رشتهاي مدون پا به عرصه وجود گذاشت.
اگر فلسفه تكنولوژي با مباني نظري تكنولوژي و سرشت تكنولوژي و نسبت آن با فرهنگ و اجتماع و اخلاق سروكار دارد اين هيدگر است كه در اين رساله و همچنين مقاله عصر تصوير جهان به اين موضوع نزديك ميشود. در اين ميان ميگويند نخستين اثر مدون در فضاي فكر انگلوساكسون در مورد فلسفه تكنولوژي كتاب «تكنيك و پراكسيس» آيدي است كه اين اثر در سال 1976 نگاشته شده است؛ يعني عمر اين شاخه معرفتي بيش از 35 سال در حوزه فلسفه تحليلي نيست. با نظري كوتاه درمييابيم كه اين عمر، بسيار كوتاهتر از ديگر معارف مرتبه دوم در فلسفه تحليلي است.
ادامه مطلب
