بيوگرافي نويسي يکي از شيوه هاي ادبي است که نويسنده از طريق آن به بيان زندگي و رويدادهاي فردي ديگران مي پردازد. بيوگرافي به نوعي به خوداظهاري نيز شباهت دارد و بيشتر از آن اتوبيوگرافي است که اينچنين تمايلي دارد. و شايد بيوگرافي را بتوان "دگر اظهاري" ناميد.
ما در اين مقاله سعي داريم به بررسي تاثير و تاثر بيوگرافي و اتوبيوگرافي و ارتباطات بپردازيم که آن را در حوزه رسانه هاي جمعي پي مي گيريم.
در اين مقاله بر اين باوريم که هم بيوگرافي نويسي و اتو بيوگرافي نويسي به عنوان متن و هم ارتباطات مي توانند بر يکديگر تاثير متقابل بگذارند. به اين صورت که اين متون مي توانند محتواي رسانه ها را تامين کنند و از اين طريق بر مردم نيز تاثير بگذارند؛ و رسانه ها نيز مي توانند زمينه اجتماعي و فرهنگي نگارش بيوگرافي و مخصوصا اتو بيوگرافي را فراهم کرده و افراد را به نوشتن تشويق کنند.
در دنياي جديد که صدا تنها از طريق رسانه ها شنيده مي شود, همان رسانه ها عامل مشروعيت و واقعيت محسوب مي شوند. فيسک در مقاله اي تحت عنوان فرهنگ تلويزيون در مورد واقعيت معتقد است: " در هر فرهنگي آنچه واقعيت تلقي مي شود, محصول رمزگان همان فرهنگ است. بنابر اين واقعيت همواره از قبل رمزگذاري شده است و واقعيت محض وجود ندارد(1380؛ 129)."
بيوگرافي نويسي نيز از همين واقعيت تبعيت مي کند. مخصوصا زماني که در سايه رسانه هاي جمعي رخ مي نمايد. و حقيقت زندگي و سرنوشت يک فرد تبديل مي شود به واقعيتي از قبل رمزگذاري شده.
در پايان به ارايه مدل جديدي با عنوان "مارپيچ سکوت معکوس" مي پردازيم و در ادامه آن به نقش رسانه ها در به انزوا راندن و بيگانه کردن مخاطبين و توليد کنندگان اشاره مي کنيم.
بيوگرافي نويسي به معناي زندگي نامه نويسي است. معمولا در بيوگرافي يک نويسنده سرگذشت و زندگي يک فردي که معمولا تمايزاتي با مردم معمولي دارد, با توجه به زمينه اي که در آن مي زيسته مي نويسد.
کوثري(1385) از قول ويرجينيا وولف مي گويد:"نوشتن زندگي ها يک کار شيطاني است" چراکه زندگي نامه نويسان زندگي افراد را دوباره مي زيند. معمولا دلايل خاصي براي انتخاب اين افراد براي سوژه کردن زندگي نامه وجود دارد. شرايط اجتماعي, ترس از فراموش شدن يک قهرمان در زيرزمين تاريخ, شرايط سياسي, مشهور شدن بواسطه درکنار قرار گرفتن با فرد مشهور و معروف و... .
اتوبيوگرافي نويسي نيز يکي از انواع بيوگرافي نويسي است. با اين تفاوت که نويسنده خود سوژه زندگي نامه است و دارد خودش شرح زندگي اش را مي نويسد که از آن با عنوان خاطره نويسي نيز ياد مي شود. همچنين
" اتوبيوگرافي نويسي , از فاصله سالهاي 1797 تا 1809 ميلادي در محافل ادبي – روشنفکري فرانسه واژه نخستين سالهاي پس از انقلاب کبير فرانسه و در اروپا سالهاي بعد در محافل روشنفکري انگلستان و آلمان و برخي از کشورهاي ديگر ظهور پيدا کرد و به کاررفت.
خاطره نگاري حاصل آگاهي تازه اي بود که متاثربود از آن دوره از تحول فکري در مغرب زمين, که مفاهيم آزادي فردي و نمادي از قيام فرديت يعني انديويدوآليسم رشد يافت و مطرح شد و نشان دهنده خودآفريني انسان بود که بن مايه فرهنگ محسوب مي شد.
پيش از آن اين مقوله تحت عنوان "اعترافات", " پوزشنامه" و يا "توجيه نامه" به کار مي رفت و براي توجيه و دفاع از اعمال و رفتاري نگاشته مي شد که به نوعي اعتراف به گناه و ضعف هاي بشري تلقي مي شد ( احمدي, 1384)".
اتوبيوگرافي نويسي به اعتقاد نويسنده, نوعي خود اظهاري نيز محسوب مي شود. که از فرهنگي آن را "خود گشودگي يا خود افشاگري Self-disclosure " مي نامد. خودگشودگي در نظر او به اين معناست: " شامل آن دسته از اظهاراتي در مورد يکنفر مي شود که ارادي است و اشخاص ديگر را به راحتي به آنهادسترسي نيست ( 1382؛184)."
او در همان جا مي گويد: "خودگشودگي" به " خود بالندگي self - improvment منجر مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در پنجشنبه 29 تیر1385 و ساعت
10:22 |