تبليغاتX
New Page 1 New Page 1 ارتباطات

روزانه 300 نفر از وبلاگ دادستان اصفهان در www.dadsetaniasfahan.mihanblog.com بازديد و 30 نفر نيز به وي sms مي‌زنند.

طباطبايي - دادستان اصفهان - ضمن تاييد اين مطلب در گفت وگو با خبرنگار ايسنا، اظهار داشت: به اكثريت سوالات بازديد كنندگان كه از اين وبلاگ بازديد و سوالاتي را مطرح مي‌كنند، پاسخ مي‌دهم .

وي بيشترين سوالات بازديد كنندگان وبلاگ دادستان اصفهان را مشكلات شخصي در خصوص دادگاه‌ها عنوان نمود.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 30 بهمن1384 و ساعت 9:8 |
خبرگزاري مهر نوشت: پس از اهانت رسانه های غربی به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص)، یک مرکز آموزشی در حوزه علمیه قم اقدام به فراخوان و آموزش طلاب و روحانیون برای نحوه راه اندازی وبلاگ و سایت های اینترنتی نموده است. قرار است جنبش جدیدی تحت عنوان "منبرهای مجازی" برای تبلیغ ارزش های اسلامی و پاسخ به اهانت ها در شبکه های اینترنتی راه اندازی می شود.
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 30 بهمن1384 و ساعت 9:5 |
صادرات نرم افزار هند در سال ميلادي جاري افزايش مي‌يابد بر اساس گزارش‌هاي اعلام شده ،در سال ‪ ۲۰۰۶‬بر ميزان صادرات نرم افزار هند افزوده مي‌شود. به گزارش سايت ايتاليايي "‪ ،"KATAWEB‬گزارش كارشناسان رايانه‌اي در هند حاكي است درآمد صادراتي بخش نرم افزاري تا ماه مارس سال جاري به بيش از ‪ ۲۳‬ميليارد دلار خواهد رسيد. بطوريكه اين ميزان در سال گذشته بيش از ‪ ۱۷‬ميليارد دلار بوده كه اين امر حاكي از افزايش صادرات نرم افزاري در اين كشور است. بر اساس گزارش‌هاي اعلام شده در سال مالي جاري بخش نرم افزاري اين كشور ‪ ۴/۸‬درصد از كل توليدات ناخالص داخلي هند را به خود اختصاص داده است. كارشناسان رايانه‌اي پيش بيني كردند كه تا سال ‪ ۲۰۱۰‬درآمد صادراتي بخش خدمات نرم افزاري در اين كشور به بيش از ‪ ۶۰‬ميليارد دلار خواهد رسيد. بر اين اساس ميزان صادرات كشور هند تا سال ‪ ۲۰۱۰‬با رشدي سالانه معادل ‪ ۲۷‬درصد روبرو خواهد بود. ميزان توليدات شركت‌هاي نرم افزاري هندي در سال جاري نيز نسبت به سال ‪ ۲۰۰۵‬از رشد قابل توجهي برخوردار بوده بطوريكه به ‪ ۳۲‬درصد رسيده است
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در شنبه 29 بهمن1384 و ساعت 16:13 |

 امروزه نقش روابط عمومي ها در كمك به تصميم گيري هاي مديريتي و استراتژيك يك سازمان نقشي در خور توجه است. تبديل روابط عمومي به ابزار مديريتي براي فعاليتهاي حرفه اي، علمي و الكترونيكي،‌ از مشخصه هاي جديد روابط عمومي در قرن حاضر است. بنا بر اين،‌ از نقاط برجسته و ممتاز در مديريت استراتژيك، تأكيد بر محيط برون سازماني و حتي جهاني است و در واقع،‌ منظور از وظايف استراتژيك روابط عمومي، دخالت در روند تصميم گيري سازمان است.
با چنين ديدگاهي جزء مهمي از سازماندهي هر دستگاهي،‌ مديريت روباط عمومي و مهم ترين ويژگي  مديران عالي توانايي ايجاد ارتباطات درون و برون سازماني است و چنانچه عالي ترين مقام هر دستگاه و سازماني به اين وظيفه خطير بي تفاوت باشد. يا در مديريت كلان سازمان چنين مديريتي انديشيده نشود. بخش عمده اي از وظيفه دستگاه مورد نظر ابتر مي ماند و از حداكثر توان بالقوه آن سازمان نمي توان بهره برد.
رسانه ملي درمقام بزرگ ترين دانشگاه عمومي و فرهنگي خود بزرگترين مديريت روابط عمومي كشور شمرده شده و نيازمند آگاهي از افكار عمومي نياز سنجي مخاطبان از سويي  اتخاذ روشهاي بهبود ارتباطات دو سويه ميان مردم و دولتمردان از سوي ديگر است. از اين رو بايد اذعان كرد به لحاظ اهميت و وسعت وظايف رسانه ملي توجه به روابط عمومي و نقش كليدي ارتباطات در سازمان ضرورتي اجتناب ناپذير است.
محورها:
هر راهبرد ساختار نيروي انساني و امكانات و اعتبار ويژه اي را مي طلبد.
روابط عمومي ها در پاراديم مدرن اتاق فكر ارتباطات هستند نه واحد صف و اجرا.
ارتباطات ملي در پنج حوزه دولت نهادهاي مدني افراد و جامعه و رسانه ها قابل حصول است.
ارتباطات حلقه هاي تودر تويي دارد كه مهم ترين و هسته مركزي آن ارتباطات انساني است.
آنان كه روابط عمومي ها را براي تعريف تمجيد و پوشاندن ضعفهاي سازماني مي خواهند قائل به اين رويكرد هستند.
رويكرد علمي- سازماني ضمن اصالت قائل شدن بر ارتباطات به ويژه ارتباطات انساني به مثابه يك هدف در زندگي بشر (نه ابزار) به مديريت صادقانه افكار عمومي در جهت منافع ملي و در سطح پائين تر منافع سازماني قائل است.
تعاريف گريزي كوتاه گويي و مجمل نويسي، صداقت و صراحت،‌ خوش مشربي،‌ آراستگي و خوش برخي از ملزومات اين ارتباطات انساني است.
وظيفه مديريت ارتباطات و روابط عمومي انجام سخت افزاري امور نيست، بلكه وظيفه اصلي آن مديريت افكار و انديشه هاي سازماني به سوي افق و چشم انداز سازمان است.
سازمانها هر چه بزرگ تر مي شوند مديريت ارتباطات و روابط عمومي در آنها پيچيده تر مي شود.
با گسترش فناوريهاي ارتباطي در سالهاي اخير و شبكه هاي رايانه اي اطلاع رساني،‌ اولويت دولت الكترونيك بايد روابط عمومي الكترونيك باشد.
براي جلوگيري از هدر رفتن زمان توان و نيروي انساني در سازمان ها امروز بايد با اطلاع رساني جوامع مديريتها و سطوح كارشناسي را در تصميم سازي ياري كرد و بستر اصلي تسهيل ارتباطات را فراهم ساخت.
نظام ارتباطي كه كل گرا باشد و افراد حقيقي را در سپهر برنامه ريزي و هدف گيري خود قرار ندهد كمتر به توفيق دست خواهد يافت.
در سالهاي اخير رسانه ها چندان قوت و تأثير گذاري و نفوذ يافته اند كه نوع تعامل با آنها مي تواند متضمن بقاياي ممات با افول كاركرد سازمانها باشد.
آشنايي كارگزاران روابط عمومي به زبانهاي رايج دنيا آشنايي با نرم افزارهاي ارتباطي نوين ايجاد پيوندهاي مستحكم با كانونهاي قدرت در عرصه جهاني از جمله ملزومات ارتباطات بين المللي است.
تنظيم و اجراي ارتباطات كارآمد مؤثر و مبتني بر دانش و تجربه
برقراري ارتباط مستمر با ديگر رسانه ها براي ايفاي نقشهاي مكمل در كاركردهاي ملي و نقد منصفانه عملكرد موجود از ديگر حوزه هايي است كه با ساماندهي ارتباطات رسانه اي قابل دستيابي است.
در قالب ساختار روابط عمومي در سازمان صدا و سيما، پيچيدگيها و مهارتهاي منحصر به فرد خود را دارد.
ساماندهي ارتباطات درون اين سازمان بزرگ از جهت مديريت مهارتي منحصر به فرد طلب مي كند.
ساماندهي ارتباط بين حدود 30 هزار نيروي اين سازمان در سراسر كشور،‌ در قالب حدود 300 عنوان شغلي پروژه اي است كه صرفاً در قالب برنامه ريزي زمانمند قابل اجرا است.
مشكل فقط در مفاهمه و ارتباطات به معناي خاص آن است كه اميد است با تغييرات صورت گرفته در دولت و رسانه ملي به اين مهم ياري رساند.
ايجاد هسته هاي فكري تخصصي بين كاركنان در حوزه هاي مختلف براي فكر سازي و تصميم سازي و ......... ازجمله راهكارهاي ارتباطي درون سازماني در رسانه ملي كه قابل اجرا و نظارت و  ارزيابي است.
برنامه سازي راديويي و تلويزيوني براي ايرانيان داخل و خارج از كشور و ديگر علاقه مندان به ايران اسلام و انقلاب اسلامي در گوشه و كنار جهان فرايندي بسيار پيچيده است كه اغلب عوامل مؤثر بر آن نامحسوس هستند.
نيروي انساني متخصص و هنرمند امكانات و اعتبارات مالي و ايده هاي متعالي تركيب چهار ركن، صدا و سيما را به چشم اندازهاي ايده آل نزديك مي كند آن حلقه مفقوده اي كه اين اجزا را تركيب مي كند ارتباطات است.

اشاره
امروزه در مجامع و محافل علمي بحثهاي فراواين درباره مقولاتي چون روابط عمومي ارتباطات افكارعمومي رسانه ها تبليغات اطلاعات و فناوريهاي مربوط به ميان مي آيد و نتايج آن در قالب نظريه ها راهبرد ها راهكارها و پيشنهاد هاي موردي به سازمان ها ادارات مؤسسات و شكرتهاي فعال در حوزه هاي گوناگون ارائه مي شود و با نسبتهاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. مهم ترين موانع و چالشهاي پيش روي به كارگيري ديدگاههاي تخصصي در  حوزه ارتباطات به معناي عام و كلي آن در سازمانهاي كوچك و بزرگ عبارت اند از:
1.نبود ساختار سازماني مناسب براي مديريت هدايت و نظارت بر ارتباطات
2.جهل و سوۀ فهم مديران علي سازمانها به نقش ارتباطات بر ارتباطات .
3.ضعف و ناتواني صاحب نظران حوزه ارتباطات در كاربردي ساختن نظريه ها و بومي سازي نظريه ها جهاني در اين حوزه.
4.نبود مديران و كارشناسان توانا خبر و علاقه مند براي اجرا و تحقق ديدگاههاي كارشناسي در حوزه ارتباطات و روابط عمومي.
در برخي از سازمانها تركيبي از علل چهار گانه مذكور مشاهده مي شود كه از نظر آسيب شناسي بايد براي آنها چاره انديشيد.
آنچه در زير مي آيد پرسشهايي كه همواره پاسخهاي جديد مي خواهند.
پرسشهاي اساسي كه همواره صاحبت نظران و دست اندركاران را به خود مشغول داشته و اين مشغله ذهني را ضرورتي اجتناب ناپذير براي پويايي فكري در اين حوزه ساخته است عبارتند از:
•نگاه ما به ارتباطات چگونه است؟
•آيا آن را امري صوري و سطحي مي دانيم، يا عمقي و زيربنايي؟
•آيا به ارتباطات رسمي قائليم يا به ارتباطات غير رسمي،‌ ولي محسوس هم در سازمان باور داريم؟
•به عبارت دقيق تر،‌ بر اساس كدام نظريه ارتباطاتي فكر و عمل مي كنيم؟
•آيا نظريه ثابت و تعريف شده اي در ارتباطات سازماني ساري و جاري است يا نوعي از تعارض و تكثير در سازمان مشاهده مي شود؟
•براي نمونه، اساساً‌ سازماني كه ما در آن فعاليت مي كنيم چه نيازي به ارتباطات دارد و اگر فكري براي ارتباطات نكنيم چه خدشه اي بر فرآيند فعاليتهاي سازماني وارد مي شود؟
•در رسانه ملي نقش ارتباطات در كاركردهاي سازمان چيست؟
•منظور كاركردهاي آموزشي،‌ اطلاع رساني، تفريحي و سرگرمي،‌ نظارتي،‌ تهيجي و تبليغي است. آيا بين الگوهاي حاكم بر ارتباطات درون سازماني و ارتباطات بيرون سازماني هماهنگي وجود دارد؟
•مثلاٌ آيا درصد قابل توجهي از امور داخل سازمان با ارتباطات غير رسمي سامان مي يابد؟
•آيا در خارج از سازمان هم اين شكل از ارتباطات مؤثر واقع مي شود؟
•آيا در ارتباطات متصور ما انسان محور است يا ساختار؟ آيا ما انسان يا فرد سازماني را معيار مي دانيم يا سازماني انسان را؟
همانگونه كه ملاحظه كرديد، اين پرسشها اولاً پاسخهاي متفاوتي دارد. ثانياً  راهبردهاي سامزان را در قبال ارتباطات متفاوت مي سازد و ثالثاً هر راهبرد، ساختار، نيروي انساني و امكانات و اعتبار ويژه اي را مي طلبد و رابعاٌ‌ هر پاسخ نتايج گوناگوني را براي سازمان در بر خواهد داشت.
از اين رو، ضروري است در هر سازمان به پرسشهاي مذكور پاسخهاي شفاف و مبتني بر نظر و عمل داده شود تا كارايي سازماني افزايش يابد.

 منبع: پيام مديران (ماهنامه داخلي صدا وسيما )

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 29 بهمن1384 و ساعت 12:43 |

جشنواره وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي انقلاب اسلامي با معرفي وبلاگ‌نويسان برتر در فرهنگسراي انقلاب به كار خود پايان داد. در ابتداي مراسم اختتاميه جشنواره وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي انقلاب اسلامي، وبلاگ نويسان علاقمند به گفت‌وگو درباره‌ي فوايد وبلاگ و وب‌سايت پرداختند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اختتاميه جشنواره كاغذهاي شيشه‌اي گفت: در فضاي مجازي سلسله مراتب برداشته مي‌شود، اما در فضاي حقيقي سلسله مراتب دقيق بوده و شرم در بيان سبب مي‌شود تا بسياري از حرف‌ها ناگفته بماند.

محمد حسين صفار هرندي افزود: فضاي مجازي فرصتي براي جوانان فراهم است تا فارغ از دغدغه بتوانند مطالب خود را بيان و هويت خود را نشان دهند كه در نهايت هيچ هويتي از آنها پنهان نمي‌ماند و در اين محيط مي‌توانند با كنار گذاشتن تمام ملاحظات به صراحت حرف‌هاي خود را بيان كنند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با تاكيد بر اينكه به وجود آوردن اين موقعيت‌ها به نوعي عدالت را تامين و تضمين مي‌كند، تصريح كرد: در فضاي مجازي تمام افراد در هر موقعيت و سن و سال و هر منصبي از موضع سخنگو حرف خود را مي‌زنند، البته براي صيانت از آن بايد اهالي و دست اندركاران آن بيانديشند كه چگونه مي‌توان اين محيط را حفظ و آن را پاس داشت.

وي افزود: شما محيط اينترنتي را يك محيط فرهنگي مي‌بينيد كه ممكن است بعضا جنبه اقتصادي پيدا كند، اما به هر حال در ابتدا فرهنگي بوده و در چنين موقعيتي است كه مي‌توانيد اقتدار خود را بسنجيد.

وي در ادامه گفت: فارغ از همه تعلقات سياسي،‌ جبهه بندي‌ها و تنگ نظري كه ما را محدود به يك دايره بسته مي‌كند، با رجوع به هويت و با نگاه انقلابي، در اين زمينه ظرفيتي به وجود مي‌آيد كه در حالت عادي در طول 20 سال هم نمي‌توان آن را به وجود آورد.

صفار هرندي يادآور شد: اگر ملي، مسلماني، شرقي، خاورميانه‌اي و مهمتر اينكه انساني بيانديشيم متوجه مي‌شويم، افرادي هستند كه نمي‌خواهند ما حافظ انقلاب خود باشيم.

در ادامه، رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهرا، با بيان اينكه انقلاب ما انقلابي با ماهيت متفاوت است، گفت: انقلاب اسلامي، يك جهش فرهنگي براي به ثمر رسيدن باورهاي مردم و ايدئولوژي بوده نه يك حركت سياسي و يا اقتصادي، بنابراين مقايسه آن با ساير انقلاب‌ها صحيح نيست.

علي عسگري، برجسته‌ترين ويژگي انقلاب اسلامي را مردمي بودن آن دانست و گفت: در انقلاب ايران مردم، نخبگان، روشنفكران و روحانيون نقش عمده‌اي را داشتند.

عسگري افزود: جهاني بودن انقلاب اسلامي ويژگي ديگريست كه ساير انقلاب‌ها از آن بي بهره‌اند و انقلاب ما فارغ از مرزهاي جمهوري اسلامي عمل كرده است.

عسگري همچنين با اعلام حمايت خود از جشنواره وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي انقلاب اسلامي به توضيحاتي پيرامون وبلاگ‌ها و توسعه آن در عصر كنوني پرداخت و تاكيدكرد: شباهت انقلاب ما با جريان وبلاگ نويسي، مردمي و جهاني بودن آن است.

در بخش ديگري از اين مراسم،‌ جمعي از افراد با حضور زهرا رضايي، رئيس باشگاه وبلاگ نويسان به بررسي موضوعات وبلاگ‌ها در زمينه‌هاي مختلف جشنواره شامل انقلاب، مذهب، صهيونيسم و بخش آزاد پرداختند.

در ادامه سيد جواد هاشمي، به بيان خاطراتي از زمان انقلاب پرداخت و بر لزوم تعهد وبلاگ نويسان به بيان حقايق انقلاب تاكيد كرد.

هم چنين دبير جشنواره وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي انقلاب اسلامي نيز در اين مراسم بر لزوم قوي‌تر شدن وبلاگ‌ها در كشور تاكيد كرد و گفت: در حال حاضر محدوديت‌هاي موجود در راه استفاده از وبلاگ‌ها از بين رفته است.

مهدي سالم همچنين براي برگزاري سالانه اين جشنواره‌ همچون جشنواره فيلم فجر اظهار اميدواري كرد.

در پايان مراسم اختتاميه، پس از اعلام نتايج، هدايا، ديپلم افتخار و تنديس، توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به برندگان اين جشنواره تقديم شد كه در مجموع سايت شهيد آويني به عنوان برگزيده ويژه جشنواره اعلام شد.

لازم به ذكر است در هر يك از بخش‌هاي اصلي جشنواره 3 نفر برتر و در بخش جانبي آن تنها 3 نفر برتر مشخص شدند.

همچنين در بخش ديگري از مراسم اختتاميه، كارگاه‌هاي آموزشي جشنواره وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي انقلاب اسلامي نيز برگزار شد.

در بخش اول اين كارگاه آموزشي با عنوان «تدوين و نوع نگارش در وبلاگ» مهندس عباس محمدخاني به بيان اشكالات فني در نوع نگارش وبلاگ پرداخت.

«رضا بابايي» مهندس كامپيوتر و مسئول فني سايت باشگاه خبرنگاران جوان، در ادامه اين كارگاه به بررسي چند تحليل درباره چگونگي افزايش گرافيك در وبلاگ و تعريف محيط‌هاي چند گانه در آن پرداخت.

در بخش سوم اين كارگاه آموزشي، وبلاگ نويسان برتر به نقد و بررسي وبلاگ‌هاي خود پرداختند.

در حاشيه اين جشنواره وبلاگ‌هاي انقلاب اسلامي، نمايشگاه «نگارخانه مهر» با هدف معرفي وبلاگ‌ها و وب سايت‌هاي برتر برگزار شد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ديدار از اين نگارخانه گفت: افزايش ديدگاه‌هاي آزاد انديشانه و بيان مطالب به طور آزاد، حقي بر تمام افراد است كه اين نگارخانه‌ اين حق را در اختيار همگان قرار مي‌دهد.

صفارهرندي همچنين اظهار داشت: نگارخانه مهر راهي براي معرفي وبلاگ و ورود جوانان به اين عرصه است.

لازم به ذكر است نمايشگاه نگارخانه مهر از 26 بهمن ماه به مدت 5 روز پذيراي بازديد كنندگان است.

انتهاي پيام

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در شنبه 29 بهمن1384 و ساعت 10:53 |

حميد ضيايي‌پرور:
هيچ پروژه‌اي براي کشور در زمينه‌ي ICT از هاستينگ ملي واجب‌ نيست
تنها راه براي فرار از زير سلطه سرورهاي آمريکا، راه‌اندازي هاستينگ ملي است

اشکال، حمله، هک، ترمينيت، مسدود کردن، بلوک کردن، داون شدن، اسمش را هرچه که بگذاريم، فرقي نمي‌کند. سايتهاي ايراني هر از چند گاهي توسط يک يا چند شرکت آمريکايي غيرقابل دسترس مي‌شوند، ماجراي شرکت The planet آمريکايي که سال گذشته سرورهاي ايسنا را مسدود کرد و متعاقب آن انسداد سايت‌هايي که از شرکت قاصدک‌هاست گرفته بودند، هنوز از ياد نرفته است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حميد ضيايي‌پرور در http://www.reporter.ir/ به بررسي اينترنت در ايران پرداخته و با طرح اين پرسش كه هاست چيست؟ نوشته است:

براي راه‌اندازي هر سايت اينترنتي، ‌٣ چيز لازم است: دامين، هاست، ديزاين، اولي همان نام سايت يا دامنه است که تحت مقررات ICANN اين نام اخذ مي‌شود، علت تمرکز ثبت دامنه‌ها در ايکان خيلي روشن است، هيچ نام يا آدرس سايتي نبايد در اينترنت تکراري باشد. حتي پسوندهاي ملي مثل ir نيز بايد در ايکان ثبت شوند منتهي ثبت ملي آنها تحت نظارت يک سازمان تخصصي داخلي است.

هاست يا فضا، ميزان فضايي است که يک سايت در يک سرور پرقدرت متصل به بک بون اينترنت براي خود به مدت معين اجاره مي‌کند، هاست را معمولا براساس مگابايت مي‌سنجند، بک بون، همان ستون فقرات اصلي اينترنت است و يک سرور هاستينگ براي ترانسفر ديتا يا همان انتقال اطلاعات در حجم بالا و پاسخگويي مداوم به مراجعان سايت بايد از قابليتهاي بالايي برخوردار باشد. چون ستون فقرات اينترنت در آمريکا قرار دارد، ارزان‌ترين و قوي‌ترين سرورهاي هاستينگ در آمريکا مستقر است به همين دليل ديگر سرورها قدرت کمي براي رقابت با سرورهاي آمريکايي دارند. ديزاين همان طراحي قالب سايت است که توسط يک متخصص برنامه‌نويس نوشته مي‌شود و فعلا به بحث ما ارتباط چنداني پيدا نمي‌کند.

پيشينه قطع سايت‌هاي ايراني

‌١٤ ژانويه ‌٢٠٠٤ مطابق ‌٢٥ دي ماه ‌١٣٨٣، در ساعت ‌١١ به وقت آمريکا، ايميلي از طرف شرکت The planet به ايسنا ارسال شد که در آن اعلام شده بود به دليل شرايط وقوانين موجود، اين خبرگزاري بايد طي ‌٤٨ ساعت آينده سرور The planet را ترک کند، در ايميل تصريح شده بود که اين ايميل برگشت‌ناپذير بوده و قابل مذاکره نيست. ايسنا ‌٧ ايميل به The planet ارسال کرده و خواستار اعلام دليل اين برخورد شد. اما هيچ جوابي دريافت نکرد و در نهايت سايت ايسنا پس از ‌٥٣ ساعت ترمينيت شد. البته ايسنا به دليل پيش‌بيني چنين امري، قبلا سرور ديگري از شرکت Hostway اجاره کرده بود که بلافاصله به آن منتقل شد، شرکتي که بخت بر قضا، آن هم آمريکايي بوده و ديتاسنتر آن در شهر شيکاگو قرار داشت.

در اول آذر ‌١٣٨٤، موج جديدي از تحريم‌هاي اينترنتي عليه سايتهاي ايراني به راه افتاد، اين بار علاوه بر آمريکايي‌ها، کانادايي‌ها هم وارد عمل شده بودند، بر اثر اين اقدام، سرورهاي يک ميزبان ايراني به نام قاصدک مسدود شد که به اين خاطر ‌٤ هزار سايت ايراني از دسترس خارج شدند از جمله خبرگزاري موج و سايت بورس. اين بار مسدودکنندگان حتي اجازه بک‌آپ‌گيري هم به سايت‌ها نداده بودند بنابراين بسياري از سايتهاي ايراني مي‌بايستي فعاليت خود را از صفر شروع مي‌کردند.

اين محدودسازي در سال ‌٨٤ فقط شامل هاستينگ سايت‌ها نبود، جلوگيري از دسترسي به سايت‌ها و نرم‌افزارهاي اينترنتي توسط کاربران ايراني که با IP ايراني آنها را درخواست مي‌کنند و اجازه ندادن به خريد و فروش اينترنتي موارد جديدي بود که دامن کاربران ايراني را نيز گرفت، به اينها اضافه کنيد سرعت پايين دسترسي به اينترنت در ايران و فيلترينگ نابسامان سايتها و فقدان ديتاسنتر ملي، به قول دکتر علي‌اکبر جلالي با اين وضعيت آيا براي کاربر ايراني، کار به جز چت کردن قابل انجام است؟

شرکت CIHOST سرويس‌دهنده فضاي اينترنتي در آمريکا نيز بدون هيچ‌گونه هشدار و يا ارائه دليلي سرورهاي ايراني خود را در ‌٣ ماه گذشته مسدود کرده است. گفته مي‌شود ميزباني سايت يکي از شخصيت‌هاي سياسي ايران دليل اين امر بوده است.

چرا آمريکا؟

با اينکه شرکتهاي ايراني مي‌دانند که ممکن است هر لحظه سرورهاي آمريکا سايتها را مسدود کنند، اما به دليل ارزان بودن وسرعت بالا اين ريسک را مي‌پذيرند، يک سرور آمريکايي با مشخصات ثابت ‌٢٨٠ دلار در سال و همان سرور با همان مشخصات در اروپا ‌٦٠٠ دلار در سال اجاره دارد، اگرچه چند سالي است که صحبت از انتقال سايتهاي ايراني به سرورهاي کشورهايي همچون استراليا، شرق آسيا، اروپا و حتي روسيه هست، اما بخش خصوصي به دلايل مذکور از اين ايده استقبال نکرده است، به گفته مطلعين IT يکي از شرکتهاي ايراني که سال گذشته سعي کرد چنين روش جايگزيني را در پيش بگيرد ورشکست شد، بنابراين راه چاره در جاي ديگري است.

چه بايد کرد؟

بايد بپذيريم که اينترنت، اصولا يک پديده آمريکايي است، اين را هم بايد بدانيم که گروه نئومحافظه‌کار حاکم بر آمريکا، کنترل بسياري از شرکت‌ها و شبکه‌هاي اينترنتي را در آمريکا در اختيار دارد. شبکه‌هايي نظير

Co-Location، Hostway، The planet، every one، Rackpspace تنها راه براي فرار از زير سلطه سرورهاي آمريکا، هاستينگ ملي درايران است. براي راه‌اندازي هاستينگ ملي، دولت بايد يک برنامه ملي داشته باشد و براي آن بودجه ملي در نظر بگيرد، اتکا به بخش خصوصي به دليل «به صرفه نبودن» امکان‌پذير نيست.

ايجاد مراکز ديتاسنتر IDC، Internet Data center اولين گام است، بعد از آن بايد با استفاده از لينک‌هاي پرقدرت ماهواره‌اي و يا با تکيه بر شبکه فيبر نوري و توسعه آن، بيشترين سطح دسترسي به اينترنت را ايجاد کرد.

‌٣ شرکتي که مجوز IDC دريافت کرده‌اند تاکنون موفق نبوده‌اند، وزير هم به آنها انتقاد کرده پس وقت آستين بالا زدن است هيچ پروژه‌اي براي کشور در زمينه ICT از هاستينگ ملي واجب‌تر نيست

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در شنبه 29 بهمن1384 و ساعت 10:47 |
امروزه فناورى هاى نوين ارتباطى و اطلاعاتى به طورى فراگير رشد و گسترش يافته اند و امكانات گسترده اى را جهت برقرارى ارتباط و تبادل اطلاعات در اختيار بشر قرار داده اند. با وجود گسترش سريع و بى سابقه اين فناورى ها و به تبع آن پيدايش جامعه اطلاعاتى و عصر اطلاعات، همانند اعصار گذشته تاريخ شاهد وجود نابرابرى و بى عدالتى در توزيع اين فناورى ها و دسترسى افراد به اين فناورى ها هستيم. اين پديده كه از آن تحت عنوان «شكاف ديجيتالى» نام برده مى شود تبيين كننده توزيع نابرابر امكانات و تجهيزات ارتباطى در نقاط مختلف دنيا، دسترسى نابرابر و دانش نابرابر در زمينه استفاده از اين فناورى ها در سطح جهان است. در ادامه به بررسى بيشتر اين پديده و ابعاد گوناگون آن خواهيم پرداخت. اصطلاح «شكاف ديجيتالى» به نابرابرى هاى موجود در زمينه توزيع فناورى هاى نوين ارتباطى، دسترسى افراد به اين فناورى ها و دانش افراد در امر استفاده از اين فناورى ها اشاره دارد. آمارهاى ارائه شده از سوى مراكز معتبر جهانى مويد وجود شكاف ديجيتالى در دنياى سايبرنتيكى امروز است. براى مثال در خصوص دسترسى به اينترنت در حالى كه در كشورهاى پيشرفته و از جمله ايالات متحده از هر دو نفر يك نفر به اينترنت متصل است، در كشورهاى فقير نظير آفريقا اين آمار به هر ۲۵۰ نفر يك مورد مى رسد. و يا در خصوص تلفن كه به عنوان بستر استقرار فناورى هاى نوين ارتباطى شناخته مى شود در سراسر آفريقا تنها ۱۴ ميليون خط تلفن وجود دارد در حالى كه اين تعداد از خطوط تلفن شهر توكيو يا منهتن كمتر است. برخى آمارها نيز نشان مى دهد تا اوايل سال ۲۰۰۳ ميلادى در حدود ۹۳ درصد كاربران اينترنت و ۷۳ درصد تلفن هاى جهان در اختيار ۲۰ درصد كشورهاى توسعه يافته قرار داشته است. اين اختلاف و نابرابرى در زمينه تمامى تكنولوژى هاى ارتباطى و اطلاعاتى وجود دارد و كشورهاى مسلط بر حوزه فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى هرروزه بر فاصله خود با ساير كشورها افزوده و شكاف ديجيتالى ابعاد گسترده ترى مى يابد. • ابعاد شكاف ديجيتالى «شكاف ديجيتالى» ابعاد متعددى دارد. يك بعد آن به تكنولوژى ارتباطات و اطلاعات باز مى گردد. در حال حاضر كشورهاى پيشرفته كه دارنده اصلى اين تكنولوژى ها هستند آن را به انحصار خود درآورده و هر روز بر تسلط خود در اين زمينه مى افزايند. حال آنكه ساير كشورها كه در اين زمينه عقب تر از كشورهاى مسلط به اين فناورى ها هستند هر روز بر عقب ماندگى خود مى افزايند. بالا بودن هزينه هاى مربوط به راه اندازى و دسترسى به فناورى هاى نوين ارتباطات و اطلاعات از جمله چالش هاى موجود در جامعه اطلاعاتى و ايجاد شكاف ديجيتالى است. ايجاد و گسترش زيرساخت هاى ديجيتالى اعم از گسترش خطوط مخابراتى، شبكه هاى برق رسانى، كابل هاى فيبر نورى، خطوط ماهواره اى و اينترنتى به تمام سطوح جامعه هزينه بسيار بالايى داشته و سرمايه گذارى در اين زمينه از عهده كشورهاى در حال توسعه برنمى آيد. مشكل هنگامى مضاعف مى شود كه بدانيم قريب به دوسوم جمعيت كشورهاى توسعه نيافته و كم درآمد ساكن روستاها هستند و لذا فراهم ساختن شبكه ها و زيرساخت هاى مورد نياز هزينه هاى به مراتب بيشترى را دربر خواهد داشت. از طرف ديگر با توجه به پائين بودن سطح درآمد روستائيان، توجيه اين هزينه ها از لحاظ درآمدهاى بالقوه دشوار مى نمايد. امروزه در دنيا در حدود ۱/۵ ميليارد نفر با صرف درآمد روزانه يك دلار زندگى مى كنند و با توجه به مشكلات معيشتى، بهداشتى و اقتصادى در اغلب كشورهاى عقب مانده، صرف هزينه هاى گزاف جهت گسترش شبكه هاى اطلاعاتى اساساً بى معنى خواهد بود. يقيناً بدون ايجاد زيرساخت هاى لازم صحبت از كاهش شكاف ديجيتالى امرى دست نيافتنى تلقى خواهد شد. يكى از عمده ترين موضوعات مطرح در مبحث «شكاف ديجيتالى» مربوط به دسترسى افراد به شبكه جهانى اينترنت است. آمار به طرز وحشتناكى منعكس كننده اين شكاف است به گونه اى كه ۶/۹۹ درصد از مردم آفريقا و جنوب آسيا در سال ۲۰۰۰ميلادى از دسترسى به اينترنت محروم بوده اند. در حالى كه در ايالات متحده ۱۵۰ميليون نفر از اينترنت استفاده مى كنند و ۷۲درصد از مردم نيز به شبكه هاى با پهناى باند زياد دسترسى دارند. به تبع آن در خصوص دسترسى به رايانه به عنوان يكى از شاخص هاى توسعه فناورى هاى اطلاعات در جهان نيز تفاوت فاحشى قابل مشاهده است. آمار ها نشان مى دهد در كشور ۷۰ميليونى ايران در حدود ده ميليون رايانه وجود دارد و قريب به ۳۶۰ شهر به اينترنت متصل هستند. براساس شاخص هاى ديجيتالى نيز ايران با كسب رده ۸۶ جهان در ميان كشورهاى با دسترسى متوسط طبقه بندى مى شود. در اين طبقه بندى كشورهايى نظير مصر، تونس و اندونزى پائين تر از ايران و لبنان، تركيه و اردن در رده هاى بالاتر از كشورمان قرار دارند. زبان عامل ديگرى است كه در افزايش شكاف ديجيتالى تاثيرگذار است. به عنوان مثال اكثر محتواى اينترنت به زبان انگليسى است و كاربران جهت استفاده از مطالب و پايگاه هاى اطلاعاتى بايد آشنايى كافى با اين زبان داشته باشند. حال آنكه قشر عظيم بى سواد و كم سواد در كشورهاى عقب مانده و در حال توسعه كمترين آشنايى را با زبان انگليسى و يا ساير زبان هاى رايج در شبكه جهانى وب دارند. به طور مثال در بررسى صورت گرفته در مورد زبان «ايگبو» كه زبان محاوره ۱۷ ميليون نفر از اهالى نيجريه است مشخص گرديده كه در جست وجوى صورت گرفته براى يافتن صفحات وب به اين زبان تنها پنج سايت مشاهده گرديده است. اين پنج سايت مربوط به ترجمه اعلاميه جهانى حقوق بشر، ترجمه سند موسوم به چهار قانون معنوى، ترجمه هرم غذايى، يك كتابچه دوصفحه اى حاوى اصطلاحات زبان ايگبو و يك كتابچه دعا بوده است. بنابراين مشاهده مى شود كه يك فردى كه به زبان ايگبو تكلم مى كند و با زبان انگليسى نيز آشنايى ندارد در كل شبكه جهانى وب تنها به اين پنج سايت دسترسى داشته و از حجم عظيم داده ها و اطلاعات بى نصيب خواهد ماند. شكاف ديجيتالى در توزيع نابرابر متخصصان و خبرگان فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى در سطح دنيا نيز خود را نشان مى دهد. اغلب متخصصان و كارشناسان آى تى گرايش زيادى به زندگى و كار در كشورهاى پيشرفته و مرفه را داشته و از سوى ديگر اين كشورها نيز مدام به دنبال جذب چنين افرادى هستند. نتيجه آنكه كشورهاى در حال توسعه و عقب مانده با متخصصان و كارشناسان زبده خود از پيشرفت در زمينه فناورى هاى نوين باز مى مانند و همچنان به دامان كشورهاى پيشرفته و صاحب فن در اين زمينه مى شوند. ابعاد شكاف ديجيتالى به قدرى گسترده است كه حتى در سطح كشورهاى پيشرفته نيز قابل مشاهده است. به دليل سيطره بخش خصوصى و تمكن مالى آنها و به انحصار درآوردن اطلاعات در كشورهاى پيشرفته با وجود آنكه دسترسى عموم به اطلاعات و نيز افزايش حجم و سرعت گردش اطلاعات در سطح جامعه افزايش يافته است ولى همه طبقات به نحو مطلوب از اين اطلاعات بهره مند نمى شوند. لذا اين صاحبان بخش خصوصى و طبقات مرفه جامعه هستند كه با تمكن مالى خود از عهده پرداخت هزينه هاى كسب اطلاعات برآمده و از اطلاعات مفيدتر و كليدى تر بهره مند مى شوند. شكاف بين سواد ديجيتالى زنان و مردان يكى ديگر از ابعاد شكاف ديجيتالى است. فاصله ميان دانش ديجيتالى مردان و زنان ناشى از همان نابرابرى سواد و علم بين مردان و زنان است. در اغلب كشورهاى جهان سوم دختران و زنان از بى سوادى و يا كم سوادى نسبت به مردان رنج مى برند. به همين دليل در استفاده و دسترسى به فناورى هاى ارتباطى نيز محدوديت هاى زيادى دارند. اين نابرابرى بين زنان و مردان ريشه در عدم آموزش، فقر و دسترسى نامناسب زنان به تكنولوژى است. اين درحالى است كه فناورى هاى ارتباطى ظرفيت هاى بسيار مناسب و بالايى جهت پركردن شكاف و نابرابرى بين زنان و مردان دارند و اگر چنانچه زنان بتوانند معلومات و دانش كامپيوترى خود را ارتقا دهند مى توانند جايگاه شايسته ترى را در جامعه براى خود فراهم نمايند. از آنجا كه كسب مهارت هاى فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات تقريباً تماماً به سواد ارتباط دارد، لذا مى بايد برنامه ريزى هاى گسترده اى در خصوص افزايش سطح سواد زنان در سطح دنيا و كشورهاى عقب مانده صورت گيرد. عمده ترين شكاف ديجيتالى در بين مردان و زنان مربوط به دسترسى و استفاده از اينترنت است. به گونه اى كه كمترين ميزان كاربران را در كشورهاى در حال توسعه زنان تشكيل مى دهند، در مقابل بيشترين تعداد كاربران اينترنتى را مردان، دانش آموختگان دانشگاهى و افراد با درآمد بالا تشكيل مى دهند. • كلام آخر شكاف ديجيتالى عصر حاضر تداوم روند فقر و غنا در طول تاريخ بشر است. بى شك جهت دستيابى به جهانى آبادتر و آزادتر نيازمند پركردن اين شكاف و ايجاد توازن در دسترسى و بهره مندى از فناورى هاى ارتباطى و اطلاعاتى در كل جامعه جهانى خواهيم بود. اين مسئله عزم و اراده جهانى را مى طلبد.
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در پنجشنبه 27 بهمن1384 و ساعت 10:27 |
 جنگ و فن آوری های نوین اطلاع رسانی  

سایت عملیات روانی-جنگ هاي آينده با بكارگيري كامپيوتر انجام مي شود و فناوري نوين اطلاع رساني هر چه بيشتر در خدمت ارتش ها قرار خواهد گرفت. براي سربازان آينده، جنگ بدون كامپيوتر بي معني است و چرخ بال ها، تانك ها، نفربرها و حتي تجهيزات سبك و فردي سربازان هرچه بيشتر الكترونيكي خواهند شد. سربازان آينده در زمان وقوع يك جنگ حقيقي، با فناوري پيشرفته اطلاع رساني، سيستم هاي ويديويي و اينترنت لحظه به لحظه از جايگاه خود، موقعيت دشمن را زير نظر مي گيرند.
به عنوان مثال، نخستين نمونه هاي بكارگيري چنين روش هايي در جريان جنگ بالكان و جنگ دوم خليج فارس صورت گرفت.

به گزارش بنگاه سخن پراكني بريتانيا (B.B.C) دولت انگليس قصد دارد براي نهايي كردن بكارگيري چنين سيستم ها و تجهيزاتي تا سال 2011 ميلادي، نزديك به يك ميليارد پوند هزينه كند. اين در حاليست كه در فرانسه، آلمان، اسپانيا و ايتاليا نيز طرح هاي مشابهي در نظر گرفته شده است. اين گزارش مي افزايد: ايالات متحده آمريكا نيز مي كوشد تا سال 2010 ميلادي، بيش از 4 ميليارد دلار در برنامه بهينه سازي پياده نظام خود سرمايه گذاري كرده و 50 ميليارد دلار براي استفاده از فناوري نوين اطلاعاتي _ ارتباطي در ارتش خود هزينه كند.

• سلطه ماهواره اي

طراحي سيستم هاي پيشرفته تصويربرداري ماهواره اي با قابليت هاي برتر و توانمندي بالاي نظارت، به عنوان يك پيشرفت بزرگ علمي و عرصه توسعه فناوري هاي ارتباطي محسوب مي شوند. بنابر اين نمي توان از نظر دور داشت كه كشورهاي پيشرفته و صاحب فناوري ساخت ماهواره به دنبال به دست آوردن امكانات گسترده تر در بهره گيري از فضا به منظور برتري هاي اطلاعاتي بر ديگر كشورها هستند. در اين ميان سنجش از دور به عنوان علمي با گستره وسيع قادر است با بهره گيري از ماهواره ها به اندازه گيري و ارزيابي عوارض بر روي زمين، هوا و دريا بدون حضور فيزيكي بپردازد. سنجش از دور در آغاز در انحصار اهداف نظامي و امنيتي بود كه با پايان جنگ سرد در اختيار اهداف صلح جويانه نيز قرار گرفت.

در واقع ماهواره ها را بايد مولود مبارك جنگ و نظامي گري دانست، مولودي كه رفته رفته در حوزه هاي غيرنظامي كارآمد و ارزشمند شد و اكنون به عنوان ابزار جادويي براي برتري هاي همه جانبه اطلاعاتي كشورهاي صاحب اين فناوري و پيروزي بدون جنگ در جهان مطرح است.

اما مشكل كشورهاي توسعه نيافته در بهره برداري از اين فناوري هزينه بالاي دسترسي و بهره برداري از آنست كه سبب شده اين كشورها به سيستم هاي كشورهاي پيشرفته وابسته باشند. در همين حال و با رشد فناوري فضايي و مينياتوري شدن اين سيستم ها، دسترسي ارزان به فضا ممكن شده و بسياري از كشورهاي در حال توسعه را بر آن داشته كه با توسعه ماهواره هايي با قابليت هاي ارزان تر سيستم ملي سنجش از دور خود را گسترش دهند.

• جنگ در دنياي مجازي

براي آغاز جنگ ايالات متحده عليه عراق، جوج بوش، رييس جمهوري آمريكا در روز 6 فوريه 2003 از عبارت بازي تمام شد، استفاده كرد. با گسترش بازي هاي رايانه اي جنگي، واقعيت تلخ جنگ به راحتي به دنياي مجازي كامپيوتر راه يافت و تراژدي ملموس جنگ با همه خشونت ها و زشتي هاي خود در خدمت سرگرمي هاي رايانه اي قرار گرفت. بازي هايي كه به لحاظ سياسي كاملا هدايت شده و حساب شده طراحي شده اندو در خدمت سياست هاي سلطه جويانه قرار دارند. در دنياي مجازي، هيچكس زخمي يا كشته نمي شود و قربانيان خانواده اي ندارند كه نگران سرنوشت شان باشد. بازي كننده رايانه اي در برخي واقعيت هاي جنگي غوطه ور مي شود. او تجسم يك سرباز است كه در موقع دفاع از نظم نوين جهاني به رهبري ايالات متحده آمريكا و هم پيمانانش قرار دارد. ارتش آمريكا با جذب ماهرترين برنامه پردازان رايانه اي و خريداري موتورهاي توانمند اينگونه بازي ها، به تشويق آموزش و هدايت نيروهاي هوادار خود مي پردازد.

به گزارش نشريه لوموند ديپلماتيك، ارتش ايالات متحده هدف از طراحي اين بازي را، جذب تعداد بيشتري از جوانان به سوي مشاغل نظامي و همسويي با خط مشي آمريكا در جريان جنگ هاي به اصطلاح ضدتروريسم در افغانستان و عراق عنوان كرده است. از مطرح ترين اينگونه بازي هاي رايانه اي مي توان به سه بازي توفان صحرا، بازگشت به قلعه ولفن اشتاين و بازگشت به بغداد اشاره كرد كه در حجم گسترده اي در بازارهاي جهاني عرضه شده و در آن سرباز ارتش آمريكا به عنوان نماد خير در برابر شرارت معرفي شده است. هرچند كه از عمر نخستين بازي رايانه اي نزديك به 30 سال مي گذرد و گسترش صنعت اينگونه بازي ها به موضوعي غيرقابل انكار بدل شده و هيچكس را نمي توان از پيشرفت در طراحي بازي هاي كامپيوتري بازداشت، ابزارهاي رسانه اي دنياي امروز، بايد دستخوش تغيير و تحول بنيادين شودتغيير و تحولي كه سرانجام بازي هاي رايانه اي را از انحصار بي صداي طرز تفكري خاص و بدل شدن به سلاح تبليغاتي خارج كند

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 17:14 |

 

جريان نوگرايي ديني در ايران، علي رغم تمام انتقاداتي که به نمايندگان اين جريان در عرصه سياسي وارد است، اما در عرصه نظري، در تبيين و ترويج نگاه جديدي به دين، دستاوردهايي داشته که نمي توان آنها را ناديده گرفت. اين دستاوردها، به ويژه در شرايطي جلب نظر مي کند که اتفاقاتي نظير "بحران کاريکاتورها"، نگاه جهاني را متوجه مسلمانان و نوع واکنش آنان به پديده هايي مي کند که آن را مغاير اصول ارزشي خود مي دانند.

در حقيقت، در تئوري نوگرايي ديني، برخي مفاهيم مدرن جزو "خطوط قرمز" عقيدتي به حساب مي آيند که با جنس خطوط قرمز ارزشي مسلمانان محافظه کار، داراي تفاوت هاي بنيادي مي باشند.

يکي از اين خطوط قرمز، که در يک دهه گذشته بحث هاي فراواني را ميان تئوريسين هاي اصلاح طلب و محافظه کار ايران برانگيخت، "قانون" است. اين خط قرمز، به ويژه وقتي مورد اختلاف جدي واقع مي شود که با اين پرسش مواجه مي گرديم: آيا به لحاظ اعتقادي، ملزم به عدم نقض قوانين و مقرراتي که آنها را غير عادلانه مي دانيم هستيم؟ سوالي که به نوبه خود، به يک سوال ساده تر مي انجامد: آيا براي دفاع از ارزش هاي اعتقادي خود، حق قانون شکني داريم؟ پاسخ نوگرايان ديني به سوال فوق، صراحتاً منفي است.

مطابق تئوري آنان، ما حق داريم براي اعتراض به رفتارها يا قوانيني که آنها را ضد ارزش، مخرب يا ظالمانه مي دانيم، از انواع روش هاي قانوني استفاده کنيم. اما همواره و در هر اقدامي، خط قرمز ما کماکان "قانون" خواهد بود. به عنوان نمونه، به عنوان يک مسلمان معتقد، مي توانيم براي اعتراض به کاريکاتوري توهين آميز در اروپا، عليه چاپ کنندگان آن شکايت کنيم، عليه آن مقاله بنويسيم و تظاهرات مسالمت آميز برگزار کنيم، يا به "لابي کردن" در پارلمان، دولت، احزاب و سازمان هاي غير دولتي بپردازيم. اما حق تمام کارهاي ديگري که قانون اجازه آن را نمي دهد را نداريم؛ گذشته از آن که تهديد نشريات منتشر کننده کاريکاتورها باشد، يا حمله به سفارتخانه ها، يا حتي داشتن توقع برخورد مستقيم دولت هاي اروپايي با روزنامه نگاران توهين کننده به مقدسات ما، در حالي که هيچ دولت اروپايي، به لحاظ قوانين خود "حق" برخورد با نشريه اي را بدون آن که حکمي قضايي عليه آن نشريه وجود داشته باشد ندارد [حتي به لحاظ پراگماتيستي، نبايد فراموش کرد که اگر چنين دخالت هاي دولتي "رايج" شود، همواره به نفع اقليت ها و از جمله اقليت مسلمان نخواهد بود].

اين روش برخورد "محدود به قانون"، قاعده اي است که نوگرايان ديني، حتي در بالاترين شرايط فشار در ايران به آن ملتزم بوده اند و انتقاد به ناعادلانه بودن رفتار دستگاه هاي حکومتي با خود را، توجيه کننده نقض قانون ندانسته اند [ولو در شرايطي که دستگاه هاي حکومتي خاص و حتي برخي دادگاه ها، با زير پا گذاشتن قانون، صراحتاً لزوم "حذف" قهرآميز آنها را هدف خود قرار داده اند]. من شخصاً، زماني که در پي تماس تلفني قاضي، به طور غير قانوني به دادگستري احضار شده بودم و مي دانستم که متعاقب آن، با بازداشت و احياناً تفتيش خانه از سوي ضابطان قضايي مواجه خواهم بود، دغدغه اصليم - همچون دغدغه بسياري ديگر از دوستانم در لحظات مشابه - اين بود که فرزند کوچکم در لحظه ورود مأموران در منزل نباشد. نگران بودم که آنان در منزل من به نمايش رفتار تندي بپردازند و در نتيجه، فرزندم نسبت به مأموران قانون، نگاهي منفي پيدا کند. چون مطابق ديدگاه ارزشيم لازم مي دانستم که او همواره نسبت به مأموران قانون - حتي اگر رفتار آنها را ناعادلانه و غير قانوني بدانم- احترام بگذارد. اين، قرائت ديني مشخصي است که ما، هم در کشور خود، و هم الان که در اروپا زندگي مي کنيم به آن پاي بند بوده و هستيم.

البته، مي توان فهميد که نسبت به اين قرائت، ايرادات تئوريک مشخصي نيز وارد مي شود که نمي توان به راحتي و با اتهام "قانون گريزي" به ناديده گرفتن آنها پرداخت. در درجه اول، اين ايراد که اگر در جامعه اي اساساً امکان هيچ گونه اعتراض قانوني [اعم از مقاله نوشن، سخنراني، تظاهرات، مذاکره با گروه هاي مؤثر در قدرت و ...] وجود نداشته باشد، آيا بايد کماکان رعايت قانون را يک خط قرمز غير قابل نقض تلقي کرد؟

در پاسخ به اين پرسش مي توان اختلاف نظر داشت، اما در درجه اول بايد يادآوري کرد که فرض "ممکن نبودن اعتراض قانوني"، به طور قطع در اروپا از اساس منتفي است. حتي تندترين منتقدان غرب نيز مدعي "ممکن نبودن" اقداماتي چون تظاهرات و سخنراني هاي انتقادي يا همکاري با ساير گروه هاي اجتماعي يا احزاب سياسي منتقد در کشوهاي اروپايي نيستند و حداکثر، به "کم فايدگي" اين اقدامات انتقاد دارند که البته هرگز نافي "امکان" انتقاد نيست. به عقيده ما، نه تنها در غرب، که حتي در کشوري چون ايران آقاي احمدي نژاد نيز فرض "اساساً ممکن نبودن" انتقاد از آنچه در کشور مي گذرد منتفي است. البته، هزينه هاي انتقاد در چنين سيستم هايي يک واقعيت غيرقابل انکار است، اما به لحاظ مفهومي، "هزينه" انتقاد، هرگز توجيه کننده بلاموضوع شدن آن و روي آوردن به "اقدام غير قانوني" نخواهد بود.

گذشته از آن، حتي در جوامعي که نسبت به ممکن بودن هر گونه اعتراض مدني ترديد داشته باشيم، مجاز شمردن "نقض قانون" اقدامي بس خطرناک خواهد بود. چرا که نقض قانون، در نگاه درازمدت منجر به "منش قانون گريزي" مي شود که خطر آن، از مزاياي احتمالي موارد خاص نقض قوانين- هر چند ظالمانه- بسيار بالاتر است. نبايد فراموش کرد که در نگاه "ارزشي" به پديده ها، اهميت پرهيز از نهادينه شدن "سازوکار" هاي خطرناک، به قدري بالاست که پرداختن به هرگونه منفعت کوتاه مدت و موردي را از اساس بلاموضوع مي کند. حاميان ديدگاه "غير ارزشي" به عرصه سياست و اجتماع، همواره با طرح سوال هايي چون: "اگر بتوان با شکنجه تروريستي که از عمليات تروريستي بعدي اطلاع دارد، جلوي مرگ بي گناهان را گرفت، چرا نبايد اين کار را انجام داد؟" يا "اگر بتوان با کشتن تعداد کمي از شهروندان غير نظامي دولت هاي ستمگر، اين دولت ها را از کشتن بي گناهان بي شمار باز داشت، چرا بايد از اين کار پرهيز کرد؟" کوشيده اند توجيه گر اقداماتي چون شکنجه و قتل بي گناهان باشند. ولي معتقدان به چهارچوب هاي اعتقادي، هرگز با وارد شدن به محاسبات هزينه / منفعت در مورد "خطوط قرمز" ارزشي، به توجيه اقداماتي چون جنايت عليه بشريت نمي پردازند.

قانون هم يکي از همين خطوط قرمز ارزشي ما مسلمانان نوگراست. فراموش نکنيم که با مجاز شمردن نقض قانون - ولو قوانيني که آنها را غير عادلانه مي دانيم - کودکانمان در آينده، احتمالاً نه به مبارزان سياسي يا اجتماعي، که به "خلافکاراني" عادي تبديل خواهند شد.

روزآنلاین  حسین باستانی

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 12:22 |
يواس اى تودى يك روزنامه آمريكايى در سطح ملى است كه به وسيله اتحاديه گانت منتشر مى شود. موسس اين روزنامه آلن آل نيوهارت است. اين روزنامه از وسيع ترين تيراژ در مقايسه با ساير روزنامه ها در آمريكا (به طور متوسط بالغ بر ۲۵/۲ ميليون نسخه در هر روز هفته) برخوردار است. همچنين در بين روزنامه هاى با قطع بزرگ انگليسى زبان، اين روزنامه بعد از نشريه تايمز آو اينديا در سراسر جهان، قرار دارد. ارقام و تيراژ اين روزنامه، يك موضوع مورد اختلاف است. به طور نمونه اگرچه اين روزنامه براى توزيع، قراردادهايى با هتل ها بسته است، ولى مشتريان اين هتل ها خريدار مستقيم روزنامه نيستند.
اين نشريه در هر پنجاه ايالت آمريكا توزيع مى شود و كماكان تلاش مى كند، شيوه مجزا و منحصر به فرد توزيعش در بين ساير روزنامه ها آمريكايى را حفظ كند.
اين روزنامه در سال ۱۹۸۲ با هدف تدارك جايگزين براى نشريات مفصل و سراسر نوشتارى و به نسبت كمتر رنگى آن زمان، مانند وال استريت ژورنال و نيويورك تايمز، به صورت تمام رنگى و مشخص با اشكال و طرح هاى بزرگ، نمودارها و عكس ها تاسيس شده است. از مشخصه هاى يو اس اى تودى اين است كه با يك چهارچوب روزنامه اى منحصر به فرد، يعنى لبه هاى منحنى شكل كه آن را از يك فرم روزنامه اى خارج مى سازد، عرضه مى شود. يواس اى تودى همچنين علاقه مند است كه به وسيله مسافران تجارى و افرادى از اين قبيل، توزيع حجيمش را از طريق خطوط هوايى فرودگاه ها، هتل ها و به علاوه ساير نمايندگى هاى فروش، به انجام برساند. اين روزنامه همچنين يكى از اولين روزنامه هايى بود كه از سيستم پخش ماهواره اى براى ارسال نسخه نهايى اش، براى مناطق مختلف در سراسر كشور و براى چاپ و توزيع نهايى در بازارهاى محلى استفاده مى كرد. اين نوآورى در استفاده از ماهواره و چاپخانه هاى محلى، به اين روزنامه امكان مى داد، تا گزارشات را كه شامل آخرين خبرها و نتايج مسابقات ورزشى در هر شماره يا چاپ آن است، سريع تر منتقل كند. اين روزنامه از يك نثر واضح و روشنى برخوردار است كه به ندرت تابع رعايت دستور زبان در نوشتن مطالب است. هر پاراگراف دربرگيرنده سه جمله مختصر است و اين روش براى مخاطب آن خواندن را سهل تر مى كند در نتيجه اين روزنامه به خاطر سادگى اش و سريع الهضم بودن مطالبش به غذاهاى fast fand مانند مك دونالد (مك دونالد كه در حال حاضر يكى از توزيع كنندگان آن است) تشبيه شده است به طورى كه در روزهاى اوليه تاسيس با نسبت دادن به اين روزنامه با مضامينى چون macpaper, macnewspaper مورد تمسخر قرار مى گرفت هر چند كه ديگر مشخصه هاى اين روزنامه مانند نوع نگارش به كار رفته، گرافيك و استفاده از عكس هاى كوچك، از سوى ساير روزنامه هاى آمريكايى مورد تقليد قرار گرفته است. يكى از صفحات جذاب اين روزنامه، صفحه ورزشى است كه مورد توجه اكثر مردم آمريكا به ويژه قشر عاميانه آن قرار مى گيرد. يكى ديگر از ويژگى هاى يواس اى تودى، معروف بودن آن به انجام نظرسنجى هاى موضوعات مختلف؛ در سطح كشور است در سال ۲۰۰۱ مقر اين روزنامه به محل جديدش كه قريب به ۱۲۰ هزار متر مربع است و در مك لين در فير فاكس كانتى ويرجينيا، در حومه واشينگتن دى سى منتقل شد. محل جديد فاصله زيادى از مقر قبلى اين روزنامه كه آرلينگتن كانتى ويرجينيا بود، نداشت. با وجود تيراژ به نسبت بالا و محبوبيت اين روزنامه در بين مردم، در مارس ۲۰۰۴ اين روزنامه با يك رسوايى بزرگ مواجه شد: وقتى كه فاش شد، جك كلى يك خبرنگار با سابقه يواس اى تودى و نامزد دريافت جايزه «Pulitzer» گزارشاتى را جعل كرده است. اين روزنامه تصميم گرفت تا در مورد عملكرد كلى تحقيقاتى انجام دهد. به همين منظور با اعزام بازرسانى به كوبا، اسرائيل و اردن به بررسى تعداد زيادى از سوابق هتل ها پرداخت تا معلوم كند كه آيا گزارشات از سابقه مستندى برخوردار است يا خير؟ در همين زمان كلى استعفا داد و با اين كار مانع پيگيرى اتهامات شد و كريج بون ناشر يواس اى  تودى براى جبران اين ضربه، در صفحه اول روزنامه از عموم مردم عذرخواهى كرد.
+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 11:18 |
جام جم آنلاین: روزنامه ديلي تلگراف انگليس از تلاش هاي اتحاديه اروپايي براي وضع قوانين اختياري براي جلوگيري از توهين به مقدسات مذهبي در مطبوعات خبر داد.
به گزارش يوروپين جورناليسم ، فرانكو فراتيني كميسر اروپايي آزادي ، امنيت و عدالت اتحاديه در گفتگو با روزنامه ديلي تلگراف گفت:«به دنبال راهكارهايي هستيم تا بر اساس آن مطبوعات به مقدسات مذهبي همه اديان احترام بگذارند».
او با اينحال افزود:«نمي توانيم قوانيني وضع كنيم و همه را ملزم به رعايت آن كنيم اما از همه مطبوعات اروپايي خواهيم خواست تا نوعي خود كنترلي در برابر مسائل حساسيت برانگيز داشته باشند».
همچنين ايدن وايت رئيس فدراسيون بين المللي خبرنگاران گفت هيچ نهادي حتي اتحاديه اروپايي نمي تواند قوانيني براي كنترل مطالبي كه در مطبوعات چاپ مي شوند وضع كند اما مطبوعات بايد مسئوليت حرفه اي خود را بشناسند.
ايدن وايت همچنين از تلاش هاي اتحاديه اروپا مبني بر وضع قوانين و يا تصويب رهنمودهايي مبني بر پرهيز از انتشار مطالبي بر ضد مذاهب آسماني در مطبوعات انتقاد كرده و گفته است اين قوانين و يا رهنمودها را هيچ رسانه اي نخواهد پذيرفت!
با اين حال فراتيني در گفتگو با روزنامه ديلي تلگراف بر اين موضوع مهم تاكيد داشته است كه مطبوعات اروپا بايد احترام به مذاهب را بر خود فرض بدانند و در وهله اول داوطلبانه و با استفاده از قوانين اختياري از بروز حوادث مشابه و جريحه دار كردن احساسات مذهبي طرفداران اديان مختلف جلوگيري كنند

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 10:55 |

دكتر عقيلي:
رسانه‌ها حق ندارند به بهانه‌ي جريان آزادي اطلاعات به باورها واعتقادات مردم يك جامعه توهين كنند

یك استاد ارتباطات معتقد است: رسانه‌ها حق ندارند به بهانه‌ي جريان آزادي اطلاعات به باورها و اعتقادات مردم يك جامعه توهين كنند.

دكتر «سيد وحيد عقيلي» در گفت‌وگوبا خبرنگار سرويس رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: هر يك از كشورها در دورن خود يكسري اصول اخلاقي حرفه‌اي دارند كه عمدتا به شكل ميثاق نامه‌اي در حرفه‌ي روزنامه‌نگاري است كه به تاييد اهالي رسانه‌ها رسيده است.

وي افزود: در تمام اين ميثاق نامه‌ها به نحوي تاكيد شده است؛ هيچ يك از رسانه‌ها، اعم از ديداري و شنيداري، مكتوب و الكترونيكي اجازه‌ي تحريك عواطف شهروندان جامعه، اهانت به باورها و اعتقادات و مقدسات آن‌ها را ندارند، از اين رو نبايد به بهانه‌ي جريان آزاد اطلاعات و ارتباطات هر رسانه‌اي به خود اجازه دهد به باورها و اعتقادات افراد يك جامعه توهين كند .

به عقيده‌ي اين مدرس ارتباطات، آزادي بيان قابل احترام است اما نبايد خارج از هنجارها‌ و قوانين تعيين شده باشد، به طوري كه سبب تضعيف شان جوامع ديگرباشد .

عقيلي در خصوص حد و مرزهاي آزادي بيان و حق انتشار آزدانه در جامعه‌ي اطلاعاتي تصريح كرد: در جامعه‌ي اطلاعاتي اصل آزادي بيان و حق انتشار آزادانه‌ي اطلاعات يكي اصول مسلم آن است اما در كنار اين اصل نيز يكسري از محدوديت‌ها و آيين نامه‌هاي خاصي در نظر گرفته شده است اگر گروهي يا فردي باورها و اعتقادات و حريم خصوصي افراد ديگر، جامعه را مورد حمله قرار دهد با آن‌ها برخورد ‌شود .همچنين در بعد بين‌المللي نيز قوانين و آيين نامه‌هاي بسياري بر تاكيد اصول اخلاق حرفه‌اي به ويژه از سوي رسانه‌ها تدوين شده است .

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: رسانه

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 10:36 |
اين يك موهبت الهى است كه بشر مى تواند بخواند، بنويسد و در سايه اين توانايى به راحتى با ديگران ارتباط برقرار كند. متأسفانه تعداد كثيرى از مردم جهان مهارت هاى لازم براى برقرارى ارتباط با اطرافيان خود را ندارند. گروه هايى از مردم كه اصطلاحاً سن و سالى دارند و دوران فراگيرى و سوادآموزى را پشت سرگذاشته اند با گروه هايى از آنان كه هنوز جوانند و بهترين دوران براى يادگيرى را سپرى مى كنند اما امكانات يادگيرى و تحصيل را در اختيار ندارند، زياد تفاوتى با هم ندارند. گروه هايى نيز هستند كه هم شرايط سنى مناسبى دارند و هم امكانات لازم را در اختيار دارند لكن روحيه و توان و علاقه مندى لازم را ندارند.
در عصر اطلاعات و جريان وسيع آن در جهان، هنوز گروه هايى از مردم جهان خواه جوان و خواه كهنسال و پير وجود دارند كه متأسفانه از اهميت «تحصيل و سوادآموزى» و «ارتباط» آگاهى ندارند. اين امر نه تنها در كشورهاى عقب مانده يا در حال توسعه اتفاق مى افتد بلكه در كشورهاى پيشرفته اى همچون آمريكا و يا كشورهاى اروپايى نيز صادق بوده و گروه هايى از قشر جوان آماده به تحصيل، علاقه اى به فراگيرى از خود نشان نمى دهند. مى دانيم كه زبانى كه ما به آن تكلم مى كنيم يكى از مهمترين و مفيدترين ابزار انتقال اطلاعات بوده و در واقع يكى از حامل هايى است كه موجب جابه جايى پيام مى شود. يكى از سرمايه هاى فرهنگى در اختيار انسان ها زبان است كه مفاد آن در بطن خانواده است و آموزش و پرورش در رشد و توسعه آن نقش بسزايى دارد. سرمايه زبانى فرد در مدرسه آشكار مى شود و موجب پيشرفت تحصيلى يا ناكامى وى مى شود. بورديو و پاسرون ياد نگرفتن زبان را يكى از موانع فرهنگى مى دانند. «برنشتاين» معتقد است كه كودكان طبقات مختلف از قالب هاى زبانى خاص همان طبقه استفاده مى كنند. وى معتقد است كه كودكانى كه از طبقه پائين هستند گستره واژگانى محدودى دارند و كودكان طبقات بالا الگوى زبانى وسيع دارند. يعنى علاوه براينكه از لغات و واژه هاى متنوع استفاده مى كنند، ساختار جملات آنان منسجم تر است. پس زبان، همانند حامل هايى است كه بار اطلاعات دارد و در شاهراه ها در تردد است. بدون وجود زبان و گويش موثر، انتقال هرگونه پيام، احساسات، گرايش ها و هيجانات درونى، امكان پذير نخواهد بود، براى داشتن ارتباط موثر دانش آموزان بايد در خود ظرفيت پذيرى ايجاد كرده و مجموعه اى از اطلاعات بهنگام را هميشه در ذهن خود ذخيره نمايند. هر چند كه اين اطلاعات به مقدار اندك باشد. در خصوص باسوادى افراد و اينكه چارچوبى براى اندازه گيرى حداقل ميزان سواد آنان تعيين شده باشد، آقاى دنى راويچ نويسنده كتاب «نشانه هايى از فقر كلمات» و «تاكيد بر چگونگى خواندن و نوشتن»، استانداردهايى را به عنوان معيار سنجش، تعيين كرده است. مشخص است كه اين استانداردها توانايى تشخيص دقيق قدرت و مهارت هاى بيانى افراد را ندارند اگرچه در فرآيند آموزش هاى جديد نيز به مهارت هاى بيانى و گويش آموزش پذيران بيشتر تاكيد شده و اين مهم به عنوان يكى از شاخص ها تعيين شده است. زبان، سرآغاز تمامى يادگيرى ها است خواه فرد علاقه مند به مطالعه در ادبيات و هنر باشد خواه در حيطه علوم و فنون، تحقيق و تفحص نمايد. آشنايى با زير و بم زبان براى تمامى آنان اجتناب ناپذير است.
تقريباً غيرممكن است كه شخصى كه هنوز به نظم و ترتيب سواد و الفبا دانايى آشنايى ندارد، بتواند گزارشى را به صورت مكتوب تهيه و ارائه نمايد يا پيرامون حل يك مسئله پيچيده رياضى مثلاً معادله انتگرال يا ديفرانسيل اظهارنظر يا تلاش نمايد.
هرچند كه ممكن است وى بتواند از اطلاعات موجود در كتاب هاى يك كتابخانه استفاده كرده يا از اطلاعات موجود در اينترنت به شكل افراطى برخوردار باشد.
يكى از راه هاى اساسى برقرارى ارتباطات، گفت وگو است. پس از عنوان كردن موضوعات و پيشبرد مباحث، برقرار كردن ارتباط موثر ميسر مى شود. در برخى از كشورها گويش هاى مختلفى وجود دارد و در برخى ديگر اين تنوع به قدرى است كه گاهى درك و مفهوم كلمات و بيان مطالب بامشكل روبه رو مى شود مانند كشور چين كه گاهى به علت كثرت گويش ها كار برقرارى ارتباط مختل شده و حتى ممكن است به گسست ارتباطات منجر شود.
ما بايد مهارت هاى ارتباطى خود را طبقه بندى نموده، قواعد زبان را فرا بگيريم و آيين نگارش را در نگارش مطالب به كار بنديم و براى برخوردارى از يك ارتباط پويا، تا سرحد امكان مطالعه كنيم و زمان زيادى را به تقويت اين مهارت ها اختصاص دهيم. و براى برقرارى يك ارتباط موثر از تمامى مهارت هاى خود به صورت تلفيقى استفاده كنيم. بسيارى از جوانان تصور مى كنند با خواندن يك داستان و يا تحليل محتوى يك كار ادبى كسالت آور و خسته كننده به اين مهارت ها دسترسى پيدا مى كنند. اما واقعيت اين است كه اگرچه حركت و تلاش آنان قابل احترام بوده و بسيار ارزشمند است، لكن در گرايش درونى آنها به سمت و سوى كسب مهارت هاى ارتباطى عوامل و عناصر مهمى نقش دارند كه شايد به آن كمتر توجه شده است و آن نقش مربيان و آموزگاران و به خصوص والدين در كمك به شكوفايى استعدادها و تحريك حس هاى درونى آنان در جهت كسب مهارت هاى انسانى است. بررسى روحيه و گرايش هاى دانش آموزان جوان نشان دهنده كاهش شوق و ذوق آنان در عرصه هاى مهارت آموزى بوده و كاهش اين سطح با كاهش آموزش پذيرى آنان رابطه مستقيم داشته است. ضمن اينكه فرآيند آموزش جوانان از نظر تعداد نيز به مرور زمان كاهش نشان مى دهد. ارتباط از طريق زبان، داراى قيد و بندهايى است. چرا كه مفاهيم بايد به درستى درك شوند و در اين دنياى پيچيده، تنوع زبان ها و گويش ها و تغييرات سريع آنها، كار درك دقيق مفاهيم را با مشكل روبه رو مى سازد. تكليف زبان و ادبيات چيست؟ و در آينده به چه دردهايى دچار خواهد شد. اگر قرارباشد زبان پالايش شده و از آن پاسدارى شود، بايد جوانان از هم اكنون به آن توجه كنند. امروز بايد هسته هاى كوچك علاقه مندى به زبان و ادبيات در ذهن دانش آموزان كاشته شود تا در آينده درختان تنومندى رشد كنند و به بار بنشينند اما افسوس كه زبان در سراسر دنيا تحت شديدترين و سريع ترين تغييرات بوده و از شكل اولى خود به شكل عاميانه تبديل مى شود. وضع ارتباطات در آينده چگونه خواهد بود؟ آيا ارتباطات به بيراهه مى رود؟
شرق: مجدنیا
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 10:28 |

ياهو، غول دنيای اينترنت، متهم شده است با دادن اطلاعاتی به دولت چين باعث به زندان افتادن يک نويسنده اينترنتی شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز، مدافع حقوق روزنامه نگاران، ادعا کرده که مسئولان شرکت ياهو اطلاعاتی را به دولت چين ارائه کرده اند که موجب دستگيری لی جی، نويسنده ناراضی چينی شده است.

اين روزنامه نگار آن لاين در سال ۲۰۰۳ پس از انتشار انتقاداتی در مورد فساد مقامات رسمی به هشت سال زندان محکوم شده بود.

سال گذشته نيز ياهو متهم شده بود اطلاعاتی به دولت چين داده که به زندانی شدن روزنامه نگار ديگری بنام شی تاو منجر شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز از ياهو خواسته است نام همه نويسندگان اينترنتی را که به مقامات چين داده منتشر کند.

"رويه سختگيرانه"

مری اوساکو سخنگوی ياهو بر اين نکته پافشاری کرده که در توافق ياهو با چين، اين شرکت "تنها به درخواست هايی پاسخ می دهد که از نظر حقوقی عرضه آنها مجاز است و نه بيشتر".

او به خبرگزاری فرانسه گفت: "ما در نحوه رفتار خود بسيار سختگيرانه عمل کرديم و اطمينان حاصل کرديم، تنها اطلاعات مورد نياز ارائه شده است".

اما وی افزوده است که: "دولت چين مجبور نيست به ارائه دهندگان خدمات اينترنتی دليلی برای درخواست اطلاعات بياورد و معمولا نيز چنين نمی کند".

گزارشگران بدون مرز می گويد قابل قبول نيست که ياهو بدون اطلاع از اينکه اطلاعات مورد نظر به چه منظور مورد استفاده قرار می گيرند، پاسخ درخواست های دولت چين را می دهد.

اين سازمان می گويد: "ياهو قطعا می دانسته که به دستگيری مخالفان سياسی و روزنامه نگاران کمک می کند و نه فقط مجرمان عادی".

کنترل شديد

دولت چين قوانين سختگيرانه ای را برای استفاده از اينترنت وضع کرده و سايت هايی را که تهديدی برای خود می بيند مسدود می کند. در چين، سايت هايی که به کشتار "ميدان تيان آن من" اشاره کرده يا به مخالفان برجسته حکومت تعلق دارند به هيچ وجه تحمل نمی شوند.

شرکت بين المللی ياهو که نمی خواهد از بازار چين محروم شود بيش از پيش تحت فشار گروه های حقوق بشری قرار گرفته تا زير بار شرايط دولت چين نرود.

مايکروسافت، گوگل، ياهو و سيسکو، چهار شرکت برجسته اينترنتی آمريکا هستند که متهمند برای سانسور اينترنت با دولت چين همکاری می کنند.

در ماه سپتامبر ۲۰۰۵، ياهو متهم شد به دولت چين کمک کرده تا شی تاو را شناسايی کند. وی در آوريل ۲۰۰۵ به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

ماه ژانويه ۲۰۰۶، بعد از آنکه گوگل خبر از مسدود ساختن عبارات حساس در نسخه چينی جستجوگر خود داد، حملات زيادی را متوجه خود ساخت. اين کار در راستای توافقی با دولت چين برای راه اندازی سايت تازه گوگل در اين کشور صورت گرقته بود.

قانون گزاران آمريکا در اواخر ماه فوريه برای بحث در مورد مسئوليت های اخلاقی شرکت های آمريکايی در تجارت با چين، گردهم می آيند.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 8:54 |
روزنامه همشهري ادعاي بي‌بي‌سي را تكذيب كرد

روزنامه "همشهري" ادعاي پايگاه اينترنتي "بي بي‌سي" مبني بر هك شدن سايت روزنامه همشهري را تكذيب كرد.

"محمد حسن حاجي گل" مدير مركز انفورماتيك روزنامه همشهري، روز سه‌شنبه در گفت و گو با حوزه آي تي ايرنا ، خبر "بي بي‌سي" را بي‌اساس، و شايعه پراكني اين بنگاه عنوان كرد.

وي گفت: اين خبر كاملا دروغ است و جزييات اشاره شده در آن نيز بي‌اساس است.

حاجي گل در اين‌باره افزود، از جمله در اين خبر اشاره شده كه سرور مورد استفاده روزنامه همشهري، آمريكايي است كه دروغ محض بوده ، و سرور روزنامه، كانادايي است.

بي‌بي‌سي در خبر امروز خود مدعي شده بود كه در پي اعلان روزنامه همشهري براي مسابقه كاريكاتور درباره هولوكاست ، سايت اين روزنامه هك شده است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 8:47 |

صبح روز سه شنبه، صدها سايت اينترنتی از جمله سايت روزنامه همشهری، خبرگزاری فارس، سايت جستجوگر پارسيک و سرويس دهنده وبلاگ "بلاگفا" از کار افتادند.

بروز اين مشکل زمانی خبرساز شد که سايت "ايران کارتون" خبر هک شدن خود را منتشر کرد.

اين سايت که با همکاری روزنامه همشهری "مسابقه بین المللی کاریکاتور با موضوع هولوکاست" را برگزار می کند گفته است روز دوشنبه "مورد حمله هکرها" قرار گرفته و چند ساعت از کار افتاده است.

روزبه هاشمی ها مدير شرکت "روند تازه" که شرکت ميزبان صدها سايت ايرانی از جمله روزنامه همشهری و خبرگزاری فارس است، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی عامل اختلالات ايجاد شده در سرورهای اين شرکت (رايانه های ميزبان سايت ها) را يک "حمله اينترنتی (Denial-of-service attack) گسترده به شبکه رايانه ای اين شرکت" عنوان کرد.

در همين حال به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، جمال کريمی راد سخنگوی قوه قضاييه در پاسخ به سوال خبرنگاری که قطع سرور سايت های ايرانی را به دولت کانادا نسبت می داد، گفت: "اين حرکت، حرکتی غير قانونی است و با مساله‌ آزادی بيان و حقوق بشر که آنها ظاهرا سردمدار آن هستند، در تعارض جدی قرار دارد".

آقای کريمی راد بدون ارائه شواهدی مبنی بر قطعيت اين اقدام از سوی دولت کانادا، به صاحبان سايت ها پيشنهاد کرد: "اين سايت‌ها می‌توانند اعتراض خود را به مجامع جهانی برسانند و به دولت کانادا نيز اعتراض کنند که چرا اين اقدام نسبت به سايت‌های ايرانی صورت گرفته است".

حمله صبحگاهی

آقای هاشمی ها امکان ارتباط اين حمله را با مسابقه کاريکاتور هولوکاست توسط روزنامه همشهری رد نمی کند اما می گويد برای اظهار نظر قطعی و پيگيری تبعات اين حمله به زمان بيشتری نياز است.

وی افزوده است که پيش از اين حمله هيچ پيغام تهديدآميزی دريافت نکرده و از سوی هيچ دولت يا مقام رسمی نيز برای حذف سايتی خاص تحت فشار قرار نگرفته است.

"حمله داس" يا Denial-of-service attack، حمله به رايانه يک سيستم يا شبکه است که موجب اختلال در امر خدمات رسانی به کاربران آن رايانه می گردد. در جريان اين حمله معمولا با اشغال پهنای باند شبکه مورد نظر، دسترسی به سايت های موجود در آن شبکه غير ممکن می گردد.

آقای هاشمی ها می گويد اين حمله ساعت ۶ صبح روز سه شنبه (به وقت تهران) آغاز شده و دسترسی به سايت هايی که از خدمات شرکت "Our Iran" از زير مجموعه های شرکت "روند تازه"، استفاده می کردند را مختل کرده است.

وی می افزايد هم اکنون حمله متوقف شده و سايت های ايرانی به مرور در دسترس قرار می گيرند هرچند مسئولان شرکت برای پيشگيری از تکرار حمله، دسترسی به سايت هايی که مشخصا هدف قرار گرفته اند را تا اطلاع ثانوی برقرار نخواهند کرد.

'قربانی سياست'

هفته گذشته حدود هزار سايت دانمارکی مورد حمله خرابکاران اينترنتی (هکرها) قرار گرفتند. خرابکاران موفق شدند به طور موقت صفحه اول سايت ها را با پيام هايی که چاپ کاريکاتورهايی درباره پيامبر اسلام را محکوم می کرد جايگزين کنند.

روزبه هاشمی ها خسارات وارده ناشی از اين حملات را بزرگ خوانده و با اشاره به دستکاری سايت های دانمارکی گفته است: "در اين رويداد سايت های زيادی ساعت ها از کار افتاده اند و متاسفانه بيشتر اين شرکت های تجاری هستند که در اين مواقع، مستقيما قربانی سياست شده و ضرر و زيان اقتصادی را متحمل می شوند".

مسئولان مسابقه اينترنتی هولوکاست، خود احتمال داده بودند که سايت های مرتبط هدف حملات اينترنتی قرار گيرند.

سازمان دهندگان اين مسابقه در گفتگو با خبرنگاران گفته بودند که انتظار دارند "سايت اين روزنامه (همشهری)، که از يک سرور آمريکايی استفاده می کند، مسدود" شود و در نتيجه تصميم گرفته اند از سايت های ديگری برای ارايه کاريکاتورهای ارسالی استفاده شود.

در همين حال گفته می شود برخی از سايت های نشان دهنده اين کاريکاتورها نيز با مشکلات فنی مواجه شده اند. با توجه به اينکه در اين زمينه تهديدی منتشر نشده، نشانه ای در دست نيست تا بتوان با قطعيت از کار افتادن سايت های ايرانی را با ماجرای کاريکاتورها مربوط دانست.

مدير شرکت ايرانی "روند تازه" که دفتر اصلی آن در کانادا قرار دارد به بی بی سی گفته است "اطلاعی از دستکاری احتمالی (تغيير يا حذف محتوا) در سايت های ايرانی" ندارد، "اما سايت های اين شرکت هدف چنين دستکاری هايی قرار نگرفته اند".

آقای هاشمی ها می گويد "تمهيدات امنيتی لازم برای مقابله با حملات مشابه" اتخاذ شده است.

شرکت "روند تازه" ميزبان صدها سايت اينترنتی فارسی است که بسياری از آنها خود، سايت های اينترنتی زيادی را پشتيبانی می کنند.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در چهارشنبه 26 بهمن1384 و ساعت 8:39 |
اخراج دکتر نمک دوست از دانشگاه علامه پس از هفت سال تدریس نشان می دهد که موجهای دولت احمدی نژاد به ساحل دانشگاه رسیده است. هر چند پیش از این با برکناری نجفقلی حبیبی و انتصاب حجت‌السلام شريعتي، وبركناري فرجي دانا و انتصاب عميدزنجاني باد مخالف وزیدن گرفته بود.
اگر خیلی ساده به این ماجرا نگاه کنیم اخراج یک استاد دانشگاه به دلیل مسائل استخدامی امری ممکن اما غیرمتداول است اما اگر این اخراج را در کنار اوضاع محافل علمي آموزشي بگذاريم به نتیجه ای بزرگتر می رسیم. استادانی که عقاید آنها با مجموعه آموزشی دانشگاهها همخوانی نداشته باشد، در صورتی که بهانه ای مناسب برای اخراج آنان وجود داشته باشد اخراج می شوند.
دکتر نمک دوست از سال 1377 به تدریس در دانشگاه علامه اشتغال دارد و یکی از استادان خوش اخلاق و باسواد ارتباطات است. احتمالا نیم سال دوم تحصیلی 84-85 آخرین تدریس او در دانشگاه علامه خواهد بود.

برگرفته از : http://www.ghajar.ir/

+ نوشته شده توسط آرزو میرزاخانی در سه شنبه 25 بهمن1384 و ساعت 18:24 |

 

در گفتگوي ايسنا با حسين شرفي عنوان شد:
امروزه وبلاگ‌ها خود تبديل به يك رسانه شده‌اند
برخي از رسانه‌ها تحت تاثير وبلاگ‌ها سبك نوشتاري نوشتاري خود را تغيير دادند

مدير پرشين وبلاگ با تاكيد بر اين كه امروز وبلاگ خود تبديل به رسانه شده است گفت: بسياري از رسانه‌هاي ما تحت تاثير وبلاگ‌ها، سبك نوشتاري خود را تغيير داده‌اند .

حسين شرفي در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در رابطه با نقش جشنواره‌ي وبلاگ نويسي قرآني در تبيين مفاهيم قرآني گفت: هميشه به دنبال تغيير يافتن روش‌هاي انسان‌ها براي زندگي، رويه‌هاي ارتباط برقرار كردن هم تغيير مي‌كند كه برگزاري اين گونه جشنواره‌ها منجر به حضور بيشتر افراد با گرايشات مذهبي نيز مي‌شود و بلاگرهاي اين حوزه مي‌توانند دانسته‌هاي خود را با ديگران در يك فضاي آزادتري به اشتراك بگذارند.

شرفي با اشاره به تخصصي شدن وبلاگ‌ها، برگردآوري عقايد شخصي و هويت بخشي به آن‌ها در حوزه‌ي وبلاگ نويسي، تبديل شدن محتواي وبلاگ‌ها، ‌از روزنگاري‌هاي صرف و همچنين تشويق و پشتيباني از اين گونه جشنواره‌ها تاكيد كرد.

شرفي در پايان گفت: در حالي كه زبان فارسي بيست و هشتمين زبان از لحاظ تعداد افرادي است كه با آن صحبت مي‌كنند، وبلاگ‌هاي فارسي زبان دومين رتبه در جهان را دارا هستند .

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در دوشنبه 24 بهمن1384 و ساعت 14:26 |

شركت "گوگل" اعلام كرد از اين پس كاربران خدمات "جي‌ميل" اين شركت قادر خواهند بود از داخل ميل‌باكس خود با ساير كاربران "چت" كرده و تمامي گفت و گوهاي اينترنتي خود را همانند ايميل، ذخيره كنند.

به گزارش سايت اينترنتي "سي‌نت نيوزو.كام"، در خدمات جديد شركت "گوگل" با نام "جي‌ميل چت"، هر كاربر در هنگام مراجعه به ميل باكس "جي‌ميل" خود، فهرست افرادي را كه در مسنجر "گوگل تاك" با آنها ارتباط دارد مشاهده كرده و مي‌تواند با هر كدام از اين افراد كه در آن لحظه "آن لاين" هستند، به سادگي چت كند.

اين خدمات "گوگل" از فضاي درون مرورگر مورد استفاده كاربر به عنوان محل چت كردن استفاده كرده و پنجره جديدي را ويژه چت كردن باز نمي‌كند.

كاربران مي‌توانند با استفاده از "جي‌ميل چت"، تمامي گفتگوهاي اينترنتي خود را ذخيره كرده و در هر زمان كه بخواهند آنها را مورد بازبيني قرار دهند.

خدمات جديد چت شركت "گوگل"، در مرورگرهاي "اينترنت اكسپلورر" و "فايرفاكس" قابل دستيابي است و هم‌اكنون تنها به زبان انگليسي ارائه مي‌شود.

"جي‌ميل چت" اغلب ويژگي‌هاي مسنجر "گوگل تاك" شركت "گوگل" را داراست و تنها به گزينه تماس صوتي مجهز نيست كه كاربران براي دستيابي به قابليت تماسهاي صوتي بايد همچنان از مسنجر "گوگل تاك" استفاده كنند.

هم‌اكنون "جي‌ميل" چهارمين خدمات ايميل پركاربر، و "گوگل تاك" هفتمين مسنجر پركاربر اينترنت محسوب مي‌شوند.

در حال حاضر كاربران "ياهو ميل" نيز مي‌توانند از درون ميل باكس خود از اين موضوع كه چه كاربراني "آن لاين" هستند مطلع شده، و با كليك كردن روي آنها از طريق "ياهو مسنجر" با آنان چت كنند و مسنجر جديد شركت "اي او ال" با نام "تريتون" نيز بسياري از قابليتهاي ايميل و مسنجر را با يكديگر تركيب كرده‌است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 24 بهمن1384 و ساعت 9:47 |

در ادامه اعتراض به چاپ کاریکاتورهای 'اهانت آمیز' به پیامبر اسلام در یک روزنامه دانمارکی، حدود هزار وبسایت دانمارکی مورد حمله خرابکاران اينترنتی (هکرها) قرار گرفته است.

خرابکاران موفق شدند به طور موقت صفحه اول وبسایت ها را با پیام هایی که چاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام را محکوم می کرد جایگزین کنند.

شرکت کامپیوتری "زون-اچ" که فعالیتهای هکرها را در اینترنت زیر نظر دارد می گوید که آنها هم به صورت گروهی و هم به صورت فردی حمله کرده اند.

به گفته مسوولان این شرکت، در حالی که برخی از پیامهای بجای گذاشته شده معتدل بودند، بیشتر آنها خواستار واکنشی خشونت بار نسبت به چاپ کاریکاتورها شدند.

واکنش سریع

روبرتو پراتونی، مدیر شرکت زون-اچ، از سرعت هکرها و ابعاد گسترده حمله آنان ابراز شگفتی کرده و می گوید که تا کنون حملات اینترنتی سیاسی را در چنین مقیاسی ندیده است.

به گفته مدیر شرکت زون-اچ، هکرها از کشورهای مختلف مانند ترکیه، عربستان سعودی، عمان و اندونزی حمله کردند.

همچنین دلایل کافی در دست است که آنها یک هکر به اصطلاح "بازنشسته" را تشویق به فعالیت مجدد کردند تا به چاپ کاریکاتورها اعتراض کند.

تعدادی از پیامهای به جا گذاشته شده ملایم بوده و تنها خواستار تحریم کالاهای دانمارکی شدند. ولی برخی دیگر به چاپ کاریکاتورها شدیدا اعتراض کرده و نسبت به عواقب خطرناک اهانت کردن به پیامبر اسلام به شهروندان دانمارکی هشدار دادند.

آقای پراتونی می گوید، به اضافه 1000 وب سایت دانمارکی، هکرها همچنین به صفحه اول 1600وبسایت دیگر غربی نیز حمله کردند.

از طرف دیگر، گزارش می رسد که بسیاری از مشکلات این سایتها به سرعت برطرف شده است.

گزارش شده که بسیاری از وبسایتهایی که مورد حمله قرار گرفتند متعلق به سازمانهای کوچک بوده و از يک سیستم امنیتی قوی برخوردار نبوده اند.

مدیر زون-اچ می گوید مدرکی در دست ندارد که ثابت کند خرابکاران غربی به این حملات پاسخی داده باشند

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 24 بهمن1384 و ساعت 9:42 |

مقاومت در وب‌لاگ

وب‌لاگ يکی از مهم‌ترين موقعيت‌هايی‌ست که عرصه‌ی عمومی در آن شکل می‌گيرد. اين ويژه‌گی وب‌لاگ تنها مخصوص جامعه‌ی ايران نيست. به نظر من در همه جای دنيا، وب‌لاگ مهم‌ترين موضعِ تشکيل عرصه‌ی عمومی‌ست. در قسمت دوم اين نوشته درباره‌ی «عرصه‌ی عمومی» گفتم. عرصه يا حوزه‌ی عمومی جايی‌ست ميان «حوزه‌ی خصوصی» و «حوزه‌ی دولتی». مهم‌ترين تفاوت ميان حوزه‌های خصوصی و دولتی آن است که در حوزه‌ی دولتی قدرت وجود دارد، اما حوزه‌ی خصوصی فاقد قدرت است. به همين دليل دولت و حاکميت سياسی می‌تواند حوزه‌ی خصوصی را آن طور که می‌خواهد کنترل کند و آن طور که می‌خواهد به آن شکل دهد. مردم عادی چه‌گونه می‌توانند در برابر اين اعمال قدرت مقاومت کنند، يا بر آن اثر بگذارند و شيوه‌ی اعمال قدرت را تغيير دهند؟ عرصه‌ يا حوزه‌ی عمومی ابزاری‌ست که افراد خصوصی را نيز صاحب قدرت می‌کند و به آن‌ها امکان می‌دهد که قدرت سياسی را تحت تأثير قرار دهند. حوزه‌ی عمومی چيست و چه‌گونه چنين قدرتی به افراد خصوصی (مردم عادي) می‌دهد؟ حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که سه خصلت داشته باشد:

اول و مهم‌تر از همه، حوزه‌ی عمومی جايی‌ست برای حرف زدن. جايی برای آن که افراد نظرات و دغدغه‌های خود را ابراز کنند، و عقيده‌ی خود را به اطلاع «عموم» برسانند. فضايی که در آن چيزی گفته نشود، نمی‌تواند مصداقی برای حوزه‌ی عمومی باشد.

دوم، حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که همه‌گان به يک‌سان و کاملا آزادانه به آن دست‌رسی داشته باشند (يعنی بتوانند در گفت‌وگوها شرکت کنند). هيچ استثنايی نبايد وجود داشته باشد. دست‌رسی به حوزه‌ی عمومی برای هيچ‌کس نبايد سخت‌تر از ديگری باشد. داشتن يا نداشتن هيچ امتيازی _ مثلا دانش‌مند يا بی‌سواد بودن، بهره‌مندی يا بی‌بهره‌گی از قدرت سياسی، بهره‌مندی يا بی‌بهره‌گی از منزلت اجتماعی، داشتن يا نداشتن امکانات اقتصادی، يا هر امتياز ديگری _ نبايد در دست‌رسی افراد به حوزه‌ی عمومی هيچ اثری داشته باشد. حوزه‌ای که استثنايی در دست‌رسی به آن وجود داشته باشد، «عمومی» نخواهد بود، بلکه «خاص ِ» افراد معينی‌ست.

سوم، جايی که در آن همه‌گان بتوانند آزادانه با هم در ارتباط و در تماس باشند. در برقراری ارتباط نيز نبايد هيچ استثنايی وجود داشته باشد. داشتن يا نداشتن هيچ امتيازی نبايد موجب آسان‌تر يا سخت‌تر شدن ارتباط افراد با يک‌ديگر شود. اگر افراد بتوانند حرف خود را به آسانی بزنند، اما نتوانند اين حرف را به گوش ديگران برسانند (يعنی نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند)، آن گاه باز آن چه به وجود می‌آيد عمومی نخواهد بود.

خلاصه آن که حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که آدم‌ها بتوانند در آن آزادانه هر چه می‌خواهند، در ملأ عام و به طوری که همه‌گان امکان شنيدن و متقابلا اظهار نظر درباره‌ی آن را داشته باشند بگويند. حوزه‌ی عمومی عرصه‌ای‌ست فراگير برای گفت‌وگوی عموم. از خلال اين گفت‌وگوی عمومی، «افکار عمومي» شکل خواهد گرفت. افکار عمومی ابزار اصلی افراد خصوصی، يا همان مردم عادی‌ست برای تأثيرگذاری بر قدرت سياسی. گفت‌وگوهايی که در حوزه‌ی عمومی صورت می‌گيرد، آگاهی عموم را افزايش می‌دهد، شور و هيجانی ايجاد می‌کند، خواست‌ها و انتظارات تازه می‌آفريند، نقاط ضعف قدرتِ حاکم را برجسته می‌کند، مشروعيت نظام سلطه را به چالش می‌کشد و در نهايت می‌تواند بر «نحوه‌ی اعمال قدرت» توسط حاکميت سياسی (يا به طور کلی توسط صاحبان قدرت) تأثير بگذارد و آن را در جهت خواست افکار عمومی تغيير دهد.

يک نکته‌ی مهم ديگر آن که قدرت تنها از طرف حاکميت سياسی اعمال نمی‌شود. قدرت در درون نهادهای مختلفی وجود دارد و به شيوه‌های مختلفی اعمال می‌شود. حوزه‌ی عمومی می‌تواند بسياری از اشکال قدرت را به نقد بکشد و بر آن‌ها اثر بگذارد. به عنوان مثال «نخبه‌گان غيرسياسی» يکی از مهم‌ترين بخش‌های غيرسياسی صاحب قدرت در جامعه هستند. البته نوع قدرت نخبه‌گان غيرسياسی از نوع قدرت سياسی متفاوت است و به شيوه‌های ديگری اعمال می‌شود. به طور کلی، انواع مختلف نخبگان، از قدرت‌های متفاوتی برخوردارند و از شيوه‌‌های مختلفی برای اعمال آن قدرت استفاده می‌کنند. مثلا نخبه‌گان فکری و فرهنگی، صاحب «قدرت نمادين» هستند. آن‌ها نمادهای حاکم بر کردار و جاری در ميان مردم (ارزش‌ها و هنجارهای مسلط) را توليد می‌کنند و از اين طريق، افکار و رفتارها را تحت کنترل درمی‌آورند و سعی می‌کنند به آن‌ها به شيوه‌ای که می‌خواهند شکل دهند. حوزه‌ی عمومی تنها مکان، يا مهم‌ترين مکانی‌ست که مردم عادی هم می‌توانند در آن حضور يابند. در اين عرصه، چه بسا که خيلی از افراد عادی، پرطرف‌دارتر و پرمخاطب‌تر از نخبه‌گان باشند و بيش از آن‌ها بتوانند بر افکار عمومی اثر بگذارند. مثلا بسياری از شخصيت‌های معروف عرصه‌ی وب‌لاگ، افرادی بسيار عادی و معمولا کم‌سن‌و‌سال‌اند. در اين عرصه، مردم عادی نيز دوشادوش نخبه‌گان، و گاه اثرگذارتر از آنان، توليدکننده‌ی نماد خواهند بود. به اين ترتيب، در حوزه‌ی عمومی افراد عادی می‌توانند اقتدار و نفوذ نخبه‌گان فکری را به چالش بکشند و بر قدرتی که از سوی آنان بر جامعه اعمال می‌شود، تأثير بگذارند.

در دوران مدرن، قبل از وب‌لاگ، مطبوعات را مهم‌ترين محل شکل گيری حوزه‌ی عمومی دانسته‌اند، اما به نظر من وب‌لاگ به خصوصيات ايده‌آل حوزه‌ی عمومی بسيار نزديک‌تر است. به نظر من، وب‌لاگ را می‌توان نمونه‌ی بسيار ايده‌آلی از حوزه‌ی عمومی دانست. در وب‌لاگ مهم‌ترين کاری که می‌شود انجام داد حرف زدن است. اين ويژه‌گی، از نظر معيارهای عرصه‌ی عمومی بسيار اهميت دارد. ايجاد وب‌لاگ تقريبا برای همه‌گان به يک‌سان امکان‌پذير است. تنها لوازم مورد نياز برای آن، داشتن حداقلی از اطلاعات کامپيوتری و دست‌رسی به اينترنت است، که امروزه تقريباً همه‌جا فراهم است. و در نهايت، در وب‌لاگ با استفاده از امکانات نظردهی و لينک‌دهی، ميان وب‌لاگ‌ها و وب‌لاگ‌نويسان ارتباط برقرار می‌شود. به اين ترتيب، وب‌لاگ جايی‌ست که در آن می‌‌تواند گفت‌وگوهای انتقادی بر سر موضوعات مختلف، برقرار شود و به افکار عمومی شکل دهد و انواع مختلف قدرت و نفوذ را به چالش بکشد. يکی از مهم‌ترين خصوصيات اين عرصه آن است که موضوعات مختلف در آن از دغدغه‌های افراد خصوصی يا مردم عادی نشأت می‌گيرد نه از مصالح گروه‌ها يا نهادهای مختلفِ صاحب قدرت. تاريخ دو سه ساله‌ی وب‌لاگ‌نويسی فارسی، نمونه‌های فراوانی از شکل‌دهی به افکار عمومی در ميان جمعيت وب‌لاگ‌نويس و وب‌لاگ‌خوان، و حتا در ميان سايران را همراه دارد که تأثيرات‌اش گاه مستقيما نيز مشهود بوده است. اجماع عمومی درباره‌ی تغيير نام خليج فارس، يکی از درخشان‌ترين اين نمونه‌هاست. در مخالفت با اين تغيير نام، نه از طرف حکومت ايران نه از سوی پای‌گاه‌های رسانه‌ای رسمی، هيچ موضع محکمی اتخاذ نشد، با اين حال خبرپراکنی و گفت‌وگو‌های انتقادی وب‌لاگ‌نويسان توانست جريانی قوی در مخالفت با اين تغيير نام ايجاد کند و در نهايت تا حدی به عقب‌نشينی مجله‌ی نشنال‌جئوگرافيک از موضع قبلی خود منتهی شود. نمونه‌های فراوان ديگری نيز می‌توان مثال آورد: انتخابات مختلف، دست‌گيری وب‌لاگ‌نويسان و به طور کلی مسأله‌ی زندانيان سياسی و آخرين آن مراسم گرامی‌داشت سال‌گرد زندانی شدن گنجی، و بالاخره مسأله‌ای که برای نوشی درباره‌ی بچه‌هايش اتفاق افتاده و همين روزها هم در وب‌لاگ‌ها مطرح است.

بررسی گفتمان‌هايی که از آغاز تا کنون در دنيای وب‌لاگ‌نويسی فارسی (و به قول من در عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ) مسلط بوده است، و اثر آن بر وقايع مورد گفت‌وگو، می‌تواند موضوع يک مقاله‌ی تحليلی مفصل، و بيش از آن موضوع يک تحقيق بزرگ، باشد. در بخش بعد، درباره‌ی برتری وب‌لاگ بر ساير رسانه‌ها، خصوصا مطبوعات که آن را محمل اصلی عرصه‌ی عمومی در زمان حاضر دانسته‌اند، خواهم نوشت.

http://www.forough.net/Biweekly/72/reza.htm

رضا کلاهی

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 19:39 |

هر بحثي را در وبلاگ‌ها جدي نيست، آنچه در وبلاگ‌ها مي‌آيد، حتي در وبلاگ‌هاي تخصصي؛ فرايند دانش است، نه محصول دانش، به همين سادگي.

 

 

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دكتر شكرخواه در http://younesspace.blogspot.com/ با بيان اين مطلب افزوده است: اين مساله هم ناشي از حالت بينامتني فضاي وب است؛ ناشي از پيوند خوردگي متون به يکديگر. بنابراين هر post يا هر متن ديگري ، هر چه هم که قابل اعتنا باشد، بخشي از ادبيات جهاني يک واژه يا مضمون در فضاي وب است نه کل آن ادبيات.

البته در فضاي غير وب هم همين قاعده حاکم است، اما در فضاي غير وب چون متون با پروتکل‌هاي شبيه اينترنت؛ به هم پيوند نخورده‌اند و موتور جستجو نداريم که همه يک مبحث را به راحتي در قالب يک پيکره واحد زير کليلک بياورد؛ بعضي از متون را بسيار جدي مي‌گيريم.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 11:36 |

با رساندن آخرين تلگرام در بيست و هفتم ژانويه (هفتم بهمن ماه) توسط شرکت وسترن يونيون عصر تلگرام، در آمريکا به پايان رسيد.

اگرچه در ده سال گذشته با رشد پرشتاب اينترنت در جهان، ازنقش تلگرام در انتقال سريع اطلاعات فوری کاسته شده بود اما ده سالی طول کشيد تا زمان به تاريخ پيوستن اين پديده رسانه ای در کشوری که زادگاه آن بوده به سر برسد.

مسئولان وسترن يونيون کمپانی که صد و پنجاه و پنج سال در زمينه ارسال تلگراف فعاليت می کرد، در اين باره می گويند: "ارسال هر تلگراف هزينه ای معادل دو دلار داشت که قابل رقابت با ساير سرويس های ارتباطی نبود."

در واقع وسترن يونيون به عنوان بزرگترين و قديمی ترين شرکت تلگراف سال گذشته از ارسال تلگراف تنها پانصد هزار دلار در آمد داشته است که به هيچ وجه به ساير درآمدهای اين شرکت از جمله انتقال پول که چهار ميليارد دلار سود خالص داشته است، قابل مقايسه نبود.

تلگرام که در نيمه نخست قرن وظيفه انتقال سريع اطلاعات را بر عهده گرفت و نقشی اساسی در توسعه اجتماعی يافت به تدريج با افزايش خطوط تلفن در منازل و سپس سرعت يافتن پست، که در اغلب کشور نامه ها را همان روز يا روز بعد به مقصد می رساند با خطر روبرو شده بود.

مرگ دير هنگام

اما مدت زيادی طول کشيد تا در مقايسه با سرويس های ديگر نظير فکس، تلفن، تلفن همراه، پيام های کوتاه، نامه فوری، ای ميل و سرانجام تيز پيک (مسنجر) و تلفن اينترنتی، ارسال يک تلگرام امری کم فايده تر به نظر برسد.

در سال گذشته در آمريکا تنها بيست هزار تلگرام مخابره شده است. اگرچه شيوه ارسال تلگرام يعنی مراجعه مشتری به باجه پست يا تلگرافخانه مدتهاست سپری شده و اغلب مشتريان در کشورهای مختلف می توانند از طريق تلفن با مرکز مخابره تلگراف تماس بگيرند و پيام تلگرافی خود را بخوانند، اما اين آمار با ميزانی که مردم در حدود سی سال پيش يعنی پيش از آغاز انقلاب ارتباطات از تلگراف استفاده می کردند بسيار فاصله دارد.

بسياری از کارشناسان ارتباطات معتقدند که عمر تلگرام با ظهور اينترنت و کامپيوترخانگی که امکان ارسال مجانی نامه الکترونيکی (ای ميل) و همچنين ارتباط همزمان از طريق تيز پيک را فراهم کرد، حدود دوازده سال پيش به پايان رسيده و احتمالا کودکانی که در قرن بيست و يکم متولد شده اند هيچ گاه تلگرامی مخابره يا دريافت نخواهند کرد.

به گفته بسياری از ميانسالان در آمريکا که در روزهای گذشته با رسانه ها مصاحبه می کردند، "تلگرام ديگر يک خاطره دور و دراز از زمانی سپری شده است."

بسياری از موزه داران در آمريکا از هم اکنون به کار جمع آوری تلگرام های قديمی مشغول شده اند و اگر چه وسترن يونيون اعلام نکرده است که آخرين تلگرام را به چه کسی رسانده، آنها اعلام کرده اند حاضرند آخرين تلگرام را با قيمت بالايی بخرند.

اگر ساموئل مورس که اولين پيام تلگرافی خود را از واشنگتن به باليتيمور با اين جمله مشهور "خدا چه چيزهای شگفت آوری دارد" مخابره کرد، هم اکنون زنده بود، اکنون مجبور می شد به سبک پيغام های تلگرافی بنويسد: "TLGRM DED" (تلگرام مرد).

اختراعی عجيب

تلگرام به عنوان سر آغاز دوران رشد و شکوفايی سرمايه داری شناخته شده است. از طريق تلگرام اخبار و اطلاعات اقتصادی و سياسی و همچنين پيام های فوری نظامی رد و بدل می شد و به اين ترتيب تلگرام نقشی اساسی در توسعه اقتصادی و اجتماعی نيمه دوم قرن نوزدهم ايفا کرد.

هنگامی که ساموئل مورس در سال ۱۸۴۳ (۱۲۲۲ خورشيدی) اين اختراع را به نام خود ثبت کرد هرگز تصور نمی کرد ابعاد اين اختراع با سرعتی باور نکردنی گسترش يابد.

سرعت تلگراف که از سال ۱۸۴۴ آغاز به کار کرد ظرف چند سال از چند روز به تنها چند دقيقه رسيد.

اختراع مورس و گسترش کابل های تلگرام در آمريکا و سپس در سراسر جهان به رشد آن کمک کرد و به اين ترتيب بهای ارسال تلگرام که در ابتدا بسيار گران بود به سرعت پائين آمد و در سال ۱۸۶۸ به حدود يک دلار و چهار سنت رسيد که هنوز هم گران محسوب می شد.

اما اين قيمت به زودی توسط وسترن يونيون که ساليانه نزديک به شصت ميليون تلگرام ارسال می کرد شکسته شد و به طور متوسط به حدود سی سنت رسيد.

وسترن يونيون رکورد خود را در سال ۱۹۲۹ با ارسال ۲۰۰ ميليون تلگرام شکست و دوران تازه ای از رونق تجارت تلگرام آغاز شد. با اين حال بسياری به خاطر می آورند که در اين دوران دريافت تلگرام به معنای دريافت يک خبر بد بوده است.

تلگرام همچنين در حرفه روزنامه نگاری نيز به سرعت نقشی اساسی يافت. يکی از نخستين بهره برداری ها از تلگرام، گزارش جنگ کوبا و اسپانيا در سال ۱۸۹۷ بود.

شايد از همين رو است که در قرن نوزدهم بسياری از روزنامه ها روزنامه ها نظير ساندی تلگراف، تلگرام و ديلی تلگرام نام خود را از تلگراف که مترادف با سرعت در انتشار اخبار بود گرفته بودند.

آغازگر ارتباطات مدرن

در سال ۱۸۶۵، به دعوت ناپلئون سوم، نمايندگان بيست کشور جهان درپاريس اجتماع کردند و اولين قرارداد بين المللی ارتباطی به نام اتحاديه بين المللی تلگراف را تصويب کردند و درهمان سال، نخستين آيين نامه بين المللی تلگراف را نيز به تصويب رساندند که بعدا به اتحاديه بين المللی ارتباطات راه دور ITU تغيير نام داد.

در تحولی ديگر، سال ۱۸۷۱، هنگام محاصره پاريس تلگراف نوری توسط "ژول ليساژو" اختراع شد. همچنين درسال ۱۸۹۹، تقويت کننده تلگراف زيردريايی توسط مهندس انگليسی، "سيدنی براون" اختراع شد.

سال ۱۹۳۲، خدمات تلکس توسط پست انگلستان عرضه شد. در ضمن اصطلاح مخابرات (tele communication) در اين سال به وجود آمد و اتحاديه بين ‌المللی تلگراف به اتحاديه بين ‌المللی مخابرات تبديل شد.

در سال ۱۹۳۸ "آلفرد ويل" خطوط تلگراف خط و نقطه را به‌عنوان حروفی خاص برای تلگراف ابداع کرد.

از نيمه دوم قرن گذشته اما به تدريج از جذابيت تلگرام کاسته شد و رقبايی چون ارتباطات ماهواره ای و تلفن و سرانجام در قرن بيست و يکم تلفن های همراه دارای قابليت ارسال پيام های کوتاه و عکسبرداری و فيلمبرداری و انتقال فوری آن از راه رسيدند و تلگرام را همچون ساير پديده های رسانه ای قرن گذشته نظيرتلويزيون های سياه و سفيد به موزه تاريخ سپردند.

‬تلگراف در ايران

چهارده سال طول کشيد تا تلگراف به ايران راه يابد. گفته می شود اولين خط تلگراف بين کاخ های سلطنتی کشيده شد. اما اولين خط رسمی تلگراف در سال ۱۲۳۶ شمسی، بين تهران و چمن سلطانيه (نزديک زنجان) نصب و راه ‌اندازی شد و دو سال بعد به سمت زنجان و تبريز و جلفا امتداد يافت و به شبکه تلگراف روسيه پيوست و روز به ‌روز توسعه يافت.

ايران در ۱۲۴۸ خورشيدی، به عضويت اتحاديه بين‌المللی تلگراف که بعدها به اتحاديه بين ‌المللی ارتباطات راه دور تغيير نام يافت، درآمد.

در حالی که تلگراف چهارده سال طول کشيد که به ايران برسد، هر چه به پايان قرن بيستم نزديک می شويم شتاب همه گير شدن پديده های ارتباطی در ايران سرعت بيشتری يافت به گونه ای که همه گير شدن تلفن همراه در ايران تنها دو سال پس از رواج آن در غرب آغاز شد.

نخستين تلگرافخانه در تهران نزديک به صد و پنجاه سال پيش و مدتی پس از آغاز به کار ادارات پست موسوم به چاپارخانه در دوران ناصر الدين شاه، گشايش يافت، اما گفته می شود که با اقبال چندانی از سوی مردم روبرو نبود زيرا مردم باور نمی کردند که تنها از طريق يک سيم بشود پيام های خود را به شهر ديگری برسانند.

حرف مفت

خبرگزاری میراث فرهنگی در اين مورد به نقل ازعلی اصغر شمیم در کتاب ایران در دوره سلطنت قاجار نوشته است: "تا عوام الناس چيزی را باور نکنند به راحتی نمی توان اين قضيه را در ذهن آنان آورد. برای همين 'علی قلی خان مخبرالدوله'، وزير تلگراف با اجازه سلطان صاحبقران اجازه داد تا دو روزی مردم مجانی پيام های خود را به شهرهای ديگر بفرستند.

ايرانی ها مثلی دارند که می گويد 'کوفت باشد، مفت باشد'، يعنی هر چه که مفت باشد مردم از آن استفاده می کنند. در زمان ناصرالدين شاه هم مردم ديدند که فرستادن پيام برايشان مجانی تمام می شود. برای همين کم کم و با ترس برای فرستادن پيام های مجانی خود راهی تلگراف خانه شدند.

آنها رفتند تا با پرسيدن سوالی و گرفتن جوابی، از دوستی در شهری ديگر، مطمئن شوند که تلگراف شعبده نيست. انگار همه می خواستند که اين امکان جديد را امتحان کنند برای همين ازدحام در اين مکان زياد و زيادتر شدند.

آنچه که می نوشتند نيز حرف های شوخی و جدی و گاه احوال پرسی هايی بود که زياد هم دانستن و ندانستن آنها فرقی برای فرستندگان تلگراف نداشت. دولت وقت، چند روزی را بر اين منوال گذراند تا مردم به راحتی هرچه 'حرف مفت' دارند بزنند که ديگر تلگراف را به شعبده و جادو مربوط نکنند.

مخبرالدوله که خيالش از رفع اين شبهه راحت شد، دستور داد تا جمله ای را بر سر در تلگرافخانه نوشتند به اين مضمون: 'از امروز به بعد حرف مفت قبول نمی شود'.

از آن روز به بعد هم مقرر شد تا برای هر کلمه مثلا يک عباسی يا چيزی کمتر و بيشتر حق المخابره بگيرند. از همان زمان به بعد بود که "حرف مفت" زدن به عنوان حرکتی ناخوشايند در ميان مردم رواج يافت".

توسعه تلگراف در ايران

به اين شکل بود که مردم نيز به کوتاه نويسی روی آوردند. با گسترش تلگراف از تبريز، اصفهان، همدان، شيراز، رشت و مشهد به ساير شهرهای کوچک و بزرگ، شرکتهای روسی و انگليسی انحصار آن را برعهده گرفتند.

روس ها در شمال و انگليسی ها درجنوب به توسعه تلگراف پرداختند. با بروز انقلاب مشروطه نقش تلگراف اهميتی حياتی در فعل و انفعالات نظامی و سياسی يافت و اشغال تلگرافخانه و پيش دستی کردن در ارسال تلگرام به نيروهای انقلابی يا ضد انقلابی نخستين هدف هر دو گروه درگير شد.

"مايکل روبين" در پايان نامه دکترای خود تحت عنوان نقش تلگراف در انقلاب مشروطه می نويسد: "انقلاب مشروطه بدون وجود تلگرام امکان پيروزی نداشت، اين تلگرام بود که توانست اخبار و اطلاعات را به سرعت در اختيار نيروهای انقلابی بگذارد و به سرنگونی قوای قزاق و طرفداران محمد علی شاه بيانجامد".

تلگرام در دوران پس از انقلاب مشروطه نيز تا زمان همه گير شدن تلفن در اوايل قرن چهاردهم خورشيدی به عنوان تنها و اولين وسيله ارسال اخبار برای مردم باقی ماند و در دوران جنگ و نيز دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت نيز کارکردی رسانه ای يافت.

در جريان قيام سی تير مردم در سراسر کشور در تلگرافخانه ها تحصن کردند. وزارت پست، تلگراف و تلفن ازدوران رضا شاه تا همين اواخر که به وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات تغيير نام داد عهده دار امور تلگراف در ايران بوده است.

شيوه نگارش تلگراف که کم و بيش در پيام های فوری از طريق تلفن همراه يا ثابت نيز امروزه به کار می رود و بنا بر مقتضيات آن می بايست بسيار کوتاه و مختصر می بود، همواره سبب تفريح ديگران شده است.

يادگاری

يکی از کوتاه ترين اين پيام ها بين "اسکار وايلد" و ناشرش رد و بدل شده است، هنگامی که وايلد از پاريس تلگرامی به ناشرش در انگلستان می زند تا درباره ميزان استقبال کتابش سوال کند، متن تلگرامش چنين بود"؟" ناشر نيز پاسخ می دهد:"!"

مديران اجرايی جايزه پوليتزر که هر سال به جای تلفن يا نامه از تلگراف برای اطلاع دادن به برندگان استفاده می کنند وقتی با اين سوال روبرو شدند که امسال برای اطلاع دادن به برندگان چه خواهيد کرد، پاسخ دادند "ما ناچاريم از تلفن استفاده کنيم!"

سخنگوی "يو تی اس" دومين کمپانی بزرگ ارسال تلگرام در جهان که در سوئيس مستقر است می گويد: "زمانی خيلی عادی بود که شما تلگرامی دريافت کنيد، ولی امروزه اگر تلگرامی دريافت کنيد حتما چيزی غير عادی اتفاق افتاده است!"

تلگرام به تدريج در سراسر جهان به عنوان نمادی از عصری سپری شده به تاريخ می پيوندد. عصری از کشمکش ها، انقلاب ها، جنگ ها و وقايع تلخ و شيرين در تاريخ خانواده ها.

اگر امروز تلگرامی دريافت کرديد آن را به عنوان يادگاری از يک دوران سپری شده نگه داريد! نقطه!

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 10:2 |


سرويس اخبار خارجي ايتنا - آخرين مطالعات مركز رايانه‌اي Dave Sifry نشان داد هم اكنون در هر ثانيه يك وبلاگ ساخته مي‌شود كه اين رقم نسبت به 3 سال گذشته تا 60 درصد افزايش پيدا كرده است.





طبق آخرين آمار‌هاي منتشر شده در اين زمينه، در حال حاضر حدود 2/27 ميليون وبلاگ فعال وجود دارد و روزانه 75 هزار عدد به آنها اضافه مي‌شود و گفته مي‌شود هر 5/5 ماه تعداد كل وبلاگ‌هاي ساخته شده 2 برابر افزايش مي‌يابد.
جف هس يكي از بزرگ‌ترين كارشناسان رايانه‌اي دنيا در وبلاگ شخصي خود نوشت: در طول تاريخ زندگي بشر هرگز روند ارتباطات بين مردم با اين سرعت افزايش پيدا نكرده بود و اين مي تواند به عنوان يك موفقيت بزرگ محسوب شود.

در حال حاضر وبلاگ‌ها كليه موضوعات مختلف را پوشش مي‌دهند و به علت اينكه كاربران براي انتشار آنها هيچ محدوديتي ندارند، اين نوشته‌ها مي‌توانند در موارد فراواني مورد استفاده قرار بگيرند.
گفته مي‌شود كه انتشار اخبار، مسائل سياسي، نقطه‌نظر جوانان و نوجوان در مورد مسائل روز كشور‌هاي مختلف، مشكلات جامعه و... مهم‌ترين مواردي هستند كه در وبلاگ‌ها به آنها پرداخته مي‌شود.

كارشناسان مركز Dave Sifry در ادامه بررسي‌هاي خود اعلام كردند: روزانه بيش 2/1 ميليون مطلب جديد در وبلاگ ها وارد مي‌شود و به عبارت ديگر در هر ساعت كاربران بيش از 50 هزار مطلب جديد را به وبلاگ‌هاي خود ارسال مي‌كنند.
از اتفاقاتي كه موجب شد ميزان ارسال پيام در وبلاگ‌ها به گونه‌اي چشمگير افزايش پيدا كند مي‌توان به بمب‌گذاري در ايستگاه مترو و اتوبوس لندن در ژوئيه 2005، توفان كاترينا و... اشاره كرد.

گفته مي‌شود كه نزديك به 10 درصد وبلاگ‌هاي جديد توسط ماشين‌ها ساخته مي‌شوند و انسان‌ها هيچ نقشي در آنها ندارند.

+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 9:59 |

ایسکانیوز ـ صاحب امتیاز یک شبکه تلویزیونی کویتی که ادعای داشتن نوار ویدیویی جدیدی از گروگان گیری روزنامه نگار امریکایی جین کارول را دارد، روزجمعه اعلام کرد: ربایندگان او تهدید کرده‌اند که گروگان خود را در صورت برآورده شدن تقاضایشان تا بیست و ششم فوریه خواهندگرفت.

به گزارش سرویس ‌بین‌الملل ایسکانیوز به نقل از آسوشیتدپرس، صاحب امتیاز این شبکه جاسم بودای گفت: ربایندگان خواسته‌های بیشتری علاوه بر آزادی تمامی زنان عراقی زندانی دارند، او از دادن جزییات بیشتر در این رابطه خودداری نمود.
بودای روزجمعه به نقل از منابع نزدیک به این گروه خبر از یک مهلت جدید داد.
او که روز پنجشنبه اقدام به پخش نوار ویدیویی از کارول 28 ساله کرده بود از حامیان او خواستار انجام هر عملی برای آزادی وی را نموده است.
ارتش امریکا با آزادی 5 زن عراقی تحت بازداشت اعلام کرد این کار طبق روال همیشگی بوده است  و هیچ ارتباطی به موضوع معاوضه این زنان با کارول ندارد.
بودای گفت: هیچ نشانه‌ای از پیغام روز جمعه آنان در آخرین نوار ویدیویی نبوده است و او این اطلاعات را از طریق دیگری بدست آورده است. او جزییات بیشتری ارایه نکرد و مشخص نیست که آیا او این اطلاعات را دراختیار مقامات قرار داده است یا خیر .
بودای به نقل از منابع نزدیک به ربایندگان گفت: کارول که در هفتم ژانویه در بغداد ربوده شده بود، هم اکنون با گروهی از زنان در خانه یکی از ربایندگان که در قسمت جنوبی بغداد قرار دارد، ایمن است و در شرایط روحی و فیزیکی خوبی نیز قرار دارد و در آنجا کارهای خانه را به کمک زنان دیگر انجام می‌دهد.
آنان همچنین کشتن مترجم کارول را نیز تکذیب کرده‌اند.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 9:55 |

 منبع جام جم آنلاین: برگزارکنندگان جایزه معتبر فتوژورنالیسم «ورلدپرس فتو» روز جمعه 10 فوریه اعلام کردند فینبار اوریلی یک عکاس کانادایی خبرگزاری رویترز برنده جایزه «ورلدپرس فتو» 2005 برای یک عکس که بیانگر قحطی در نیجر است ، شده است.
به گزارش شبکه تلویزیونی کانال 2 فرانسه ، این عکس که برنده جایزه چهل ونهمین دوره «ورلدپرس فتو» شده است انگشتان چروکیده یک کودک یک ساله را نشان می دهد که در یک مرکز اضطراری برای گرسنگان در این کشور آفریقایی که دچار بلای قحطی شده دهان مادرش را لمس می کند.
این عکس توسط فینبار اوریلی در طاحوا در شمال غرب نیجر در اول اوت 2005 برداشته شده است.
جیمز کولتون ، رئیس هیات داوران گفت: از نخستین باری که 2 هفته پیش این عکس را مشاهده کردم ، به لرزه درآمدم. این عکس در ذهن من نقش بست حتی پس از اینکه هزاران عکس دیگر مسابقه را دیدم ، نتوانستم این عکس را از ذهنم پاک کنم. این عکس همه چیز دارد. زیبایی ، وحشت و ناامیدی.
فینبار اوریلی جایزه معتبر «ورلدپرس فتو» به همراه جایزه نقدی 10 هزار یورویی را در جریان مراسمی رسمی در 23 آوریل در آمستردام دریافت می کند.
جایزه معتبر «ورلدپرس فتو» در سال 1955 توسط انجمن فتوژورنالیسم های هلندی ایجاد شد.
این جایزه در جریان سال ها از عکس هایی تقدیر کرده که جزو مدارک و شواهد عصر حاضر شده اند.
عکس دختر کوچک ویتنامی که تمام بدنش از بمب ناپالم سوخته و در یک جاده در ویتنام می دود.
یک راهب بودایی که خود را به آتش می کشد. یک مرد تنها در مقابل ستون تانک ها در میدان تیان آنمن.
یک پسربچه ایرانی زلزله زده که بر سر گور پدرش می گرید یا یک زن الجزایری که غم او را درهم شکسته است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 9:44 |
 بی بی سی :يک گروه مدافع حقوق ديجيتال به کاربران برای استفاده از نرم افزار جستجوگر حافظه سخت متعلق به شرکت گوگل اخطار داده است. اين نرم افزار امکان جستجوی فايل ها را در رايانه های کاربران فراهم می کند.

"بنياد مرزهای الکترونيک" می گويد تازه ترين نسخه اين نرم افزار حريم شخصی کاربران را به مخاطره می اندازد.

مشکل اينجاست که يکی از امکانات اين جستجوگر به گوگل امکان می دهد تا اطلاعات شخصی افراد را به مدت ۳۰ روز در رايانه خود نگهداری کند.

گوگل می گويد قصد دارد با رمزگذاری اين اطلاعات دسترسی به اطلاعات کاربران را محدود کند.

تجسس دولت

نسخه جديد نرم افزار "جستجوگر حافظه سخت" زمانی عرضه می شود که گوگل با دادگستری ايالات متحده آمريکا بر سر ارائه اطلاعاتی در زمينه سايت های مورد مراجعه کاربرانش، درگير است.

برخی از رقبای گوگل پيش از اين اطلاعاتی از عادات مردم هنگام جستجو در اينترنت را به مقامات قضايی داده اند.

اين پرونده توجهات زيادی را از حيث نگهداری اطلاعات شخصی، به خود جلب کرده است.

ماريسا ماير

کوين بانکستون از وکلای "بنياد مرزهای الکترونيک" می گويد: "با توجه به نگرانی جدی از تجسس دولت در بايگانی های گوگل، عجيب است که گوگل انتظار دارد کاربران اعتماد کنند و محتويات رايانه شان را در اختيار گوگل قرار دهند".

"اگر شما نرم افزار جستجوگر حافظه سخت گوگل را با دقت تنظيم نکنيد، که خيلی ها نمی کنند، رونوشتی از فرم مالياتی، نامه های عاشقانه، سوابق تجاری، مدارک مالی و بهداشتی و هر آنچه بصورت متن در رايانه شما موجود است را در اختيار گوگل گذاشته ايد."

"بعد از آن، دولت می تواند به جای نياز به حکم بازرسی خانه شما، مدارک شخصی تان را تنها با يک حکم قضايی از گوگل بگيرد."

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 22 بهمن1384 و ساعت 17:8 |
به نقل از دات: USA TODAY روزنامه معروف آمریکا خبری را به چاپ رسانده با این تیتر Pentagon rolls out stealth PR که می تواند برای رسانه ها؛ کارشناسان و دانشجویان روابط عمومی و نیز برای کارشناسان و دانشجویان ارتباطات بسیار قابل توجه باشد. لید مطلب این است : " A $300 million Pentagon psychological warfare operation includes plans for placing pro-American messages in foreign media outlets without disclosing the U.S. government as the source, one of the military officials in charge of the program says.Run by psychological warfare experts at the U.S. Special Operations Command, the media campaign is being designed to counter terrorist ideology and sway foreign audiences to support American policies. The military wants to fight the information war against al-Qaeda through newspapers, websites, radio, television and "novelty items" such as T-shirts and bumper stickers. The program will operate throughout the world, including in allied nations and in countries where the United States is not involved in armed conflict.... Pentagon rolls out stealth PR "
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 22 بهمن1384 و ساعت 8:54 |
این کتاب که نام کامل آن "اطلاعات و ارتباطات جهانی: مرزهای نو در روابط بین الملل" است، تالیف "پروفسور حمید مولانا"ست که توسط نشر کتابدار روانه بازار شده است. قبلا در همین زمینه از پروفسور مولانا دو کتاب ارزنده "جریان بین المللی اطلاعات" و "گذر از نوگرایی" توسط دکتر یونس شکرخواه به فارسی ترجمه شده بود. پروفسور مولانا در پیشگفتار ترجمه فارسی این کتاب نوشته است: "... وقتی این اثر به رشته تحریر درآمد، هنوز ارتباطات بین المللی از منظر نظری دارای الگوهای گسترده امروزی نبود، بنابراین در نوع خود بنیان گذار سلسله گفتمان های بنیادی بود که چند دهه بعد در مجامع آکادمیک رسمیت یافت و مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت، چیزی که می توانم از آن به دستور روز تعبیر کنم. ولی من این خوشبختی را داشتم که پیش از رسمیت توانسته بودم طرح های علمی و مبانی اساسی آنها را پی ریزی کنم. تصادفی نبود که بلافاصله بعد از چاپ و انتشار، جایزه بهترین کتاب رشته ارتباطات را در آن سال به خود اختصاص داد و به اثری پیشگام تبدیل شد..." دیدگاه این کتاب آن است که به طور کلی جامعه جهانی و بخصوص روابط بین المللی تنها می تواند از راه بررسی پیام ها و تسهیلات ارتباطی وابسته به آن درک و دریافت شود. دیدگاه دیگر آن است که روابط بین الملل، در میان اجزاء سازنده خویش، پدیده ای بیش از روابط سیاسی و مناسبات اقتصادی به شمار می رود. فرهنگ و ارتباط جنبه های بنیانی این فرآیند است و باید در کانون بازکاوی قرار گیرد. این کتاب در ۱۲ فصل تنظیم شده است که عناوین آنها عبارتند از: ـ سیاست جهانی در حال گذار: مرزهای نو در روابط بین الملل ـ جریان بین المللی اطلاعات: چارچوب بازکاوی ـ اخبار و آرا: طراحی محیط نمادین جهان ـ سخن پراکنی جهانی: تصویرهای ملی و بین المللی ـ صنعت فرهنگی: از کتاب تا رایانه ـ اقتصاد سیاسی اطلاعات: جریان های فراملی اطلاعات ـ معاملات بین المللی: سیاحت و جهانگردی ـ حرکت انسانی بین مرزهای بین المللی: ارتباطات میان فرهنگی ـ فن آوری اطلاعات: توسعه سایت ها و نظام های ارتباطی ـ ارتباطات و توسعه: نظام های نوپدید ـ پژوهش در ارتباطات بین المللی: از عملگرایی تا پسانوگرایی ـ انقلاب ناتمام: بحران های عصر ما عنوان اصلی: Global Information and World Communication: New Frontiers in International Relations نویسنده: پروفسور حمید مولانا / مترجمان: دکتر اسد ا... آزاد، محمد حسن زاده و مریم اخوتی / ناشر: نشر کتابدار / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۳۳۴ / قیمت: ۳۵۰۰۰ ریال منبع :http://mahmoodspace.blogfa.com
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در جمعه 21 بهمن1384 و ساعت 9:17 |
جزييات شهادت ياران امام حسين(ع) و حوادث روز عاشورا، هنوز براي بسياري از علاقه‌مندان خاندان اهل بيت(ع) تازگي دارد. جمع‌آوري اين جزييات از منابع مستند تاريخي مي‌تواند چهره‌اي واقعي از حقايق اين حادثه بي‌نظير را ترسيم كند. «بازتاب» در مقاله‌اي به قلم رسول جعفريان، جزييات مبارزه و شهادت امام حسين(ع) و اصحاب وي را به تصوير كشيده است: عمر بن سعد با انداختن نخستين تير، رسما جنگ را آغاز كرد... . در اين وقت‌، امام دستي به محاسنش كشيد و فرمود: غضب‌خدا ... بر كساني كه متحد بر كشتن فرزند دختر پيامبرشان شدند، شديد خواهد بود. به خدا سوگند كه تسليم آنان نخواهم شد تا با محاسني خونين خدا را ملاقات كنم (و اللّه ما أجبتهم الي شي‌ء ممّا يريدونه أبدا حتي ألقي الله و أنا مخضّب بدمي‌.) بلاذري مي‌گويد كه امام سوار بر اسبش‌، قرآني پيش روي خود نهاده بود و همين خشم دشمن را بيشتر بر مي‌انگيخت‌. در اين وقت‌، عمر بن سعد، حصين بن نمير تميمي را همراه پانصد نفر تيرانداز به سوي امام‌حسين ـ عليه السلام ـ فرستاد. تيراندازي اينان سبب شد كه همه اسبان سپاه امام كشته شدند و نيروهاي امام پياده گشتند. در اين حمله‌، بسياري از اصحاب با تيرهايي كه بر بدنشان فرود آمد، به شهادت ‌رسيده يا زخمي شدند. (فما بقي واحد من أصحاب الحسين الاّ أصاب من‌ رميهم سهم‌). ابن شهرآشوب اسامي شهدايي را كه در حمله نخست دشمن به ‌شهادت رسيدند، فهرست‌وار آورده است‌. اين افراد جمعا 28 نفر از اصحاب و ده نفر از موالي امام حسين و پدرشان امام علي ـ عليهما السلام ـ بودند كه در مجموع 38 نفر مي‌شدند. اينها افرادي هستند كه اساسا فرصت نبرد تن به تن پيدا نكرده و در تيراندازي نخست كوفيان به شهادت رسيدند. ديديم‌كه ابن اعثم شمار آنان را بيش از پنجاه نفر ياد كرده است‌. با شهادت پنجاه نفر در يك حمله دسته جمعي‌، شمار اندكي از ياران امام‌حسين ـ عليه السلام ـ باقي ماندند؛ كساني كه به نوعي مبارزه تن به تن با سپاه ‌ابن زياد داشتند... . تك تك اصحاب عازم ميدان شده و پس از مبارزه به شهادت ‌رسيدند... . اين افراد شجاعانه مي‌جنگيدند و از آنجا كه هيچ گونه تعلّق‌خاطري در آن لحظه به دنيا نداشتند، با تمام وجود به جنگ با افراد رفته ومردانه نبرد مي‌كردند. بعدها يكي از كساني كه در كربلا همراه عمر بن سعدبود، حكايت چگونه جنگيدن اين افراد را شرح داد: كساني كه دست در قبضه‌شمشير داشته‌، مانند شير ژيان بر ما مي‌تاختند و قهرمانان را از چپ و راست‌فرو مي‌ريختند؛ آنان آماده مرگ بودند؛ امان نمي‌پذيرفتند؛ در مال دنيا رغبتي‌نداشتند؛ هيچ فاصله‌اي ميان ايشان و مرگ نبود و در پي مُلْك نبودند. اگر ما دربرابرشان نمي‌ايستاديم‌، همه سپاه را از ميان برده بودند. يكي از ياران امام حسين ـ عليه السلام ـ ، عمرو ]يا: علي‌[ بن قرظه انصاري‌ بودكه برادرش كنار عمر بن سعد و خودش نزد امام حسين ـ عليه السلام ـ بود.برادري كه نزد عمر بن سعد بود فرياد زد و امام حسين ـ عليه السلام ـ را به گمراه كردن برادرش متهم كرد؛ امام فرمود: خدا او را هدايت كرده است‌. آن‌شخص بر امام حسين ـ عليه السلام ـ حمله آورد كه نافع بن هلال در برابرش‌برآمده‌، او را مجروح كرد و بعدها بهبودي يافت‌. از چهره‌هاي برجسته كربلا، يكي همين نافع بن هلال بِجِلي است‌... . در اين‌نبرد، بقاياي سپاه امام‌، چنان فشرده در كنار يكديگر قرار داشتند كه دشمن‌نمي‌توانست در آنان نفوذي داشته باشد. به ويژه آنان اطراف خيمه‌ها را كنده وآتش در آنها روشن كرده بودند و دشمن تنها از يك سوي مي‌توانست بر آنان‌ يورش برد. عمر سعد كساني را براي نفوذ در چادرها و كندن آنها از جاي‌، به درون محوطه خيمه‌ها فرستاد كه اين افراد توسط چند نفر از اصحاب امام‌محاصره و كشته شدند. اين امر سبب شد تا عمر سعد دستور دهد تا چادرها راآتش بزنند. امام حسين ـ عليه السلام ـ فرياد زد: اجازه دهيد آتش بزنند، در هرحال جز از يك سمت نمي‌توانند بر شما حمله كنند. دشمن براي اين كه كار رايكسره كند، تصميم حمله به خيمه‌ها و آتش زدن آنها را گرفت‌. شمر همراهسپاهش نيزه‌اش را به سوي چادر امام حسين ـ عليه السلام ـ پرتاب كرد و فريادزد: علي‌ّ بالنار حتي أحرق هذا البيت علي أهله‌، آتش برايم بياوريد تا اين خانه‌را بر سر اهلش آتش بزنم‌. در اينجا بود كه فرياد زنان و كودكان به آسمان رفته‌،همه از چادر بيرون ريختند. و در اينجا بود كه شَبَث بن ربعي شمر را توبيخ‌كرده‌، حركت او را زشت شمرد و شمر بازگشت‌. زهير بن قين كه فرماندهي‌ناحيه راست سپاه امام را داشت‌، همراه با ده نفر به سوي شمر حمله كرده او رااز محل اقامت زنان و كودكان امام حسين ـ عليه السلام ـ دور كرد. اما شمر بر اوحمله كرده چند نفر از افراد وي را به شهادت رساند. نبرد ادامه يافت‌. اصحاب‌امام حسين ـ عليه السلام ـ يك يك به شهادت مي‌رسيدند و هر كدام كه شهيدمي‌شدند، نبود آنان كاملا احساس مي‌شد؛ در حالي كه كشته‌هاي دشمن به دليل‌فراواني آنان‌، نمودي نداشت‌. اين حوادث تا ظهر عاشورا ادامه يافت‌. ـ نزديكي ظهر بود كه حبيب بن مظاهر به شهادت رسيد. واقعه از اين قرار بودكه ابوثمامه صائدي ـ كه از اصحاب امام علي ـ عليه السلام ـ بود ـ وقتي ديداصحاب تك تك به شهادت مي‌رسند، نزديك امام حسين ـ عليه السلام ـ آمد وگفت‌: احساس مي‌كنم دشمن به تو نزديك مي‌شود، اما بدان‌! كشته نخواهي شدمگر آن كه من به دفاع از تو كشته شوم‌. اما پيش از آن من مي‌خواهم در حالي‌خداي خود را ملاقات كنم كه نماز ظهر را با تو خوانده باشم‌. (أحب‌ّ أن ألقي‌ربّي و قد صلّيت هذه الصلاة الّتي دنا وقتها) امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود:(ذكّرت الصلاة‌! جَعَلَك اللّه من المصلّين الذّاكرين‌) نماز را به ياد ما آوردي‌!خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد... . هنوز زهير و شماري اصحاب دراطراف امام بودند. امام نماز را به جماعت ـ در شكل نماز خوف ـ اقامه كرد. به‌اين ترتيب كه امام دو ركعت نماز ظهر را آغاز كرد در حالي كه زهير و سعيد بن‌عبدالله حنفي جلوي امام ايستادند. گروه دوم نماز را تمام كرده‌، آنگاه گروه ‌اول ركعت دوم را به امام اقتدا كردند. در وقتي كه سعيد جلوي امام ايستاده بود، هدف تير دشمن قرار گرفت‌. بعد از پايان نماز هم‌، هرچه امام به اين سوي و آن‌سوي مي‌رفت‌، سعيد ميان امام و دشمن قرار مي‌گرفت‌. به همين دليل‌، چندان‌تير به وي اصابت كرد كه روي زمين افتاد. در اين وقت از خداوند خواست تا سلام او را به رسولش برساند و به او بگويد كه من از اين رنجي كه مي‌برم‌،هدفم نصرت ذرّيه اوست‌. وي در حالي به شهادت رسيد كه سيزده تير بربدنش اصابت كرده بود... . شروع به نبرد از سوي اهل بيت امام حسين ـ عليه السلام ـ ، زماني بود كه ازياران كسي باقي نمانده بود. (فلم يزل أصحاب الحسين يُقاتلون و يُقْتلون حتي‌لم يبق معه غير أهل بيته‌) آن گاه اهل بيت وارد كارزار شده و شماري از آنان به‌شهادت رسيدند كه رقم آنان را كمتر از شانزده نفر ننوشته‌اند، و برخي از منابع‌نام بيش از بيست نفر را ياد كرده اند. فهرست اين افراد به نقل از محمد بن سعد(م 230) خواهد آمد. شهداي خاندان رسول الله در کربلا عباس بن علي بن ابي‌طالب‌: وي كه بعدها نسل و نوادگانش او را سقّامي‌ناميدند، مردي زيباچهره و بلند قامت بود كه وقتي سوار اسب مي‌شد،پايش به زمين مي‌رسيد. عباس پرچمدار سپاه امام حسين ـ عليه السلام ـ بود وآنچنان كه امام باقر ـ عليه السلام ـ فرموده است قاتلان وي زيد بن رقاد جَبنّي وحكيم بن طفيل سِنْبسي از قبيله طي بودند. وي زمان شهادت 34 سال‌داشت‌.شيخ مفيد نوشته است‌: وقتي عباس فراواني كشته‌هاي ياران امامحسين ـ عليه السلام ـ را ديد، به برادران خود يعني فرزندان ام‌البنين گفت‌:پيش برويد تا ببينم كه براي خدا و رسول‌ِ او نصيحت كرديد. پس از آن همراه‌حسين بن علي به سمت فرات رفتند تا آب بردارند كه سپاه عمر بن سعد مانع‌آنان شدند. اينجا بود كه يكي از كوفيان تيري انداخت كه به دهان امام حسين ـعليه السلام ـ اصابت كرد. امام با دست خود آن تير را بيرون كشيده‌، خونش رابه آسمان پرتاب كرد و در حق دشمن نفرين كرد. در اين وقت‌، دشمن عباس رامحاصره و از امام حسين ـ عليه السلام ـ جدا كردند. عباس يك تنه مي‌جنگيد تاافتاد. زماني كه افتاد و به دليل جراحات نتوانست حركت كند، زيد بن ورقاء وحكيم بن طفيل او را كشتند. بلاذري در جاي ديگري مي‌گويد: برخي برآنند كه‌حرملة بن كاهل اسدي والبي‌، با كمك گروهي از سپاه‌، عباس بن علي بن‌ابي‌طالب را كشته‌، بدنش را پايمال كردند (و تعاوروه‌)؛ آن گاه حكيم بن طفيل‌طائي لباس عباس را از تنش درآورد. همين حرمله تيري هم به امام حسين ـ عليه السلام ـ انداخت كه به لباس آن حضرت اصابت كرد. ابوالفرج اصفهاني به‌نقل از امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ مي‌نويسد: مادر اين چهار فرزندـ ام‌البنين‌ ـ به بقيع مي‌آمد و ناله‌ها و گريه‌هاي سوزناكي سر مي‌داد؛ به طوري كه‌مردم اطراف او اجتماع مي‌كردند؛ حتي مروان بن حكم براي تماشا مي‌آمد ودر كنار بقيه به ناله و ندبه او گوش فرا مي‌داد. ابوالفرج خبري هم از قاتل عباس‌نقل كرده است كه بعدها صورتش سياه شده‌، مي‌گفت‌: اين پس از آني بود كه جواني از بني هاشم را كه روي پيشانيش آثار سجود بوده‌، به قتل رساند... . علي اكبر: (فرزند ام‌ليلي و متولّد در زمان عثمان‌) بن حسين بن علي كهتوسط مرة بن منقذ بن نعمان عبدي‌ [عبدالقيس‌] كشته شد. ابومخنف‌، بلاذري و دينوري مي‌گويند: نخستين كشته از اهل بيت‌، علي اكبر بود... . وي سپس به سوي دشمن رفت‌. (گويا دست كم يك بار حمله كرد و نزد پدربازگشت و مجددا حمله كرد. در اين وقت‌) مردي از عبدالقيس با نام مُرّة بن‌منقِذ بن نعمان در حالي كه علي اكبر نزديك پدرش ايستاده بود بر او حمله كردو ضربتي سخت بر وي وارد آورد. امام حسين ـ عليه السلام ـ نزد فرزندش‌آمد و گفت‌: قتلوك يا بُني‌ّ! علي الدنيا بعدك العفا، اي فرزندم تو را كشتند. بعد ازتو خاك بر سر دنيا؛ آنگاه او را به خود چسباند تا آن كه از دنيا رفت‌. با شهادت‌علي اكبر، زينب (س‌) سراسيمه از خيمه بيرون آمد و فرياد مي‌زد: وا أُخيّاه‌!يابن أُخيّاه‌! وي آمد تا خود را روي جنازه علي اكبر انداخت‌. امام حسين ـ عليه‌السلام ـ دستش را گرفت و او را به خيمه بازگرداند. آنگاه به جواناني كه نزديكش بودند فرمود: برادرتان را برداريد. آنان او را برداشته در برابرخيمه‌اي كه در مقابلش مي‌جنگيدند، گذاشتند. مطالب فتوح تا اندازه‌اي بامنابع ديگر متفاوت است و دشواري‌هايي دارد. وقتي علي اكبر كه به نقل وي‌هيجده ساله بوده‌، به ميدان رفت‌، امام حسين ـ عليه السلام ـ سر بر آسمان برداشت و گفت‌: الّلهم أشْهِد علي هؤلاء القوم‌! فقد برز اليهم غلام أشبه القوم‌خَلقًا و خُلقًا و مَنطقًا برسول اللهّ‌. علي اكبر به ميدان رفت‌، جنگيد تا آن كه شاميان از دست او به ناله و فغان آمدند.علي اكبر كه جراحات فراواني برداشته‌بود، به سوي پدر بازگشت و اظهار كرد: چندان تشنه است كه نزديك است ازتشنگي بميرد! امام حسين ـ عليه السلام ـ گريه كرد و فرمود: عزيزم‌! قدري‌ديگر بجنگ‌؛ به زودي از دست جدّت سيراب خواهي شد. علي اكبر حمله كردتا كشته شد... . كودكي از كودكان حسين دويد تا آن كه در دامان امام حسين ـ عليه‌السلام ـ نشست‌؛ در اين وقت مردي تيري انداخت كه به گلوي او اصابت كردو او را كشت‌. در اين وقت حسين گفت‌: الّلهم ان‌ّ كنْت‌َ حبسْت‌َ عنّا النّصر،فاجعَل‌ْ ذلك لما هو خير في العاقبة و انْتَقِم لنا من القوم الظّالمين‌... . عقبة بن بشير اسدي به من گفت‌: امام باقر ـ عليه السلام ـ به‌من فرمود: يك خون از ما در ميان شما بني اسد هست‌. من گفتم‌: خداي شما رارحمت كند، گناه من چيست‌؟ و آن خون كدام است‌؟ امام باقر ـ عليه السلام ـفرمود: كودكي از حسين به سوي او آمد و در دامن او نشست‌؛ در همان حال‌يكي از شما بني‌اسد تيري انداخت و او را كشت‌. امام حسين ـ عليه السلام ـخون را گرفت و وقتي دستش پر شد، آن را به آسمان پرتاب كرد و گفت‌: خدايااگر نصرت خود را بر ما نفرستادي اين را در جايي كه خير است قرار ده و انتقام‌ما را از ستمكاران بگير... . به احتمال آنچه در باره عبدالله بن حسين گفته شده‌، مربوط به كودكي از امام‌حسين ـ عليه السلام ـ است كه در برخي از منابع‌، همان علي‌ّ بن الحسين‌الاصغر است كه ميان شيعيان به همين نام شهرت دارد. اما نقلي كه در ميان‌شيعه رايج است‌، از فتوح ابن اعثم گرفته شده و در مآخذ كهن ديگر نيامده‌است‌. ابن اعثم مي‌نويسد: در اين وقت براي حسين كسي نماند جز يك بچه‌هفت ساله و بچه شيرخوار ديگر. امام حسين ـ عليه السلام ـ نزديك خيمه آمدو گفت‌: اين طفل را به من بدهيد تا با او وداع كنم‌. بچه را گرفت‌، او را بوسيدو گفت‌: اي فرزندم‌! واي بر اين مردم‌، وقتي كه در قيامت‌، خصم آنان محمدباشد. در اين وقت تيري زدند كه به گلوي علي اصغر خورد. امام حسين ـ عليه‌السلام ـ از اسب پايين آمد؛ با شمشير خود جايي را حفر كرده‌، بر او نمازخواند و دفنش كرد. بعد ايستاد و اشعاري خواند كه هفده بيت است‌! يعقوبي‌اشاره‌اي اجمالي به اين رخداد دارد. وي مي‌نويسد: طفلي را كه همان ساعت‌متولد شده بود! به دست امام حسين ـ عليه السلام ـ دادند تا در گوش او اذان‌بگويد. در همان حال تيري آمد و در گلوي آن بچه فرو رفت‌. امام حسين ـ عليه‌السلام ـ تير را درآورد و گفت‌: واللّه لانت أكرم علي اللّه من النّاقة‌. به خداسوگند ارزش تو از ناقه (صالح‌) بيشتر است‌. در ارشاد شيخ مفيد در اين باره‌مطلبي نيامده است‌. عمري نسابه‌، عالم علوي نسب شناس قرن پنجم هجري‌ نيز دو علي براي امام حسين ـ عليه السلام ـ مي‌شناسد. علي اكبر كه در طف به‌شهادت رسيد و علي اصغريعني امام سجاد ـ عليه السلام ـ كه زنده ماند. به هر روي‌، اين كه عبدالله بن الحسين‌، يعني همان كه به گفته مورخان در دامان ‌پدر در كربلا توسط حرمله تير خورد و به شهادت رسيد، همان علي اصغرباشد، كاملا محتمل است‌؛ به ويژه كه نامگذاري به «علي‌» بيش از آن كه نام كودك باشد، براي تيمّن و تبرّك به نام جدشان بود كه براي فرزندان بكارمي‌رفت و همزمان مي‌توانست نام عبدالله را نيز داشته باشد. البته اين يك احتمال است‌. شيخ مفيد از عبدالله بن حسن بن علي ياد كرده است كه در وقت‌تنهايي امام حسين ـ عليه السلام ـ به سوي آن حضرت دويد. امام حسين ـ عليه‌السلام ـ از زينب (س‌) خواست تا او را نگاه دارد؛ اما كودك گفت كه از عمويش‌جدا نمي‌شود. وقتي ابجر بن كعب خواست شمشيري به امام بزند، كودكدستش را بالا آورد. شمشير به دستش خورده‌، قطع شده و به پوست آويزان‌شد. اين روايت در لهوف نيز آمده و در تصريح شده است كه حرملة او را كه دردامان عمويش نشسته بود، با تير زد. در زيارت ناحيه مقدسه هم آمده است‌: السلام علي عبداللّه بن الحسن الزّكي لعن الله قاتله و راميه حَرْملة بن كاهل‌الاسدي‌. آيا ممكن است عبدالله بن حسين‌، همان عبدالله بن حسن باشد؟ دررساله فضيل رسان ـ از اصحاب امام باقر و صادق ـ كه فهرست شهداي‌كربلاست از عبدالله بن الحسين و عبدالله بن الحسن هر دو ياد شده است‌... . قاسم بن حسن‌: وي توسط سعيد بن عمرو ازْدي كشته شد. ابن سعدمي‌نويسد: اين بچه در حالي كه پيراهني پوشيده بود و كفشي بر پا داشت كه بند لنگه چپ آن پاره شده و به پايش آويزان بود، به ميدان آمد. عمرو بن سعيدازدي‌]![ بر او ضربتي زد كه وي افتاد و در همان حال عمويش را صدا زد. امام‌حسين ـ عليه السلام ـ بر عمرو حمله كرد و عمرو كه دستش را بالا آورده بودتا از خود دفاع كند، دستش از مرفق قطع شد. در اين بين‌، كوفيان براي نجاتعمرو هجوم آوردند كه در اثر اين هجوم و فشار عمرو زير دست و پاي اسبان‌كشته شد. امام حسين ـ عليه السلام ـ بالاي سر قاسم ايستاد و گفت‌: عزّ علي‌عمِّك أن تدعوه فلايُجيبك، أو يُجيبك فلا يَنْفعك. بر عمويت دشوار است كه‌او صدا بزني و نتواند پاسخت را بدهد، يا اگر پاسخ دهد، سودي براي تونداشته باشد. آن گاه امام حسين ـ عليه السلام ـ دستور داد تا قاسم را به خيمه‌آورده‌، نزد بدن علي اكبر گذاشتند. ابومخنف گزارش شهادت قاسم را از زبان‌حُمَيد بن مُسلم اَزْدي‌، مفصّل‌تر آورده است‌: نوجواني به ميدان آمد، صورتش‌چون ماه‌؛ در دستش شمشير، پيراهن بر تن و كفشي كه بند تاي چپش باز بود،بر پا داشت‌. عمرو بن سعد بن نفيل گفت‌: من به او حمله مي‌كنم‌. حُمَيد گويد:به او گفتم‌: سبحان الله‌! چرا تو؛ كساني هستند كه از تو كفايت مي‌كنند. گفت‌: به‌خدا به او حمله مي‌كنم‌. وي حمله كرده‌، شمشيري بر سر آن نوجوان نواخت‌.غلام با صورت به زمين افتاد و عمويش را صدا كرد. حسين مانند شيري خودرا بالين او رساند. آن حضرت ضربتي حواله عمرو كرد و زماني كه عمرودستش را جلوي شمشير گرفت‌، از مرفق قطع شد. فريادي كشيد و كوفيان‌آمدند تا او را از دست امام حسين ـ عليه السلام ـ نجات دهند كه در آن حيص وبيص زير پاي اسبان كشته شد. حسين بالين آن نوجوان آمد، در حالي كه‌پاهايش را تكان مي‌داد و روي زمين مي‌كشيد. امام حسين ـ عليه السلام ـ گفت‌:دور باشند از رحمت خدا مردماني كه تو را كشتند. در قيامت كسي جز جدّ توخصم آنان نخواهد بود. بعد گفت‌: عزّ واللّه علي عمّك أن تدعوه فلايُجيبك أويُجيبك ثم لايَنفعك. آن گاه وي را در بغل گرفت و سينه او را به سينه‌اش‌چسباند. سپس وي را آورد و نزد فرزندش علي اكبر و ديگر كشته‌هايي كه ازاهل بيتش در آنجا بودند، گذاشت‌. پرسيدم‌: اين نوجوان كه بود؟ گفتند: قاسم‌بن حسن بن علي بن ابي‌طالب‌... . اما كساني از اهل بيت كه از ماجراي كربلا نجات يافتند، به نقل ابن سعد اينانند: علي بن الحسين‌: امام سجاد ـ عليه السلام ـ كه نسل امام حسين ـ عليه السلام ـاز طريق وي باقي مانده است‌. وي در كربلا مريض و در خيمه در كنار زنان بود.علي بن الحسين كه همسرش «ام محمد دختر امام حسن ـ عليه السلام ـ » نيزهمراه كاروان بود، در اين وقت بيمار بوده و سخت از وي مراقبت مي‌شد.شمر ملعون با اشاره به وي گفت‌: اين را هم بكشيد. مردي كوفي فرياد زد:سبحان الله‌! آيا جوان نورسي را كه مريض است و نجنگيده مي‌كشيد؟ در اين‌وقت عمر سعد گفت‌: متعرض زنان و اين مريض نشويد. علي بن الحسين مي‌گفت‌: در آن وقت مردي از آنان مرا پنهان كرده‌، در جايي منزل داده‌، از من نگهداري مي‌كرد و هر بار كه نزد من مي‌آمد و مي‌رفت گريه مي‌كرد؛ چنان كه‌من گفتم اگر وفايي نزد مردم مانده باشد، نزد اين مرد است‌. يكباره منادي ابنزياد فرياد زد: علي بن الحسين نزد هر كسي هست او را بياورد و سيصد درهمبگيرد. اين مرد نزد من آمد و همان طور كه گريه مي‌كرد، دست مرا به گردن من‌بسته‌! مي‌گفت‌: مي‌ترسم‌. آن گاه مرا بيرون برده و دست بسته تحويل داده‌،سيصد درهم را گرفت‌. مرا گرفتند و نزد ابن زياد بردند. حسن بن حسن بن علي كه نسل او باقي است‌. عمرو بن حسن بن علي كه نسلي از او برجاي نمانده است‌... .
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 20 بهمن1384 و ساعت 20:28 |
رضا پورحسين (باشگاه انديشه 18/11/84): چکيده= يكي از مولفه های خانواده منسجم، پيوند عاطفی است كه در اثر وجود و استمرار فضای گفت وگو، تعاطی افکار و تبادل نظر ميان اعضای آن شكل مي گيرد. پيوند عاطفي، خود به عنوان يک عامل انگيزشی موجب ارتقاء انسجام خانواده می شود و اين سيکل می تواند همچنان ادامه يابد. براين اساس پيوند عاطفي و انسجام خانواده با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند. عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي از عوامل اثرگذار بر گسستگي انسجام خانواده، گسترش رسانه هاي جمعي و استفاده افراطي از آنها مي باشد. رسانه های جمعی بويژه رسانه های شنيداری وغير متعامل به دليل کارکرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته، بتدريج جای ارتباط بين فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وتوانسته اند فضای انفرادی را بجای فضای جمعی و اجتماعي خانواده حاکم کنند، بطوری که گسترش تکنيکی رسانه های شنيداری و رايانه ای، ارتباط مستقيمی با فردگرايی ودوری از گروه را نشان می دهد. دراين مسير، تعامل فرد با رسانه الکترونيکی وغير احساسی شکل می گيرد وبه دليل برتری تکنولوژيکی وتجهيز فنی ابزارهاي رسانه ای، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصيتی درفرد ايجاد می شود. نتيجه اين می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صميمی با يکديگر با ابزارهای الکترونيکی ارتباط برقرار می کنند، ارتباطي که فاقد بارعاطفی واحساسی است. اين آسيب دردو نوع ارتباط، بيشتر خودرا نشان می دهد: يکي ارتباط بين فرزندان و والدين، و ديگري ارتباط بين زن و شوهر. تجربيات نشان می دهند که هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب کاهش يابد، فاصله عاطفی وهيجانی وهمچنين فاصله شناختی ميان اعضاء نظام خانواده بيشتر می شود. آمارهای رسمی نشان می دهند که ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايرانی نزديک به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است ومی تواند به کاهش فضای گفت وگو ميان اعضای خانواده گردد. اين روند به افزايش فردگرايی وکاهش جمع گرايی منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 20 بهمن1384 و ساعت 8:11 |
ايسنا : رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: امام حسين(ع) خشونت عليه هيچ كس حتي عليه دشمن را برنمي‌تابيد. ايشان را مي‌توان مظهر صلح‌جويي دانست. صلح‌جويي كه در برابر تهاجم و تجاوز تسليم نشد. حركت امام حسين (ع)جهاد دفاعي است حركتي كاملا عقلاني. ايشان بهترين الگو و نماد نهضت ضد جنگ است به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) عمادالدين باقي طي سخناني با عنوان " صلح امام حسين (ع)" در مراسم شب تاسوعاي حسيني كه از سوي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي شهر تهران و سازمان ادوار تحكيم در حسينيه‌ي ارشاد برگزار شد با بيان اين‌كه " ممكن است از يك امر قرائت هاي گوناگون ارئه داد" افزود : در شرايط خاص گذشته روشنفكران ما تنها برشي خاص از امام حسين(ع)را مطرح كردند كه در آن بيشتر مبارز و پيكارجوست. در يك نگرش هرمنوتيكي متن يا مولف و مفسر سه مقوله‌ي جداگانه و ممكن است به تعداد مشاهده كنندگان صحنه مفسر وجود داشته باشد. ضرورت‌هاي زمانه نيز يك نوع ترسيم را از عاشورا به روشنفكران ديندار تحميل كرد كه در آن امام حسين (ع)بيشتر رزم‌جو است. وي با بيان اين كه " هر جا سخن از صلح است، از امام حسن(ع) ياد مي‌شود" خاطرنشان كرد: امام حسين (ع) با وجودي كه در جنگ به شهادت مي‌رسد مردم او را نه مغلوب بلكه پيروز مي‌شناسند. ادبيات به جا مانده هم روي اين مساله تاكيد دارد. وي ادامه داد: مهم‌ترين ويژگي امام حسين(ع) صلح‌طلبي اوست نه جنگ طلبي. مشكل ما اينجاست كه تاريخ را به دلخواه خود تفسير مي‌كنيم و از چهره‌ها، اسطوره‌هايي مي‌سازيم و آن را مبناي تفكر و عمل خود قرار مي‌دهيم. امروز برخي از امام حسين(ع) اسطوره‌ي جنگ مي‌سازند و بعد اين تفكر، جنگ‌آوري را پشتوانه‌ي ايدئولوژيك مي‌كنند؛ اساس اين تفكر جاي تامل دارد.
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 20 بهمن1384 و ساعت 0:8 |
اسماعيل علوى(شرق) : نهضت عاشورا مستلزم تاملى فراتر از مرزهاى واقعه نگارى، حماسه سازى، عرفان گويى و يا حاشيه پردازى است. از جمله پرسش هايى كه پيرامون اين واقعه سترگ مطرح است اينكه، هدف اباعبدالله الحسين(ع) از جهاد با يزيديان با وجود اطلاع از سرانجام ظاهرى كار چه بود؟ و چرا در اين سفر پرخطر و پرمصيبت علاوه بر مردان، زنان و كودكان را با خود همراه كرد! و يا اينكه اين حركت از چه اصولى ريشه مى گيرد و ماهيت آن چيست؟نهضت اباعبدالله(ع) هر چه كه بود انعكاس و تبلور احساس شخصى نبود و از يك مسئوليت اعتقادى و اجتماعى نشات مى گرفت. همان مسئوليتى كه به شكل هاى گوناگون در جريان مبارزات حق طلبانه عينيت مى يابد، با اين تفاوت كه در نهضت حسينى(ع) به گونه اى جدى تر و جذاب تر رخ مى نمايد.ديگر اينكه قيام كربلا، واقعه اى دفعى و اتفاقى نبود بلكه در يك پروسه زمانى شكل گرفته و در پيوند با تحولات پس از رحلت پيامبر و تغيير رفتار حكومتگران و انحطاط جامعه مسلمين بود.و ديگر اينكه نهضت اباعبدالله الحسين(ع) موضعى و گذرا نبود، بلكه نقطه عطفى مهم بود كه در تاريخ اسلام بلكه تاريخ بشريت ايجاد موج نمود و تاثيرى عميق بر نسل هاى بعدى بر جاى گذارد و تحولات تاريخى متعددى را در انديشه، زندگى و مناسبات اجتماعى مسلمانان به بار آورد. اين مسئله و ساير موارد نشان مى دهد، مكتب عاشورا، مكتب جامعى است كه سرشار از اهداف بلند و فرازمانى است.فرا رسيدن ايام محرم فرصت مناسبى به دست داده است تا با پرداختن به يكى از ابعاد نهضت حسينى(ع) به پاسخ پرسش هاى پيش گفته نزديك شويم.نهضت عاشورا حادثه بسيار مهمى در تاريخ اسلام بلكه مهم ترين حادثه جهان اسلام است. با اين وجود ابعاد آن آنگونه كه بايد واكاوى و تشريح نشده است.اين در حالى است كه نهضت عاشورا به تصريح سيدالشهدا(ع) بايستى به عنوان دستور العملى در كليه زمان ها و مكان ها سرمشق مسلمانان قرار گيرد.لازمه به دست دادن الگويى قابل پيروى و كارا از نهضت حسينى (ع) تبيين ابعاد مختلف آن به ويژه اهداف نهضت عاشورا است. نهضت عاشورا حركتى دينى و در راستاى احياى ارزش هاى الهى بوده و همچون ساير فرايض دينى جوهر ه اى تعبدى دارد.ويژگى تعبدى قيام اباعبدالله الحسين(ع) مانع از آن نيست كه با عقلانيت مرافقت نداشته و با عقل واقع گرا موافقت نداشته باشد. همچنان كه ساير فرايض دينى نيز چنين اند. با اين تفاوت كه در صورت ظاهر نهضت عاشورا راهى به پيروزى و غلبه امام حسين(ع) و يارانش بر سلطه دستگاه حاكمه و انبوه سپاه دشمن نداشتند و كاروان سالار قافله كربلا نيز به اين امر وقوف كامل داشت و آشكارا به كشته شدن خود و يارانش اشاره مى فرمود و اطرافيانش توسط ايشان از پايان كار باخبر بودند.به رغم اين همه امام حسين(ع) با قصد جهاد از مدينه خارج شد و در اين سفر مصيبت فرجام اعضاى خانواده خود و يارانش را همراه كرد.قدم نهادن در راه سفرى با اين وصف آن هم همراه زنان و كودكان در ظاهر نسبتى با عقل مآل انديش ندارد و تعبد صرف و عمل به فريضه نيز توجيه گر آن نيست. مگر آنكه ضرورتى عقل و شرع پسند آن را تائيد كند. با اين اوصاف اين پرسش به وجود مى آيد كه كدام ضرورت برتر تعبد و تعقل را هم سو پشتوانه اين حركت قرار داد و حسين(ع) و يارانش را آگاهانه به راه سرنوشتى محتوم كشيد؟يافتن پاسخ اين پرسش و پى جويى ريشه هاى واقعه كربلا مستلزم نگاهى كاوشگرانه به مناسبات ميان باورهاى دينى و قدرت در فضاى سياسى آن روز است و طرح اين سئوال كه نهضت خونين عاشورا حاصل تقابل چه نيروهايى و تبلور كدام جريان تاريخى بود؟ اين كدام ضرورت برتر بود كه حركت به سوى قربانگاه مردان كاروان و اسارت زنان و كودكان همراه را يك فريضه دينى كه هم عقل و هم شرع بر آن صحه مى گذارند به شمار آورد و آن را به عنوان يك الگو براى موارد مشابه توصيه نمود.نهضت عاشورا تبلور الگوى راهبردى براى جداسازى «حق» از «باطل» است. هنگامى كه نمودهاى حق در خدمت اهداف باطل قرار گرفته باشند. آن هنگام كه باطل با لفافه حق پوشانده شود و كسانى با بهره جويى از جاذبه حق جولان باطل دهند و از جايگاه سلطه و اقتدار و برخوردار از دسترسى هاى وسيع، ارزش هاى والا و ارجمند را منزوى و بدعت را رواج دهند. براى احياى بنيان هاى «حق مدار» و صلاح و فضيلت چه اقدامى جز حركت عاشورايى باقى مى ماند؟!معروف است روزى ابوسفيان خطاب به افراد قبيله خود گفت: اى فرزندان اميه! با خلافت اسلامى بازى كنيد و آن را (در ميان خود نگاه داريد) و به يكديگر برسانيد.معاويه بهتر از هر كس ديگرى سفارش پدر را دريافت و توصيه او را به كار بست و با حيله و نيرنگ بر شئونات امت اسلامى مسلط شد. در دوران خلافت معاويه بزرگان دين، اصحاب و ياران صديق پيامبر اكرم (ص) منزوى، زندانى و يا كشته شدند و به جاى افراد صالح و خيرخواه چاپلوسان و متملقين رفعت يافتند و بدون هيچ شايستگى بر مناصب مختلف تكيه زدند. پس از معاويه يزيد بر جايگاه رسول خدا (ص) تكيه زد و خود را خليفه مسلمين ناميد و براى تكميل سلطه خود درصدد برآمد تا از اشخاصى همچون حسين بن على (ع) بيعت بگيرد. حضرت سيد الشهدا (ع) در توصيف شرايط آن روز مى فرمايند: «مى بينيد كه حوادث تلخى ما را احاطه كرده است. به راستى دنيا دگرگون شده، خوبى هايش رفته و بدى هايش مانده و مانند مرغزار بى حاصل شده است. چرا چنين شده؟ چون همان طور كه مى بينيد به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى نمى شود در چنين وضعيت ننگينى هر فرد باايمانى موظف است كه در راه حمايت از دين خدا و جهاد با تبهكاران و لقاى خدا آماده شهادت گردد، كه شهادت در اين راه بالاترين سعادت است.» بر اين مبنا نهضت حسينى (ع) با ساختارى اصلاح طلب و با هدف احياى سنن نبوى، كنار زدن پرده ريا و تزوير از مقابل چهره حكومتگران فاسد و بيدارى وجدان عمومى شكل گرفت و چنان هنگامه اى در تاريخ ايجاد كرد كه همواره حكومت هاى خودكامه و رياكار از ناحيه فرهنگ عاشورا در معرض تهديد قرار دارند. قيام خونين سيدالشهدا(ع) تجلى پيوند ايمان و آگاهى، شور و شعور، تعبد و تعقل و آزادى و پايدارى است.بدين قرار قيام كربلا در دو عرصه توام و پيوسته، يعنى قلمرو انسانى و قلمرو اجتماعى جريانى تربيتى با مخاطب قرار دادن وجدان ها و جريانى سياسى براى مديريت مناسبات جامعه، مطرح است. نهضت عاشورا حركتى اصلاح طلب و دينى است و موجب جريان يافتن ارزش هاى دينى در درون باور افراد و جوامع و در دو بعد انسان سازى و جامعه سازى نقش آفرينى مى كند. فرهنگ عاشورا در طول تاريخ ضمن تفسير دين و بازشناساندن سره و صواب از ناسره و ناصواب به طور مستمر باورداشت هاى اسلامى را زنده نگه داشته و با انسان سازى و جامعه سازى، از كيان دين پاسدارى مى نمايد و ضمن معرفى جريانى اصيل و ناب از دين بر تاثيرگذارى معيارها و ارزش هاى دينى بر كليه مناسبات انسانى و اجتماعى مى افزايد.زيرساخت تئوريك نهضت عاشورا، فكر اصلاحى و نقد رفتار حكومتگران است. اصولاً شأن امام و پيشواى دينى در مكتب تشيع احياى حوزه هاى مفهومى دين و اصلاح قلمروهاى انسانى و اجتماعى است.بر همين اساس رخداد عاشورا حركتى با راهبرد اصلاح و نقد قدرت حاكم و تبيين الگويى متفاوت با آنچه كنشگران حكومتى ارائه مى كردند بود.امام حسين (ع) در مسير حركت از مدينه به مكه و از آنجا به كربلا بارها بر اين مضمون تاكيد فرمود: «من از روى هوس، سركشى، تبهكارى و ستمگرى قيام نكرده ام و تنها به انگيزه اصلاح در امت جدم برخاستم. مى خواهم به نيكى ها فرمان دهم و از بدى ها باز دارم و روش جدم و پدرم على بن ابى طالب(ع) را دنبال كنم.»(فرازى از وصيت نامه امام، كه در آغاز سفر در اختيار محمد حنفيه قرار گرفت) و يا در سخنرانى بيرون شهر مكه (منى) فرمود: «پروردگارا تو مى دانى اين حركت ما نه به خاطر رقابت بر سر حكومت و قدرت و نه به منظور به دست آوردن مال دنيا است بلكه به خاطر آن است كه نشانه هاى دين تو را به مردم بنمايانم و اصلاحات را در سرزمين اسلامى اجرا كنم، تا بندگان ستم ديده ات از چنگال ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنت هاى تعطيل شده تو دوباره اجرا گردد.»اصلاح در ادبيات اسلامى، عرضه آموزه هاى سره و ناب دينى ملهم از كتاب و سنت و جريان دهى آن در كليه شئون حيات فردى و اجتماعى است.اهتمام امامت شيعه نيز در رويكرد اصلاحى، هدايت و اصلاح فراگير جامعه در راستاى سيره نبوى است.پس از رحلت پيامبر اسلام تا زمان يزيد بر اثر تغييرات وسيع اجتماعى، سياسى و فرهنگى، نظام عقيدتى اسلام با بدعت درآميخته و سنت رسول الله ميرانده شده بود. خرافه ها، گرايشات سياسى و باورهاى سخيف لباس اسلام پوشيده و به جاى عقيده اسلامى مطرح بودند.توحيد و يكتاپرستى با همه ملزومات آن شرك و فردپرستى و ريا و دورويى رواج داشت.زى ساده و سلوك معمولى و به دور از تشريفات پيامبر اسلام و حضرت على(ع) تبديل به اشرافيت طاغوتى و تبختر و تفرعن حكومتگران شده بود. فهم رايج دين بر اثر دست درازى حاكميت در آنچه كه رسول الله(ص) از جانب خدا آورده بود با امور بيگانه درآميخته بود. در چنين شرايطى سيدالشهدا(ع) با عزم احياى سنن الهى، اصلاح جامعه و نقد حكومت قدم در راه قيام گذارد و حركتى كانونى در تاريخ بشر پديد آورد، حركتى كه به مصداق «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» ظرفيت سامان دهى امواج اعتراضى عليه حاكميت هاى رياكار و مستبد را در موقعيت هاى جغرافيايى و زمانى مختلف دارا است.فرآيند حركت اصلاحى امام حسين(ع) در دو قلمرو تربيتى و سياسى بر اصول انديشه ناب و توانمند در حوزه فكر و مشروعيت و كارآمدى در حوزه عمل استوار است. بر اين اساس ابعاد اصلاح گرى نهضت عاشورا هم شامل حوزه شناخت و هم شامل حوزه راهبرد مى شود. تحليل مفاهيم درونى انديشه اصلاح و بررسى وجوه راهبردى آن الگوى اصلاحى نهضت حسينى(ع) را به دست مى دهد.الگو و روش امام حسين در احيا و اصلاح همانا شيوه امر به معروف و نهى از منكر و عينيت بخشيدن به آموزه هاى دين از طريق عمل به كتاب و سيره رسول الله(ص) بود. آن حضرت ضمن شناسايى امكانات و ابزار لازم براى مقابله با حكومت يزيد و انديشه منحط و بدعت هاى رايج، با تصوير روشنى كه از «امام بر حق» به دست داد امكان مقايسه ميان خليفه و «امام مصلح» را به وجود آورد. هرچند نهضت اصلاحى امام حسين(ع) و قيام كربلا تناسبى با موقعيت قدرت حاكمه نداشت، اما الگوى اصلاحى امام حسين(ع) با سه مشخصه عدالت، مشروعيت و كارآمدى از طريق مديريت صالح نسبتى ميان باورهاى دينى و افراد از يك سو و باورهاى دينى و خلافت از سوى دگر ترسيم كرد و موقعيت قدرت حاكمه را به چالش گرفت. در قلمرو تربيتى، نهضت اصلاحى عاشورا در برخورد با افراد با توجه به ابعاد وجودى انسان يعنى ساحت هاى سه گانه دانستن، خواستن و توانستن كه قابليت هاى شناخت، گرايش، انتخاب، عمل و اقدام را در وجود آدمى شكل مى دهند وجدان ها را مخاطب قرار داد و با جهت دهى به آرمان هاى افراد، استعدادها و قابليت هاى افراد مستعد را شكوفا كرد. بر اين اساس نهضت عاشورا فراخوانى است براى بشريت تا همچون عاشورائيان با مرگ خويش شرايطى به وجود آورند براى ادامه جريان بالندگى، تربيت ايمانى و رفتار مسلمانى. در همين راستا مهمترين پيام اصلاحى عاشورا در بعد تربيتى، خودآگاهى است. با اين مضمون كه تا خود را نشناسيم و مقدرات و استعدادها و نيازهاى اصيل انسانى، كمبودها، آرمان ها، نقش، رسالت و مسئوليت خويش را در پيوند خود و خدا، خود و هستى و جامعه و تاريخ در نيابيم نمى توانيم موجب و موجد تغيير اجتماعى شويم. نهضت اصلاحى عاشورا در بعد تربيتى (انسان سازى) به انسان كمك مى كند تا جايگاه خود را در عرصه هستى بيابد و نقش و رسالت خويش را در نسبت با واقعيت هاى جامعه دريابد. باورسازى اصلاح تربيتى نهضت عاشورا اوج كارآيى آن در بعد انسان سازى است. رخداد عاشورا از منظر جامعه شناختى در مفهوم تبلور يك انديشه سياسى و الگوى مديريت تحول كمتر مورد بررسى و شناخت قرار گرفته است. مجموعه تعاليم نهضت عاشورا و سلوك رهبرى آن - امام حسين(ع)- الگوى كلان مديريت براساس يك انديشه اجتماعى در راستاى كاربست اصل مشروعيت و تحقق كارآمدى نظام اسلامى را ارائه مى دهد. عاشورائيان قافله كربلا به عنوان يك «جامعه نمونه» چارچوبه الگويى سامان يافته را به صورت عينى، ملموس و كاربردى به دست مى دهند و با سلوك خود نمادها و نمودهاى عينى و ساختارى اين الگو را در ديد تاريخ مى نشانند.انديشه اجتماعى برآمده از نهضت عاشورا با طرح ديدگاه هاى تحليلى، ارزشى و راهبردى، ضمن شناساندن وضعيت موجود از وضعيت مطلوب، تصاوير روشنى به دست مى دهد و راه هاى عملى انتقال از آن به اين را نيز مى شناساند.فرازهاى بسيارى از سخنان امام حسين(ع) جاى گير در انديشه اجتماعى نهضت عاشورا مشحون از تحليل و راهبردهاى مدبر به سمت جامعه آرمانى است.فرازى پيرامون اصل مشروعيت نظام اجتماعى و سياسى اسلام كه برپايه امامت و عدالت بنيان نهاده مى شود گزارشگر اين مضمون است. آن حضرت مى فرمايد: امام كسى است كه براساس قرآن رفتار كند و عدالت را به موقع به اجرا درآورد و حق را بپويد و بپايد و بر خود ناظر بداند (در نامه به مردم كوفه) انديشه اجتماعى نهضت عاشورا در حوزه درون دينى و برپايه ساخت معرفت شناختى در چارچوب كلان انديشى الگويى تدوين مى كند كه كاملاً تجربه پذير و قابل دسترسى است.مبنايى ترين آموزه انديشه اجتماعى نهضت عاشورا «عبوديت» و «حريت» است. براساس اين آموزه بايد و نبايدهاى بينشى، ارزشى و هنجارى برپايه «بندگى خداوند» و «آزادگى انسان» پى افكنده مى شوند كه برخى از اصول ثابت آن عبارتند از: اصل كرامت انسان و خليفه الهى او، جايگاه و منزلت علم و عقل، نظم پذيرى و قانونگرايى ، ارجمندى ايمان و تقوا، همبستگى هدفدار انسان و جهان، نفى سلطه غيرخدايى، پايدارى در راه آرمان، شهادت طلبى و... كه مجموعه اين اصول ساختار انديشه اجتماعى نهضت عاشورا را تشكيل مى دهند.«عبوديت» و «حريت» به عنوان دو اصل جاى گير در انديشه اجتماعى نهضت عاشورا، صرف نظر از برداشت هاى متعارف، راهنماى بديعى به اصل فكر اصلاحى و مبانى نظرى فلسفه و هدف قيام كربلاست. محتواى اين اصول چنانچه با حقيقت شريعت همراه شود، تبلور عينى يك الگوى راهبردى براى احياى دين و اصلاح امور دينداران است. اين دو اصل عهده دار تبيين رخداد عظيم عاشورا از ديدگاه معرفت شناختى و فهم ابعاد كلامى قيام كربلا است.مضمون درونى «توحيدگرايى» و «آزادگى» به مثابه جوهره فرهنگ عاشورا معرف ابعاد مختلفى است كه هر يك داير مدار فرآيندهاى تربيتى و مديريت اجتماعى اند.در نگره دينى «يكتاپرستى» در چارچوب فكر اصلاحى، بهره اى است براى خالص سازى فكر و عمل دينى و «حريت» تربيتى است در طول «عبوديت» كه هم راستا با آن به نقد عرصه هاى مختلف فردى و اجتماعى مى پردازد و حركت هاى اعتراضى را عليه جريان هاى مشرك، مستبد و بدعت گزار سامان مى دهد.انسان سازى و جامعه سازى در مفهوم به ثمر رسيدن تلاش هاى كمال جو و توسعه اى حاصل جريان پوياى انديشه توحيد و روحيه آزادمنشى خواهد بود. چرا كه راهبردهاى نهفته در اين دو اصل قابليت هدايت و مديريت هدفمند تحولات جوامع هم مختصات با جامعه عاشورا را دارا است. عقيده «توحيد» از زمره موضوعات كلانى است كه در طول ديدگاه هاى روانشناختى، جامعه شناختى و تاريخى قرار دارد و ميان ديدگاه لاهوتى و مابعدالطبيعى آن و فلسفه اجتماعى تهافتى نيست.با تكيه بر اين نكات مى توان تعاليم عاشورا كه مشحون از انديشه و رفتار توحيدى است را به مثابه يك الگوى تربيتى در بعد فردى و مدل مديريتى در بعد اجتماعى ارائه داد. تفسير اجتماعى توحيد تصويربخشى به قابليت هاى اين تعليم است و بى توجهى به زمينه هاى راهبردى آن در عرصه هاى جدى زندگى اجتماعى فرصت سازى براى تكميل پروسه هاى شرك آلود در سطح جوامع خواهد بود. نسبت يابى انديشه كلامى توحيد با تحولات اجتماعى _ سياسى نيازمند تبيين نظام واره حيات انسانى و مشاهده تاثير عقيده توحيد بر لايه هاى مختلف اجتماع است. عبوديت و يكتاپرستى، اصل خلوص در عقيده و عدم كرنش در مقابل غيرخدا و اصل «حريت» آزادگى و آزادمنشى را به عنوان دغدغه اى مهم دائم پيش روى خود دارند، يعنى همان دغدغه اى كه نهضت عاشورا را شكل داد. بنابراين هدف نهضت عاشورا مبتنى بر فلسفه يكتاپرستى و نفى سلطه طاغوتيان ولو در لباس دين چهره پنهان كرده باشند و اقدام عليه يزيديان در همه عصرها و مكان ها، با الهام از روحيه آزادمنشى و حريت است .
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 19 بهمن1384 و ساعت 20:46 |
169371.jpg

در 4 روز فاصله اجلاس لندن تا اعلام راي شوراي حکام، جهان نگاهش به وين بود و نبردي لحظه به لحظه ادامه داشت. آمريکا در رأس ائتلاف جهاني پرونده هسته اي را به شوراي امنيت نزديک مي کرد و جمهوري اسلامي مي کوشيد آن را به هر روش دور کند. و سرانجام نيروي جهاني فائق آمد و پرونده به شوراي امنيت رفت، جائي که اکنون رئيس دوره اي آن آمريکاست. نبرد رويا رو، آغاز شده است.

شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، روز شنبه- ديروز- با 3 رأي مخالف،‌ 5 رأي ممتنع و 27 رأي مثبت از ميان 35 كشور عضو اين شورا، قطعنامه‌ پيشنهادي سه كشور اروپايي درباره ايران براي گزارش مساله هسته‌يي تهران به شوراي امنيت را تصويب كرد.

سه كشور كوبا، سوريه و ونزوئلا عليه قطعنامه‌ شوراي حكام و پنج كشور الجزاير، بلاروس، اندونزي، ليبي و آفريقاي جنوبي به اين قطعنامه رأي ممتنع دادند. هند اين بار نيز عليه ايران راي داد و با موضع غرب همراهي كرد.

شبكه خبري بي.بي.سي با انتشار گزارش زنده‌ تلويزيوني اعلام كرد كه گزارش مساله هسته‌ اي ايران به شوراي امنيت به اقدام فوري اين شورا عليه ايران نمي‌انجامد و صرفا وزن شوراي امنيت را براي اعمال فشار بر ايران به آژانس اضافه خواهد كرد.

بر اساس اين گزارش، سفير انگليس پس از پايان اين نشست با قرائت بيانيه‌اي ايران را به همكاري با آژانس فراخواند و در ادامه هشدار داد كه اگر ايران به اين همكاري تن ندهد فشار شوراي امنيت افزايش خواهد يافت.

در بند 2 قطعنامه‌اي كه به پيشنهاد سه كشور اروپايي آلمان، انگليس و فرانسه عليه جمهوري اسلامي به تصويب رسيد، آمده است: "از مديركل مي‌خواهد كه به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش دهد كه اين گام‌ها از سوي آژانس براي ايران ضروري اعلام شده‌اند و به اين شورا همه گزارش‌ها و قطعنامه‌هاي آژانس مرتبط با اين موضوع را گزارش دهد."

در بند 8 اين قطعنامه نيز آمده است: "از مديركل درخواست مي‌كند درباره‌ اجراي اين قطعنامه و قطعنامه‌هاي قبلي به اجلاس عادي بعدي شوراي حكام گزارش دهد تا مورد بررسي قرار گيرد و اين گزارش را به همراه هرگونه قطعنامه‌ تصويب شده در ماه مارس در شوراي حكام به شوراي امنيت سازمان ملل بفرستد." به گزارش بي بي سي غرب منتظر واكنش ايران به اين قطعنامه‌ است.

پاسخ ايران

ايران دقايقي بعد از قرائت نتيجه راي گيري اعلام كرد، فورا گام‌ها را براي ازسرگيري غني‌سازي اورانيوم در مقياس كامل برخواهد داشت و بازرسي‌هاي آژانس را محدود خواهد كرد. جواد وعيدي، معاون امنيت بين‌الملل شوراي عالي امنيت ملي ايران به خبرگزاري فرانسه، اعلام كرد: "دولت ما مجبور به انجام غني‌سازي در مقياس كامل است."

يك مقام مسوول در سازمان انرژي اتمي ايران هم به خبرگزاري دانشجويان ايران [ايسنا] گفت: "سازمان انرژي اتمي ابلاغيه‌اي را دريافت كرده كه در صورت گزارش مساله‌ هسته‌يي ايران به شوراي امنيت در جلسه‌ امروز شوراي حكام، اجراي داوطلبانه‌ پروتكل الحاقي و كليه‌ تعليقات هسته‌يي داوطلبانه را متوقف خواهد كرد."

گام به گام با روزهاي آخر

همه چيز از سه شنبه 11 بهمن 1384 وارد مرحله تازه اي شد. جواد وعيدي يک مامور عاليرتبه سابق امنيتي که اکنون رئيس هيئت مذاکره کننده جمهوري اسلامي است، صبح اين روز در هواي سرد بروکسل از نشست با نمايندگان اتحاديه اروپا بيرون آمد. خبرنگاران در انتظارش بودند. وعيدي که افکار عمومي ايران نمي دانند درآن جلسه چه شنيده بود، دست هايش رادر جيب لباس زمستاني اش کرد و خبري راداد که حتما در تهران، بيشتر منتظرش بودند: "مذاکرات بسيارمثبت و خوب بود." ظاهرانتيجه اين بود که باعقب نشيني جمهوري اسلامي، سران 6 قدرت بزرگ که درلندن داشتند کنفرانس داووس را بر گزار مي کردند از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت منصرف شده اند.

بعد از جواد وعيدي، نوبت علي اصغر سلطانيه بود که خبر خوش بدهد. او که نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي است، با قاطعيت تمام گفت: "روسيه وچين عليه ايران رأي نخواهند داد." باين ترتيب جاي نگراني نبود. حتي اگر پرونده به شوراي امنيت هم مي رفت، راي نمي آورد. اطمينان سلطانيه هم قاعدتا به توافق به روسيه و چين بر مي گشت که بعدا سايت بازتاب خبر آن را داد. بازتاب نوشت: "روسيه به ايران، تعهد داده بود در ازاي موافقت ايران با طرح غني‌سازي در آن كشور، مخالفت خود را با هرگونه گزارش ايران به شوراي امنيت اعلام كند. كشور چين هم قرار بود، با شرط مشابهي در اين طرح شركت داده شود. علي لاريجاني، مذاكره‌كننده ارشد ايران در سفر هفته گذشته خود به مسكو و پكن بر سر يك توافقنامه جامع براي حل مسئله هسته‌اي ايران به توافق كلي رسيد و قرارشد، جزييات آن در مذاكرات آينده به توافق سه طرف برسد."

هنوز چندساعت بيشتر ار سخنان "خوش"، نمايندگان عاليرتبه جمهوري اسلامي نمي گذشت که خبري در راس اخبار جهان قرار گرفت: 5 کشور صاحب حق وتو باضافه آلمان خواستار ارجاع پرونده به شوراي امنيت بودند و آن هم در نشستي که دو روز بعد يعني پنجشنبه 13 بهمن در وين بر پامي شد.

بيانيه شديداللحن قدرت هاي بزرگ جهاني، امضاي موافق چين و روسيه راهم همراه داشت. امري که همه محاسبات ناشي از "نگاه به شرق" را باطل و سياست برادران لاريجاني- احمدي نژاد رابي ثمر کرد و به نوشته سايت بازتاب سياستمداران وديپلمات هاي ايران را در "بهت" فروبرد.

تنها 2 روز تا بر پائي نشست فوق العاده شوراي حکام فرصت، و طرفين بسرعت آرايش جديد گرفتند و نبردي آغاز شدکه جهان نظاره گر آن بود.

روسيه به بازي خود ادامه داد. چين که سرانجام جانب قدرت هاي جهاني را گرفته بود، بازهم در سکوت فرو رفت. آمريکا واروپا هم سياست مرحله اي خود را ادامه دادند، امري که البرادعي هم باآن همراهي مي کرد.

جبهه اکنون متحد غرب در حاليکه مرتب بر طبل خطر جمهوري اسلامي براي "جهان دمکراتيک" مي کوبيد، راه مذاکره را هم باز مي گذاشت. اما "پنجره فرصت" که در اجلاس پائيزه بروي ايران گشوده ماند، اکنون تبديل به "روزن فرصت" شده که يک ماه ديگر باز مي ماند. جبهه غرب گام به گام جلو آمد تا براي لحظه آخر، هم افکار عمومي جهان را بيشتر آماده کند و هم از انعکاس حوادث در ايران براي ايجاد شکاف بيشتر، فرو ريختن اقتصاد کشور و انزواي حاکميت سودببرد. جرج بوش هم همين سياست رادنبال گرفت. او پروند ه هسته اي را به نظام جمهوري اسلامي پيوند زد. ايران را "گروگان گروه کوچکي از روحانيون" خواند و بر پائي "ايران آزاد ودمکراتيک" را به سرنوشت جهان مربوط دانست. او از سوريه، ايران، برمه، زيمبابوه وکره شمالي بعنوان "نيمه غير دمکراتيک" جهان نام برد و بر قراري "عدالت و صلح" در جهان رامشروط به "آزادي" اين کشورها کرد.

وزير خارجه آلمان هم در بازگشت از کنفرانس لند ن گفت که جمهوري اسلامي مي خواهد با داشتن سلاح اتمي بقاي خود راتضمين کند و اعلام کرد: "ايران با دست يابي به تسليحات هسته اي بي ثبات تر مي شود."

در اين سوي جبهه، در ايران سه انديشه بسرعت شکل گرفت و علني شد. نيروهاي سياسي مخالف و منتقد در داخل و خارج کشور که نگران جنگ و خطر تجزيه ايران هستند، خواستار سياست مدبرانه براي عبور از بحران شدند.

در حاکميت ايران، اصلاح طلبان از زبان رئيس جناح اقليت خود در مجلس اعلام کردند که سياست خاموشي علني را برگزيده اند و نظريات خود را از طريق برخي شخصيت هاي به اطلاع سران نظام رسانده اند.

جناح راست حاکم بر ايران، به دو بخش تقسيم شد. بخشي که روزنامه کيهان سخنگوي آنهاست، خواستار خروج فوري ايران از انرژي اتمي شد. اما بخش ديگر که بعد از تشکيل جلسه فوق العاده سران نظام سياست معتدلتري را پيش گرفته، تلاش کرد تا با تهديد از سرگيري غني سازي و تمرکز حمله بروي اروپا، مانع از رفتن پرونده به شوراي امنيت شود؛ ودر عين حال از آمادگي مقابله با هر نوع تهديد سخن گفت. سخنان احمدي نژاد که همراه باوزير دفاعش ار تاسيسات نظامي بندر بوشهر ديدن مي کرد، آغاز اعلام اين سياست بود. لاريجاني و رفسنجاني همين را گفتند و بيانيه 212 نماينده مجلس هم بر همين امر تأکيد داشت. تنها يک بار علي لاريجاني تهديد کرد که در صورت رفتن پرونده به شوراي امنيت "ايران از تمام ظرفيت منطقه اي خود استفاده خواهد کرد."

روز پنجشنبه 13 بهمن 1384 شوراي حکام تشکيل جلسه داد. علي لاريجاني همزمان نامه اي خطاب به رئيس سازمان انرژي اتمي نوشت و شديدا اروپا رامورد حمله قرار داد. مذاکرات روز اول به نتيجه نرسيد. منابع خبري ايران از مخالفت گروه کشورهاي غير متعهد خبر دادند. رسانه هاي مستقل اعلام کردند جمهوري اسلامي از حمايت کوبا، ونزوئلا و سوريه بر خوردار است.

روز دوم و در حاليکه اجلاس بادو ساعت تاخير در حال تشکيل در وين بود، هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران تهديد و تقاضا را با هم آميخت. او گفت: "اگراعتماد وجود نداشته باشد، زنجيره امنيت جهاني مي پاشد، لذاما صميمانه مي خواهيم شوراي حکام اين ظلم تاريخي را مرتکب نشوند."

علي لاريجاني هم بعنوان آخرين تير ترکش ايران، به آژانس بين المللي اتمي اعلام کرد که نامه "توقف اجراي پروتکل و لغو کليه تعليقات داوطلبانه را آماده کرده است."

تيري که مانند ديگر تيرهاي تيم برادران لاريجاني- احمدي نژاد به هدف نخورد. شوراي حکام در جلسه شنبه خود تنها با سه راي مخالف سوريه، کوبا و ونزوئلا، طرح اروپا را تصويب کرد تادرست در زماني که آمريکا برهبري جان دالتون تند رو، رئيس دوره اي شوراي امنيت مي شود، مرحله بعدي نبرد را آغاز کشود.

تندروان موفق شدند تنها در عرض 5 ماه اروپا راکنار بزنند و رو در روي آمريکا بايستند.

روزآنلاین

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 21:55 |
نويسنده: علي شميراني

آی تی آنالایز - در چنين روزهايي كه پرونده هسته‌اي ايران سرانجام در راه شوراي امنيت قرار گرفته، بحث استقلال و توان ملي در عرصه‌هاي حساس كشور نيز رنگ و بوي ديگري به خود گرفته است در حقيقت در چنين روزهايي است كه كمبودها، كاستي‌ها و كندي‌ها در اجراي برخي از پروژه‌هاي ملي و كليدي نمايان‌تر مي‌شود.

در عرصه حوزه ICT كشور مدتي است كه موضوع ايجاد مراكز داده اينترنتي (IDC) كه قرار است كار ميزباني سايت‌هاي داخلي را عهده‌دار باشند برسر زبان‌ها است. اگرچه سه شركت خصوصي داراي مجوز ظاهراً در تحقق اين امر حساس دچار مشكلاتي شده‌اند كه اين موضوع موجبات گلايه وزير ارتباطات را نيز درپي داشت.

اين روزها حساسيت استقلال مجازي كشور بيش از گذشته حس مي‌شود چرا كه در حال حاضر ايجاد اختلال در فضاي مجازي كشور به‌علت مركزيت كشوري همچون آمريكا در مركز ميزباني سايت‌هاي اينترنتي چندان دور از ذهن نيست.

اگر چه امروز حتي اگر نخواهيم از ميزبانان غيرقابل اعتماد آمريكايي نيز خدمات بگيريم دو متحد ديگر اين كشور در بحث ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت يعني كانادا و اروپا نيز قابليت اتكاي به آن را بيش از گذشته كم كرده است.

بنابراين در روزهاي آتي احتمال فشار شركت‌هاي آمريكايي به تبعيت از دولت آن كشور به منابع و سرمايه‌هاي مجازي ايرانيان قوت بيشتري گرفته است. در حال حاضر بخش بسيار زيادي از اطلاعات و سرمايه‌هاي مجازي اشخاص حقيقي و حقوقي اعم از دولتي و خصوصي توسط شركت‌هاي آمريكايي، كانادايي و اروپايي ميزباني مي‌شود.

اگرچه شايد در مواردي تعرض آمريكايي‌ها به دارايي‌هاي مجازي ايرانيان چندان قابل اهميت و ارزيابي نباشد اما در كل تبعات نامشخص و نگران‌كننده‌اي را مي‌تواند براي كشور به‌بار بياورد.
از اين رو به نظر مي‌رسد در نخستين گام و پيش از دست به كار شدن ميزبان آمريكايي، اشخاص حقيقي و حقوقي (دولتي و خصوصي) بايد نسبت به گرفتن فايل، پشتيبان و به عبارت ديگر كپي از دارايي‌هاي مجازي خود اقدام لازم را به عمل آورند. چرا كه رفتارشناسي شركت‌ها و مؤسسات آمريكايي ارايه دهنده خدمات ميزباني وب طي سال‌هاي گذشته گواه اين حقيقت است كه اين شركت‌ها به هيچ اصولي حرفه‌اي پايبندي نشان نداده و اقدام به حذف و معدوم‌سازي اطلاعات و دارايي‌هاي مجازي ايراني‌ها مي‌كنند.

از سوي ديگر با توجه به جو حاكم و عدم تبعيت شركت‌هاي آمريكايي در تبعيت از توافقنامه‌هاي بين‌المللي، احتمال وقوع اين امر بسيار بالا بوده و شرايط سياسي نيز امكان احقاق حقوق اوليه بشر يعني «دسترسي آزاد و برابر به جريان اطلاعات» براي ايرانيان را ميسر نمي‌سازد چرا كه مجامع بين‌المللي نشان داده‌اند هر جا پاي آمريكايي‌ها در ميان باشد با اغماض و چشم‌پوشي از كنار حقوق كشورهاي ديگر و به‌ويژه ايران، رد خواهند شد.

از اين رو نسبت به واكنش از سوي مجامع بين‌المللي در جهت احقاق حقوق ايرانيان در شرايط فعلي و حتي قبل از اين شرايط به هيچ وجه نمي‌توان چشم اميد داشت چرا كه شركت‌هاي آمريكايي بارها تأكيد و تكرار كرده‌اند كه تحت قوانين داخلي دولت متبوع خود عمل كرده و به توافقات جهاني پايبندي ندارند.

از اين رو بار ديگر تأكيد مي‌شود كه دولتمردان بايد با اطلاع‌رساني و فراخوان عمومي زمينه كاهش صدمات به دارايي‌هاي مجازي كشور را كاهش داده و در گام‌هاي بعدي نسبت به تشكيل ستادي جهت بررسي، كنترل و كاهش تبعات احتمالي اقدام لازم را به عمل بياورند.

http://www.itiran.com

 

+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 11:5 |


 وقتي پشت ميز كامپيوتر اتاقت نشستي و مشغول گشت‌وگذار در دنياي مجازي شده‌اي شايد دنيا آنقدر در تجسم ذهنت كوچك به نظر برسد كه حتي تصور يك‌ميليارد كاربر اينترنت در سرتاسر دنيا براي يك لحظه هم در فكر نگنجد. با تمام اينها تحقيقات اخير سايت «Internet world Stats» نشان مي‌دهد كه تعداد كاربران اينترنت تا ماه دسامبر سال گذشته به يك‌ميليارد نفر رسيده است.

اين تحقيق به‌طور تقريبي افزايش 182درصدي را در ميان تمام كشورها و در طول سال‌هاي 2000 تا 2005 نشان داده است. يك‌ميليارد و 18ميليون كاربر كه تقريبا 7/ 15درصد از كل جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند.

در اين ميان نكته جالب اين است كه بيشترين ميزان رشد مربوط به مناطقي با ضريب نفوذ كمتر مانند: آفريقا، آمريكاي لاتين و خاورميانه است.



البته گويا خاورميانه با رشد 2/ 454درصدي پيشرو است. تعداد كاربران اينترنت در اين منطقه از 3ميليون و 284 هزار نفر در سال2000 به 18ميليون و 203 هزار نفر در سال2005 رسيده است. اين بار اما كشور ما اول است. ايران با حدود 69ميليون نفر جمعيت توانسته به رشد 2هزار و 900درصدي طي پنج سال برسد.

اين در حالي است كه ضريب نفوذ اينترنت در كشور ما تنها 8/ 10 درصد است. شايد سهم بيشتري از اين رشد به خاطر جمعيت زياد كشور ما باشد، اما اگر بخواهيم منصفانه‌تر قضاوت كنيم، نمي‌توانيم از تاثير رشد تكنولوژي و فناوري و نزديك‌تر شدن آنها به فرهنگ جامعه چشم‌پوشي كنيم. در حقيقت ايران با 2/ 41درصد بيشترين سهم را در رشد استفاده از اينترنت در خاورميانه دارد.

امارات‌متحده اما با كمترين ميزان رشد در منطقه يعني، 4/88 درصد بعد از اسرائيل دومين ضريب نفوذ بالا را در منطقه دارد.

بعد از خاورميانه آفريقا با رشد 7/ 403 توانسته در جايگاه دوم قرار بگيرد. تعداد كاربران اين قاره از حدود 4ميليون و 500نفر در سال2000 به 22ميليون و 737هزار نفر در سال2005 رسيده است.

آمريكاي لاتين اما با حدود 79 ميليون كاربر رشدي 4/ 337 درصدي داشته است. با اين وجود كاربران اينترنت آسيا در طول اين سال‌ها افزايش چشمگيري داشته‌اند، 249ميليون و 967هزار نفر كه باز هم آسيا را در مقام اول قرار مي‌دهد.



اين تعداد اما براي اروپا به 185ميليون و 25هزار نفر مي‌رسد. با تمام اينها ميزان رشد كاربران اينترنت در اقيانوسيه و آمريكا‌ي‌شمالي انگار محسوس‌تر است، ميزان رشد در اين مناطق به ترتيب 134 و 108درصد بوده است. شايد اين موضوع تنها به خاطر كوچك بودن وسعت اين مناطق باشد.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 9:42 |

انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران: با صدور بيانيه اى پنج روزنامه نگار برجسته ايران را معرفى كرد.

در اين بيانيه آمده است: تقدير از پيشگامان و تاثيرگذاران هر حرفه، سنت حسنه اى است كه در هويت بخشى به حرفه و هم در ايجاد انگيزه در فعالان صنف مى تواند نقش موثر و تعيين كننده داشته باشد. روزنامه نگارى نيز از اين قاعده مستثنى نيست. حرفه روزنامه نگارى در ايران كه بنا به اقتضائات ذاتى و ملاحظات سياسى- اجتماعى، پيوسته حرفه اى خطرپذير و دشوارو نامتعارف بوده است، بيش از هر حرفه ديگر نيازمند توجه درونى اعضاى صنف براى تثبيت هويت و حفظ شأن و موقعيت اجتماعى است.

هيات مديره انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران بنا به همين ضرورت، چندى پيش تصميم گرفت جايزه اى سالانه براى روزنامه نگاران آزاد و مستقل ايران به خاطر فعاليت ها و شجاعت هاى حرفه اى آنها اختصاص دهد. بر اين پايه و در آغاز مقرر شد كه نخستين سال شروع اين طرح، از پيشگامان و پيشكسوتان حرفه تجليل و قدردانى شود و در واقع كسانى كه به نحوى در رشد، توسعه و ارتقاى حرفه روزنامه نگارى در ايران سعى و تلاش كرده اند اولويت يابند.

انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران به همين خاطر در نيمه اول سال جارى، معيارهاى هشت گانه اى را براى شناخت شخصيت هاى بارز اين حرفه تدوين كرد:

۱- داشتن فعاليت مستمر روزنامه نگارى

۲- داشتن تاليف، ترجمه يا تحقيق در زمينه روزنامه نگارى

۳- برخوردارى از سبك نگارش ويژه يا متمايز در روزنامه نگارى

۴- برخوردارى از شخصيت مستقل حرفه اى

۵- نوآورى در عرصه روزنامه نگارى ايران

۶- تلاش در جهت دفاع از حقوق روزنامه نگارى

۷- مشاركت در نهادهاى صنفى

۸- تربيت نسل جديد روزنامه نگاران

شاخص هاى فوق با حدود ۸۰ نفر از چهره هاى مختلف فرهنگى، سياسى و اجتماعى كه به نحوى ارتباط فعال آنها با حرفه روزنامه نگارى و مطبوعات مورد اجماع بود، در ميان گذاشته و از آنها خواسته شد كه ۱۰ نفر را با توجه به معيارهاى مذكور انتخاب كنند. از آنجا كه اين اقدام كمتر مورد توجه داوران قرار گرفت و صرفاً ۲۰ درصد از شخصيت هاى مورد پرسش به اظهارنظر پرداختند، هيات مديره «انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران» با توجه به ملاحظات زير:

۱- تمركز توجه به روزنامه نگاران پيشكسوت به لحاظ سابقه مستمر فعاليت مطبوعاتى

۲- توجه به سهم زنان در عرصه روزنامه نگارى ايران

۳- توجه به شرايط دشوار اجتماعى- سياسى دهه اخير و تقدير از يك روزنامه نگار شجاع

۴- مستثنى كردن اعضاى هيات مديره انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران از روند انتخاب به دليل موقعيت حقوقى شان

پنج نفر از روزنامه نگاران شاخص را به نام هاى آقايان محمد بلورى، عميد نائينى، مسعود بهنود، اكبر گنجى و سركار خانم ليلا رستگار را برگزيد تا از آنها تجليل به عمل آيد. مراسم تجليل از اين شخصيت هاى مطبوعاتى همزمان با سالروز جهانى آزادى مطبوعات در ۱۳ ارديبهشت سال ۸۵ در محل انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 9:30 |

 

هفته نامه‌ي اشپيگل (به معناي "آينه" كه نماد انعكاس است) بزرگترين و با نفوذترين هفته نامه‌ي آلمان است كه در هامبورگ منتشر مي‌شود. شمارگان اين هفته نامه حدود يك ميليون نسخه در هر نوبت است.

اولين شماره‌ي اشپيگل در 4 ژانويه‌ي 1947 در هانوفر منتشر شد. از نوامبر 1946 تا ژانويه‌ي 1947 اين مجله با نام Diese woche به معني "اين هفته" با ابتكار و حمايت دولت اشغالگر انگليس در آلمان منتشر مي‌شد. اما پس از خروج انگليسي‌ها اين مجله در اختيار رودلف آگستين،‌ از سردبيران برجسته‌ي آلماني قرار گرفت و از آن زمان بود كه نام آن به اشپيگل تغيير يافت. آگستين تا زمان مرگش در 7 نوامبر 2002 تملك و سردبيري مجله را بر عهده داشت.

هفته نامه اشپيگل از سال 1950 به اين سو تحت مالكيت آگستين و جان جار قرار گرفت. جار در سال 1962 سهم خود را به ريچارد گرونر فروخت. در سال 1969، آگستين سهم گرونر را 42 ميليون مارك خريد و تنها سهامدار اشپيگل شد.

در سال 1971، شركت گرونر وجار مجددا 25 درصد سهام مجله را خريد. در سال 1974، اگستين اشپيگل را از نو ساختار بندي كرد و به كاركنان فرصت داد كه سهامدار مجله شوند. هر كس كه سه سال در مجله كار مي‌كرد فرصت و حق داشت كه سهامدار شود و در مديريت مجله شركت داشته باشد.

از سال 1952، اشپيگل به هامبورگ منتقل شد. از آنجا كه با استقبال خوبي روبرو شد به بازسازي كادر خبري، تحريريه و گرافيك خود اقدام كرد و علاوه بر توجه به موضوعات، بيشتر مطالب خود را نيز بهبود بخشيد. از آن زمان اشپيگل سعي كرد حتي الامكان عكس‌هاي مربوط به موضوع را نيز ارائه نمايد.

اشپيگل از لحاظ سبك و نحوه‌ي ارائه‌ي مطالب به مجلات خبري آمريكا نظير تايم و نيوزويك شبيه است اما از لحاظ حجم مطالب و مقالات عمقي قابل مقايسه با آتلانتيك مونتلي در آمريكا (Atlantic Monthly) و اكونوميست در انگليس است.

يافتن ريشه‌هاي خبر و گزارش از حقيقت ماجرا مهمترين وجه مشخصه‌ي اشپيگل است. خبرنگاران اين نشريه كه از موفق ترين خبرنگاران دنيا به حساب مي‌آيند با هر مشقتي كه شده به واقعيت خبر و گزارش دست پيدا مي‌كنند و به همين دليل اين هفته نامه يكي از مهمترين و تاثير گذارترين نشريات آلمان و اروپا به حساب مي‌آيد.

كشف اختلاس مالي صدر اعظم سابق آلمان، هلموت كهل، كشف تقلبات مالي و انتخاباتي حزب دموكرات مسيحي آلمان و كشف قراردادهاي پشت پرده‌ي كارخانه‌هاي اسلحه سازي آلمان همگي از خبرهايي بوده‌اند كه نخستين بار توسط اين نشريه طرح شدند.

رويه‌ بر ملاسازي سوء‌عمل‌هاي سياسي و رسوايي‌ها از سوي اشپيگل به سال 1950 باز مي‌گردد، يعني زماني كه پارلمان فدرال ناچار شد در خصوص اتهامات مطرح شده بوسيله‌ي اشپيگل تيمي براي تحقيق و بررسي تشكيل ‌دهد. در اين سال اشپيگل ادعا كرد كه تعدادي از اعضاي پارلمان با دريافت رشوه در تعيين مكان استقرار دولت آلمان غربي در شهر بن و تعيين آن به عنوان پايتخت نقش داشته‌اند.

همين نوع اقدامات اشپيگل باعث شده كه به آن لقب "سلاح تهاجمي دموكراسي" دهند.

با اينكه اين رويه‌ي اشپيگل بارها براي نشريه و دست اندركاران آن مشكل ساز بوده به طوري كه انتشار خبر مشكلات مالي در نيروهاي مسلح آلمان در سال 1962 باعث شد كه سردبير و چهارتن ديگر از اعضاي تحريريه‌ي اشپيگل به اتهام افشاي اسناد دولتي 104 روز را در زندان بگذارنند، با اين حال اشپيگل همچنان به اين رويه‌ي خود ادامه داده و اينك به عنوان يكي از قويترين هفته نامه‌هاي جهان مطرح است.

اشپيگل به دو جهت بسيار مورد توجه است. يكي به خاطر پوشش وسيع خبري و تجزيه و تحليل اخبار و رويدادها و ديگر به خاطر نحوه‌ي نگارش هوشمندانه، جهت دار و منتقدانه‌اش.

با اينكه تعداد كشورهاي آلماني زبان در دنيا محدود است اما اشپيگل يكي از پر تيراژترين هفته نامه‌هاي جهان به شمار مي‌آيد و به عنوان هفته نامه‌اي وزين كه حاوي اخبار و اطلاعات سودمندي چه درباره‌ي جهان و چه درباره‌ي آلمان است در سرتاسر اروپا و جهان خوانده و بررسي مي شود.

از انتقادات مهمي كه به اشپيگل همواره وارد مي‌شود اين است كه در اين مجله زبان آلماني تنها زبان انتشار مطالب است. برخي نيز معتقدند كه آگستين و اوتو كوهلر ،از نويسندگان برجسته‌ي اشپيگل در گذشته، روابط نزديكي با نازي‌هاي آلمان خصوصا ماموران اس.اس داشتند.

با وجود اين انتقادات اشپيگل همچنان مورد قبول جهانيان به لحاظ موثق بودن و دقيق بودن اخبار و گزارش‌هايش مي‌باشد.

اشپيگل كه بيشتر مواقع بيش از 300 صفحه مطلب دارد صفحات خود را به عناوين زير اختصاص داده است:

1- اهم اخبار، 2- رويدادهاي آلمان كه شامل اخبار سياسي،‌اجتماعي و اقتصادي آلمان است، 3- اقتصاد و تجارت، 4- رسانه كه شامل تلويزيون،‌اينترنت و سينما است، 5- اجتماعي كه شامل خبر و تحليل پيرامون رويدادهاي اجتماعي است ، 6- خارجي كه اخبار بين الملل را پوشش مي‌دهد ، 7- ورزشي ، 8- فرهنگ و ادب كه اخبار فرهنگي و هنري درج و هنرمندان و تازه‌هاي كتاب را معرفي مي‌كند، 9- علم و فناوري كه اخبار علم و فناوري را درج مي‌كند و 10- اشخاص كه به معرفي شخصيت‌هاي خبر ساز هفته مي‌پردازد.

اشپيگل ضميمه‌ي بسيار مهمي نيز با عنوان گزارشگر دارد كه در آن به بررسي موضوع يا موضوعات خاص به صورت فراگير و همه جانبه مي‌پردازد و پرونده‌ي كاملي از موضوع را به همراه مصاحبه‌هاي مرتبط با آن در اختيار خواننده قرار مي‌دهد.

اشپيگل خبرنگاران بسياري دارد، در حاليكه در تحريريه آن نيز بيش از صد نفر فعاليت مي‌كنند. اين نشريه در بيش از 20 پايتخت جهان دفتر دارد و اخبار و گزارش‌هاي خارجي خود را مستقيما از اين دفاتر تهيه مي‌كند. اين مجله بر روي ورق گلاسه سبك به صورت چهاررنگ، مصور و مفتولي عرضه مي‌شود.

از سال 1988 اشپيگل يك شبكه تلويزيوني نيز راه اندازي كرده است. در سال 1994 اشپيگل آن‌لاين (SPON) راه اندازي شد. در 21 اكتبر 2004 نسخه‌ي انگليسي اشپيگل با نام "اشپيگل اينترنشنال" آغاز به كار كرد.

اشپيگل آن‌لاين اولين منبع خبري بود كه دست داشتن القاعده در انفجارهاي 7 جولاي 2005 لندن را مطرح كرد.

منبع: ايسنا

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 9:4 |

 پيروان اسلام امروزه يک چهارم کل جمعيت هفت ميلياردي جهان را تشکيل مي دهند.

م.خ.: اسلامي ديني است در ادامه سنت اديان ابراهيمي مانند يهوديت و مسيحيت، اما با ان دو تفاوت هاي گوهري دارد. يکي از اين تفاوت ها در رابطه اسلام با حکومت و سياست است. در تاريخ ايران رابطه دين و دولت به پيش از ورود اسلام باز مي گردد و دين و سلطنت کهن ترين نهادهاي اجتماعي و سياسي به شمار مي آيند. حوزه هاي علميه که اصطلاحي است کاملا تازه و عمر آن به 100 سال نمي رسد، به نهادي گفته مي شود که کار تعليم و تربيت روحانيان را بر عهده دارد. حوزه هاي علميه تنها نهادي آموزشي نيستند، مرکز اقتدار اجتماعي روحانيت هم قلمداد مي شوند و روابط گوناگون روحانيت را با نظام سياسي و طبقات و لايه هاي اجتماعي تنظيم مي کنند. نظام روحانيت در شيعه و در ايران، به همان اندازه که تاثيرگذار و تعيين کننده بوده است، پيچيده و مبهم نيز بوده است. به واقع نه تنها پژوهش هاي علمي و تاريخ نگارانه درباره حوزه هاي علميه اندک است، که اطلاعات بسياري نيز از آن در دست نيست. در اين بخش برنامه مي کوشيم با توضيح نظام روحانيت در ايران پيش از انقلاب، رابطه اين نهاد ديني را با سياست بررسي کنيم.

بر خلاف روحانيت مسيحي که نظام اداري و تعليمي سخت گيرانه و دقيقي دارد، روحانيت در اسلام نه طبقه خاصي است و نه برخوردار از نظم ويژه اي. در تاريخ پس از اسلام ايران، چيزي مانند آن چه ما در سده بيستم به عنوان حوزه علميه مي شناسيم، وجود نداشته است. تنها مدرسه ها و زاويه هاي پراکنده اي در شهرهاي بزرگ وجود داشته است که داوطلبان براي تحصيل علوم ديني به آن جا مي رفته اند. به واقع تنها در سده بيستم است که به ياري تکنولوژي و وسائل ارتباطي جديد، روحانيت تمرکز پيدا مي کند و مي تواند يک سازمان، به معناي سنتي کلمه، را تشکيل دهد.

حسن شريعتمداري (فرزند آيت الله سيد کاظم شريعتمداري): دين و دولت دو نهاد اصلي و پايدار جامعه سنتي ايران است. با مدرن شدن جامعه و با افزايش امکان تمرکز و همچينين تبادل فکري و تبادل مالي، اين نه تنها دولت بود که از اين مزايا برخوردار شد و يک دولت قوي مثل دولت رضاشاه توانست بر سر کار بيايد، بلکه روحانيت متفرق اصل آيت الله اصفهاني و قبل از او، از دوره مرحوم آشيخ عبدالکريم حائري، تبديل به روحانيتي شد که بر اثر پيشرفت بانکداري در ايران و بر اثر به وجود آمدن تلفن و تلگراف و امکان مسافرت، به تدريج به يک روحانيت منسجم و قوي تبديل شد که مي توانست با همه شاخه هاي خود در ارتباط باشد. اين قدرت دوم در مملکت هم به يک قدرت تبديل يا به يک قدرت رقيب حکومت تبديل شد که اين جا و آن جا عرض اندام مي کرد.

م.خ.: رضا شاه پهلوي به سبب همين اقتداري که روحانيان يافته بودند، تلاش کرد قلمرو توانايي و نفوذ آن ها را محدود کند. سربازي را براي آن ها اجباري کرد و حتي در سال هاي نخستين حکومتش پوشيدن لباس سنتي روحاني را منع کرد. اما پس از شهريور 20، با گسترش و رواج ايده ئولوژي هاي چپ و پا گرفتن حزب توده در ايران و نيز ضعف دولت مرکزي، محمدرضا شاه پهلوي از دامنه فشارها بر روحانيت کاست. و کوشيد تا روابط خود را با آن ها سامان دهد. روحانيت در همين دوره نيز به بهانه هاي گوناگون اقتدار و قدرت خود را به رخ حکومت مي کشيد.

حسن شريعتمداري: درست است که رضا شاه براي مدت کوتاهي توانست ضرب شستي به روحانيت نشان بدهد، ولي روحانيت به زودي توانست در دوره شاه اين جبران مافات را بکند و آيت الله کاشاني يکي از پايه هاي نهضت ملي شدن صنعت نفت شد و بعد از آن نواب صفوي و فدائيان اسلام در ترورهاي سياسي دهه 30 و دهه 20 رل اساسي داشتند. بعد از آن آيت الله بروجردي به مرجعيت مطلق رسيد که قدرت بسياري داشت و در موارد زيادي شاه ناگزير به خواسته هاي ايشان گردن مي نهاد و حتي برنامه اصلاحات ارضي، تا موقعي که آيت الله بروجردي در قيد حيات بود، شاه يا نخواست يا نتوانست آن را اجرا بکند.

م.خ.: اما اين روحانيتي که بدين پايه نفوذ و برايي داشت، فاقد نظم و تشکيلات اداري و سازماني بود. در حوزه علميه هر کس به دلخواه خود مي توانست وارد شود يا بيرون برود.

حسن شريعتمداري: ورود به حوزه تابع نظم خاصي نبود. يکي از ظرفا مي گفت که هر سال که بارندگي در شمال کم بشود، عده زيادي طلبه به طلاب قم اضافه مي شود. البته اين شايد شوخي بود، ولي مقداي از واقعيت در آن بود. در اواسط دهه 50 بين 15 تا 16 هزار نفر در دفاتر حوزه طلبه ثبت شده داشتيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در دوشنبه 17 بهمن1384 و ساعت 22:18 |

سه کارگردان فيلم قرار است طی يک برنامه رقابتی، فيلمی کوتاه را بوسيله تلفن همراه در کمتر از يک هفته فيلمبرداری و تدوين کنند.

ريچارد جابسون، کارول مورلی و مارتين پرسی برای ساخت يک فيلم سه دقيقه ای، ۳ هزار پوند بودجه در اختيار دارند.

اين فيلم ها در کنفرانس آتی مجله اسکرين (Screen) در لندن به نمايش در خواهد آمد و شرکت کنندگان به صورت حضوری يا از طريق اينترنت برنده را انتخاب خواهند کرد.

سازندگان فيلم تصاويری از اين کنفرانس را نيز در فيلم های خود خواهند گنجاند.

فيلم های ديجيتال

بودجه لازم برای ساخت اين فيلم ها توسط شورای فيلم بريتانيا تامين شده تا نشان دهد چگونه نسل جديد فيلم سازان با ارزان و فراگير شدن فن آوری های نوين، فيلم های کوتاه ديجيتال می سازند.

ريچارد جابسون، خواننده سابق سبک پانک است که به روزنامه نگاری و کارگردانی روی آورده و پيش از اين "۱۶ سال الکل" و "تطهير کنندگان" (The Purifiers) را ساخته است.

کارول مورلی سازنده فيلم مستند "سال الکل" است که نامزد جوايز بفتا نيز بوده است.

مارتين پرسی نيز فيلم های اينترنتی زنده ای را برای تئاتر ملی بريتانيا و المپيک لندن ساخته است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 17 بهمن1384 و ساعت 13:1 |

هرچند چند روز ی از ارجاع از پرونده ایران به شورای امنیت می کذرد ولی خواندن این مطلب خالی از لطف نیست

در حالی که روند بررسی پرونده فعاليت هسته ای جمهوری اسلامی وارد بحرانی ترين مرحله خود در طول سه سال گذشته شده، وبلاگ های بورسی از هفته گذشته تلاش گسترده ای برای خنثی کردن آثار منفی موضع گيری های دولت محمود احمدی نژاد عليه اروپا و آمريکا بر معاملات بورس اوراق بهادار تهران آغاز کرده اند.

هر چند سير نزولی شاخص های بورس اوراق بهادار تهران با اميدواری هايی در مورد پذيرش پيشنهاد روسيه از سوی ايران در جريان معاملات روز يکشنبه بدل به روند صعودی شد ولی اين رشد يک روز بيشتر دوام نداشت.

به طوری که يک روز پيش از برگزاری نشست گروه ۵+۱ در مورد پرونده هسته ای ايران بار ديگر التهاب سياسی بر بورس تهران حاکم شد و شاخص کل بازار سهام کاهش يافت.

افت شاخص کل بورس تهران با انتشار توافق پنج عضو دائم شورای امنيت در مورد گزارش پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به اين شورا طی مبادلات روز سه شنبه به بيش از ۲۴ واحد رسيد.

در اين روز تمامی گروه های صنعتی و واسطه گری مالی عضو بورس تهران با کاهش شاخص قيمت سهام مواجه شدند.

وبلاگ در خدمت اقتصاد

با رشد تمايل فروش سهام از سوی سهامداران جزء، وبلاگ نويسان سهامدار که عموماً از معامله گران حرفه ای بازار به شمار می روند، با انتشار پيش بينی ها و تحليل های خوشبينانه از آينده سياسی - اقتصادی ايران، تلاش گسترده ای برای آرام سازی جو پر التهاب بورس تهران و جلوگيری از سقوط شاخص کل از مرز روانی ده هزار واحد آغاز کردند.

در حالی که با رونق گيری معاملات بورس تهران در سال ۱۳۸۲ خورشيدی تاکنون بيش از دويست وبلاگ توسط فعالان اين بورس راه اندازی شده، ولی همزمان با رکود بازار سرمايه طی ۱۴ ماه گذشته، شمار وبلاگ ها و تالارهای گفتگوی فعال در حوزه بورس به کمتر از سی مورد کاهش يافته است.

تحليل ها و پيش بينی های اين سی وبلاگ که از نيمروز سه شنبه روی شبکه جهانی اينترنت قرار گرفت، توانست يک روز بعد شيب نزول شاخص کل را حدود پنجاه درصد کاهش دهد.

بدين ترتيب در پايان معاملات آخرين روز کاری بازار سرمايه ايران افت شاخص کل بورس تهران به چهارده واحد محدود شد تا معاملات هفتگی بورس تهران با نزول ۳۴ واحدی شاخص کل به پايان برسد.

اين در حالی بود که در جريان معاملات روز سه شنبه چهار شرکت سيمانی بيش از هشت ميليارد تومان و دو شرکت سرمايه گذاری بانک ملی و بانک اقتصاد نوين بيش از پنج ميليارد تومان تقاضای فروش سهام داشتند.

گذشته از اين تهديد برخی مقامهای جمهوری اسلامی به خروج از پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای اتمی در واکنش به توافق اعضای دائم شورای امنيت آن هم يک روز پيش از برگزاری نشست اضطراری شورای حکام بر بحران هسته ای ايران افزوده بود.

کارشناسان علت تأثيرگذاری بالای وبلاگ های بورسی در بازار سهام را روند غيرشفاف و کند اطلاع رسانی سازمان بورس اوراق بهادار تهران عنوان می کنند.

'انتظار، بهترين استراتژی فروش'

در دو روز پايانی هفته گذشته، تحليل بلاگرهای بورسی از اوضاع سياسی ايران با اين خوشبينی همراه بود که توافق اعضای دائم شورای امنيت تنها با هددف گزارش پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به اين شورا بوده و منظور، ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت نبوده است.

با اين تحليل آنها به سهامداران جزء توصيه کردند که برای فروش سهام و خروج از بازار عجله نکنند چرا که ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنيت تا پيش از نشست ماه مارس اتفاق نمی افتد، بنابراين حداقل فرصت يک ماهه ای برای اتخاذ بهترين استراتژی فروش وجود دارد.

در بخش ديگری از پيش بينی های وبلاگی بورسبازان حرفه ای بازار سهام تهران، ابراز اميدواری شده تا ادامه مذاکرات هسته ای ايران با کشور های اروپايی بار ديگر به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و ديپلمات های نزديک به او واگذار شود.

آقای هاشمی در جريان ديدارهای هفته پيش خود به مراجع دينی در خصوص جدی شدن بحران هسته ای برای نظام جمهوری اسلامی هشدار داده بود.

بر اين اساس حرفه ای های بورس تهران اميدوارند در صورت انتقال وظيفه مذاکرات هسته ای به آقای هاشمی و ديپلمات های نزديک به او همچون دو سال ونيم گذشته آرامش نسبی به روند بررسی پرونده فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی بازگردد.

هر چند با انتشار اين تحليل ها و پيش بينی ها قدری از حضور شتابان سهامداران جزء در صف های فروش سهام کاسته شد ولی تحليلگران تکنيکی بورس تهران در وبلاگ های خود هشدار داده اند که اگر شاخص کل بورس تهران ۳۳ واحد ديگر کاهش يابد و اين شاخص از مرز روانی ده هزار واحد پايينتر بيايد، مقصد بعدی شاخص کل رقم نه هزار و يکصد واحد خواهد بود.

همچنين در صورت شکسته شدن اين سد، شاخص کل بورس تهران تا هشت هزار و ۳۵۰ واحد سقوط خواهد کرد.

به اعتقاد کارشناسان، رکود بازار سرمايه موجب تحميل رکود به ساير بازارها و کسب و کارها شده و زمينه کسب سود به طور عمومی در اقتصاد ايران از بين رفته، پس بهترين راه، حفظ پول نقد تا زمان بازگشت دوباره رونق به بورس تهران است.

سهامداران بدبين هم که اين روزها با شعار "امنيت، ما داريم می آييم" در تالارهای گفت و گوی بورسی شرکت می کنند، به سهامداران توصيه می کنند هر چه سريعتر نسبت به فروش سهام و خروج از بازار اقدام کنند چراکه ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل را قطعی می دانند.

با شروع مذاکرات شورای حکام سازمان انرژی اتمی از ظهر روز پنجشنبه تمامی وبلاگ های بورسی سکوت اختيار کرده و با اضطراب در انتظار انتشار نتيجه رأی گيری در مورد پيش نويس قطعنامه کشورهای اروپايی عليه جمهوری اسلامی اند.

با وجود اميدواری بالنسبه بالای بورسبازان حرفه ای نسبت به حل مسالمت آميز مناقشه هسته ای ايران و اروپا، همه آنها نگران دامنه تحمل پايين شاخص کل در برابر ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيتند، دامنه تحملی که در آغاز معاملات هفته آينده به ۳۳ واحد رسيده است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 17 بهمن1384 و ساعت 10:13 |

به گزارش ايسنا، اين شبكه‌ برون مرزي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران با پخش 16 ساعت برنامه به زبان عربي براي شيفتگان معارف اسلام ناب در نقاط مختلف جهان فعاليت مي‌كند.
اين شبكه در سابقه‌ي 25 ساله خود با نام «سحر» بنا به گفته‌ي دست‌اندركاران آن از محبوبيت قابل توجهي در ميان مخاطبان برخوردار بوده و گام‌هاي بلندي در ترويج فرهنگ تشييع و علوم اهل بيت (ع) برداشته است.

هم اكنون «الكوثر» تحت عنواني جديد و به عنوان يك شبكه مستقل برون‌مرزي، بر آن است تا بيش از گذشته در عرصه رقابت با رسانه‌هاي جهان عرب كه متاسفانه اكثرا با هدف تخريب هويت اسلامي و انساني تاسيس يافته‌اند، بتواند در انتقال مفاهيم صحيح اسلامي و انعكاس حقايق رويدادهاي سياسي و اجتماعي ايران و جهان اسلام گام‌هاي پرشتاب و محكم‌تري بردارد.

شبكه‌ي جهاني «الكوثر» در پاسخ به نياز فكري و فرهنگي مخاطباني كه در مناطق مختلف جهان به دنبال رسانه‌هايي توام با معنويت و روح شيعي هستند، گشايش مي‌يابد و ترويج معارف صحيح قرآن و اهل بيت (ع) و صدور آرمان‌هاي اصيلي انقلاب اسلامي، از اهداف اصلي آن است كه معاونت برون مرزي صداوسيما اعلام كرده است.
شبكه‌ي جهاني الكوثر در حال حاضر از طريق ماهواره Nilesat و Hotbird در سراسر نقاط جهان قابل دريافت است.



+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 17 بهمن1384 و ساعت 10:6 |

دكتر فرقاني: به كارگيري يا حذف قالب‌هاي خبري در صداوسيما بايد با توجيه علمي و رسانه‌يي باشد

رييس دانشكده‌هاي علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، معتقد است: صدا و سيما بايد قالب‌بندي برنامه‌ها و اخبار را بر اساس مطالعات و نيازسنجي از مخاطبان تغيير دهد.

دكتر محمدمهدي فرقاني در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران‌(ايسنا)،‌درباره‌ي رويكرد تخصصي و تنوع اخبار در صدا و سيما، اظهار كرد: ابتدا بايد بررسي كرد رويكرد تخصصي و تنوع اخبار در صدا و سيما برچه معياري انجام شده است،‌آيا اين امر بر اساس مطالعات و نياز سنجي مخاطب شكل گرفته يا احساس شده جامعه در حوزه‌ي تخصصي با خلاء مواجه است.

وي افزود: اگر مثلا شبكه‌ي خبر سيما مي‌خواهد ژانر تخصصي خود را حذف كند، بايد ارزيابي كرد بر چه مبنايي مي‌خواهد اين كار را انجام دهد؟، آيا شواهد نشان مي‌دهد مخاطبان نياز به اين اخبار ندارند؟ يا به نوعي به ورطه‌ي تكرار رسيده‌اند؟!.

وي افزود: وقتي قالب‌هاي خاصي را براي تهيه و توليد برنامه‌هاي تلويزيون در نظر مي‌گيريم حتي در مواقعي كه محتوا نداريم بايد آن قالب‌ها ارائه شود؛ در حقيقت به كارگيري اين شيوه به مانند يك تيغ دو لبه عمل مي‌كند. از سويي سبب مي‌شود مخاطب تكليف خود را برنامه‌هاي مختلف خبري بداند و هر برنامه‌اي مخاطب خاص خود را داشته باشد.

وي اضافه كرد: اما در عين حال اين هشدار وجود دارد كه وقتي قالب ايجاد شد بايد محتواي آن نيز تهيه شود. حتي اگر مطالب تازه، بديع و مهم نباشند، اما براي حفظ آن بايد به هر شكلي برنامه را بست كه اين امر در دراز مدت مخاطب را دلزده خواهد كرد.

فرقاني درباره‌ي خبر احتمال حذف بخش‌هاي تخصصي شبكه‌ي خبر معتقد است: اگر صدا و سيما به دنبال قالب‌هاي نو و بديع است، امري خوب و مثبت تلقي مي‌شود. اما به كارگيري هر يك از اين قالب‌ها و حذف آن بايد با توجيه علمي و جامعه شناختي رسانه‌اي همراه باشد.

به عقيده‌ي وي در مجموع صدا و سيما در به كارگيري قالب تخصصي خبري و تركيب‌بندي آن موفق عمل كرده است اما به شرط آن كه سطح كيفي و محتوايي آن را حفظ كند و دچار افت و خيز و نوسان بيش از حد نشود.

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در دوشنبه 17 بهمن1384 و ساعت 10:4 |

تعداد کاربران اينترنت در جهان از مرز يک ميليارد نفر گذشت و هم اکنون به يک ميليارد و ۱۸ ميليون نفر رسيده است این در حالی است که ایران در این آمار دارای بیشترین تعداد کاربر در خاورمیانه است.

به گزارش internetworldstats ميزان رشد اينترنت در فاصله سالهای ميان ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ بالغ بر ۱۸۲ درصد افزايش يافته و به ۱ میلیارد و ۱۸ میلیون نفر رسیده که این میزان برابر با ۱۵.۷ درصد از کل جمعیت جهان است.

بر اساس گزارش internetworldstats جمعیت خاورمیانه در حال حاضر بالغ بر 190,084,161
تخمین زده می شود که از این میان بیش از ۱۸ میلیون نفر به اینترنت دسترسی دارند.
در آمار جدید ارایه شده ایران با ۲ هزار و 900 درصد رشد در فاصله پنج سال دارای بیشترین رشد اینترنتی در میان کشورهای خاورمیانه بوده و سوریه با 2 هزار و 500 و عربستان با 1170 درصد رشد در رده های بعدی قرار دارند.

بر این اساس ایران همچنین با هفت میلیون و 500 هزارکابر دارای بیشترین تعداد کاربر در این منطقه است این در حالی است که رژیم صهیونیستی با 3 میلیون و 200 و عربستان با 2 میلیون و 500 در رده های بعدی قرار گرفته اند.

علی رغم چنین رشدی ایران در زمینه ضریب نفوذ اینترنت هنوز از بسیاری از کشورهای منطقه وضعیت نامناسب تری دارد. ضریب نفوذ اینترنت در حال حاضر بالغ بر 10.8 درصد است در حالی که رژیم صهیونیستی با 45 درصد ، امارات با 35.8 درصد و کویت با 22.8 درصد بالاترین ضریب نفوذ را در منطقه دارند.

میزان نسبی ضریب نفوذ اینترنت در مجموع کشورهای خاورمیانه 9 درصد است.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 12:25 |

 «بيل‌گيتس» در يك سمينار فناوري اينترنت گفت كه تلاش دولت‌ها براي سانسور كردن اينترنت با شكست مواجه خواهد شد.

به گزارش سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي گفت: اگرچه ممكن است بلاگ‌ها و وب سايت‌ها مسدود شوند‌، اما امكان ندارد كه از پخش و شيوع اطلاعات از طريق پست الكترونيك جلوگيري كرد، شايد دولتي بخواهد دسترسي به وب سايتي را غيرممكن سازد و اعلام كند كه درج فلان مطلب ممنوع است، اما حقيقت اين است كه اگر كسي بخواهد به راحتي مي‌تواند به هر مطلبي دسترسي پيدا كند.

رييس بزرگ‌ترين شركت توليدكننده‌ي نرم افزار جهان اين سخنان را پس از اعلام قوانين جديد دروني اين شركت در برابر درخواست‌هاي دولت براي محدود شدن بلاگ‌ها‌ي MSN اظهار كرد.

وي در ادامه افزود: بنابراين تنها راي يك دادگاه يك مقام قانوني مي‌تواند دسترسي به وبلاگ‌ها را غير ممكن سازد و تنها در كشوري كه منشا آن بلاگ در آنجاست پس دسترسي به وبلاگ مسدود شدن در كشورهاي خارجي امكان پذير است .



+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 10:58 |
بی بی سی - کتابخانه های عمومی هشدار داده اند که افزايش انتشار کتاب ها و متون به صورت ديجيتال، امکان دسترسی به محتويات آنها را در آينده سخت يا حتی غير ممکن می سازد.

بسياری از ناشران محدوديت هايی برای نحوه استفاده از نسخه ديجيتال کتاب ها و مجلات اعمال می کنند.

به گفته کتابخانه بريتانيا محدوديت هايی که استفاده از استاندارد "مديريت حقوق ديجيتال" يا "دی آر ام" (Digital rights management) برای اعمال محدوديت در استفاده از فايل های ديجيتال ايجاد می کنند، برخی استفاده های قانونی از آنها را نيز غير ممکن می سازد.

اين نگرانی وجود دارد که اگر کسی نتواند با پيشرفت فن آوری، قفل های حافظ حقوق مولف را بازکند، اعمال چنين محدوديت هايی می تواند برای نسل های آينده دردسر آفرين باشد.

کتابخانه بريتانيا ۲ ميليون پوند از بودجه سالانه اش (۱۶ ميليون پوند) را صرف محتويات ديجيتال، خصوصا در زمينه کتاب های مرجع و مجلات کرده است.

بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۵ کتابخانه بريتانيا، تا سال ۲۰۲۰، نود درصد از کتاب های تازه به صورت ديجيتال در دسترس قرار خواهند داشت، رقمی حدود دو برابر مطالبی که در آن زمان چاپ خواهند شد.

کتابخانه ها اجازه دارند مطابق قانون حقوق مولف، اين محتوای ديجيتال را تحت "شرايطی منصفانه" در دسترس عموم قرار دهند.

'چالش بزرگ'

اما استاندارد مديريت حقوق ديجيتال (دی آر ام) که ناشران برای ممانعت از کپی برداری غير قانونی کتاب ها و مقالات استفاده می کنند، مانع دسترسی کاربران قانونی کتابخانه ها نيز می گردد و محدوديت هايی برای آنها بوجود می آورد.

مسئله اين است که در آينده، زمانی که يک کتاب از شمول قانون حق مولف خارج شود، اين محدوديت ها همچنان باقی مانده و استفاده از متون ديجيتال را غير ممکن سازد.

يک شرکت متولی حقوق مولف برای کتابخانه و بايگانی ها می گويد احتمالا هيچ قفل شکنی برای استاندارد "دی آر ام" وجود ندارد و اين مسئله ای بسيار جدی برای کتابخانه ها است.

کتابخانه بريتانيا خواستار آن شده که استاندارد "دی آر ام" محدوديت های کمتری بر متون ديجيتال اعمال کند.

به باور اين کتابخانه، قوانين حقوق مولف مرتبط با کتابخانه ها، بايد با شرايط "عصر ديجيتال" منطبق شوند.

به گفته يکی از مديران کتابخانه بريتانيا: "حل اين مسئله يکی از چالش های بزرگ در چند سال آينده خواهد بود".
+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 10:33 |
بی بی سی - يکی از مهمترين نگرانی های کاربران اينترنت مسئله حريم شخصی و مقابله با سوءاستفاده از اطلاعات است.

در کشورهای پيشرفته اين نگرانی ها اغلب به حوزه امور مالی، تبليغاتی، حقوق مولفان و حفظ کودکان در مقابل سوء استفاده بزرگسالان خلاصه می شوند.

در ديگر نقاط جهان و خصوصا کشورهای غير دموکراتيک امکان شناسايی کاربران دردسرهای بزرگتری بوجود می آورد و گاه ممکن است به قيمت جان افراد تمام شود.

جاناتان دی گليتر، نويسنده روزنامه نيويورک تاميز، در مقاله ای پيرامون حفظ حريم خصوصی افراد در اينترنت می نويسد: در حالی که دنيای 'آن لاين' مملو از کسانی است که با افتخار، خصوصی ترين ابعاد زندگی شان را در معرض ديد عموم قرار می دهند، اغلب فراموش می کنيم عده ای هستند که دوست دارند هويتشان در اينترنت ناشناس بماند.

به گفته کارشناسان امور امنيت و حفظ حوزه خصوصی در اينترنت، تقاضا برای استفاده از برنامه های رايانه ای که به مردم امکان می دهد بدون رديابی شدن ایميل بفرستند يا وبلاگ های بی نام و نشان راه بياندازند در سال های اخير بشدت افزايش يافته است.

برخی کارشناسان می گويند که مردم در دوران کنونی به نسبت دهه ۹۰ ميلادی بسيار بيشتر به پنهان ساختن هويت خود علاقه نشان می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شقایق مرتضوی در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 10:27 |

آدام بروکس
خبرنگار بی بی سی در پنتاگون

طرح آمريکا برای 'نبرد با اينترنت'

يک سند سری که به تازگی از طبقه بندی خارج شده اطلاعات جالبی از برنامه ارتش آمريکا برای "عمليات اطلاعات" به دست داده است. عملياتی که در آن از اعمال روش های جنگ روانی گرفته تا حمله به شبکه رايانه های دشمن، پيش بينی شده است.

وبلاگ نويسان، مراقب باشيد!

در حالی که جهان از طريق اينترنت به سوی يکپارچگی می رود، پنتاگون استفاده از امکانات شبکه های رايانه ای، فن آوری های بی سيم و رسانه های نوين را در عمليات نظامی در نظر می گيرد.

ارتش آمريکا با پيش بينی استفاده از رسانه های نوين برای تاثيرگذاری بر افکار عمومی و طراحی سلاح هايی برای "حمله به شبکه رايانه" سعی می کند نحوه نبرد در يک جنگ الکترونيک را فراگيرد.

اين سند، "راهنمای عمليات اطلاعاتی" نام دارد و با استفاده از "قانون آزادی اطلاعات" از "بايگانی امنيت ملی" در دانشگاه جرج واشينگتن اخذ شده است.

مقامات رسمی پنتاگون اين سند را در سال ۲۰۰۳ نوشته اند و وزير دفاع آمريکا دونالد رامسفلد آنرا امضا کرده است.

اين "راهنما" خواستار بازسازی همه جانبه توانايی های نظامی برای هدايت عمليات اطلاعاتی و جنگ های الکترونيک شده است. اين سند همچنين در مورد برخی جزئيات، برای اينکه چگونه نيروهای ارتش آمريکا بايد درباره اين جنگ مجازی نوين فکر کنند، توصيه هايی کرده است.

سند مذکور می گويد اطلاعات برای "موفقيت در عمليات نظامی، واجب" است و اضافه می کند که رايانه ها و شبکه های مخابراتی اهميت عملياتی حياتی دارند.

تبليغات

روش های تشريح شده در اين سند مجموعه ای از فعايت های نظامی عجيب را شامل می شود: افسران مسئول روابط عمومی که خبرنگاران را توجيه می کنند، نيروهای عمليات روانی که سعی می کنند افکار و باورهای نيروی دشمن را دستکاری کنند و متخصصان حمله به شبکه های رايانه ای که تلاش می کنند شبکه های الکترونيکی دشمن را نابود کنند.

همه موارد فوق در دستورالعمل عمليات اطلاعاتی لحاظ شده اند.

احتمالا حيرت آورترين جنبه اين "راهنما" اعتراف آن به اين نکته است که اطلاعات بعنوان بخشی از عمليات روانی نظامی، راه خود را به درون رايانه و صفحه تلويزيون شهروندان عادی ايالات متحده نيز باز کرده است.

اين سند چنين تعبير کرده که: "اطلاعات ويژه مخاطبان خارجی شامل سياست های عمومی و عمليات روانی، به طور فزاينده بوسيله مخاطبان داخلی (آمريکا) جذب می شوند".

"راهنما" ادامه می دهد: "پيام های عمليات روانی اغلب بوسيله رسانه های خبری برای مخاطبان بسيار گسترده تری که شامل مردم آمريکا نيز می شوند، بازپخش می شود".

نويسندگان سند اعتراف می کنند که رسانه های خبری آمريکا نبايد ناآگاهانه تبليغات و پروپاگاندای ارتش را پخش کنند. "حد و مرزهايی مشخص بايد تعريف شوند". اما به نظر نمی آيد آنها چگونگی آن را تشريح کرده باشند.

يکی از مقامات بايگانی امنيت ملی آمريکا می گويد: "در اين دوران، غير ممکن است مانع بازگشت و پخش دوباره داستان هايی در آمريکا شد که بخشی از جنگ روانی و پروپاگاندا بوده و برای خارج فرستاده شده اند".

مشکل بی اعتباری

اطلاع عموم از عمليات اطلاعاتی ارتش آمريکا کم است، اما اينک به لطف برخی اشتباهات، در حال افزايش است.

اواخر سال گذشته، خبری به بيرون درز کرد که پنتاگون به يک شرکت خصوصی بنام گروه لينکلن پول داده تا صدها مقاله آماده را در روزنامه های عراقی به چاپ رساند. اين مقالات همه در حمايت از سياست های آمريکا و بوسيله کارکنان ارتش نوشته شده بودند.

در نمونه ای ديگر، يک سايت که ظاهرا اطلاعاتی در مورد مسايل سياسی در آفريقا و حوزه بالکان منتشر می کرد ساخته و پرداخته پنتاگون از آب درآمد.

اما وسعت واقعی عمليات اطلاعاتی پنتاگون چندان روشن نيست. مشخص نيست آنها چگونه کار می کنند، اهدافشان چيست و چه موقع از "اطلاع رسانی" به "تاثيرگذاری" بر عامه گرايش پيدا می کنند.

اين "راهنما" با اين حال شمه ای از آنچه ارتش آمريکا به سمتش در حرکت است را نشان می دهد و تصوير بزرگی از آنچه در فکرشان است به دست می دهد.

در اين سند آشکار شده که اعضای عمليات روانی از برنامه های رسانه ای دولت آمريکا "پشتيبانی" می کنند. بعنوان نمونه تلويزيون مارتی که برای کوبا برنامه پخش می کند از اين حمايت ها برخوردار است.

اين "راهنما" پيشنهاد می کند يک سايت جهانی برای حمايت از اهداف راهبردی آمريکا راه اندازی شود. اما توجه کنيد، از ديپلمات های آمريکايی استفاده نخواهد شد! در مقابل اين سايت از "افراد ثالث که از مقامات آمريکايی اعتبار بهتری برای مخاطبان خارجی دارند" استفاده می کند.

اين گزارش همچنين استفاده از مجموعه ای از فن آوری ها را برای پخش پروپاگاندا در خاک دشمن به اعضای عمليات روانی پيشنهاد کرده است. هواپيماهای بدون سرنشين، تجهيزات بی سيم، تلفن های همراه و اينترنت رايج ترين فن آوری های پيشنهادی هستند.

'نبرد با اينترنت'

وقتی اين گزارش به تشريح برنامه "جنگ الکترونيک" ميرسد، لحن بسيار غيرعادی به خود می گيرد.

به نظر می رسد که سند فوق اينترنت را معادل يک سيستم جنگ افزاری دشمن فرض کرده است.

در اين "راهنما" آمده که: "راهبردها بايد بر اين اساس بنا شوند که وزارت (دفاع) بعنوان يک سيستم جنگ افزاری دشمن با اينترنت بجنگد".

شعار "نبرد با اينترنت" بارها در لابلای اين "راهنما" به چشم می خورد.

نويسندگان سند هشدار داده اند که شبکه اينترنتی آمريکا در مقابل حملات هکرها، دشمنانی که قصد از کار انداختن آن را دارند يا جاسوسانی که بدنبال کسب اطلاعات هستند بسيار آسيب پذير است.

"شبکه ها سريعتر از آنکه بتوانيم از آنها حفاظت کنيم گسترش می يابند ... خطر حملات ماهرانه افزايش يافته است ... شمار رويدادهای خطرناک بيشتر شده است."

بلندپروازی آمريکا

در بخش آخر اين سند به ايالات متحده توصيه شده که بايد به قدرتی دست يابد تا بتواند "حداکثر کنترل را بر همه ارتباطات الکترومغناطيس" اعمال کند.

نيروهای آمريکا بايد قادر باشند "کل سيستم ارتباطات الکترونيکی دنيا را قطع يا نابود" کند.

کمی در اين مورد تامل کنيد!

ارتش آمريکا می خواهد به اين قدرت دست يابد تا همه تلفن ها، همه شبکه های رايانه ای و همه سيستم های رادار روی کره زمين را تحت کنترل خود در آورد.

آيا اين طرح ها تنها خواب و خيال ديوان سالارانی خود بزرگ بين هستند؟ يا واقعا جدی اند؟

اين حقيقت که "راهنمای عمليات اطلاعاتی" توسط وزير دفاع تاييد شده می تواند حاکی از اين نکته باشد که چنين طرح هايی در پنتاگون، بسيار جدی گرفته شده اند.

 

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 9:38 |

در جهانی که در برابر رخنه و چیرگی تصاویر قرار گرفته است غربی ها گستاخانه با چاپ کاریکاتور توهین آمیز پیامبر اسلام (ص) پروژه جدیدی را در مقابل با مسلمانان شروع کرده اند.

این پروژه نشان می دهد که پدید آمدن تمدن جدید و تاثیر آن بر غرب موجب گسترش و نهادینه شدن اندیشه های ضد اخلاقی در جوامع آنهاست. و استفاده از رسانه ها جهت پیشبرد اهداف غیر اخلاقی خود با توهین به مقدسات یک دین بزرگ.

ترور شخصیت بزرگترین شخصیت عالم بشریت به صورت شبکه ای از طریق نشریات و روزنامه های غربی از دو منظر قابل تامل و بررسی است:

  1. مرحله اول پروژه : ابتدا یکی از کشورهای درجه دو اروپایی ( دانمارک) شروع به چاپ این عمل کرده و توجه عمومی جهانی را به خود جلب می کند . اگر هم در این زمینه مشکلی پیش آمد اروپایی ها یک کشور درجه دوم را قربانی کرده اند و تنها بیشترین خسارات متوجه آن می شود که از طریقی جبران خواهد شد.
  2. مرحله دوم پروژه : نشریات کشورهای دیگر( سوئد ، رومانی،ایتالیا ،فرانسه،آلمان و...) با توجه به بازتاب و واکنش کشورهای مسلمان به آن می پردازند البته با یک فاصله زمانی هماهنگ شده . و جنبه عمومی به آن می دهند و زشتی آن عمل پلید را می خواهند ازبین ببرند.در این میان نیز بعضی از سیاستمداران ناشی اروپا از جمله صدر اعظم آلمان نیز اظهار نظر های نابخردانه ای در رسانه ها انجام می دهند.

حال با توجه به مراتب فوق و همچنین تنفر و بیزاری ایجاد شده در میان مسلمانان وظیفه رسانه های گروهی مسلمانان چیست و چگونه باید عمل کنند؟

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 8:41 |



رييس سازمان حوزه‌ها و مدارس علميه‌ي خارج از كشور گفت: هيچگاه نبايد درباره‌ي اين كه امروزه‌ وبلاگ نويسي يك ضرورت زماني، فراگير و موثر است ترديد كرد.

«محمد رضا نورالهيان» در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با توصيه به عالمان، مراجع، محققان و پژوهشگران قرآني جهت پيوستن به جمع وبلاگ نويسان، مقاومت برخي نهادهاي فرهنگي در برابر رشد وبلاگ‌ها را كاملا بي‌معنا دانست و گفت: كساني كه در برابر وبلاگ‌ها مي‌ايستند، اين رسانه را نمي‌شناسند و از بهره‌وري كه اين رسانه در خدمت قرآن و مفاهيم آن قرار مي‌دهد، بي اطلاعند.

وي ادامه داد: وبلاگ قطعا يك رسانه است و امروز يك كار ديجيتالي و مجازي حركتي است كه هرگز در كنترل در نخواهد آمد.

نوراللهيان همچنين با تاكيد بر بر لزوم نظارت يك وبلاگ مرجع بر حركت صحيح وبلاگ‌ها و جلوگيري از اهداف سوء احتمالي آن‌ها نسبت به مسائل قرآني، با اظهار رضايت از جشنواره‌ي وبلاگ نويسي قرآني و نقش آموزشي آن در تبيين مفاهيم قرآني، حمايت دستگاه‌هاي دولتي و تلاش براي هر چه علمي ‌و غني‌تر شدن محتواي وبلاگ‌ها و برنامه‌ريزي صحيح در اين زمينه را ضروري دانست.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در یکشنبه 16 بهمن1384 و ساعت 8:19 |